آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲ آذر ۱۳۸۹
دموكراسي؛ نتيجه گفتگوست
دموكراسي؛ نتيجه گفتگوست
عباس عبدی
براي بهبود فضاي جامعه و رسيدن به دموكراسي هر كس نقش خاصي را ايفا ميكند. در اين ميان روشنفكران نيز نقش مثبت يا منفي خود را بازي ميكنند. نقش مهم آنان باورمند كردن مردم به گزارههايي است كه شرط لازم گذار به دموكراسي است. با همه احترامي كه به روشنفكران دهه چهل و پنجاه وجود دارد، اما ترديدي وجود ندارد كه گزارههاي ترويجي آنان كمكي به اين گذار ننمود. سهل است كه مانع رسيدن به دموكراسي هم شد. البته آنان در شرايط زماني خاص خود بودند، فضاي گفتماني در جهان آن روز و نيز وضعيت سياست داخلي و فقدان تجربه موثر پيشيني، موجب شد كه نگاههاي ايدئولوژيك، راديكال، مدينه فاضلهاي و مبارزهجويانه، سياه و سفيد بر ذهنيت آنان و جامعه غالب شود و گزارههاي مفيد براي گذار به دموكراسي از جمله گفتگو و مذاكره نه تنها مطلوب نباشد كه مطرود هم تلقي شود و يكي از بدترين اتهامات به يك سياستمدار، اطلاق عنوان سازشكاري بود و در ادبيات آن زمان مذاكره به معناي سازش و سازش به معناي خيانت بود. دليل چنين تصوری نيز روشن بود. زيرا هر نوع گفتگويي براي رسيدن به سازش است و در هر سازشي بايد چيزي را داد و چيزي را گرفت، اما از آنجا كه «حق» را كليتي يكپارچه و غير قابل تفكيك ميدانستند كه نزد خودشان است، لذا گفتگو كردن درباره اين كليت يكپارچه و شكستن آن را به معناي نابود كردن كليت آن و در نتيجه خيانت ميدانستند. در آن زمان اين نگاه و تصور تا هنگامي كه مذاكره و گفتگو را با دشمن رد ميكرد، ظاهرا ایرادی نداشت و پذيرفتني مينمود، اما از اين نكته بديهي غفلت ميشد كه اين گزاره به روابط داخلي و میان دوستان و همسنگران نيز سرايت پيدا ميكند و باب مذاكره و گفتگو را حتي در روابط داخلي نيز ميبندد و اسلحه را بجاي گفتگو مينشاند و اين اتفاقي بود كه در پيش از انقلاب رخ داد و عملاً ميبينيم كه مبارزان آن دوران نه تنها با رژيم بلكه با ساير مبارزان و حتي درون خود نيز از ابزار گفتگو چنانچه بايد و شايد استفاده نميكردند.
اكنون كه به دوران پيش از انقلاب نگاه ميكنيم، گزاره های قطعی دیگری هم مثل گزاره اجتناب از شير دادن مادر به نوزاد در آن دوران را به یاد می آوریم، كساني كه هم سن و سال من و بيشتر هستند به خوبي ميدانند كه اكثر كودكان شهري دهه چهل و پنجاه با شير خشك بزرگ شدهاند و در آن زمان شير دادن كودكان از سوي مادران نشانه امّل بودن و عقبماندگي تلقي ميشد. اين گزاره محصول تبليغات شركتهاي شير خشك از جمله نستله و نيز برخي تبليغات درباره حفظ زيبايي زنان، اما در واقع عليه كودك بيپناه و حتی مادر بود، و مدتي طول كشيد كه دانشمندان تغذيه موفق شوند غلط بودن آن را ثابت نمایند و گروههاي روشنفكري تغذيه مجدانه، شير دادن به نوزاد را از ضد ارزش به ارزش تبديل كنند. اما اگر روشنفكران تغذيه چنين موفقيتي به دست آوردند، متأسفانه روشنفكران سياسي نتوانستهاند گامهاي قابل ملاحظه و قبولي را در ارزشمند معرفی کردن مذاکره و سازش به عنوان پیش شرط مهم براي تحقق دموكراسي بپيمايند.
گفتگو و سازش چرا مطلوب است؟ در غياب گفتگو ميان دو طرف، آنان به مرور تبديل به دو گروه و دو جامعه كاملاً متفاوت ميشوند، در حالي كه گفتگو نقش لولههاي اتصال ميان ظروف مرتبطه را دارد كه نوعي توازن و اختلاط ميان ظروف ايجاد ميكند و آنها را به يكديگر نزديك و ممزوج ميكند. در غياب گفتگو، نقاط منفي و عيب دو طرف براي يكديگر عمدهتر ميشود و چه بسا برخي نقاط منفي براي يكديگر در نظر بگيرند كه در هیچ مدام وجود خارجي ندارد، و برعكس نقاط مثبت يكديگر را يا ناديده ميگيرند يا كمرنگتر از واقعيت ارزيابي ميكنند. به عبارت دقيقتر، در غياب گفتگو، درك درستي از يكديگر پيدا نميكنند. اما در سطح سياسي بيشترين خطر ناشي از فقدان گفتگو، ارزيابي غلط از قدرت يكديگر است. در غياب گفتگو طرفين علاقه دارند كه يكديگر را كوچكتر و خوار جلوه دهند، لذا قدرت آنان را نيز دستكم ميگيرند، و اين يكي از بزرگترين خطاهايي است كه از طرف سياستمداران رخ ميدهد. بنابراين در نبود گفتگو، ريسك رفتارها بالا ميرود و در چنين فضايي فقط افرادي وارد ميدان كنش سياسي ميشوند كه حاضر به پذيرش ريسك بالا هستند و اين افراد، هرچه باشند، افراد متوسط جامعه نيستند و حتي پيروزي آنان كمكي به تحقق دموكراسي نميكند. براي رسيدن به دموكراسي بايد رفتارهايي را ترويج كرد كه ريسك متوسط و حتی کم داشته باشد (هم هزينهها متوسط است و هم منافع) تا تعداد بيشتري از مردم و بويژه مردم متوسط در انجام اين رفتارها مشاركت كنند. البته منافع اجتماعي اين رفتار برابر است با حاصلضرب منافع در تعداد افراد، و منافع كل را از طريق افزايش تعداد مشاركتكنندگان بايد بالا برد.
بازي سياست در غياب مذاكره و گفتگو تبديل به بازي صفر و يك، همه يا هيچ ميشود، و تعدا كساني كه حاضر شوند در اين بازي شركت كنند معمولاً كمتر از انتظار است، مگر آنكه مطمئن شوند بازي به نفع يك طرف در حال پيشروي است، بنابراين چنين افرادي نه در بازي كه براي سهمخواهي شركت ميكنند و چنين فرآيندي منجر به دموكراسي نخواهد شد. در حالي كه بازي دموكراسي بايد حاصلجمع مثبت باشد، و هر كس به تناسب ميزان مشاركت خود سودي به دست آورد و تعداد آنان هم زیاد باشد.
نفي يا پذيرش مذاكره نه تنها يك وجه سياسي و نظري دارد، بلكه يك وجه مهم اخلاقي هم دارد. افرادي كه مخالف گفتگو هستند و سازش را ضد ارزش ميدانند، يا اعتماد به نفس كافي ندارند و ميترسند كه در گفتگو مغلوب شوند، يا به لحاظ خصلتي خودبرتربين و تماميتخواه هستند كه حاضر به تسهيم دنيا با ديگران نيستند، البته هر دو خصلت هم در يك فرد قابل جمع است. نكته بسيار مهم دیگر اثرات اخلاقي گفتگوست. كساني كه شمشير را عليه ديگران از رو ميبندند، هميشه از مواجهه حضوري براي گفتگو پرهيز ميكنند، زيرا گفتگو حتي اگر ميان دو دشمن خوني هم باشد، احتمال اينكه حدي از الفت و علاقه را ايجاد كند زياد است. يكي از اشتباهات برخی از سياستمداران همين است كه به تأثير روابط شخصي و اخلاقي بيتوجه هستند، روابطي كه از شدت خصومتهای بی مورد ميكاهد. يك نامه، يك تلفن و يك سلام و عليك عادي هم ميتواند نقش ريختن آب بر آتش را بازي كند. حكومتها اشتباه ميكنند كه منتقدين و حتي منتقدين سرسخت خود را طرد و با آنان قطع رابطه كامل مينمايند و بر عکس.
نكته مهم ديگري كه در گفتگو نهفته است و بسياري به آن بيتوجه هستند اين است كه رسيدن به هر دستاوردي از طريق گفتگو به مراتب پايدارتر و مفيدتر از رسيدن به همان دستاورد يا حتي بيش از آن از طريق سلطه و جنگ و زور است. مثلا ًاگر با گفتگو بتوان خواستههايي را به دست آورد، در اين صورت طرفي كه از طريق گفتگو اين خواسته را اجابت كرده است، خود را شكست خورده تلقي نميكند، بلكه خود را در شكلگيري وضع جديد شريك ميداند و در نتيجه متعهد به حفظ آن است، در حالي كه اگر همين دستاوردها از طريق زور و يكجانبه اعمال شود، طرف مقابل از يك سو احساس حذفشدگي و خفت ميكند و از سوي ديگر خود را نيز متعهد به حفظ نتايج موجود نميداند، و چنين وضعي سرمنشاء اختلاف و درگيري جديد خواهد بود.
پذيرش مذاكره و سازش يعني پذيرش موجوديت يكديگر و احترام قايل شدن براي اين موجوديت. و اين يك ركن مهم در شكلگيري دموكراسي است، بنابراين گفتگو و سازش مقدمه رسيدن به دموكراسي است و نه نتيجه آن، گرچه با قوام دموكراسي، گفتگو و سازش نيز تعميق ميشود، اما اساساً پذيرش اصل گفتگو و سازش مقدم به دموكراسي است. آنچه كه در برخي كشورها مثل آفريقاي جنوبي، اسپانيا و پرتقال رخ داد مويد پذيرش اصل سازش و گفتگو قبل از تحقق دموكراسي بود. جامعه امروز ما نيز بيش از هر زمان ديگري نيازمند ترويج ارزشمند بودن ايده و عمل گفتگو و سازش است و اين در درجه اول وظيفه روشنفكران است كه آن را به صورت يك ارزش در جامعه رواج دهند و در مرحله بعد وظيفه سياستمداران است كه آن را در عمل پياده كنند و اگر گروه دوم نيز در اين راه پيشقدم شدند، وظيفه روشنفكران است كه حمايت كامل از آن نمايند. اين گام مهمي است كه براي گذر به دموكراسي بايد برداريم.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1253