آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۱ مهر ۱۳۸۹

منطق اميد



منطق اميد

هفته گذشته در طول يكي دو روز چهار يا پنج نفر با موقعيت‌هاي گوناگون سياسي و اجتماعي پرسش كاملاً مشابهي را از من پرسيدند. پرسش این بود كه آيا اميدي به آينده وجود دارد؟ در هر چهار مورد به تناسب فرصتي كه بود پاسخ دادم، اما از آنجا كه اطمينان دارم اين پرسشي عام و فراگير است، پاسخ خود را به صورت منظم‌تر و دقيق‌تر در اين يادداشت تقديم مي‌كنم.
اميد يا نااميدي چگونه شكل مي‌گيرد و در چه شرايطي واقعي است و در چه شرايطي موهوم است؟ ابتدا پديده‌ها را از دو جهت متمايز مي‌كنيم تا معلوم شود معناي اميد يا نااميدي به سرنوشت و آینده هر پديده چه معنايي دارد. تغييرات و بروز برخي از پديده‌ها مستقل از خواست و اراده و عملكرد ماست ولی در برخي پديده‌هاي ديگر وابسته به عمل و اراده ما هستند. تفاوت بسياري از پديده‌ها در ميزان وابستگي آنها به رفتار و خواست ماست. وقوع زلزله يا آمدن و نيامدن باران، در شرايط فعلي خارج از اراده و خواست ماست. اگر اداره هواشناسي به درستي تشخيص دهد كه زمستان و بهار پيش‌رو كم بارش است، به طور طبيعي بايد اميد خود را از داشتن محصولات ديم و سال پربار از دست بدهيم. هر چقدر هم به خود اميد دهيم، اين اميد نه تنها تأثيري بر وضعيت بارش احتمالي نخواهد داشت، بلكه نوعي اتلاف وقت هم هست و چه بسا به دليل اين اميد غلط، زمين‌هاي بسياري را زير كشت ديم بريم و به خودمان خسارت بزنيم. ولي نااميدي دانش‌آموزي كه در امتحان نهايي شركت مي‌كند، چه معنايي دارد؟ روشن است كه قبول يا رد شدن در امتحان نهايي كاملاً وابسته به اراده و فعل دانش‌آموز است و نااميد شدن وي، به نوعي نااميد شدن از خود است. نااميدي از قبولي در كنكور قدري فرق مي‌كند، زيرا قبولي در كنكور از يك سو وابسته به فعاليت فرد و از سوي ديگر چون رقابت است، وابسته به فعاليت سايرين نيز هست.
تفاوت پديده‌ها در این زمینه از حيث تكرارپذيري هم براي ما مهم هستند. وقتي كه پزشك پس از معاينه بيمار و مطالعه شرايط او مي‌گويد كه به احتمال 95 درصد اين بيمار حداكثر تا يك روز فوت خواهد كرد، اين پزشك برحسب تجربه و معاینه پزشكي از بیماران كه پديده‌اي تكرارپذير است سخن مي‌گويد، البته ممكن است آن بيمار نميرد و اين لزوما به معنای نقض ادعاي پزشك نخواهد بود، زيرا آن پنج درصد باقيمانده براي توضيح همين موارد است. اما فرض بر اين است كه بيمار‌هاي مشابه در 95 درصد موارد فوت كرده‌اند.
پديده‌هاي اجتماعي از یک سو وابسته به عمل ما هستند و از سوی دیگر از نوع پديده‌هاي تكرارپذير نيستند، بويژه در سطح سياست كه متغيرهاي متنوعي دخالت دارند، هر آن، مي‌توانيم شاهد بروز رويدادها و اتفاقات و رفتارهاي پيش‌بيني نشده باشيم. بهره‌برداري از اين رويداد‌ها براي هر گروه سياسي، وابسته به آن است كه در لحظه وقوع رويداد، تا چه حد آمادگي مشارکت را داشته است.
بنابراين با توجه به اينكه روند و وضعيت آينده سياست، مستقل از حضور و كنش ما شكل نمي‌گيرد نااميدي، انفعال و غيبت ما از اين حضور، موجب مي‌شود كه روند آينده در جهت مطلوب ما قرار نگيرد، به عبارت ديگر و دقيق‌تر بايد گفت، ما به دليل روند نامطلوب سياسي نيست كه از اوضاع نااميد مي‌شويم و انفعال را پيشه مي‌كنيم، بلكه سياست، به دليل نااميدي ما، اوضاع نامطلوبي پيدا مي‌كند. و اين برخلاف رابطه آن بيمار و پزشك است. هرچند در رابطه بيمار و پزشك هم در موارد غير قطعي اگر پزشك به دليل نااميدي اقدامي نكند، چه بسا بيمار به دليل درمان نشدن از سوی پزشکی که ناامید است فوت كند.
از سوي ديگر به علت تكرارناپذيری پديده‌هاي سياسي و احتمال بروز اتفاقات و رويدادهاي پيش‌بيني نشده، نمي‌توان سخن از نااميدي به معنای مصطلح آن به ميان آورد. سياست بويژه در ايران ميدان رويدادها و فرصت‌هاي پيش‌بيني نشده است، كساني از اين فرصت‌ها استفاده مي‌كنند كه همواره آمادگي سياسي لازم را داشته باشند، در غير اين صورت فرصت‌ها مي‌آيند و چون ابر مي‌روند و آنان فقط مي‌توانند حسرت از دست دادن اين فرصت‌ها را بخورند.
آنچه كه گفته شد به اين معنا نيست كه اميد همه چيز را حل مي‌كند. هر اميدي معطوف به يك آرماني است. هر آرماني بايد چند ويژگي را داشته باشد. نخست آنكه هر آرمانی باید اخلاقي، قانوني{یکی از خوانندگان محترم به درستی متذکر شدند که کلمه قانونی اضافی است. وقتی که یادداشت را می نوشتم از زاویه دیگری به این کلمه نگاه می کردم اما الان متوجه می شوم که ایراد مذکور وارد است} و به لحاظ نظري و منطقي قابل دفاع باشد. دوم اينكه اين آرمان با توجه به مجموع شرايط و امكانات قابل دسترس باشد. سوم این که آرمان را بايد تا حدي منعطف تعريف كرد، تا وضعيت صفر و يك شامل حال آن نشود و فرد را در موقعيت شكست يا پيروزي قرار ندهد. چنين آرمان‌هايي ممكن است، فرد را در دو راهي سرخوشي ناشي از پيروزي يا يأس و نااميدي ناشي از شكست قرار دهد، در حالي كه آرمان‌ها را مي‌توان به گونه‌اي طراحي كرد كه منعطف باشند و فرد را در برابر اين دوگانه قرار ندهند. صفر و يك شدن آرمان مثل رفتار آن فرمانده عرب است كه وقتي در خاك اندلس يا اسپانياي امروز پياده شد، تمامي كشتي‌ها را آتش زد كه راه عقب‌نشيني به كلي منتفي شود تا به سربازانش بفهماند يا پيروزي يا شكست، او از اين طريق روحيه سربازانش را تقويت كرد، شايد اين رفتار در موقعيت خاصي پاسخ دهد، ولي در بسياري از موارد هم فاجعه‌بار بوده است كه نمونه‌هاي آن در جنگ جهاني دوم و در ارتش هيتلر مكرر مشاهده شد، مواردي كه اگر مستثنا از اين قاعده بود، احتمالاً نتايج ديگر بار مي‌آورد.
بنابراين اتخاذ شيوه‌ها يا آرمان‌هايي كه موجب افزايش يك باره و انفجاري اميد شود، خطر نااميدي مفرط بعدي را درپي دارد. به قول شاعر: «زير رداي بلند آسمان از/ همه آدم‌ها/ آناني نوميدترينند كه/ زماني بيشترين/ اميد را داشتند/ بي‌اعتقادترين‌هايي كه/ بيشترين اعتقاد را/ داشتند.» آويزان شدن به پاندول اميد و نااميدي جز آنكه خسارت‌هاي شناخته شده دارد، ما را از نعمت پيوستگي عمل سياسي محروم مي‌كند و حلقه‌هاي سياست را از تبديل شدن به يك زنجيره تاريخي سياست محروم مي‌كند. يك ويژگي مهم تحولات سياسي در غرب، وجود چنين زنجيره محكمي است كه در جامعه ما به صورت حلقه‌هاي محكم ولي بدون وصل به يكديگر وجود دارد. ما و هر كنشگر محكوم به اميدواري هستيم. نااميدي بيش از آنكه به روند واقعیت های بيروني معطوف باشد، متأثر از روحيات دروني و انفعال و انزواطلبي و در بدترين حالت نيز راحت‌طلبي فردي است. نااميدي انعكاسي از پافشاري بر انتخاب غلط در آرمان اوليه است، وقتي كه كسي آرمان غلط يا دست‌نيافتني را انتخاب كند، پس از رسيدن به بن‌بست، منطقاً بايد آن آرمان را تعديل نمايد، و با نقد گذشته خويش، مسيري دست‌يافتني را انتخاب و ادامه دهد و اميد خود را از دست ندهد، ولي هنگامي كه بر آن آرمان و هدف دست‌نيافتني كماكان پاي مي‌فشارد و حاضر به تغيير و نقد آن نيست، به ناچار بايد از رسيدن به آن نااميد شود، و اين نااميدي چيزي نيست، جز نااميدي از خود. زیرا اوست كه به هر دري مي‌زند بسته است و خسته و وامانده مي‌شود و انفعال و انزوا را پيش مي‌گيرد و عليه زمين و زمان سخن مي‌گويد، و اتفاقاً با همين رفتار خود بيش از پيش موجب شكل‌گيري و تداوم وضعيتي مي‌شود كه از آن گلايه دارد. يادداشت را با جملاتي از امام علي (ع) به پايان مي‌برم كه در این باره از هر نظر گوياست.
«زيانبارترين سرمايه و ناكام‌كننده‌ترين تلاش را مردي ويژگي مي‌يابد، كه تنش را در جستجوي آرزوها فرسوده مي‌كند، بي‌آنكه قانونمندي‌هاي جهان را با اراده او هماهنگي باشد. پس با افسوس از اين جهان مي‌رود و گرانبار از گناهان به ديگر جهان گام مي‌نهد.»
منتشره در شرق 10-7-1389


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1278