آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۴ تیر ۱۳۸۹

اهميت انگيزه در سياست چقدر است؟

رخنه برخي گزاره‌هاي سنتي در انديشه و وجود ما، سبب شده كه تا حدودي در تحليل مسايل مدرن دچار خطا شويم، يكي از اين موارد ارجاع ارزيابي درستی یا غلطی افعال به انگيزه‌هاي فاعل است. گرچه گزاره مشهور «انّما الاعمال بالنّيات» درست است، اما بايد درباره دامنه و چگونگي و حتي كاركرد اين گزاره دقت بيشتری كرد. اين گزاره از یک سو در اغلب موارد در عبادات اهميت دارد. مثلاً كسي که نماز مي‌خواند يا به مستمندان كمك مي‌كند، بايد با نيت پاك و به قصد نزديكي به خدا آم را انجام دهد، در غير اين صورت آن عمل مقبول خداوند نخواهد بود. اما رعايت قواعد مدني، مثل پرداخت ماليات يا رعايت قواعد رانندگي واجد اين ويژگي نيستند، هيچ پليسي شما را براساس انگيزه نامقبول در رفتار به قواعد رانندگي جریمه نخواهد كرد، آنچه او از ما مي‌خواهد فقط رعايت اين قواعد است، چه به دليل ترس باشد، چه براي رضاي خدا و چه به دليل نپرداختن جريمه و يا به دليل عادت و احترام به قانون.
از سوی دیگر تأكيد بر سلامت انگيزه صرفاً يك بُعد اخلاقي دارد، چرا كه معيار دقيقي براي سنجش و تعيين انگيزه افراد نزد ما وجود ندارد، و اگر بر ضرورت وجود انگيزه و نيت خیر در عبادات هم تأكيد مي‌شود از اين روست كه توانایی خداوند در آگاهی از نيت و ذهن افراد مفروض انگاشته مي‌شود.
برخلاف عبادات در امور اجتماعي و سياسي، مشخصات عمل است كه اهميت اول را دارد. براي مثال كسي كه با چاقو به قلب ديگري مي‌زند و او را مي‌كشد، مرتكب قتل عمد شده است، حتي اگر صادقانه و به درستي بگويد كه قصد كشتن او را نداشته است، قاضي اين ادعا را نمي‌پذيرد، زيرا بايد ميان اين قصد و فعل ارتكابي هماهنگي باشد، ما نمي‌توانيم با چاقو به قلب كسي بزنيم، اما قصد و انگيزه كشتن او را نداشته باشيم، اگر هم در این میان قصد كشتن او نبوده، بايد متناسب با اين قصد عمل مي‌كرديم، و عذرخواهي ما از كشته شدن، رافع مسئوليت ما نيست، عكس اين قضيه هم صادق است، اگر كسي قصد كشتن ديگري را داشته باشد ولي عملي انجام دهد كه منجر به كشتن او نشود، اين فرد را به صرف داشتن آن قصد به اتهام قتل مجازات نمي‌كنند.
اين مسأله در سياست اهميت بيشتري دارد. ما نمي‌توانيم صرفاً براساس دارا بودن انگيزه خيرخواهانه و آزادي‌طلبانه رفتارهاي خود را توجيه كنيم. نه در گذشته و نه در حال. اينكه عده‌اي درصدد ايجاد جامعه‌اي آزاد، برابر و مستقل بوده‌اند و براي اين هدف مبارزه و ازجان‌گذشتگي كرده‌اند، به هيچ وجه موجب مبرا شدن آنان از مسئوليت نمي‌شود. اجازه دهيد مثال بهتري بزنم. فرض كنيم يك نفر بيمار، درد زيادي را تحمل مي‌كند، اگر كسي كه پزشك متخصص نيست به خود اجازه دهد و با چاقوي آشپزخانه و بدون تخصص او را جراحي یا خودسرانه دارویی را تجویز و طبعاً بيمار فوت كند، وي علی رغم این كه با انگيزه خيرخواهانه اقدام كرده است، قاتل محسوب و مجازات مي‌شود، همچنین پزشكي كه ضوابط علمي را در عمل جراحي رعايت نكند و بيمار دچار مشكل شود مسئوليت دارد، حتي اگر برای طبابت خود دستمزدي نگرفته باشد و صرفاً با انگيزه خيرخواهي اقدام به عمل یا درمان فرد بیمار كرده باشد.
بنابراين تأكيد بر انگيزه رافع مسئوليت نيست و به هيچ وجه عمل انتسابي را به لحاظ عقلاني توجيه نمي‌كند. آن چه که از این گفتار می توان آموخت این است که بايد از غرق شدن در فضاي احساسي كه ارزيابي افعال را به انگيزه‌های فاعلان مرتبط مي‌كند، به شدت پرهيز كرد. در بسياري از چالش‌هاي سياسي ممكن است هر دو طرف از انگيزه‌هاي خيرخواهانه‌اي برخوردار باشند. بويژه آنكه هركدام انگيزه خود را خير مي‌دانند و از آن آگاهی دارند و به راه و روش خود معتقدتر مي‌شوند و چون طرف مقابل خود را پست و فاسد مي‌دانند، انگيزه او را نيز شرورانه ارزیابی مي‌کنند و از اينجا عمل او را نيز رد مي‌نمایند، به همين دليل راه تعامل و گفتگو در چنين فضايي به كلي مسدود مي‌شود.
هرگاه ديديم كه كسي براي اثبات گذشته و يا حال خود بر پاكي انگيزه‌اش استناد مي‌كند، حتماً بايد بدانيم كه منطق رفتاري مورد نظر او دچار مشكل است، كه براي دفاع از آن و اقناع دیگران به انگيزه‌های رفتارش ارجاع مي‌دهد. اگر ديديد كه من براي توجيه گذشته‌ام، انگيزه‌هاي رفتاري‌ام را مستند قرار دادم، يقين بدانيد كه چون قادر به مدلل كردن آن رفتار نيستم، بجاي آن به درستی و باارزشی انگيزه‌ام استناد مي‌كنم. در مستدل كردن رفتار امروزمان هم نمي‌توانيم انگيزه‌ها و ازخودگذشتگي‌ها را ملاك و اعتبار بدانيم. ضعيف‌ترين سياست‌ها، آنهايي هستند كه يا درستی خود را مستند به انگيزه‌هاي خير مدافعانش مي‌كنند، يا اعتبار خود را متكي به انگيزه‌هاي شرورانه مخالفانش مي‌نمايند. هر سياست و رفتاري وقتي عقلاني و قابل دفاع است كه مبرا از اين انحراف باشد. در انجام یک عمل سیاسی وجود صداقت و انگیزه خیر و از خودگذشتگی در بهترین حالت فقط یک فضیلت است و نه چیزی بیشتر. به همین دلیل بهتر است که سياست عقلاني و قابل دفاع با انگيزه‌هاي خيرخواهانه و اخلاقي عاملان آن نيز تقويت شود، اما اين مورد براي تعيين درستي يك سياست نه شرط لازم است و نه شرط كافي. اگر فقط همين نكته را در تحليل شرايط سياسي جامعه و سیاستهای پیشنهادی خود لحاظ كنيم، از بسياري خطاهايي كه قابليت تكرار دارند، مصون خواهيم ماند. اگر قرار است كه ما از گذشته خود درس بگيريم، اين اولين درس است.
منتشره در روزنامه شرق 12-4-89


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1237