آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰

اخلاق در مستطيل سبز


اخلاق در مستطيل سبز

اين طبيعي است كه همه ما زندگي کردن با افراد اخلاقي و در جوامع اخلاق‌مدار را که در آنجا سرمایه اجتماعی در حد بالایی بسيار است، دوست داشته باشيم و به همين خاطر نيز طرح مباحث اخلاقي را برای رسیدن به این وضع سودمند و مفيد بدانيم، با وجود اين من نسبت به طرح مباحث اخلاقي در ايران و تأكيد زياد بر آن دچار حساسيت شده‌ام. زيرا مي‌دانم كه در جامعه ما كمتر چيزي از جمله اخلاق در جاي خود قرار دارد، آنان كه بايد متولي اخلاق جامعه باشند و آن را آموزش دهند و به طور عملي آن را ترويج كنند، تغيير شغل داده‌اند و در زمينه‌اي وارد شده‌اند كه سنخيت آن با اخلاق اندك است و به همين دليل مردم نيز حرف‌هاي اخلاقي آنان را نمي‌پذيرند، چرا كه حس مي‌كنند اين حرف‌ها با رفتار گويندگانش انطباق ندارد و از دل آنان برنمي‌آيد. در مجموع به نظر مي‌رسد كه تأكيد بيش از حد بر اخلاق در جامعه ما، دو دليل عمده دارد؛ اول اينكه وضعيت اخلاق بسيار نازل شده و دوم آنكه فشار بيش از حد توان و بيش از وظايف مقرر، بر مقوله و هنجار اخلاق وارد مي‌كنيم، به طوري كه وظايف ساير هنجارها را نيز بر دوش آن قرار مي‌دهيم. اين كار مثل آن مي‌ماند كه يك نفر كه از يك پا معلول است و به سختي مي‌تواند بدون كمك ديگران راه برود، او را مجبور كنند كه يك فرد معلول ديگر را هم بر دوش خود حمل نمايد!
اگر هنجارهاي اصلي جامعه که جهت دهنده رفتارهای اجتماعی است را «سنت»، «اخلاق»، «قانون» و «عرف» بدانيم، در جامعه‌ی ما هر چهار هنجار در وضع نامطلوبي قرار دارند. هنجار سنت هر روز در حال تضعيف است. زيرا از يك سو به دليل وقوع انقلاب كه اساس آن بر نفي «گذشته» و «سنت»هاست و از سوي ديگر ناهمخواني شيوه‌هاي رفتاري سنتي با الزامات مدرنيته و ناتواني جامعه ما در تطبيق دادن يا هماهنگ كردن اين دو مقوله با هم، هنجار «سنت» به معناي دقيق كلمه در جامعه‌ی ما از كارآيي لازم براي جهت‌دهي رفتار اجتماعي برخوردار نيست. ضمن اينكه نهادهاي پاسدار سنت نيز به دلايل پيش‌گفته بسيار تضعيف شده‌اند، كه در اينجا مجال شرح و بسط اين ادعا نيست.
هنجار «عرف» نيز به دلايل متعدد جايگاه مهمي ندارد، ضمن آنكه نقش عرف در تمامي جوامع مدرن نسبت به گذشته ضعيف شده است، ولي در ايران ضعيف‌تر از آن است كه تصور شود. اين ضعف دلايل متعددي دارد، كه در اين نوشته نمي‌توان به آن پرداخت، ولي به طور خلاصه ضعف نهادهاي مدني، تغييرات سريع اجتماعي و شهرنشيني و تداخل افراد از فرهنگ‌هاي گوناگون با عرف‌هاي گوناگون، موجب شده است كه هنجار عرف نيز فاقد كارآيي در جهت‌دهي رفتاري ما باشد. در اين ميان دو هنجار «قانون» و «اخلاق» باقي مي‌مانند كه هر دو آنها از مهم‌ترين هنجارها هستند. اين دو هنجار شايد بتوانند تحمل بخشي از بار ناشي از فقدان یا ضعف «سنت» و «عرف» را عهده‌دار شوند ولي آنها نمي‌توانند جايگزين يكديگر گردند، زيرا ماهيت آنها از حيث مرجع تصويب کننده و مرجع تضمين‌كنندگي به طور كامل متفاوت هستند. در اين ميان مشكل ما اين است كه هنجار «قانون» هم‌چنان كه بايد و شايد نقش اساسي را در شكل‌دهي به رفتار اجتماعي ايفا نمي‌كند.
يك دليل آن فقدان حاكميت قانون در جامعه ماست، كه اعتبار و منزلت قانون را از ميان مي‌برد. دليل ديگر هم ناهمخواني ميان قوانين مصوب با واقعيت‌هاي اجتماعي است كه چرايي بروز اين مسأله مجال ديگري را مي‌طلبد. دلايل ديگري هم وجود دارد كه به نوشته‌هاي مرتبط با اين موضوع بايد مراجعه كرد. به همين علت است كه بسياري از افراد جامعه مي‌كوشند كه خلاء‌هاي ناشي از ضعف هنجارهاي سنت، عرف و قانون را از طريق تاکید بر هنجار اخلاق پر كنند، غافل از اينكه هنجار اخلاق در جامعه ما از يك سو دچار بحران جدي است و از سوي ديگر اگر هم با بحران مواجه نباشد، قادر نبود كه خلاء ناشي از عدم انجام وظايف سه هنجار ديگر را پر كند و ستون فقرات اخلاق براي تحمل بارهاي اضافي ديگر متناسب نيست و در زير اين بار خم خواهد شد. تحميل بار اضافي بر دوش نحيف اخلاق، ناشي از درك غلط ما از ابعاد و نامحدود دانستن توانايي‌هاي هنجار اخلاق در شكل‌دهي به رفتارهاي اجتماعي است، گويي كه فكر مي‌كنيم اخلاق، كليدي است كه با آن مي‌توان تمامي درهاي مشكلات اجتماعي را باز كرد. با اين مقدمه به نسبت طولاني به رويدادي كه در مسابقه اخير فوتبال رخ داد مي‌پردازم.
پيش از هر چيز متذكر شوم كه بازي مذكور را نديده‌ام، ولي تا حدی در جريان ادعاهاي مطرح شده در باره‌ی این رویداد و نيز درگيري‌هاي نشان داده شده آن هستم. در اين نوشته هم قصد محكوم يا تبرئه كردن هيچكدام از طرفين دعوا را ندارم، زيرا فوتبال ما هم كمابيش مثل ساير عرصه‌هاي جامعه است و به قول مظفرالدين شاه، همه چيزمان به همه چيزمان مي‌خورد، ولي فوتبال به دليل ماهيت آن از جمله اينكه در ديد عموم است، زودتر از ساير حوزه‌ها واقعيت خود را نشان مي‌دهد. چند سال پيش هم درباره تهديدات فيفا نسبت به دخالت دولت در امور فدراسيون فوتبال، يادداشتي نوشتم يا اين عنوان كه «مستطيل سبز، داعيه‌ها را به چالش مي‌كشد» اگر در آن زمان فوتبال به نوع ديگري داعيه‌هاي رسمي را به چالش كشيد، امروز هم اين مستطيل سبز به گونه ديگري در حال به چالش كشيدن داعيه‌هاي عجيب و غريب است. داعيه‌هايي كه جامعه ايران را يكي از اخلاقي‌ترين جوامع روي زمين مي‌داند!! ولي مستطيل سبز اين قدرت را دارد كه پرده ريا را از چهره‌هاي بزك‌كرده بر دارد و واقعيت ماجرا را برملا سازد. و اما اصل ماجرا:
گفته شده است كه در دقايق پاياني این بازي دروازه‌بان تيم، خود را به تمارض زده و توپ را به اوت مي‌فرستد، به اين اميد كه تيم مقابل براساس بازي جوانمردانه پس از رفع مصدوميت و كشتن وقت، توپ را به آنان برگردانند. طبيعي است كه وي و هم‌تيمي‌هايش موضوع را نه تمارض كه مصدوميت واقعي معرفي مي‌كنند. پس از شروع بازي به دستور علي دايي، مربي تيم حريف، به رعايت قاعده بازي جوانمردانه نوجه نمي‌شود و توپ مستقيماً براي اعضاي تيم خودی ارسال مي‌شود و اتفاقاً گل هم مي‌شود و بازيكنان و به طور مشخص دروازه‌بان تيم اول با اين حساب كه قاعده بازي جوانمردانه رعايت نشده است، اعتراض كرده و درگير مي‌شوند و در نهايت جرايم سنگيني متوجه بازيكنان خاطي مي‌گردد. پس از اين رویدا، بحث شد كه آيا دايي عمل درستي انجام داد يا خير؟ او معتقد بود كه دروازه‌بان تمارض كرده و قصد وقت‌كشي داشته است، لذا دستور داده كه قاعده بازي جوانمردانه رعايت نشود.
اين واقعه در همين حد نشان‌دهنده ادعاي پيشين من درباره درك نادرست از مقوله اخلاق است. فرض كنيم كه دروازه‌بان مذكور به هر دليلي مجروح و مصدوم شده بود، به طوري كه همه و بالاتفاق متوجه آن مي‌شدند و حتي وي را از زمين بيرون برده و تعويض مي‌كردند. در اين صورت تيم مقابل (از جمله مربي آن) اگر دستور مي‌داد كه توپ را براي خودشان پرتاب كنند، چه واكنشي بايد انجام مي‌شد؟ از سوي داور و بازيكنان تيم اول در درون زمين هيچ رفتار اعتراضي مقبول و مورد پذيرش نيست، ولي تماشاگران مي‌توانند به هر نحوي كه مجازند، اين تيم يا مربي آن را محكوم كنند، و پس از بازي هم خبرنگاران و مطبوعات و افكار عمومي با طرح مكرر واقعه، محكوميت وي را تشديد نمايند و هزينه‌اي را بر او بار كنند كه صد بار از جرايم قانوني (مثل اخراج یا محرومیت از بازي يا جريمه نقدي) سنگين‌تر باشد، ولي نه داور و نه بازيكنان داخل زمين حق اعتراض ندارند، زيرا اين حق تيم مقابل است كه توپ را براي خود پرتاب كند، و كسي را براي استيفاي حق خود نمي‌توان محكوم كرد. اين مثل آن مي‌مانند كه شما از كسي پولي طلب داريد و به ازاي آن چك معتبر هم در دست داريد، ولي به دلايل قابل فهمي بدهكار قادر نيست در موعد مقرر پول را بدهد و هيچ تقلبي هم در كار نيست، هرچند شما مي‌توانيد چك را به اجرا بگذاريد و او را زندان كنيد، ولي از زاويه اخلاقي بهتر است فرصت دوباره‌اي به او بدهيد، و اگر در استيفاي حق خود زياده‌روي كنيد، افكار عمومي شما را به عنوان فردي غير اخلاقي طرد مي‌كند. ولی به اجرا گذاشتن چک مجوز حمله به شما نخواهد بود.
بنابراين ايجاد درگيري و خشونت از سوي بازيكنان تيم اول، به دليل عدم رعايت يك رفتار اخلاقي از سوي مربي و بازیکنان تيم مقابل، هم غير اخلاقي است و هم غير قانوني، و با يك عمل غير اخلاقي و غير قانوني نمي‌توان، مدافع رفتارهاي اخلاقي شد.
حالت ديگر اين است كه دروازه‌بان تمارض كرده و قصد وقت‌كشي داشته باشد. اين عمل او هم غير اخلاقي است و هم غير قانوني. مرجع تشخيص غير قانوني بودن آن داور است، ولي هرگونه تشخيص او مانع از داوری اخلاقی ديگران نمي‌شود. اگر مربي تيم مقابل به طور اصولي و قابل قبولي حق داشته كه چنين برداشتي از رفتار دروازه‌بان داشته باشد، از منظر اخلاقي چه تصميمي بايد بگيرد؟ آيا این کار را ندیده بگیرد و توپ را به آنان بدهد تا قاعده بازي جوانمردانه رعايت شده باشد يا اينكه همان طور رفتار كند كه علي دايي رفتار نمود. در حالت اول او با تصميم خود يك جايزه به رفتار غير اخلاقي دروازه‌بان حريف داده است، البته اگر در اين حالت افكار عمومي و نهادهاي غير رسمي و حتي رسمي (مجازات‌هايي كه بعد از بازي تعيين مي‌شود و در طول بازي داور انجام نمی‌دهد) اين دروازه‌بان را مقصر دانسته و محكوم كنند، ترجيح دارد كه قاعده بازي جوانمردانه رعايت شود، ولي اگر با عدم رعايت اين قاعده بتواند به گل و پيروزي برسد، ما چه حقي داريم كه از او بخواهيم كه قاعده بازي جوانمردانه را رعايت كند و توپ را به طرف مقابل بدهد؟ اگر آقای دايي گمان كرده است كه دروازه‌بان مقابل نه تنها محكوميتي به دست نخواهد آورد، بلكه رفتار وقت‌كشي او هنگامي كه با جايزه همراه شد، موجب الگو شدن براي سايرين نيز مي‌شود، نه تنها کارش اخلاقی بود بلکه به نظر من از منظر اخلاقي موظف بود كه توپ را به تيم مقابل ندهد. نكته مهم اينجاست كه فرض كنيم پس از زدن گل پيروزي بخش و پايان بازي هيچ واقعه ناخوشايندي به وجود نمي‌آمد، در اين صورت افكار عمومي، گل خوردن تيم مقابل را نتيجه فعل غير اخلاقي دروازه‌بان آنان مي‌دانست و آنان را محكوم مي‌كرد، و اتفاقاً به همين دليل است كه بازيكنان تيم حريف درگيري ايجاد مي‌كنند تا از زير بار تحميل اين نتيجه قطعي فرار كنند.
آنچه كه گفته شد، تحليل رويداد از يك زاويه خاص بود، اگر به نقش مديريت فوتبال و فدراسيون و ساير عوامل پرداخته شود، نتايج ديگري هم وجود خواهد داشت كه گمان نمي‌كنم، كه انتشار آنها حفظ حيات نشريه را به خطر نياندازد.
منتشر شده در نشریه تجربه شماره اردیبهشت ماه 1390


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

مجتبي :

با سلام
آقاي عبدي با توجه به موضوع ا لگوي ايراني اسلامي پيشرفت واعلام درخواست عمومي جهت ارائه مقاله وكار كارشناسي ايجانب به عنوان يكي از شهروندان جامعه كه نسبت به هر كسي كه خالصانه قصد خدمت به جامعه را دارد تقاضا مي نمايم كه جنابعالي وديگر كارشناسان صاحب نظر در اين رابطه از نظرات خوب خود دريغ مفرماييد انشاالله كه مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در غير اين صورت شما در قبال جامعه انجام وظيفه نموده ايد . در ضمن اينجانب علاقه مند هستم جداي ازموضوعاتي كه خود صلاح ميدانيد ارائه مطلب نماييد در دو مورد كه براي مانيز خواندي خواهد بود اظها رنظر فرماييد .
1- عدالت در سياست 2- عدالت در صدا وسيما باتشكر شهروند كوچك

۲ خرداد ۱۳۹۰ ۸:۵۲ قֽظֽ | Reply

علی :

سلام اقای عبدی
واقعن خسته نباشید
1.بازی جوانمردانه یک عمل نیست که قانون الزام به رعایت ان کرده باشد همانطور که گفتید اگر دروازه بان واقعن دچار ناراحتی شده باشد در ان صورت هم تصمیم به برگرداندن توپ به انها در اختیار تیم دوم است و عواقب اجتمایی ان متوجه تیم دوم است
2.به نظر من که فکر می کنم در این زمینه در دنیا تنها هستم اگر دروازه بان واقعن مصدوم شده و توپ را به بیزون زده باشد باز هم استفاده تیم مقابل از توپ ناجوانمردانه نیست زیرا برای مداوای خود توپ را با بیرون زده دلیلی ندارد که تیم مقابل تاوان ان را بدهد
3.از خصوصیات خوب شما فکر کردن درباره جنبه های مختلف اجتمایی میباشد ودر چند سال پیش از شما خواستم که در رابطه با تاثیرات اجتماعی موسیقی رپ فارسی مطلبی بنویسید که این کار را نکردید اما در چند سال گذشته تاپیرات این موسیقی مایه تحلیل هایی در تلویزیون و جاهای دیگر شده است

۳ خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۲ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1330