آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

شانسي كه سعيد آورد

وقتي كه نشريه‌اي درصدد است مجموعه مطالب متنوعي درباره‌ي فرد يا موضوعي بنويسد، در اين صورت نويسنده‌ي مطلب بهتر است به زوايايي بپردازد كه ديگران كمتر احتمال دارد که در آن زمينه چيزي بنويسند. حتي اگر اين زوايا اهميت كمتري داشته باشند، مي‌تواند مكمل نوشته هایی شود كه از جهت‌هاي ديگر نگاشته مي‌شوند. درباره‌ي سعيد حجاريان مي‌توانم تجربيات و برداشت‌هاي دو دهه‌ي اخير را بنويسم، اما ترجيح مي‌دهم كه اندکی درباره‌ي سال‌هاي اول آشنايي و ويژگي‌هاي شخصي و خانوادگي وي بنويسم.
من با سعيد از حدود چهل سال پيش آشنا هستم. علت آشنايي نيز دو چيز بود، يكي هم‌محله بودن و ديگري هم‌كلاس بودن با برادرش علي، كه سعيد از هر دو نفر ما سه سال بزرگ‌تر بود. برادر سوم آنان هم احمد است كه يك سال كوچك‌تر از من است. هر سه برادر هم درس‌خوان بودند. البته سعيد از همه درس‌خوان‌تر بود او فوق لیسانس رشته مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران را گذراند برادر علی از علم و صنعت لیسانس گرفت و هر دو البته بعدا در رشته های دیگر دکترا گرفتند و برادر سومش هم در رشته پلیمر دانشکده پلی تکنیک تهران قبول شد که هم رشته من هم هست. اسم شناسنامه‌اي او سعيد است، اما در خانه همه او را عباس صدا مي‌كنند و ما هم در آن زمان او را به همين نام صدا مي‌زديم. هر سه برادر در دبيرستان الهي درس مي‌خواندند، در حالي كه خانواده‌ي آنان به لحاظ اقتصادي در وضعيتي قرار داشت كه اگر می خواستند، آنان را به مدارس خوب آن زمان مثل خوارزمي يا هدف بفرستند. پدر سعيد فرش‌فروشي داشت، مردي به غايت محترم و ساكت بود و مادرشان نيز در ميان زنان محل با‌فرهنگ و مورد احترام همه بود. آنان به لحاظ اقتصادي جزو طبقه‌ي متوسط سنتي محسوب مي‌شدند و در مقايسه با مردم ديگر در نازي‌آباد ، در سطح اقتصادي بالاتري قرار داشتند. كافي است كه بگويم منزل خوب و نسبتاً بزرگشان دو طبقه بود و طبقه‌‌ي دوم كه پسرها زندگي مي‌كردند و ما مي‌رفتيم سه اتاق و سرويس داشت، تماماً در اختيار خانواده بود، در حالي كه در آن زمان در نازي‌آباد كمتر خانواده‌اي از چنين امكاني برخوردار بود حتی اگر چنین منزلی هم داشتند حتما بخشی را اجاره می دادند.
يكي از دلايلي كه دوستان زيادي با سعيد همراه بودند، افتادگي اين خانواده و به طور مشخص سعيد بود. خانواده‌ي ديگري هم در نازي‌آباد بود كه فرزندانشان باسواد و دانشگاهي بودند و يكي از پسرانشان هم‌كلاس من بود، اما كسي رغبتي به آنان نداشت، بس‌كه خودخواه و مغرور بودند، به طوري كه جوش‌هاي صورت هم‌كلاسي من كه آن را جوش‌هاي غرور مي‌دانستيم، هنوز جلوي چشمانم قرار دارد! بي‌تكلفي سعيد در كمك‌هاي آموزشي بود كه هركس با هر سطحي از آموزش از او كمك مي‌خواست از او دريغ نمي‌كرد حتی اگر از خنگ ترین دانش آموزان هم بود.
سعيد اين بي‌تكلفي خود را به شكل‌هاي مختلف نشان مي‌داد. از جمله اين كه ، پس از قبولي در دانشگاه، علي‌رغم آن‌كه خريد خودروي شخصي از طرف خانواده برايش مقدر بود، شخصاً يك موتور گازي خريده بود و با آن رفت‌و‌آمد مي‌كرد. در بي‌تكلفي خانواده نيز همين بس كه پس از گذشت اين همه سال و علي‌رغم آن‌كه فرزندانشان در نقاط شمالي شهر هستند و آن‌ها هم مي‌توانستند چه در همان زمان و چه بعدها، تغيير محل دهند، كماكان در نازي‌آباد زندگي مي كنند. اتكا به خود و زندگي بر حسب داشته‌هاي خود، ويژگي مهم سعيد است. او به معناي واقعي اهل كاشان است. يك‌بار در همان سال ها رفته بودم كاشان، پدربزرگش هنوز در همان ساختمان‌هاي قديمي كه احتمالاً اگر تا الان تخریب نشده باشد جزو آثار باستاني است، زندگي و حجاري مي‌كرد. ضريب هوشي سعيد نمي‌دانم چند است، اما بسيار بالاست. خوش‌حافظه است و هر كسي غبطه‌ي چنين حافظه‌اي را خواهد خورد. گفتم كه اهل كاشان است، به همین دلیل در دعواها و مجادلات شخصي فوري خود را كنار مي‌كشد! و حتي‌المقدور وارد اين امور نمي‌شود بویژه از مسائل مالی پرهیز می کند. تاكنون هيچ‌گاه نديدم كه نسبت به دو مسأله‌ي پست و مقام يا پول ومال كششي داشته باشد. از نظر من علت هم روشن است، او خود را به گونه‌اي تعريف كرده است كه توانايي فكري‌اش را محور قرار داده و بالندگي اين توانايي ها چيزي نيست كه لزوماً مستلزم حضور در كرسي رياست باشد و هرجا كه باشد در مقام مشاور كار خود را انجام مي‌دهد و پيش مي‌برد.
سعيد دو بار ترور شد. يك بار از سوي مجاهدين خلق، در نازي‌آباد ترور شد، يك بار هم از سوي رقباي تروريست‌هاي قبلي؛ كه در این رقابت، نوعي قواعد مشترك وجود دارد. البته سعيد خوش‌شانس بود كه ترور اول او موفق نشد تا رذالت اين عمل در كارنامه‌ي ديگران هم ثبت شود، ديگراني كه اگر ترور اول سعيد موفق شده بود، امروز او را شهيد عالي مقام خطاب كرده و از او چماقي درست مي‌كردند تا بر سر فرزندان، خانواده، دوستان و از همه مهم‌تر بر سر آرمان‌هاي او بزنند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1230