آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۳ خرداد ۱۳۹۰

از مدارك تقلبي تا اسلامي كردن دانشگاه‌ها


از مدارك تقلبي تا اسلامي كردن دانشگاه‌ها

1ـ اين روزها به هر سو كه نگاه مي‌كنيم، تصميمات عجيب و غريب از در و ديوار مي‌بارد. مدتي است كه بحث اسلامي كردن متون دانشگاهي مطرح شده است، آن هم پس از گذشت بيش از سه دهه كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي متولي اصلي آموزش عالي بوده است و قريب به اتفاق استادان دانشگاه‌ها از دانشجويان بورسيه و آموزش ديده پس از انقلاب هستند كه عموماً هم دانشجويان مذهبي و گزينش شده بوده‌اند، و در این مدت متفكران مذهبي و اسلامي هرچه در چنته داشته‌اند تاكنون بيرون ريخته‌اند، و مبالغ بسيار عظيمي صرف تربيت و انتشار توليدات آنان شده است، ولی ظاهرا كسي نيست كه بپرسد اگر تاكنون و با اتكاي به نيروهاي پيشين چنين هدفي محقق نشده است، از اين پس و با اتكا بر چه نيروها يا انديشه‌هايي مي‌خواهيد متون دانشگاهي را اسلامي كنيد؟ اگر تاكنون فعالان فکری در حوزه نتوانسته‌اند، حتي يك كتاب مرجع و معتبر براي متون دانشگاهي علوم جديد بنويسند، چگونه مي‌توانند در آينده بنويسند؟ اگر قرار است كه دانشجويان دانشگاه‌ها هم متون حوزوي را بخوانند، كه بهتر است راهي حوزه شوند و قيد دانشگاه را بزنند و اگر قرار است در دانشگاه تحصيل كنند، آموزه‌هاي علمي آن كمابيش همين است كه تاكنون بوده است. و کوشش بیهوده تحت نام اسلامی کردن دانشگاه بیش از آنچخ که تاکنون بوده است، جز اتلاف زمان و بودجه و ایجاد بحران روانی برای جامعه نتیجه‌ای در بر ندارد.
2ـ ظاهراً متوليان امر نيز واقف هستند كه چيز دندان‌گيري از موضوع اسلامي كردن متون دانشگاهي در نمي‌آيد. لذا به ظواهر روي آورده‌اند و تك‌جنسيتي كردن را مظهر اسلامي كردن دانسته‌اند. غافل از اينكه اگر چنين كاري اسلامي بود، حتماً در ابتداي انقلاب از سوي مراجع حكومتي و رهبري انقلاب انجام و یا از آن دفاع مي‌شد ضمن این که زمینه برای انجام آن فراهم‌تر از اکنون بود. در حالي كه مي‌دانيم مرحوم امام نه تنها با اين کار موافقت نكرده بودند كه در همان زمان جداسازي در كلاس درس را اهم اجازه ندادند. از اين گذشته در جامعه‌اي كه دختر و پسر در خيابان و هر جاي ديگر در كنار هم هستند چه مشكلي مي‌تواند از کنار هم بودن آنان در دانشگاه وجود داشته باشد، ضمن آنكه در كنار هم بودن آنان در دانشگاه نه تنها منفي نيست كه بسيار هم مثبت است، زيرا آنان در سن ازدواج قرار دارند و بهترين جايي كه مي‌توانند همسر مناسب انتخاب كنند در محيط دانشگاهي است كه از اخلاق و افكار يكديگر آشنايي پيدا مي‌كنند و با جدا كردن دختران و پسران و مرزبندي‌هاي مصنوعي ميان آنان بدترين لطمه به فضاي اخلاقي جامعه زده مي‌شود و امكان و شانس ازدواج مناسب براي دختران و پسران نيز ضعيف مي‌شود.
3ـ همه اينها به يك طرف؛ وقتي كه مي‌بينيم بيشترين هجوم به دانشگاه است، و در عين حال براي نماينده شدن شرط داشتن مدرك كارشناسي ارشد از اين نهاد تعيين مي‌شود!! اگر دانشگاه‌هاي ما به گونه‌اي هستند كه دارا بودن مدرك كارشناسي ارشد آن شرط لازم براي نماينده شدن مردم مي‌شود، پس شعار اسلامي كردن اين نهاد (در بطن اين شعار معناي مخالف آن كه فعلاً اسلامي نيست مستتر است) چه معنايي دارد؟ اگر شعار اسلامي كردن دانشگاه در اوايل انقلاب داده مي‌شد، هيچ كس به داشتن مدرك آن دانشگاه هم فخر نمي‌فروخت و يا با كلك و كلاهبرداري و جعل، آن مدرك را به دست نمي‌آورد، ولي امروز مي‌بينيم كه جرياني عليه دانشگاه و آموزه‌هايش داد سخن مي‌دهد كه با انواع ترفندها سعي مي‌كند كه حتي اگر شده يك مدرك تقلبي را به بالاي طاقچه اتاق خود نصب كند!! اين چيزي نيست جز دورويي و ريا و ندانم‌كاري.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

علی :

جالب اینجاست که حوزویان هم به دنبال مدرک دانشگاهی هستند.و ترجیح می دهند "دکتر" صدا شوند تا "حجه الاسلام"!
ضمنا احتمالا این مقاله برای شما جالب باشد:
http://www.mghaed.com/essays/observation/cultural_revolution.pdf

۴ خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ قֽظֽ | Reply

غلامعلی یوسفی :

این مطلب مربوط به چند مقاله قبل است
جناب عبدی ما پس از یک عمر گدایی باید شب جمعه را بخوبی بشناسیم.

هیچ ملتی به اندازه ملت ما انقلاب و مبارزه نکرده است به اندازه ما تجربه اندوزی نکرده به اندازه ما هزینه هم نکرده است.

امروز پس از صد سال سعی و خطا، صاحبنظران و نخبگان ما باید بتوانند بهترین راه را پیدا کنند.

تاریخ نشان میدهد که خوشبختی ملل جهان سوم هیچ ارتباطی به آزادی، دمکراسی یا اسلام ندارد. فقط یک راه وجود دارد و آن اینکه شخصیتی مانند مهاتیر محمد یا شیخ زایید یا ..... کشور را در اختیار گرفته و آنرا آباد کند.

مردم و فعالان سیاسی و مطبوعاتی هم به مسائلی مانند آزادی بیان یا فساد مسئولین یا اختلاف طبقاتی یا دمکراسی یا شکل حکومت ... حساس نباشند و آنها را مطرح نکنند.

بعبارت دیگر ملتهای جهان سوم باید دعا کنند و درصورت امکان تلاش کنند، که امور کشورش در دست تواناترین فرد قرار گیرد، در جهان سوم از نظارت جمعی یا همفکری جمعی کاری ساخته نیست و باید شدیدأ شخصیت گرا باشیم.

حال بزرگترین و موفقیت ترین شخصیت های اجرایی کشورمان چه کسانی هستند؟

بدون تردید هاشمی و خاتمی.

گناه بزرگیست اگر مردم ما در این مقطع قدر خاتمی را ندانند و مانند آدمهای طمعکار در کوچه و پس کوچه ها و " در بین ناشناخته ها و نا آزموده ها " بدنبال بهتر ازاو بگردند، تردید نکنید که اینکار حاصلی جز فریب خوردن نخواهد داشت.

در یک کلام، ما باید کشور امارات را الگوی خود قرار دهیم نه فرانسه و نه حکومت حضرت علی(ع)، هر چیزی که در امارات نیست ما هم بدنبال آن نباشیم، باور کنید خوشبختی چنین راه ساده و کوتاهی دارد. موفق باشید .

۵ خرداد ۱۳۹۰ ۴:۴۸ قֽظֽ | Reply

حنظله :

افرین
احسنت بر شما
کاملا موافقم

۵ خرداد ۱۳۹۰ ۷:۰۶ قֽظֽ | Reply

کارن :

با سلام

لطفا حسن کلاسهای مختلط را به سهولت در همسر یابی تقلیل ندهید.
/////////////////////////////////////////////////
عبدی: تقلیل ندادم ، احتجاجی بود علیه سایر سیاست های رسمی.

۵ خرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ قֽظֽ | Reply

امید :

جالب است که حداقل سی سال است که از انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها - با آن هزینه سنگین - گذشته ، تازه اقای قرائتی میگویند: بسياري از درس‌ها كه مي‌خوانيد علم نيست و آنقدر چرت و پرت در كتاب‌هاي دانشگاه است ..... واقعا جز دور رویی و ریا و فرافکنی مشکلات و گفتن : کی بود؟ کی بود؟ من نبودم دستم بود تقصیر این کتابها بود چه دلیلی دیگر میتوان متصور شد؟

۵ خرداد ۱۳۹۰ ۰:۴۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1333