عوارض مدیریت و توسعه نامتوازن

این یادداشت برای هفته نامه ایراندخت 5-10-88 نوشته شده است.


نمي‌دانم كه خوانندگان اين يادداشت، تاكنون تصاوير قديمي تهران را ديده‌اند يا خير؟ اگر تصويري از پنجاه يا شصت سال پيش تهران، بويژه مناطق حاشيه‌اي آن را ديده باشيد، در طول يك خيابان هزار متري، خودروهاي در حال عبور به تعداد انگشتان دست نمي‌رسيد، در آن مقاطع، خودروي شخصي در مناطق مزبور بسيار كم و نادر بود، به همين دليل هم ساختمان‌های این مناطق نيازي به پاركينگ نداشتند. حتی در مراحل اوليه رواج خودروهاي شخصي (اواسط دهه پنجاه) باز هم نياز چنداني به احداث پاركينگ در ساختمان های این مناطق نبود، زيرا خيابان‌ها به اندازه كافي جاي پارك داشت و نيز امكان داشت كه از حياط منازل كه معمولاً يك يا دو طبقه بودند، به عنوان پاركينگ استفاده كرد، اما اين وضعيت به مرور تغيير كرد و كم‌كم تعداد اتومبيل‌هاي شخصي زياد و زيادتر شد، هم‌چنين ساختمان‌ها تخريب و چهار يا پنج طبقه شدند و به همین نسبت هم به تعداد خانوارها افزوده شد ، ساختمان‌هايي كه معمولاً متراژ پاييني داشتند و سازندگان با پرداخت پول به شهرداري پاركينگ‌هاي مصوب را تبديل به يك واحد مسكوني ديگر مي‌كردند، و ساختمان با 5 واحد مسكوني بدون پاركينگ بود، لذا خيابان‌ها تبديل به پاركينگ شد، پاركينگي كه به هيچ وجه كفاف خودروها را نمي‌كرد، و طبعا در اين مناطق، پاركينگ تبديل به يك مسأله مهم شد، و كار بجاهاي باريك رسيد، به طوري كه همين چند روز پيش در يكي از محلات جنوب شهر تهران در مورد محل پارك خودرو دعوايي گروهي شكل گرفت كه چهار نفر زخمي شدند كه يك نفر آنان وضع وخيمي دارد، و 35 نفر از دعواكنندگان دستگير و 5 قبضه سلاح كمري و 7 قبضه قمه و تعدادي نيزه دست‌ساز از آنان به دست آمده است!!
اگر به اين خبر خوب دقت كنيم، معلوم مي‌شود كه يك زرادخانه درست و حسابي در منازل مردم و پنهان از چشم مسئولين وجود داشته است و فقط کافی است زمینه و ضرورت استفاده از آن فراهم شود و خدا نکند که اوضاع عمومی دچار اختلال شود! بعلاوه در اين مناطق، پاركينگ مسأله حياتي و مهمي است كه قاعدتاً در كوتاه‌مدت هم هيچ راه‌حلي براي آن به ذهن متبادر نمي‌شود. يكي از آشنايان تعريف مي‌كرد كه در جنوب شهر يكي از زمینه های رايج دعواها در داخل آپارتمان‌ها و با همسايه همين مسأله پاركينگ است، چون در اغلب موارد تعداد پاركينگ‌ها در واحد مسکونی یا خیابان كمتر از تعداد واحدهای مسكوني و مالکین پارکینگ هاست، اما سايرين هم مي‌خواهند خودروي خود را در پاركينگ قرار دهند و اين موجب مشكلات متعددي مي‌شود و در برخي موارد، حتي جلوي پل پاركينگ هم خودروي همسايه پارك مي‌شود كه حديث جداگانه‌اي است. و اين رشته سر دراز دارد.
حتماً خوانندگان محترم مي‌پرسند كه اين چه موضوعي است كه بنده آن را دستمايه يادداشت خود قرار داده‌ام؟ آن هم در شرايطي كه موضوعات بسيار مهم داخلي (اقتصادي و جنبش سبز) يا بين‌المللي (مسأله هسته‌اي، آمريكا و گرم شدن و زمين و...) وجود دارد. در پاسخ بايد بگويم كه از يك منظر مسأله مهمي است. چون مردم به طور روزمره با آن دست به گريبان هستند، و این نکته آن قدر ارزش دارد كه چهل نفر را با اسلحه به جان هم بياندازد. اما نوع ديگري هم مي‌توان به مسأله نگاه كرد. نگاه به اين مسأله از زاويه مدیریت و توسعه نامتوازن است.
گام برداشتن در مسير توسعه الزامات خود را دارد، توسعه يك‌بعدي و مدیریت غیر علمی در هر جامعه ای به سرعت به بن بست مي‌رسد. توسعه همه‌جانبه پديده‌اي مطلوب است، به همان ميزان كه توسعه نامتوازن نامطلوب است. توسعه شهري بي‌ارتباط با توسعه صنعتي، و هر دو بی ارتیاط با توسعه فرهنگي و تمام آنها بي‌ارتباط با توسعه سياسي نيست. مديريتي كه به قول معروف متكي بر ضرب‌المثل از اين ستون تا آن ستون فرج است باشد، عوارض ناخوشايندي را بر جامعه تحميل مي‌كند، كه زندگي در چنين محيط نامتوازني به مراتب سخت‌تر و دردناك‌تر از زندگي در جامعه‌اي است كه اين توسعه را به خود نديده است. مردمي كه چهل يا پنجاه سال پيش خودروي شخصي نداشتند و پیاده یا با اتوبوس و تاکسی و حتی درشگه رفت و آمد می کردند ، طبعاً از برخي امكانات امروز محروم بودند، اما هنگامي كه رسيدن به چنين انکاناتي با بدبختي‌هاي عظيم‌تري همراه باشد، جز تلخ كردن زندگي نتيجه ديگري ندارد. هيچ دولتي نمي‌تواند در كوتاه‌مدت سياستي را اتخاذ كند كه مشكل پاركينگ را در اين مناطق حل كند، و اگر امروز هم اقدامی جدی صورت گیرد احتمالاً تا ده‌ها سال ديگر عوارض سوء اين مشكل بر جسم و جان و روان مردم این مناطق سنگيني خواهد كرد.
نكته‌ي بسيار مهم اين است كه اين نابساماني در وضعيت پاركينگ، برای همه مشهود است و به چشم ديده مي‌شود، و مردم عادي مستقيماً و به طور روزانه با آن دست به گريبان هستند، اما بسياري از نابساماني‌ها هستند كه آثار و عوارض بدتري دارند اما تأثير آن به صورت غير مستقيم و مثل خوره به جان مردم مي‌افتد. و هرچه هم مي‌گذرد آثار منفي آن بدتر مي‌شود. 5 سال پيش بود كه با خوشحالي تمام به مردم مژدگاني دادند كه قيمت‌هاي انرژي را تثبيت كرديم، اين كار را كردند تا رأيي در انتخابات بياورند، اما آثار سوء آن را امروز در شكاف زیاد میان قيمت واقعي و قيمت رسمي مي‌بينيم و در بحرانی که به نام برداشتن یارانه ها ایجاد شده است می بینیم، آثار آن را در نقش ايران در پديده گرم كردن زمين مي‌بينيم كه رتبه دهم را داريم در حالي كه نه از نظر جمعيت و نه از نظر اقتصادي، رتبه دهم را نداريم. آثار آن را در عقب‌ماندگي سيستم حمل و نقل عمومي و گرايش مردم به استفاده از خودروي شخصي مي‌بينيم و كمبود پاركينگ و دعوا و...
تصور نكنيم كه معضل پاركينگ محصول تصميم و سياست‌هاي غلط گذشته بود و امروز ديگر شاهد اين نوع تصمیمات نيستيم. نمونه امروزی آن هم فراوان است ، از جمله اظهار نظر اخير درباره حذف دوره راهنمايي از نظام آموزشي كشور است. مسأله اين نيست كه آيا نظام فعلي خوب است يا بد؟ و آيا نيازي به اصلاحات دارد يا خير؟ مسأله نحوه برخورد با موضوع است. تغيير نظام آموزشي چيزي نيست كه في‌البداهه و بدون مطالعه كافي و مهمتر از آن بدون مشاركت عموم افراد ذي‌نفع، شامل مديران و معلمان آموزش و پرورش و مردم، اتخاذ شود. براي برداشتن چنين گام بزرگي نيازمند آن هستيم كه مطالعات و پژوهش‌هاي متعددي را آغاز و به انجام برسانيم و نتايج آن را در اختيار افكار عمومي قرار دهيم تا همه افراد علاقه مند و صاحب نظر درباره آن بحث و گفتگو كنند، سپس و به مرور زمان به مرحله تصميم‌گيري رسيد، نه آنكه پس از آمدن يك وزير، چنين طرح بزرگي يك باره مطرح شود، روشن است كه تبعات چنين تصميماتي، بهتر از سياست‌هايي كه منجر به بروز وضعيت پاركينگ خودرو در جنوب شهر شده، نخواهد بود.
مشابه اين وضعيت در عرصه سياست نيز وجود دارد، ناتواني مديريت جامعه ما از يك سو در انطباق با وضعيت رو به رشد جهان و از سوي ديگر در پاسخ دادن مطالبات رو به رشد داخلي، به مراتب خطرناك‌تر از مشكل بوجود آمده در مورد پاركينگ در محلات بدون پاركينگ است، اما چون هزينه‌ها و عوارض تصمیمات غلط سیاسی معمولاً به صورت غير مستقيم وارد مي‌شود، مردم درك روشني از مشكلات آن، مشابه آنچه كه در قضيه پاركينگ مشاهده مي‌كنند، ندارند. در عین حال فراموش نکنیم که واكنش نسبت به عوارض این سیاست ها هنگامي كه به مرور زمان زياد شد، و از قدرت تحمل مردم فراتر رفت، به صورت انفجاري و خطرناك خود را نشان مي‌دهد و امیدواریم که پیش از رسیدن به این نقطه اقدامی در خور از سوی دست اندرکارن سیاسی انجام شود.