آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۴ بهمن ۱۳۸۸

مهمترين معيار شجاعت

اگر قرار باشد در عرصه سياست، معياري را براي سنجش شجاعت يك سياستمدار تعيين كنيم، آن معيار كدام است؟ به طور عادي ذهن ما به ازجان‌گذشتگي و اتخاذ تصميمات متهورانه يا زدن حرف‌ها و سخنان پرهزينه يا ايستادگي در برابر ظلم و امثال اينها معطوف خواهد شد. من اين معيارها را رد نمي‌كنم، اما آنها را ناقص مي‌دانم، زيرا بروز بسياري از اين خصوصيات ممكن است تحت شرايط احساسي و رواني خاصي انجام شود كه اولاً با عقلانيت منافات داشته باشد. ثانياً، لحظه‌اي و ناپايدار باشد و با گذشت زمان، از آنها عقب‌نشيني شود. هم‌چنين ممكن است انگيزه‌هاي خودخواهانه يا جاه‌طلبانه‌اي در پس ظاهر موجه آن باشد. از جمله كسب شهرت يا حتي منافع شخصي مي‌تواند پوشش اين رفتارها باشد.
آيا مي‌توان معيار بهتري پيشنهاد كرد؟ به نظر من دفاع از آزادي مهم‌ترين معيار است. البته هر سياستمداري تا هنگامي كه در مقام اپوزيسيون است، بهترين شعارها را در دفاع از آزادي مي‌دهد، و حاضر است که جان خود را هم فداي آن كند! منظور من اين دفاع از آزادي نيست، بلكه منظور دفاع از آزادي، در هنگامي است كه مي‌توان مانع آن شد، دفاع كسي از آزادي اصيل و معيار شجاعت است كه مي‌تواند آن را مانع شود. اگر رهبر يك گروه سياسي در داخل گروه مدافع آزادي بيان باشد، اين دفاع اصيل است، زيرا مي‌تواند مانع نقد و آزادي بيان دیگران شود، اما چنين نمي‌كند و شجاعت آن را دارد كه خود و سياست‌هايش را در معرض نقد دیگران قرار دهد. حال اگر اين سياستمدار در مصدر قدرت قرار گرفت، بهترين آزمون براي سنجش شجاعت او فراهم مي‌شود. به ميزاني كه آزادي را بسط دهد، و مانع نقد و اعتراض ديگران نشود، او را مي‌توان شجاع به معناي دقيق كلمه دانست. اين شجاعت نه براساس احساس، كه برمبناي عقلانيت بروز يافته است، و تا هنگامي كه مانع آزادي ديگران نشود، ويژگي شجاعت نزد وي برقرار است، اين تصميم براي كسب شهرت نيست، زيرا با دفاع عملي از آزادي ديگران، شهرت و اعتبار خود را در معرض نقد همگان قرار مي‌دهد. چنين سياستمداري به معناي واقعي اعتماد به‌نفس دارد.
بنابراين مهمترين معياري كه با آن مي‌توان سياستمدار شجاع را از ترسو تشخيص داد، تعهد آنان به آزادي بيان و نقد در هر شرايطي است. مقيد كردن اين مشخصه از سوي سياستمدار، چيزي جز مقيد كردن شجاعت او نيست و هنگامي كه قيود او بر آزادی زياد شد، از شجاعت گذشته و وارد مرز ترسويي مي‌شوند. جنبش‌هاي سياسي نيز از اين قاعده تبعيت مي‌كنند. جنبش‌هايي كه داراي ريشه‌هاي قوي اجتماعي و اعضايي شجاع و رفتاري مبتني بر عقلانيت هستند، بيش از هر چيز ديگر از فضاي نقد بويژه نقد دروني جنبش دفاع مي‌كنند و آن را مشروط به اما و اگرهاي بيهوده نمي‌كنند. بالندگي اين جنبش‌ها نيز به ميزان نقدي است كه از درون و بيرون آن صورت مي‌گيرد.
اگر با اين معيار مرحوم احمد بورقاني را بسنجيم، جزو سياستمداران شجاع محسوب مي‌شد، زيرا تا آنجايي كه مي‌توانست نه تنها محدوديتي براي مطبوعات و آزادي بيان ايجاد نمي‌كرد، بلكه شخصاً مي‌كوشيد كه با تشويق ديگران و ارايه امكانات آزادی را بسط دهد. او به معناي دقيق كلمه مديريت و پست و مقام خود را هم در راه اين هدف خرج كرد. در نقطه مقابل بورقاني و شجاعت او، افراد ترسويي قرار دارند كه هدفي جز اعمال محدوديت براي مطبوعات و آزادي رسانه‌ها و بيان ندارند. آنان سياستمداران ترسويي هستند كه ترس خود را در پشت كلمات خشن و تهديدهايشان و شعارهای توخالی و بظاهر ارزشی پنهان مي‌كنند. آنان چون افراد ترسويي هستند كه از تاريكي شب كوهستان و دشت مي‌ترسند، اما با صداي بلند آواز مي‌خوانند تا ترس خود را بپوشانند.
دو سال از فوت مرحوم بورقاني مي‌گذرد و اكنون و با توجه به شرايط موجود بيش از گذشته متوجه اهميت اين معيار در سنجش سياستمدار شجاع مي‌شويم. خدايش او را رحمت كند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1234