آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۱ اسفند ۱۳۸۹
تجزيه يك تصميم غلط
تجزيه يك تصميم غلط
اعلام رسمي وزارت علوم درباره ممنوعيت اخذ پاياننامههايي با موضوع ايران از سوي دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در خارج از كشور از تصميمات عجيبي بود، كه ضرر آن بيش از هر جاي ديگر متوجه جامعه خودمان خواهد شد. اين يادداشت درصدد تشريح بيفايده و حتي ضررآفرين بودن چنين تصميمي است، ولي پيش از آن يادآوري كنم كه به طور كلي با اين اصل بايد موافق بود كه انتخاب پاياننامههاي تحصيلي (چه براي دانشجويان ايراني داخل و چه براي دانشجويان بورسيه خارج از كشور) بايد از قاعدهاي تبعيت كند و نمیتواند بی حساب و کتاب باشد، و اين قاعده تركيب و برآيندي از نيازهاي اعلام شده كشور از سوی دولت و نيز علايق دانشجويان است، ولي اين بدان معنا نيست كه آنان را از انتخاب موضوعات مرتبط با مسايل ايران منع كرد، بويژه در حوزه علوم انساني و اجتماعي اين نگرش خطرآفرين است و باید تاکید کرد که حتما پایاننامه آنان در باره مسائل ایران باشد. چرا؟
1ـ دانشجويان علوم انساني و اجتماعي با دانشجوي علوم مهندسي و پزشكي يك تفاوت جدي دارند، وقتي كه قرار باشد يك دانشجوي ايراني درباره سلولهاي بنيادي پژوهش كند، تفاوت چنداني با يك دانشجوي هندي يا فرانسوي نخواهند داشت و برحسب ميزان مطالعه پيشين و استعدادشان ميتوانند در اين موضوع پژوهش كنند، حتي ميتوانند به صورت گروهي و مشترك چنين كاري را انجام دهند. ولي اگر قرار باشد كه مطالعهاي درباره ساختار و تحول خانواده صورت گيرد، برحسب اينكه منظور تحول خانواده در هند يا فرانسه يا ايران باشد، اين سه دانشجوي هندي يا فرانسوي يا ايراني، برای انجام این پژوهش در موقعيت گوناگوني قرار ميگيرند، و هركدام از آنها با فاصله زيادي نسبت به ديگران براي انجام پژوهش مذبور اولويت دارند، زيرا شناخت و مطالعات يك دانشجوي داراي مدرك كارشناسي ارشد در رشته جامعهشناسي از ايران يا هند يا فرانسه نسبت به جامعه خودش و نيز وضعيت خانواده در جامعه خودش بسيار بالاتر از دانشجوي ديگر است. بنابراين منع دانشجويان ايراني از انتخاب پاياننامهاي مرتبط با مسايل ايران، محروم كردن او از نقطه قوتي است كه دارد و اين دانشجو اگر درباره ساختار و تحولات خانواده در فرانسه مطالعه كند، پيشرفتي متناسب با انتظار نخواهد داشت و چنين ممانعتي فقط به اتلاف منابع مالي و انساني ميانجامد.
2ـ فرض كنيم كه اين دانشجو مجبور شد كه درباره تحولات خانواده در هند يا فرانسه مطالعه كند، و با هزار زحمت هم فارغالتحصيل شد و به ايران برگشت، در اين صورت كارآيي وي براي درك و تحليل مسايل ايران كمتر از كسي است كه پاياننامهاش مرتبط با مسايل کشور خودمان بوده است. این هم ضرر دیگر.
3ـ فرض كنيم كه دانشجويان ايراني از اين پس در خارج از كشور مطالعهاي درباره ايران نداشتند، آيا ميخواهيم انجام اين مطالعات را در داخل نيز ممنوع كنيم؟ اگر خير، پس همين مطالعات انجام شده در ایران نيز ميتوانند ترجمه و مورد استفاده خارجيها قرار گيرند (ترسي كه مقامات وزارت علوم از آن دارند)، و اگر اين مطالعات را محرمانه كنيد، در اين صورت با انجام نشدنش فرقي ندارد. و اگر انجام اين مطالعات در داخل كشور هم ممنوع شود، در اين صورت نه تنها بيگانگان را نسبت به اطلاع از مسايل ايران محروم كردهايد (هدفي كه در پي آن بودهايد) بلکه مهمتر از آن اين است كه خودمان را نيز از دانش اجتماعي نسبت به محيط اجتماعی ایران محروم كردهايم و اگر اطلاع بيگانگان از اين مسايل واجد يك واحد ضرر براي ايران باشد، بياطلاعي خودمان از اين مسايل، واجد 100 واحد ضرر است. و اين عاقلانه نيست كه براي پرهيز از يك واحد ضرر (آن هم احتمالي)، زير بار صد واحد ضرر قطعي برويم.
4ـ اصولاً اطلاع و آشنایی بيگانگان از مسايل كشور نه تنها بد نيست كه خيلي هم خوب است، این نکتهای است که بارها از طرف مقامات گفته شده است که غربیها درک درستی از ایران ندارند، چند روز پيش با يكي از فعالان اقتصادي كه نمايندگي عرضه كالايي را از اروپا در اختيار دارد، گفتگو ميكردم، گفت كه قرار بود از سوي شركت توليدكننده كالا، چند نفر به ايران بيايند تا نمايشگاه محصولات مربوط را افتتاح كنند، ولي اتحاديه اروپا توصيه موكد كرده است كه به ايران نروند، و آنان هم عليرغم رزرو هتل و ساير امور، حاضر به آمدن نشدند، و هرچه گفتيم كه ايران هيچ مشكلي ندارد باورشان نشد و فكر ميكردند كه اينجا چه خبر است؟ اگر آنان اطلاعات درست و دقيقي داشتند، به طور عادي رفتارشان بهبود پيدا ميكرد و به نفع کشور بود. این قاعده را در همه امور میتوان تعمیم داد.
5ـ ممكن است كه چنين تصميمي ناشي از فقدان اعتماد بهنفس باشد، و گمان بر اين باشد كه هرگونه مطالعه علمي از موضوعات ايران به ارايه تصويري نامناسب و منفي منجر شود، و به اين دليل مانع از انجام چنين مطالعهاي میشوند. در اين مورد بايد گفت كه اولاً: ممكن است این تصویر منفی در برخي از موارد صادق باشد، ولي در بيشتر موارد چنين نخواهد بود، و لذا براي پرهيز از اندك موارد منفي، نبايد خود را از موارد مثبت محروم كنيم. دوم اينكه فرض كنيم اكثر موارد هم منفي باشد، محروم كردن ديگران موجب محروم كردن خودمان هم خواهد شد و ضرر محروميت اخير خيلي بيشتر از محروم كردن ديگران است، زيرا اگر خودمان متوجه نقاط ضعف و نابساماني شويم، قادر به رفع آن عيب و ضعف هستيم، و اگر خود را از اين شناخت محروم كنيم، به طور عادي قدرت خود ترميمي را از جامعه ايران سلب كردهايم. نمونه روشن آن انتشار فیلمی از هتاکی اخیر علیه خانواده آقای هاشمی است. در گذشته هم از این موارد بوده است و زیاد هم بوده ولی تا کنون باور نمیشد یا گفته میشد که انشاءالله گربه است و چنین چیزی نیست و همه شایعه بیگانگان است و به همین دلیل اقدامی برای جلوگیری از این گونه اقدامات هم نمیشد و ضرر این بی اطلاعی، گسترش آن ناهنجاری بود، ولی هنگامی که فیلم آن رویداد منتشر شد حداقل کورسویی برای جلوگیری از تکرار این وقایع به وجود آمده است. علم هم نقش همین فیلم را بازی میکند و بی اطلاعی ما از این ناهنجاریها ضررش بیشتر از اطلاع بیگانگان از آن است. ضمن این که آنان اطلاع دارند.
6ـ يكي ديگر از بدترين اشتباهات اين تصميم در اين است كه فكر ميكنند، دانشجويان ايراني كه در خارج تحصيل ميكنند، براي اخذ اطلاعات درباره موضوعات پاياننامهشان مجبورند كه در ايران به جمعآوري اطلاعات مشغول شوند. در حالي كه لزوماً چنين نيست. بسياري از دانشجويان ايراني كه موضوع مرتبط با ايران را انتخاب ميكنند، بهترين اطلاعات را هم در همان كشور در اختيار دارند، حتي اسناد محرمانه و تاريخي مراكز غربي با سادهترين و ارزانترين شيوه در اختيار آنان قرار ميگيرد كه در داخل كشور با هزار زحمت هم نميتوان به اين اطلاعات و اسناد دسترسي داشت. بنابراين ممنوع كردن دانشجويان از انتخاب موضوعات مرتبط با ايران در درجه اول محروم كردن خودمان از شناخت جامعه خویش و در درجه بعد هم محروم كردن ايران از ارتقاي كيفي دانشجويانش و در درجه بعد هم محروم كردن ديگران از آشنا شدن با جامعه ايران است و همهاش ضرر بدون اندکی سود است، به تمام معنا.
براي نمونه؛ مثالي كه يكي از دستاندركاران وزارت علوم زده مطالعه درباره مصرف انرژي در منطقه است. همين الان هم اگر دانشجويي ايراني حتی در داخل كشور بخواهد درباره موضوع انرژي و آينده آن در ايران مطالعه كند، ناچار است كه به منابع خارجي مراجعه كند، و منابع ايراني كه در دسترس او خواهد بود كفاف مطالعهاش را نمينمايد.
7ـ افرادي كه چنين تصميمي را گرفتهاند، برخلاف جريان آب شنا ميكنند، آن هم در منطقهاي كه شيب و سرعت آب از همه جاي ديگر تندتر است. در عصر اطلاعات و اينترنت، ايجاد چنين محدودیت و محروميتهايي از ترس جاسوسي بيگانگان، مثل كور كردن چشم افراد است تا مبادا چشمچراني كنند، يا بريدن زبان است، تا مبادا دشنامي داده شود، در حالي كه به نظر من اتخاذ يك راهبرد صحيح درباره يك كشور ديگر (اعم از راهبرد دوستانه يا دشمنانه) نيازمند اطلاعات ويژه و جاسوسي نيست اطلاعات ویژه و جاسوسی شاید در بهترین حالت برای اقدامات تاکتیکی مناسب باشد، ولی برای تحلیلهای راهبردی اطلاعات آشكار خيلي ارزشمندتر هستند، فقط بايد اندكي فهم و قدرت تحليل داشت تا به نحو درستی از آنها استفاده کرد. هركشور قدرتمندی كه اعتماد بهنفس كافي دارد ميكوشد تا راه شناخت خود را براي كشورهاي ديگر باز كند و حتي هزينه نمايد که دیگران به درك واقعيتري از جامعه آنان دست يابند تا راهبردی مطابق با واقع را اتخاذ کنند.
منتشر شده در روزنامه روزگار 21-12-1389


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1317