آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۳ شهریور ۱۳۸۹
شفافيت؛ شرط مجازات منصفانه
اگر گفته شود براي شناخت اعماق هر جامعه، بهترين راه شناخت نظام كيفري آن جامعه است، سخني به گزاف گفته نشده است. از اين رو پرداختن به موضوع جرم و كيفر جذابيتها و ارزشهاي خود را دارد. هر جامعهاي كه مجازاتهاي آن منصفانه تلقي شوند، ميتوان گفت كه انصاف قاعده كلي و حاكم بر آن جامعه است. اگر مجرمين يك جامعه از نعمت عدالت و انصاف برخوردار باشند، طبعاً سايرين نيز بهرهمند خواهند بود. بنابراين ميتوان اين پرسش را مطرح كرد كه مجازات و كيفر منصفانه واجد چه ويژگيهايي است؟
در اين يادداشت ضمن توضيح برخي از اين ويژگيها، شفافيت و علني بودن اعمال کیفر، شرح و بسط داده خواهد شد.
اولين و مهمترين ركن منصفانه بودن مجازات، قانوني بودن آن است. به عبارت ديگر هم جرم و هم مجازات و هم نحوه رسيدگي و اثبات، بايد كاملاً براساس قانون و منطبق بر مواد قانوني باشد. اگر فعل يا ترك فعلي جرم و مستوجب مجازات است، بايد از پيش و مطابق قانون جزييات آن جرم براساس قانون تعيين و به اطلاع همگان نيز رسيده باشد. درك از مفهوم آن جرم بايد به گونهاي باشد كه عرف جامعه و مردم برداشت نسبتاً مشابهي از مصاديق آن جرم داشته باشند تا از ارتکاب آن پرهیز کنند. نوشتن جملات كشدار و غير متعین در قانون و محكوم و مجازات كردن افراد به واسطه اين مواد قانوني، منصفانه نيست، بلكه ظالمانه هم هست.
دومين ويژگي منصفانه بودن كيفر، رسيدگي عادلانه و مطابق قانون آيين دادرسي كيفري در هر جامعه است. اهميت قانون آيين دادرسي كمتر از اهميت قانون مجازات نيست. اينكه دزدي و قتل جرم است، قابل فهم و مهم است، اما اينكه يك فرد را چگونه ميتوان به اين جرايم، متهم و سپس محكوم نمود نيز اهميت خاص خود را دارد. بنابراين غير منصفانهترين مجازاتها، مواردي هستند، كه از يك سو ماده قانوني تعيين جرم، غير متعين، ناروشن و كشدار باشد و از سوي ديگر آيين دادرسي در خصوص مراحل صدور حكم نيز رعايت نشده باشد.
ويژگي بعدي منصفانه و قابل پذيرش بودن یک مجازات، چگونگي و اندازه كيفر است. مثلاً زندان نوعي از كيفر سالب آزادي است يا شلاق، نوعي از كيفر تعذيب بدني است، يا جريمه، نوعي از كيفر مالي است. يك كيفر منصفانه بايد برحسب نوع كيفر و ميزان آن نيز نزد وجدان اجتماعي منصفانه تلقي شود، بنابراين كيفر بايد علني باشد تا قابليت سنجش منصفانه بودن آن از سوي افكار و وجدان عمومي وجود داشته باشد. نكتهاي كه اين يادداشت بر آن تأكيد دارد، علني بودن مجازات است. اهميت اين ركن در اين است كه مجازات مجرم، عملي انتقامجويانه و عقدهگشايي نيست كه كسي ضرورت آشكار بودن آن را به واسطه آثار سوء آن انكار كند. اگر شيوه و ميزان مجازات در مورد خاصي منصفانه باشد، هر فرد منصفي بر اجراي آن رأي ميدهد و آماده اجراي آن نيز هست و مثل هر كار منصفانه ديگر نه تنها از آشكار و علني شدن آن نگراني ندارد، بلكه از اين امر استقبال هم ميكند. به همين دليل است اكثر مجازاتهاي اعمال شده در صدر اسلام، به گونه آشكار بوده و حتي آشكار بودن و حضور سايرين لازمه اجراي اين گونه مجازاتها بوده است. مثلاً مجازات رجم به گونهاي است كه حداقل دهها نفر بايد در محل حاضر باشند و حتي در اجراي مجازات شركت كنند و اولين كسي كه بايد در اجرا شركت كند، رييس محكمهاي است كه فرد را محكوم كرده است. جالب اينكه بسياري از افراد و حاكمان شناخته شده، مستقيماً در اجراي مجازات شركت ميكردند. اگر قرار باشد كه امروز هم مطابق اين قاعده عمل شود، علني بودن مجازات مترادف با انتشار تصوير يا فيلم مجازاتها به صورت مستقيم است. همچنان كه در هيچ كشوري نشان دادن تصويري از زندان و زندانيان، عملي ناپسند نيست، حتي در كشورهايي هم كه اعدام وجود دارد (مثلاً با تزريق سم) از اين كار فيلمبرداري ميشود و مقامات بالاي محل در آن شركت ميكنند. بنابراين اجراي مجازاتهاي تعذيب بدني يا سلب زندگي نيز در صورتي منصفانه خواهد بود كه مدافعان تئوريك اين نوع مجازاتها و قانونگذاران و حكمكنندگان و مجريان در بالاترين سطوح، جملگي در مراسم اجراي آن حاضر شوند و مثل ديگران در اجراي مجازات (زدن شلاق يا سنگسار يا...) شركت كنند، و در عملي كه آن را منصفانه ميدانند شركت جويند و علني بودن اجراي حكم را با استفاده از ابزار مدرن (رسانهها) منتشر و محقق سازند و آمار و ارقام آن را با دقت كافي منتشر نمايند.
به نظر ميرسد كه علني بودن (به معناي فوق) معيار بهتري براي اثبات منصفانه بودن يك كيفر است. وقتي كه فيلم وقايع داخل زندان ابوغريب منتشر شد، معلوم گرديد كه علني شدن چگونه ميتواند معيار انصاف و بيانصافي باشد. هر نوع نقل قولي از آن رويدادها نميتوانست اندكي از تأثير فيلمهاي منتشره را داشته باشد. جالب اينكه در برخي از اعدامها (مثل مورد خفاش شب كه سالها پيش در تهران انجام شد) كه از طرف دستاندركاران مجازات صادره كاملاً منصفانه و مطابق با وجدان عمومي تلقي ميشود، اصل اجراي آشكار و در ملاء عام مجازات رعايت ميشود و چه بهتر كه هر جامعهاي به سويي گام بردارد كه حاضر باشد براي اثبات منصفانه بودن مجازاتهايش، اصل اجراي آشكار و به دست مسئولين ذيربط را به عنوان يك قاعده بپذيرد. مگر نه اينكه گفته ميشود در صورت قطع دست يك دزد، سايرين درس عبرت ميگيرند و ديگر دزدي نخواهند كرد، اگر به نتايج اين استدلال ملتزم باشيم، بايد فيلم قطع دست دزد را در شبانهروز چند بار از تلويزيون سراسري پخش كنيم تا درس عبرتي باشد براي كساني كه قصد دزدي دارند، و اگر چنين نكرديم، حتماً يك جاي استدلال فوق اشكال دارد.
منتشره در شرق 1389


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1251