آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۶ بهمن ۱۳۸۹
دستگاههاي اطلاعاتي؛ يار شاطر يا بار خاطر؟
دستگاههاي اطلاعاتي؛ يار شاطر يا بار خاطر؟
رويدادهاي تونس و مصر افق جديدي را پيش روي مردم منطقه گشوده است، همچنان كه اين رويدادها زمينه را براي نقد و ارزيابي برخي مسائل مهم نیز فراهم كرده است. اين يادداشت در پي آن است كه به نقد عملكرد دستگاههاي اطلاعاتي بپردازد.
دو روز پيش نمايندگان مجلس آمريكا، رئيس سازمان سيا را احضار كردند تا علت ناتواني آن سازمان را در پيشبيني اين رويدادها جويا شوند. پاسخي كه رئيس سازمان سيا به اين سوال داد، بيشباهت به پاسخهاي برخی از دستاندركاران خودمان نسبت به رويدادهايي مثل سقوط هواپيما نبود. او گفت كه ما نميتوانيم درون ذهن رهبران كشورها را بخوانيم و بدانيم كه چه تصميمي خواهند گرفت. و ادامه داد که احتمالاً «بنعلي» هم تا قبل از فرار از كشور نميدانست كه چنين تصميمي خواهد گرفت!!(قریب به این مضامین) اگر اين پاسخ پذيرفته شود، به معناي بلاموضوع شدن وجود دستگاههاي اطلاعاتي است. زيرا تأسيس اين دستگاهها براي آن است كه رهبران و تصميمگيران آسودگي خيال داشته و مطمئن باشند كه اطلاعات درست و به هنگام و كامل در اختيار آنان گذاشته ميشود. كارآيي اينگونه اطلاعات مفید هم در چنين مواقعي خود را نشان ميدهد، و اگر چنین منافعی بر سازمانهای اطلاعاتی مترتب نباشد، وجود آنها بی فایده است.
شايد رويدادهاي تونس از جهت تأثيرگذاري بر سياستهاي منطقهاي ايالات متحده، تأثير غيرمنتظرهاي بجا نگذارد، ولي رويدادهاي مصر چنين نيست. ايالات متحده اساس سياست منطقهاي خود را بر پايه توافق كمپ ديويد و اقدامات بعد آن قرار داد، و روشن است كه بقاي چنين پيماني بر يك ركن اصلي آن، يعني حكومت مصر استوار است و اگر تغييري جدي در حكومت مصر صورت بگيرد كه نافي اين پيمان باشد یا تداوم آن را با خطر مواجه کند، در این صورت كل آن سياست دچار بحران خواهد شد. بنابراين ناتواني در پيشبيني رويدادهاي مصر حداقل در كوتاه مدت تبعات سياسي عظيمي براي ايالات متحده خواهد داشت و يك سازمان اطلاعاتي كارآمد بايد آن را پيشبيني ميكرد. ولي چه عاملي سبب ناتواني در پيشبيني چنين رخدادهایي ميشود؟ به نظر من غرق شدن در اطلاعات جزئي و فراموش كردن يا كنار گذاشتن نگرش راهبردي دلیل اصلی آن است. نگرش و اتخاذ سیاست راهبردی چندان هم متأثر از اطلاعات مخفي و محرمانه نيست. اين اشتباهي بود كه سازمانهاي اطلاعاتي غرب در سقوط رژيم شاه هم مرتكب شدند، اما قادر نشدند كه درس لازم را از آن بگيرند تا مجدداً مرتكب این اشتباه نشوند.
سازمانهاي اطلاعاتي به طور عادي به كسب اطلاعات محرمانه و نقلقولهاي شخصي و غيرآشكار علاقه دارند و گمان ميكنند كه از اين اطلاعات ميتوان راهبردهاي سياسي به دست آورد. در حالي كه اطلاعات لازم براي اتخاذ يك راهبرد سياسي نسبت به يك موضوع یا کشور عموماً آشكار و در دسترس است و اطلاعات محرمانه تغيير چنداني در ماهيت این راهبرد نخواهد داد و حداكثر ممكن است در انتخاب تاكتيكها مفيد واقع شود. با اين توضيح روشن است كه هم در مورد شاه ايران و هم در مورد رژيم مصر و تونس، بايد اين نكته روشن و بديهي از سوی دولت آمریکا فهميده ميشد كه تداوم يك حكومت فردي و استبدادي امكانپذير نيست و سقوط آن دير يا زود دارد، ولي سوخت و سوز ندارد. بنابراين نميتوان يك راهبرد سياسي مهم منطقه ای و حتی جهانی را بر وجود يك رژيم استبدادي استوار كرد. البته ممكن است كه آنان سياست خود را به طور موقتي بر بقاي چنين رژيمي استوار كنند، به اين اميد كه در آينده و به مرور زمان رژيم متحول و دموكراتيك شود، ولي مشكلي كه در اينجا پيش ميآيد اين است كه رژيم استبدادي به خوبي متوجه ميشود كه بايد سياستهاي راهبردي طرف مقابل خود را به گروگان بگيرد و آن را تابع بقاي رژیم استبدادی خود كند همان طور که شاه هم چنین کرد. به همين دليل این نوع رژیم ها می توانند سازمانهاي اطلاعاتي و تحليلگران بیگانه را در تارهاي وابستگي متقابل به رژیم استبدادي گرفتار کنند به طوری که آنان از طرح موضوعات و اخبار مربوط به امور اساسی پرهيز ميكنند و گرفتار اخبار جزئي و تاكتيكي بيپايان ميشوند.
اين قاعده گریبان خود نظامهاي استبدادي را هم ميگیرد و سازمانهاي اطلاعاتي این کشورها قادر نميشوند كه اطلاعات و تحليلهاي درست را در باره مسائل داخل کشورشان به راهبران خود بدهند و آنان را در اخبار به دست آمده از شنودها و بازجوييهاي بيپايه غرق و از ديدن واقعيات مسلم محروم ميكنند. من وقتي كه پنجشنبه شب سخنراني حسني مبارك را ديدم، حدس زدم كه اين سخنراني محصول ذهن يك فردِ تنها و فاقد اطلاعات و بينش است، سخناني كه نهتنها كوچكترين آبي بر آتش خشم مردم مصر نريخت، بلكه به مثابه بنزيني بود كه بر اين آتش ريخته شد. وقتي كه افرادي عادي از چند هزار كيلومتر فاصله متوجه اثرات چنين سخناني ميشوند، چگونه است كه رئيسجمهور آن کشور متوجه اين نكته بديهي نشده است كه پس از اين سخنراني نهتنها قادر به ادامه حيات قبلياش هم نيست، بلكه مجبور ميشود در كمتر از يك روز خود را در وضعيت خطيري حس و مجبور به استعفا كند؟ دليل آن را بايد در ناكارآمدي دستگاههاي اطلاعاتي دانست. دستگاههايي كه قرار است يار شاطر حكومت شوند، اما بار خاطر آنها ميشوند.
منتشر شده در روزنامه روزگار 23-11-1389


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1311