آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۱ آذر ۱۳۸۸
نقش دانشجو در جنبشهاي اجتماعي
1-آیا دانشجویان نمایندگان و پیشروان مردم برای بیان و مطالبه خواست های اجتماعی هستند؟ و اگر نه مطالبات داشجویی چه نسبتی با مطالبات اجتماعی دارند؟
پاسخ: به طور معمول هنگامي كه فضاي سياسي جامعه براي بيان مطالبات مردم عادي بسته و پرهزينه باشد، نيروهايي وارد ميدان بيان مطالبات ميشوند كه آمادگي پرداخت هزينه را دارا باشند يا اينكه حكومت نتواند هزينهاي مثل ساير مردم بر آنان تحميل كند، و دانشجويان چنين نيروهايي هستند. بنابراين به صورت نانوشته آنان ميكوشند كه به نمايندگي از مردم و جامعه مطالباتي را بيان كنند، اما واقعيت اين است كه در فضاي بسته سياسي هيچ چيز شفاف و روشني از جمله مفهوم و مصداق مطالبات وجود ندارد، و هر كس از ظن خود يار اين مفاهيم ميشود. فراموش نكنيم كه حتي در اين صورت هم مطالبات دانشجويي جزيي از مطالبات عمومي مردم است، و حتی اگر مطالبات واقعی مردم را بیان نکنند اشكالي ندارد كه آنان خواهان استيفاي مطالبات خاص خود باشند.
-فعالیت دانشجویی به صورت مستقیم بر ساختهای جامعه اثر گذارند یا خواستهای آن؟ و بر هر کدام چگونه؟
پاسخ: نحوه و گستره فعاليت دانشجويي متأثر از ساختار سياسي است. هنگامي كه آزاديهاي مشروع و نهادمند محدود شوند، و يا نهادهاي مدني تحت فشار قرار گيرند، فعاليتها دانشجویی چشمگيرتر خواهند بود و لذا اين فعاليتها تابع ساختار سياسي هستند و نه بر عکس؛البته اگر جهتگيري فعالیت آنان به نحوي باشد كه عملاً ساختار سياسي را اصلاح كند طبعاً اين نتيجه بر فعاليتهاي سياسي دانشجویان نیز تأثير متقابل خواهد گذاشت. اما تأثير ملموستر فعاليتهاي دانشجويي در مضمون شعارها و بيان چگونگي مطالبات است.
-شرایط جامعه چه تاثیری بر مطالبات و نیز رفتارهای فعالین دانشجویی دارد؟
پاسخ: در پاسخ به دو سوال پيشين تا حدي توضيح دادهام. مطالبات دانشجويان معمولاً وجهي راديكال دارند، علت اين امر نيز آن دسته از شرايطي است كه طي آن فعاليتهاي دانشجويي خريدار و زمينه بروز پيدا ميكند، و معمولاً در فضاهاي بسته است كه اين نوع مطالبات زمينه ظهور و بروز مييابد.
-آیا دانشگاه و دانشجو میتواند نقش راهبری یک جنبش اجتماعی را ایفا کند؟
پاسخ: قاعدتاً پاسخ منفي است. گذشته از سابقه اندک دانشجويان هر مقطع و جوان بودنشان بايد به وضعيت تشكيلاتي آنان نيز اشاره كرد كه شرايط را براي ايفاي چنين نقشي فراهم نميكند. اما اتحاد و همدلي آنان ميتواند تأثيرات تعيينكننده بر كليت هر جنبش اجتماعي بگذارد.
-در شرایط متفاوت که مطالبات غالب جامعه از مطالبات دانشجوییی پیشی گرفته یا از آن عقب میمانند، فعالین دانشجویی چگونه می بایستی رفتار کنند؟
پاسخ: به طور كلي و به نظر من دانشجويان دو قاعده را بايد رعايت كنند. از يك سو نبايد در دل حركت اجتماعي هضم و در نتيجه مضمحل شوند، چرا كه در اين صورت هويت و تأثيرگذاري مستقل خود را از دست ميدهند. اما در مقابل هم نبايد فاصله آنان با كليت حركت اجتماعي چنان زياد شود كه به دو موضوع و دو پديده جداگانه تبديل شوند، در اين صورت از يك سو، شرايط براي سركوب آنان فراهم ميشود، و از سوي ديگر دچار رفتارهاي غير مسئولانه و حتي آنارشيستي شده و به سرعت دچار انشعاب و اختلاف ميشوند. معمولاً خطري كه جنبش دانشجويي را بیشتر تهديد ميكند، خطر دوم است، زيرا دانشجويان در فضاي غالب احساسي ممكن است به فاصله گرفتن بيشتر از تواناييها و مطالبات متوسط جامعه علاقه داشته باشند و ترس از متهم شدن به محافظهكاري يا ترسو بودن آنان را به ورطه افراط سوق دهد. و لذا بايد در برابر اين خطر حساستر باشند.
-آیا نقش دانشگاه در قبال جنبشهایی نظیر جنبش زنان و یا جنبشهای کارگری تنها نقش حمایتی است؟ چه عملکردی سبب تقویت این نقش میگردد؟
پاسخ: پويشهاي مختلف اجتماعي به طور عادي با يكديگر تعامل و بده بستان دارند، از اين جهت جنبش زنان، محيطزيست، جوانان، كارگران و... هر كدام به نوبه خود با يكديگر همبستگي و تعامل دارند، اما جنبش دانشجويي در اين ميان داراي دو وجه است، از يك سو در عرض اين پويشهاست، هنگامي كه مطالبات خاص خود را به صفت دانشجويي و درباره جوانان يا دانشگاه پيگيري ميكند، اما در مواردي هم در مقام يك ركن مهم جنبش اجتماعي عمل ميكند كه فراتر و دربرگيرنده همه اين پويشهاست. در اين حالت نقشي بيش از حمايتي را ميتواند ايفا كند.
-آیا دانشگاه با ساختاری وابسته به دولت میتواند در مسائل اجتماعی نقش یک نهاد غیردئلتی را ایفا کند؟ این امر چه هزینه هایی برای دانشگاه و دانشگاهیان در پی دارد؟
پاسخ: در واقع يكي از اهداف پويش دانشجويي بايد حراست و دفاع از استقلال دانشگاه و نهاد علم و دانش از قدرت باشد. بنابراين به وضع موجود اين نهاد نميتوان اكتفا كرد و بايد با همياري استادان به سوي كسب استقلال اين نهاد گام برداشت.
-آیا میتوان برای دانشگاهیان نقش نظارت و دیده بانی حکومت را قائل بود؟ در صورت وجود رسانهها و احزاب مستقل چطور؟
پاسخ: در صورت وجود رسانهها و احزاب مستقل، نقش دانشجويان در حركت كلي و نيز ديدهباني امور بسيار كمرنگ خواهد شد، و آنان در چارچوب پويش دانشجويي و مسايل مربوط به دانشگاه و دانشجو محدود خواهند شد.
-دانشگاه میتواند چه تاثیری بر گسترش و ثقویث جامعه ی مدنی بگذارد و چگونه؟
پاسخ: از دو طريق. اول از طريق حمايت از كسب استقلال دانشگاه و نهاد علم و نهادهاي علمي (انجمنهاي علمي) و كارشناسي از قدرت ميتواند پايه قدرتمندي براي نهادهاي مدني فراهم سازد. دوم اينكه با حمايت از ساير نهادهاي مدني در برابر قدرت، به تقويت آنها همت گمارد.
-آیا دانشگاه میتواند منشا تغییرات بزرگ اجتماعی باشد؟
پاسخ: در وراي اين پرسش از يك جهت گزاره غلطي وجود دارد. گويي كه دانشگاه يك جزيره مستقل از ساير حوزههاست كه رأساً ميتواند منشاء خدمات يا حتي خيانتهاي بزرگ باشد. در حالي كه دانشگاه در هر جامعهاي كمابيش مثل ساير نهادهاي آن است و لذا چنين نيست كه بتوانيم در جامعهاي فاسد و رانتي و... دانشگاهي معصوم و ايدهآل بسازيم. اما اگر از اين اشكال عبور كنيم، ميتوان گفت كه در اصلاح يك جامعه، قطعاً دانشگاه نقشي مهم دارد، اگر نگوييم، نقش اول را.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1210