آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۲ فروردین ۱۳۹۰
زرگري يا واقعي، فرقي نميكند
زرگري يا واقعي، فرقي نميكند
با افزايش فزاينده خودرو، پليس راهنمايي، تعداد زيادي از خيابانهاي فرعي را در محله مسكوني ما در تهران، يك طرفه و ورود ممنوعه كرده است، البته اين كار درستي هم هست، اما مشكل اينجاست كه اين تابلوها ديده نميشوند. نه اينكه فكر كنيد در جاي نامناسب قرار گرفتهاند؛ نه؛ اتفاقاً خيلي هم جلوي چشماند، اما فقط تابلو هستند و نه چيز ديگر. اين تابلوها فاقد ضمانت اجرا هستند، گويي كه مردم اعتبار چنداني براي قدرت نصبكننده تابلوها قايل نيستند، و تابلوها را واجد مضمون و دستوري نميدانند. تابلوها از نظر مردم جزو مبلمان شهري است و نقش زيباييشناسانه دارند.
شاید به نظر ميآيد كه اين مشكل فقط در زمينه راهنمايي و رانندگي است، اما خوب كه نظر كنيم، معلوم ميشود چنين وضعي نه استثناء كه يك قاعده است و نه فقط در سطوح پايين كه در سطوح بالاتر هم مشاهده ميشود. پس از آنكه دولت در ماه رمضان ساعات كار را كم كرد، دستگاههاي ديگر متذكر شدند كه اين كار غيرقانوني است، پس از اعلان قانوني نبودن اين تصميم در سال های گذشته، امسال هم نه يك نهاد مسئول كه دو نهاد بر اين مغايرت صحه گذاشتند، اما گويي كه مثل همان علائم راهنمايي و رانندگي در محل ما، كسي توجهي به آنها نميكند. در هر حال ماه رمضان جاري هم در حال گذشتن است، و ساعات كار همان طور كه دولت تصميم گرفته اجرا ميشود. اگر در سالهاي گذشته هر سال با مشكل حلنشدني رويت هلال ماه مواجه بوديم، از سال پيش هم مشكل ساعات كار كاركنان دولت به مشكلات حل نشدنی اضافه شد!!
مورد ديگر پرداخت مبلغ يك ميليون تومان به نوزادان است، كه سالانه مبلغ بسيار كلاني ميشود و طبعاً پرداخت چنين مبالغي بدون تأمين اعتبار و مجوز مجلس نمی تواند عملی باشد و مجلس هم آن را تصويب نكرده است، اما دولت اقدام به پرداخت آن ميكند، و عليرغم اصرار نمايندگان به غير قانوني بودن اين برنامه، دولت كماكان راه خود را ميرود.
مشكل فقط در این نیست كه برخي اقداماتی انجام ميشود كه مخالف نص قانون است، بلكه صريحاً اعلان ميكنند كه برخي از قوانين را اجرا نميكنند. از مصوبات مجلس درباره مترو گرفته تا ارسال مصوبات دولت به مجلس، تماماً بر زمين ميمانند، و وقتي كه دو نفر هم در مجلس پيدا شوند كه به اين امور اعتراض كنند، از سوي ساير همكارانشان مورد شماتت قرار ميگيرند.
اما در این میان نكته بسيار مهم اين است؛ نمايندگاني كه بايد متولي امامزادههاي خود، يعني قوانين مصوب مجلس باشند، تمام هم و غم خود را مصروف اين كردهاند كه چرا فلان مقام دولتي فلان حرف را زده است و خواهان رسيدگي به يك اظهارنظر عادی ميشوند. اينكه اين اظهار نظر آيا اصولاً مهم است يا خير، و حتي اگر مهم هم باشد، مخالفت یا موافقت با آن چه ربطي به وظيفه نمايندگي دارد مساله است، آن هم نمايندگاني كه از اجراي وظيفه مهم خود كه تضمين اجراي قانون است عدول ميكنند. در چنين وضعي درباره دعواهای موجود میان جناح غالب چه باید گفت؟ این دعواها يا ساختگي است و براي تحت شعاع قرار دادن مسايل مهم کشور است، يا اگر هم ساختگي نباشد (كه اين وجه قويتر است) وارد شدن دیگران در اين مجادلات بيپايه نفعي براي جامعه ايران و برون رفت آن از معضلات كنوني ندارد. اين نكته صحيح است كه شكافهاي درون جناح مذكور به دليل سهمخواهيها در آینده بيش از پيش تشديد خواهد شد و هنگام مواجهه با مشكلات پيشرو این شکاف عمیق تر هم ميشود، اما دخالت منتقدين در اين اختلافات انحراف از مسايل اساسي است. مسايلي كه در عرصه حاكميت قانون، اقتصاد، سياست خارجي و آسيبهاي اجتماعی، هر روز بيش از پيش خود را نشان ميدهد. به طور خلاصه بايد به طرفين اين نوع مجادلات گفت، كمي آن طرفتر دعوا كنيد و مزاحم كار مردم و ديگران نشويد.

احمد نورمحمدی :
افراد حداقل پیش وجدان خودشان بایستی احساس مهم بودن کنند ، وقتی به راحتی نهادهای مختلف کنار گذاشته میشوند یا بر بی اهمیت بودن آنها و اینکه مثلا با زد و بند و یا بخاطر وضعیت آشفته موجود سرکار آمده اند تاکید میشود و در رسانه ها و سطح جامعه منعکس میشود فردی که با این سیستم سرکارآمده متوجه میشود که جامعه از سیستم انتصاب یا انتخاب او آگاه شده بنابراین در مقام دفاع برمی آید و ناخودآگاه شروع به ساختن محیط پرتشنجی پیرامون خودش کرده تا احساس اینکه در مرکز و یا راس امور است را پیدا کند و این گونه احساس بهتری در مجموعه سیستمی که حضور دارد پیدا کرده و تصور میکند جامعه نیز از لحاظ مهم بودن جایگاه وی اقناع شده اند ، اتفاقا مجموعه این دعوای زرگریها یا زرگریهای ناخودآگاهانه به چرخش و تداوم امور به حالت عادی کمک میکند و گرنه شاید انگشت شماری افراد بتوانند با این خودآگاهی که مهره ای و ماشین امضایی بیش نیستند صبح را شام کنند و با خودشان و اطرافیان دچار مشکل میشوند ، حتی کسانی که به طور واضح و مشخصی جایگاهی را اشغال کرده اند که بود یا نبودشان در سیستم تفاوتی ندارد و بیشتر تشریفاتی است بایستی به اندازه کافی درگیری و مشغله برای رتق و فتق و احساس جدی بودن و جدی گرفته شدن داشته باشند
۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۸:۱۸ قֽظֽ | Reply
مهدي :
با سلام
در تاييد مطلب شما :
انرژي بسيار محدود و سركوب شده جامعه مدني نحيف را نبايد در اين دعواها كه حتي اگر ساختگي هم نباشد ، مسائل اصلي كشورمان نيست ،نبايد هدر داد.
۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ۲:۵۹ بֽظֽ | Reply
حبیب. ت :
با لاخره جناب عبدی این بخش کامنت ها را فعال کردید امید که فرصتی برای تبادل نظرات باشد .
و اما چه این مسائل و درگیری ها واقعی و چه صحنه سازی سر لحاف ملا باشد همانطور که شما گفته ائید سرگرم شدن به مسائلی است که .
موضوعیت ندارند.
موفق باشید
۳۰ فروردین ۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
هاتف :
درود بر شما
اولا جای شما در فیسبوک خالیست.هرچند فرصت کم است و شاید وقت و مجالی برای حضور نداشته باشید اما به هر حال حضور شما مغتنم است.
دوم:حرف شما درست و سنجیده بود.از این دعواها چیزی به نفع ملت بیرون نخواهد آمد و ثمری جز نابودی سرمایه های عظیم اقتصادی و اجتماعی ندارد.وجود میلیونها معتاد و بیکار و خیل عظیم بیماران روحی و روانی خطری بالقوه برای کلیت نظام و حتی تمامیت ارضی ماست که همه ی اینها هرچند بسختی ولی با صرف زمان و تدبیر قابل حل است اگر بخواهند
۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1277