آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۸ آذر ۱۳۸۹
براي حل آلودگي هوا، ضعيفيم
براي حل آلودگي هوا، ضعيفيم
آلودگي آب، هوا، خاك، صوت و محيطزيست پديده های جديدي نيستند. صنعتي شدن آلودگيهاي متعدد را با خود همراه داشت. ابتدا هم جوامع غربي با آن مواجه شدند، برای نمونه نزديك به 60 سال پيش، آلودگي هوا در لندن به درجهاي رسيد كه حدود 400 نفر طي 5 روز كشته شدند و اگرچه جامعه امروز انگلستان صنعتيتر از 60 سال پيش است، اما مشكل حادی به نام آلودگي هوا در لندن ديده نميشود. زيرا انسان اگرچه با پيشرفت صنعتي دچار مشكلات زیست محیطی ميشود، اما به همان ميزان هم قدرت پيدا ميكند كه از پسِ اين مشكلات برآيد. ولي اگر جامعهاي دچار مصائب توسعه صنعتي شود، بدون آنكه از قدرت و توان حل مشكلات آن بهرهمند شود، در اين صورت بايد شاهد آن باشد كه توسعه صنعتي بجاي آنكه مردم اين جامعه را مرفهتر و خوشحالتر و راضيتر از زندگي كند، آنان را دچار بحران و ناراحتي بيشتر خواهد كرد. اين همان وضعيتي كه جامعه ما با آن درگير است؛ هر روز بيش از پيش شهري ميشويم، و از انرژيهاي فسيلي و آلودهكننده استفاده بيشتري ميكنيم، و تعداد اتومبيلهاي ما بيشتر و بيشتر ميشود، اما قادر نيستيم كه از شرّ آلودگيهاي ناشي از اين وضعيت خود را نجات دهيم. دهها سال است كه با اين وضع ناهنجار آلودگي روبرو هستيم ولي هر سال دريغ از پارسال. تصور نكنيم كه فقط در اين حوزه با چنين وضعي مواجهيم، اين مشتي است نمونه خروار. اتفاقاً آلودگي هوا از مواردي است كه چون با چشم عادی هم ديده ميشود لذا به دست اندرکاران فشار می آید که اقدامي براي آن به عمل آورند، اما در آلودگي آب يا موضوعات ديگر مثل حوزههاي اقتصاد و سياست و فرهنگ، بعضاً مواردي وجود دارد كه به چشم غير مسلح ديده نميشود و در نتیجه حساسيتي را هم برنميانگيزد. چرا؟
علت اصلي ناتواني در حل اين مسايل، قدرتمند نبودن است. ميزان قدرت هر جامعهاي در توانایی حل اين گونه موارد ديده ميشود. برای نمونه قدرت پيشبينيكنندگي ما به صفر رسيد است. نه تنها از پيش قادر به پيشبيني اين وضع نبوديم، بلكه تاكنون و در طول يك هفته يا ده روز حتا پيشبينيهاي كوتاهمدت (وضع آب و هوا) هم غلط انجام شده است. پيشبينيهايي كه در جوامع ديگر به سهولت انجام ميشود.
نه تنها توان پيشبيني نداريم، بلكه قدرت جامعنگري را هم از دست دادهايم. وقتي كه با بحران آلودگي هوا مواجه ميشويم دمدستترين و سادهترين راهحل كه تعطيل كردن و منع تردد خودرو است را به كار ميبريم. بدون آنكه همراهي مردم به دست آيد براي متخلف نيز جريمه تعيين كرده و از اين طريق براي خزانه دولت درآمدزايي ميكنيم. بعد هم كه ذهن خود را بیشتر فعال ميكنيم، با چند هواپيماي كوچك سمپاشي، تصميم به پاشيدن آب بر روي تهران گرفته ميشود! يا دستور روشن کردن فواره های بوستانها یا آب پاشی آتش نشانی یا پيشنهاد نصب چند تا هواكش (حتماً بالاي قله توچال) داده ميشود!! كه حاكي از بيقدرتي محض است.
ضعيفيم چون قدرت شناخت پديدهها را نداريم. هنوز نميدانيم و به قطعيت نرسيدهايم كه آلودگي هواي تهران معلول چه عواملي است؟ سوختن بخاري منازل؟! يا بنزين آلوده؟ يا وجود كارخانجات؟ و يا اينكه اگر همه اينهاست، سهم هر يك چقدر است؟ و كدام خودروها و مصرفكنندگان انرژي؛ خسارت بيشتري به هوا وارد ميكنند؟
ضعيف هستيم، و به دليل این ضعف ميترسيم. به همين دليل اطلاعات و آمار مربوط به حقوق مردم را كه در اين مورد خاص مربوط به وضعيت آلودگي هوا، منشاء آن، عواقب و خسارات آن است را توليد نميكنيم و اگر هم توليد شد، طبقهبندي ميكنيم تا مبادا ديگران از وضع ضعف ما آگاه شوند، و عدم انتشار اين آمار و اطلاعات، موجب گمراهي همه از جمله كساني ميشود كه بايد مشكل را حل كنند.
ضعيف هستيم، چون نهادهاي مدني و مردمي قدرتمند نداريم. نهادهايي كه مردم را نسبت به حقوقشان در محيطزيست آگاه و حساس كنند و قادر باشند كه مردم را پيرامون مطالبه و مشارکت برای رفع آلودگي از محيطزيست فعال كنند. اين نهادها ميتوانند آمار و اطلاعات مناسب و درست اين اوضاع را تهيه و در اختيار جامعه قرار دهند. اين نهادها اجازه نخواهند داد كه هر كس هر حرف بيحساب و كتابي را بزند و چنين افرادي را به پاسخگويي خواهند خواند.
ضعيفيم چون مطبوعات قدرتمند براي تيتر كردن اين بحران اساسي را نداريم، بحراني كه نه تنها تهران بلكه ساير شهرها، حتي شهرهاي درجه 2 و 3 را نيز دربرگرفته است. نهادهاي مهم نظارتي مثل مطبوعات و احزاب كاركردهاي واقعي خود را در اين اوضاع نشان خواهند داد. بحراني كه با سلامت و جان و طول عمر ميليونها نفر مربوط است، فقط در موارد اندكي به تيتر اول روزنامهاي تبديل ميشود و اگر هم تيتر شد، فردايش بايد به نحو ديگري آن را جبران و لاپوشانی كند.
ضعيفيم؛ در نتيجه این ضعف، مرگ انسانهای ضعیف هم در نظرمان اهميت لازم را ندارد. بنابه گفته برخي از دستاندركاران كاميونهاي هوو فقط يك درصد كاميونهاي كشور را تشكيل ميدهند، اما ده درصد تصادفات را انجام ميدهند و در يك سال 300 نفر كشته و دو برابر اين تعداد زخمي محصول اين تصادفات بوده است، اما گفته شده است كه هنوز هم ميكوشند با نام ديگري اين كاميونها را وارد كنند. چرا؟ چون جان انسان ضعيف به اندازه جان انسان قوي ارزشمند نيست، و موضوعي فرعي تلقي ميشود. و اين اتفاق عيناً در آلودگي هواي شهرها هم ديده ميشود.
آلودگي هوا و انواع و اقسام مشكلات ريز و درشت ديگر فقط وقتي حل ميشوند كه از هر حيث جامعهاي قدرتمند داشته باشيم. جامعه قوي، جامعهاي است كه بر متغيرهاي اطرافش نظارت و كنترل داشته باشد. جامعه كشاورزي، جامعهاي قوي محسوب نميشود به اين دليل كه بذر ديم را مي پاشد و به اميد باراني مينشيند كه آمدن و نيامدنش در اختيار او نيست، اگر كشاورزي ديم داريم، صنعت ديم در دنيا وجود ندارد، ولي نوبر خواهد بود وقتي كه مديريت ديم را تجربه كنيم و به اميد باران براي رفع آلودگي هوا بنشينيم. اين تفاوت ماست با ديگران.
منتشر شده در 28-9-1389 در روزنامه شرق


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1306