این یادداشت در نشریه ایراندخت(19-10-88) منتشر شده است.
يكي از دوستان تعريف ميكرد كه حدود 40 سال پيش به واسطه شغل پدرش به اروميه منتقل و پس از چند روز براي تفريح عازم درياچه ارومیه شدند، در چند كيلومتري درياچه بوي بسيار متعفن و مشمئزكنندهاي همه آنها را متوجه خود می کند، از راننده علت بو را می پرسند می گوید، مربوط به فضولات پرندگان دريايي است كه در محل خاصي قرار دارد. پس از طي چند كيلومتر راننده آنها را كنار فضولات پياده می كند، در حالي كه هيچ بويي نميآمد، حتي برخي داخل آن ميرفتند، بدون آنكه هيچگونه بويي را متوجه شوند. او اين خاطره را در رابطه با فهم فضاي خاصي كه در ميان عدهاي پيش از انقلاب وجود داشت بيان ميكرد و ميخواست نتيجه بگيرد كه وقتي كه داخل يك فضاي بسته و محدود هستيم، آن قدر در آن فضا غرق ميشويم كه متوجه آثار و عوارض منفي آن نيستيم، اما هنگامي كه از آن محيط فاصله بگيريم، تازه متوجه فضاي متعفن و آلوده مذكور خواهيم شد. اين تمثيلي درست و بجا بود. ما نيز در محيطي به سر ميبريم كه اگر به صورت عینی نمی توانیم از آن فاصله بگیریم شایسته است که به صورت انتزاعي هم که شده قدري از آن فاصله بگيريم و آنچه را كه ميگذرد و جريان دارد امري بديهي و طبيعي قلمداد نكنيم، شايد در اين صورت درك بهتري از واقعيات جاري جامعه خود پيدا كنيم.
براي مثال به چند نمونه اشاره ميكنم و سعي كنيد كه قدري از زمان حال فاصله بگيرد، و بعد قضاوت كنيد، كه وضعيت جامعه ما چگونه است.
1ـ شش سال پيش يكي از آقايان كه منتقد شديد دوران اصلاحات بود و انديشه خود را اسلام ناب ميدانست، از يك تريبون مهم و رسمی حكومت مدعي شد كه امروز ربويترين نظام در جهان، نظام جمهوري اسلامي ايران است. اگر خوب به اين جمله توجه كنيم، بايد آن را به متن قرآن هم ارجاع داد كه در آن عدم توقف ربا، اعلان جنگ با خداست، از تركيب اين دو گزاره نتيجه ميشود كه از نظر وي اين نظام در صف مقدم چنين جنگي است! و جالب اينكه وی در دفاع از این نظام همه منتقدانش را هم متهم به مخالفت با اسلام و خدا ميكند! البته ممکن است گفته شود كه اين سخنان مربوط به پيش از دولت مورد علاقه ايشان بوده است، اما كيست كه نداند در اين چند سال هر چيزي تغيير كرده باشد، نرخ بهره بانكي دست نخورده باقي مانده، به طوري كه گوينده آن گزاره را مجبور كرد كه در اوايل سال مجدداً درخواست توقف ربا يا جنگ با خدا را بنماید، اما پاسخ مساعدي دريافت نكرد، چرا كه ظاهراً ربا يا جنگ با خدا لازمه نظامهاي اقتصادي جديد است و از آن گريزي نيست!!
خوب حالا بياييد از وضع كنوني فاصله بگيريم، تا ببينيم چه چيزي را استشمام ميكنيم.
ـ يك انقلاب صورت گرفته به نام اسلام و به نام خدا و براي تحقق اهداف اسلام.
ـ متوليان چنين تفكري معتقدند كه تمامي آنچه كه نياز داريم در اسلام و قرآن آمده است.
ـ اين متوليان رسمي، درصدد اداره دنيا و تدوين برنامه براي آن هستند.
ـ پس از شرك هيچ گناهي بدتر از دروغ و هيچ فعلي زشتتر از ربا معرفي نشده است.
ـ وجود ربا به معناي اعلان جنگ با خداست.
ـ سه دهه از عمر اين انقلاب و نظام گذاشته است و همان متوليان رسمي مدعياند اين نظام ربويترين نظام دنياست. و البته اگر دستگاه سنجش دروغ را هم روشن و نتايج آن را منعكس كنيم، قطعاً در مقايسه با ساير كشورها از وضعيت ربوي بودن نيز پيش خواهيم بود!
2ـ پس از حكم ربا، به ادعاهاي اخلاقي بايد پرداخت. گرچه از مهمترين آنها كه دروغ است و خداوند آن را گناه كبيره ناميده است در ميگذريم كه مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد شد. لذا به نكته ديگري ميپردازم. در ابتداي انقلاب مرحوم شيخ فضلالله نوري تا حدي مورد احترام و تكريم قرار گرفت كه، يكي از اتوبانهاي مهم پايتخت به نامش گذاشته شد. اما كسي متذكر نشد كه يكي از اهم دلايل مخالفت آن مرحوم با جريان مشروطیت، طرفداری مشروطه خواهان از تأسيس مدارس براي نسوان و دختران بود. اما روشن بود كه در سال 1357، تقاضاي دختران براي مدرسه و آموزش چيزي نيست كه بتوان با آن مخالفت كرد، و نه تنها حق آموزش، كه حق رأي دادن و حق انتخاب شدن هم كسب كردند، اما بقاياي آن خصوصيات، موجب شد كه نسبت به مسأله ورزش بويژه ورزش قهرماني به عنوان يك امر زايد نگاه شود، و براي مسابقات ورزشي مثل المپيك و جام جهاني و امثال آن اهميتي قايل نشوند، و ورزش بانوان نيز به كلي زايد تشخيص داده شد. ورزش چنان منفور شد كه روزنامه جمهوري اسلامي تا سالهاي سال صفحه ورزش نداشت و اخبار آن را درج نميكرد چون آنها را خبر با ارزش نمی دانست. اما كمكم اوضاع تغيير كرد، بوكس به لطف حضور يكي از نمايندگان بوکسور، به ورزشي رسمي تبديل شد، مسابقات ورزشي غير مستقيم و مستقيم پخش شدند، و به مرور ورزش جايگاهي را به دست آورد كه ديگران غبطه آن را می خوردند. اما ورزش بانوان مسير ديگري را پيمود. ورزشي كه در داخل كشور هيچ مردي حق ديدن مسابقات آن را ندارد، در خارج از كشور در منظر مردان خارجي به راحتي مسابقه ميدهند، سهل است كه روسريهاي خود را هم برميدارند، و هنگام واليبال چنان صحنههايي را ايجاد ميكنند كه اگر در خيابانهاي تهران چنين صحنهاي مشاهده شود، به جنجالي عظيم تبديل ميشود و هزاران متر پارچه سفید خرج کفن راهپیمایان غیرت مند می شود و تمام اينها در حالي است كه چكمه بانوان ايراني در داخل كشور مصداق تبرّج تلقي ميشود و حتي مشمول مجازات ميشود!!
گرچه در كنار اتوبان شيخ فضلالله نوري مدارس دخترانه زيادي هست اما چقدر جالب ميشود كه زمينهاي ورزشي بانوان و فدراسيون آنان در جنب اين اتوبان باشند، و پازل جامعه ما را تكميل كنند. و چقدر جالب ميشد كه اگر تصوير آن آقاي روحاني را كه مدتي قبل وسط دو نفر از قهرمانان زيبايي اندام كه با يك شورت كوچك و ماهيچههاي ورقلمبيده ايستاده و دست هر دو را گرفته و بالا برده بود را روي تمبرهاي پستي خود چاپ ميكرديم، تا معلوم شود كه حد و حدود يك نظام سياسي براي بسط يافتن چقدر است.
3ـ مورد ديگري كه ميخواستم به آن اشاره كنم مسأله استقلالخواهي و بيگانهستيزي است كه فعلاً بنابه ملاحظاتي از آن درميگذرم، اما نتيجه موردنظر اين است كه تا وقتي از نزديك چنين محيطي تا اين حد متضاد را تحليل ميكنيم (بند اول)، و يا محيطي كه به صورت باورنكردني بسط مييابد (بند دوم) و در مقابل در حوزههاي آزاديهاي اساسي و مشاركت نيز قبض شديدي را تجربه ميكند، در اين صورت و به احتمال فراوان درك درستي به دست نخواهيم آورد. فقط وقتی واقعیت ماجرا برای همه ملموس می شود که یا به لحاظ ذهنی یا تاریخی از آن اندکی فاصله بگیرند.