آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۳ خرداد ۱۳۹۰
اصلاح طلبان نباید دنبال کسب اجازه باشند
شرايط فعلي جبهه اصلاحات را چطور ارزيابي ميكنيد؟
تقريباً از حدود سال 1381، کارآمدی شيوههاي سياسي اصلاحطلبان از سوي بسياري از فعالان سياسي با علامت سوال مواجه شد. اين پرسشها و ابهامات منجر به شكلگيري نطفه دو سوگيري متضاد در نقد اصلاحات موجود شد. گروهي شيوههاي اصلاحطلبانه را رد كردند، و گروهي ديگر شيوههاي موجود را مصداق يك راهبرد اصلاحطلبانه ندانستند. اين دو نگرش به دلایلی تا پس از خرداد سال 1388 امكان زايش نهایی را نيافتند، زيرا تا سال 1384، اصلاحطلبان در قدرت بودند، و چندان علاقهاي به مسدود تلقي شدن راهبردشان نداشتند، ابتدا منتظر انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم نشستند، اما نتيجهاي نگرفتند، تبليغ كردند و ايمان آوردند كه در سال 1384، و در جريان انتخابات رياست جمهوري مشكلات به سر خواهد آمد و بالاترين بخت نصيب آنان خواهد شد، ولي اين اتفاق هم نيفتاد، سهل است كه بدترين سناريوی محتمل براي آنان رقم خورد. و پس از آن هم تا 4 سال بعد مجال دیگری براي بروز موفقیت اصلاحات به وجود نیامد، ولي هنوز برخي نهادهاي برجا مانده از دوره اصلاحات نفس ميكشيدند (احزاب، انجمنها و مطبوعات) و لذا چارهاي جز اميد داشتن به مرحله بعدي يعني انتخابات 1388 نبود، بويژه آنكه امكان انتخاب مجدد خاتمي يا مهره آس اصلاحات فراهم بود. وي ظاهراً اميد بستن به شانس و اقبال در سياست كارآيي لازم را ندارد، در این میان ظاهراً جادوگري و جنگيري در سیاست از شانس و اقبال كارآمدتر بود. در اينجا بود كه بنبست واقعي در جنبش اصلاحات نمودار شد و آن دو نگرش مذکور امکان بروز یافتند. در ابتدا هم نگرش عبور از اصلاحات قدرتمند بود، و خوني تازه در رگهاي بسياري دميد، به طوري كه محافظهكارترين اصلاحطلبان را هم فريب داد و به دنبال خود كشاند. غافل از اينكه اين جريان بيش از آنكه عاقلانه باشد، عاشقانه بود، كه به قول حافظ ابتداي كار را آسان مينمايد، ولي پس از آن مشكلات متعددي بوجود ميآورد، و گمان ميكنم كه اكنون نگرش دوم در حالت پيشروي است، نگرشي كه رفتار سياسي اصلاحطلبان را در سالهاي 1380 تا 1384، مصداق صحيح اصلاحات ندانسته و آن را انحراف از خطمشي اصلاحي ميداند، و ناكارآمدي آن دوره را نه محصول خطمشي اصلاحطلبانه بلكه به دليل عدول و انحراف از اين خطمشي ميداند. تجربه 6 سال اخير براي بسياري از ناظران نشان داد كه چه كاستيهايي در آن دوران وجود داشته است، و راهحل آن عبور كردن از خطمشي اصلاحطلبانه نيست، كه در این صورت به بيراهه منتهي ميشود، همچنان كه شد. راهحل بازگشت به اصول و مباني اصلاحطلبي است، و گمان ميكنم كه زمينههاي عيني و ذهني براي پيشبرد اين ايده فراهم شده است و يكي از مصاديق آن را اظهارات اخير آقاي خاتمي درباره راه برونرفت از مشكلات فعلي، بايد دانست.
آيا اين طيف سياسي ميتواند به تأثيرگذاري دوباره در شرايط سياسي ايران اميدوار باشد؟
گرايش و طيف اصلاحات به صورت بالقوه قدرتمندترين و تأثيرگذارترين و باكيفيتترين نيروها را نسبت به همه گرايشهاي ديگر و حتي در مقايسه با مجموعه گرايشهای ديگر جامعه در اختیار دارد. آنچه كه ميتواند، اين امكان را فعليت بخشد، بازسازي رواني و عملي فعالان و نخبگان آن است كه به نظر من اين كار شدني است و فرصتهاي پيش رو براي تحقق آن وجود خواهد داشت.
شرايط اصلاحطلبان در سال انتخابات چگونه است؟
يكي از فرصتهاي مهم اصلاحطلبان براي به فعليت درآوردن امكان اثرگذاري این گرایش، انتخابات مجلس است، و به نظر من حتي پيش از آن هم ممكن است شرايطي براي تحقق اين هدف فراهم شود. ولي آنچه كه مهم است باور به اين نكته است كه چنين فرصتي آغاز مرحله جديدي از فرآيند اصلاحطلبي است و نه پايان و نقطه پيروزي آنان. بايد انتظارات را محدود كرد و واقعگرايانه عمل نمود.
آيا به آنها اجازه حضوري فعال در انتخابات داده ميشود؟
اصلاحطلبان نبايد دنبال كسب اجازه براي فعاليت باشند، چون هيچ اجازهاي صادر نخواهد شد. در عرصه سياست و مبارزه سياسي، قدرت و شرايط سياسي است كه تعيينكننده تصميمات است و نه درخواستهاي آشكار و غير آشكار. بيان آشكار نظرات هم به نوعي بايد پژواك آن قدرت سياسي باشد. به نظر من اگر اتحاد و همدلي اصلاحطلبان در مسير اصلاحات شكل گيرد و به صورت قدرتمندي تصميم بگيرند، حتماً حضورشان براي تقويت كليت ایران مفيد خواهد بود. مسأله مهم اين است كه بازي انتخابات بايد به گونهاي طراحي و اجرا شود كه حضور اصلاحطلبان براي حكومت شامل قاعده برد ـ برد شود و عدم حضورشان باخت ـ باخت شود. برخي گروهها(در هر دو طرف) خواهان عدم حضور هستند تا هر دو طرف ببازند، نتیجهای كه به سود آنان است. جناحهاي خشونتطلب و راديكال در داخل ساخت سياسي و بيرون آن بازي خود را با مجموعه اصلاحطلبان برد ـ باخت تعريف كردهاند، لذا خواهان عدم شرکت آنان در انتخابات هستند.
آيا اين جريان از ابزار كافي براي حضوري پررنگ در انتخابات برخوردار است؟
اگر منظور شما همين امروز است، پاسخ خير است. ولي به صورت بالقوه چنين ابزاري را دارد كه بايد و میتوانند آن را به فعليت تبديل كنند.
آيا چهرههاي اين جناح شرايط لازم را براي جلب آراي عمومي در خود ميبينند؟
همان طور كه گفتم موجهترين و معتبرترين چهرههاي سياسي كه اعتبار كافي هم نزد مردم دارند، در اين گروه حضور دارند، اين اعتماد به دليل عملكرد سالهاي 1380 تا 1384 و پس از آن از زاويه خاصي تا حدي مخدوش شد، ولي اعتبار آنان از اين زاويه خاص در سالهاي اخير تا حدي بازسازي شده است، كه با اتخاذ يك راهبرد موثر و صحيح ميتوانند اميدوار به ايفاي نقش تاريخي در شرايط بحراني کنونی كشور باشند.
عدم حضور اصلاحات چه تبعاتي ميتواند در انتخابات مجلس داشته باشد؟
به نظر من در اين صورت هم حكومت متضرر ميشود و هم اصلاحطلبان و جناحهاي تندرو و بيمسئوليت درون و برون سيستم خواهان اين وضع هستند. البته اين مشاركت نيازمند حداقل شرايطي است كه فعلاً مجال بحث آن نيست، ولي آمادگي براي شركت در مقدمات اين انتخابات امري مفيد است. و به هيچ وجه هم نبايد خود را در بند نتايج احتمالي آن نمود. مسأله اصلي مشاركت سياسي است و نتيجه، فرع بر آن است.
آيا امكان دارد كه عدم حضور اصلاحطلبان موجب پايين آمدن مشاركت شود؟
هرچند چنين نتيجهاي رخ خواهد داد. ولي فراموش نكنيم، مسأله اصلي كميت و تعداد شركتكنندگان نيست. كيفيت شركتكنندگان و رقابت مسأله محوري است. اگر انتخاباتي باشد كه 50 درصد مردم شركت كنند، اما افراد شهري و تحصيلكردگان دانشگاهي و کارآفرینان كه پيشگامان اصلي توسعه ملی هستند در این انتخابات مشاركت بسيار زيادي داشته باشند، چنين انتخاباتي به لحاظ شاخص توسعه ترجيح دارد بر انتخاباتي كه 70 درصد مردم در آن شركت كنند ولي اين افراد پيشگام توسعه از حضور در آن سرباز زنند. چنين ارقام بالایي فقط ميتواند حكومت را فريب دهد و بهتر است كه ما هم در اين دام وارد نشويم و فريب نخوريم.
مشاركت پايين چه نتيجهاي براي كشور درپي خواهد داشت؟
همان طور كه گفتم مسأله اصلي در ذهن من، مشاركت با كيفيت بالاست. به عبارت ديگر كسي كه رأي ميدهد، پس از رأي هم مشاركت فعال داشته باشد، اين كار از طريق همه رأيدهندگان محقق نميشود. با اين حال، كاهش مشاركت وقتي با كاهش كيفيت مشاركت همراه شود تبعات بسيار بيشتري بر نظام سياسي خواهد داشت.
شرايط جبهه اصولگرايي را در سال انتخابات چطور ارزيابي ميكنيد؟
جناح مقابل بايد توجه كند كه دير يا زود منقسم ميشود، همچنان كه در حال حاضر به بدترين وجهي شدهاند، به طوری که گروه دیگر را نه تنها اصولگرا نميدانند، بلكه آنان را منحرف، جاسوس، فاسد دانسته و از آنان با بدترين الفاظ و اتهامات ياد ميكنند. اين انشعاب و انقسام نه اولين است و نه آخرين، و ادامه اين وضع معلوم است كه چه نتايجي دربر خواهد داشت. تنها راه پيش روي آنان به رسميت شناختن ديگران و دست برداشتن از انحصارطلبي است. به نظر ميرسد كه در شرايط حاضر، بحران بوجود آمده در وضعيت داخلي آنان، نوعي سردرگمي و انفعال را در ميان آنان ايجاد خواهد كرد، و اين هزينهاي است كه آنان بابت دستاوردهايي ميدهند كه از عملكرد همان اصولگریان سابق و محرفین کنونی كسب كردهاند. ضمن آنكه مشكلات اقتصادي و سياسي داخلي و بينالمللي آنان در ماههاي آينده عميقتر از وضع كنوني خواهد شد و اين سررسيد رفتارهاي گذشته آنان است. به گمان مردم شرايط براي به رسميت شناختن جناحهاي گوناگون و قدم گذاشتن در محيط دموكراتيک كه شرط اول آن به رسميت شناختن ديگران است در حال فراهم شدن است.
آيا آنان ميتوانند با وحدت لازم در انتخابات شركت كنند؟
بستگي دارد به اينكه اصلاحطلبان و ساير نيروهاي اجتماعي نيز در انتخابات باشند يا خير؟ اگر باشند، ممكن است كه آنان به حدي از وحدت برسند، ولي اگر به هر دليلي اصلاحطلبان غايب باشند، آنان نه تنها وحدتي نخواهند داشت، بلكه تضادهاي داخلي آنان نيز بيشتر خواهد شد. بويژه آنكه ويروس سهمخواهي مثل خوره به جان آنان خواهد افتاد.
موانع احتمالي وحدت اصولگرايي را در چه مسايلي ميبينيد؟
مهمترين مانع وحدت آنان، انحصارطلبي است. وقتي انحصارطلبي جايگزين تكثرگرايي شود، برخلاف ظاهرش، خيلي سريع سهمخواهي به گرايش غالب آنان تبديل ميشود. مانع ديگر سكوت گذشته آنان در برابر عملكرد رفقای سابق و منحرفین فعلی است كه نتايج منفي اين عملكردها در آينده نمايانتر خواهد شد و پيدا كردن گربهاي كه زنگوله اين تبعات منفي را به گردن او بياندازند، موضوع مهم اختلافات آنان خواهد بود و هر كس سعي ميكند كه سرود كي بود كي بود من نبودم را به تنهايي بخواند و اجازه همسرايي به يكديگر را نخواهند داد و اين منشاء ديگر اختلافات خواهد بود.
براي انتخاباتي با شكوه بايد از طرف نظام چه شرايطي به وجود آيد؟
حاكميت قانون، به رسميت شناختن حقوق ديگران، و نظارت بيطرفانه بر انتخابات و كارآمد بودن نهاد برآمده از انتخابات براي باشكوه شدن هر انتخاباتي كافي است. به ميزاني كه اين شرايط رعايت شود، آن انتخابات باشكوه خواهد شد.
يك مجلس ايدهآل از نظر شما به لحاظ تركيبي بايد چطور باشد؟
مجلس ايدهآل، مجلسي است كه نمايندگانش معرف كليت جامعه باشند و هر كس و هر گروهي به تناسب وزني كه در جامعه دارند، نمايندهاي در مجلس داشته باشند. ضرورتي هم ندارد كه ليسانس يا فوقليسانس داشته باشند. نمايندهاي كه فقط و فقط از فيلتر مردم و نه هيچ فيلتر ديگري رد شود.

امید - ب :
در این مصاحبه به طور روشن از حفظ نظام دفاع کرده اید و حضور اصلاح طلبان را کمک به اصولگرایان دانسته اید ( برد برد) و عدم شرکت اصلاح طلبان را در انتخابات را باخت باخت
آیا این نوع استدلال ادعایی کسانی که معتقدند اصلاح طلبان در نهایت شریک اصولگرایان هستند و واقعا - در عمل - ایران را برای ایرانیان نمیخواهند نیست؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی: هر چه علیه اظهارات من گفته شود فقط به خود من مربوط می شود و نه اصلاح طلبان.
اما مساله من این است که وقتی کسی می خواهد چیزی را تغییر دهد باید نسبت به بهتر بودن جانشین آن اطمینان دهد پس اگر کسی هر وقت چنین اطمینانی را درباره جانشین مورد نظرش داد من هم با او همراهی خواهم کرد اما مسیر اصلاحات کم خطر و کم هزینه و با اعتماد و اطمینان بیشتری است. من نه فقط اصلاح این نظام بلکه هر نظام دیگری هم که بود آن را به تغییر آنچنانی و نامعلوم ترجیح می دادم و این یعنی رعایت منافع ایران.
۲۳ خرداد ۱۳۹۰ ۶:۲۳ قֽظֽ | Reply
مهدی :
تقلب رو چکارش باید کرد؟
////////////////////////////////////////////////////
عبدی: درباره ابعاد و دلائل آنچه که گفته ام بطور مفصل خواهم نوشت یا گفت.
۲۳ خرداد ۱۳۹۰ ۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
علی :
سلام. آقای عبدی لطف کنید اشتراک ایمیلی یا خبرنامه سایت را درست کنید. دستکم 4 ماهست که خراب است
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: فعلا به مدیر فنی دسترسی ندارم خودم هم وارد نیستم.
۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply
غلامعلی یوسفی :
ما از دمکراسی برداشت اشتباهی داشته ایم به این صورت که لزوم رهبری را نفی کرده ایم. دمکراسی یعنی مشارکت و نظارت همگانی یعنی همفکری همه با هم ، اما این نباید به نفی رهبری منجر شود. در جمله اول چنین فرموده اید " تقريباً از حدود سال 1381، کارآمدی شيوههاي سياسي اصلاحطلبان از سوي بسياري از فعالان سياسي با علامت سوال مواجه شد." گویا سیاست گذاری کاری دسته جمعی است!! اگر به فضای سیاسی سالهای 1320 تا 32 توجه کنید می بینید در آن زمان هم فعالا سیاسی، بوجود رهبری اعتقادی نداشته اند و هرکسی راهی برای خود داشته .
حال اگر به تاریخ جهان توجه کنید می بینید که تمام موفقیت های بوجود آمده حول محوریت یک شخصیت بوده نه همفکری و دخالت همگانی. در جامعه ما چنین تصور میشود که داشتن رهبر و اعتماد و اعتقاد داشتن به او و پیروی کامل از رهبری" یک مرحله عقب تر از دمکراسی است " چنین تصور می کنند که دمکراسی یعنی اینکه همه وسط میدان باشند، حال چه میدان شهر باشد یا میدان اندیشه یا میدان مدیریت!!
جناب آقای عبدی اگر میخواهید خدمت بزرگی به ملت و کشورتان بکنید، "" میدان مدیریت را خالی کنید "" ، همه باید به مدیریت آقای خاتمی احترام بگذارند. اینکه همه صاحبنظران وسط میدان نشسته اند و هر روز حرفی میزنند درست نیست نتیجه ای هم ندارد.
در جبهه اصلاحات و بخصوص جنبش سبز این فعالان و مردم هستند که رهبران شان را با خود می برند، حتی در پیشرفته ترین کشورهای جهان و دمکراسی ترین کشورها باز هم نقش و حرمت رهبری پابرجاست.
این برداشت ساده و اشتباهی ست که ما از دمکراسی داشته ایم. حتی یک صاحبنظرعادی هم نمی گوید " هرچه آقای خاتمی بگویند " اصلأ شما چنین جمله ای را در جامعه ما نمی شنوید.
آقای خاتمی شخصیتی هستند بقول معروف در حد تیم ملی و بلکه تیم جهانی، خداوند چهار شخصیت در حد تیم جهانی به ملت ایران هدیه کرد که دو نفرشان هنوز در قید حیات هستند. مردم ما اگر به هریک از این چهار نفر اعتماد می کردند و دست تقدیر هم به آنها فرصت میداد ، اکنون جزو موفقترین ملل جهان سوم قرار داشتیم. باور کنید از اینکه فکرهایمان را روی هم بریزیم به جایی نخواهیم رسید. موفق باشید.
////////////////////////////
عبدی: اگر آقای خاتمی یک موضع مشخص اتخاذ می کرد و فوری عقب نشینی نمی کرد مشکل شما هم حل می شد . قضیه معکوس آن چیزی است که گفته اید . این مردم نیستند که رهبران را رهبر کرده و از او تبعیت می کنند بلکه این رهبران هستند که مردم را به تبعیت از خود جلب می کنند پس مشکل نه در مردم و نخبگان بلکه در افرادی است که جایگاه رهبری را باید اشغال کنند.
۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply
حجت :
آقای عبدی سپاسگزارم .اما نگرانم این تحلیل منطقی درمیان هیاهو و زیادی خواهیها گم شود.
۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply
:
اصلاح طلبی به مشکل اساسی دارد که در نهایت زیراب قدرت حاکمه را میزند بنابراین همکاری با اصلاح طلبان یک راهبرد تاکتیکی است و بی اعتمادی به اصلاح طلب ها استراتژیک است.
از کجا معلوم بعد از اینکه اوضاع بهتر شد دوباره اصلاح طلبان از حاکمیت بیرون انداخته نشوند؟
همین الان هم مساله این است که اصلاح طلب ها چقدر باید از مواضعشان عدول کنند تا وارد بازی شوند؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: اگر اصلاح طلبان به گونه ای وارد قدرت شوند که نتوانند روند دموکراتیک را نهادینه کنند در اولین فرصت که ضعیف شوند بیرون انداخته می شوند و این مشکل همه کسانی است که به جای تحکیم فرآیند و ساختارهای دموکراتیک فقط به حضور افراد در قدرت توجه دارند.
۲۵ خرداد ۱۳۹۰ ۵:۳۴ بֽظֽ | Reply
امید - ب :
در دفاع از حفظ نظام بجای حفظ اصول نوشته اید: " اما مساله من این است که وقتی کسی می خواهد چیزی را تغییر دهد باید نسبت به بهتر بودن جانشین آن اطمینان دهد." فکر نمیکنید این ادعا با صحبتهای قبلی شما در تناقض است؟ چون شما بارها از انقلاب سال 57 دفاع، بارها گفته اید اگر به آن زمان بر می گشتید باز همان کار را می کردید و در مورد اشغال سفارت هم
آیا شما در آن زمان اطمینان داشتید و می دانستید که بعد از این انقلاب و بعد از اشغال غیر قانونی خاک آمریکا، نتیجه چه خواهد شد و عواقبش چیست؟ یا فعلا تنها بخاطر توجیه و دفاع از نظام ؟ ... بله من نیز با شما موافقم که مسیر اصلاحات کم خطر و کم هزینه و با اعتماد و اطمینان بیشتری است ولی متاسفانه دیکتاتورها این راه را می بندند و با بالا بردن هزینه ها و خطرات ، در نهایت انقلاب را به مردم خود - بعنوان آخرین راه - تحمیل کرده و تحمیل میکنند .... بله اصلاحات کم خطر و کم هزینه است ولی اصلاحات و نه حفظ نظام و حفظ ساختار معیوب و این دو - حتما قبول دارید که با هم - راهش - کاملا فرق میکند.... من نیز و بسیاری دیگر - از هر روزنه ای - از جمله مرگ ناصر حجازی - مجبوریم - چون نظام قانون اساسی خود را نیز زیر پا میگذارد و به من، نه ، به موسوی و کروبی وووو خودیهای این نظام مجوز یک راه پیمایی سکوت طبق اصل 27 قانون اساسی را نمیدهد و بنابراین مردم مجبورند از تشیع جنازه استفاده کنند تا صدای اعتراض خود را بگوش دیگران برسانند ... و حکومت هم برای حفظ خود مجبور میشود - از ترس اش جنازه دزدی کند ، به جنازه جلوی دختر متوفی توهین کند و بزند دختر متوفی راجلوی چشم تشیع کننده ها بکشد وووو اصلاحات یعنی رعایت منافع ایران ولی ظاهرا فراموش کرده اید که خود قبلا نوشته اید : این دیکتاتورها هستند که راه اصلاحات را می بندند و .... اینگونه حفظ نظام شما، کمک به اصلاحات نیست بلکه کمک به دیکتاتوری است و دوم اینکه هیچکس در مسیر حرکت به جلو صد در صد نمیداند فردا چه خواهد شد یعنی شما میدانید که آقایان موسوی و کروبی واقعا با خلوص دل این شعارها را داده اند یا نه، آنها هم مثل خیلی های دیگر ، این شعارها را برای فریب مردم داده و میدهند؟وووو آیا شما میدانید که اگر آقای کروبی بر سر کار آمد همان کاری که خاتمی کرد و شما قلبش اصلا فکرش را نمیکردید ، نمیکند؟ ..... آیا به همین خاطر نبوده که گفته اند: تو پای به راه اصلاحات واقعی و دفاع از اصول خود در نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت جسان باید رفت؟
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: فرق الان من با زمان انقلاب همین است که نوشته اید و اگر رفتار من با آن زمان فرق نداشته باشد بهتر است سیاست را بوسیده و کنار گذاشت.
اما با پذیرش استدلال شما دقیقا در بازی خشونت طلبان قدرت قرار می گیرید همچنان که تا کنون طرفداران این ایده چنین کرده اند و به چیزی کمتر از لیبی و سوریه و یمن رضایت نمی دهند و البته فوری هم از خود رفع مسئولیت کرده و حکومت را مسئول می دانند گویی که حکومتها فعال مایشا هستند و مخالفان هیچ کاره. جالب این که هر روز علی رغم این که اظهار ناراحتی از کشته شدن این و آن می کنند روز را شب می کنند به امید این که 50 کشته به 50000 برسد تا بلکه استلال اصلاح ناپذیر بودن رژیم آنان صد در صد درست شود و جالب تر این که هیچ هم نگاه نمی کنند که این افراد کشته شده مخالف این ایده ها هستند و این شیوه آنان گام گذاشتن در راه شهید خوری حکومتیان است.
۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
شاهین :
سرمایه اجتماعی که دستخوش آسیب جدی شد به این آسانی نمی توان آنرا بازسازی کرد . تقلب ، کشتار و حبس و فضای امنیتی و خشن چگونه می تواند شرایط مشارکت مردم و نخبگان را مهیا سازد . کاش قدری هم راجع به پیش نیاز ها سخن می گفتید
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی: اینها نکات مهمی است ولی این ایده در سطح راهبردی است ابتدا باید نسبت به آن موافق یا مخالف بود و بعد اگر موافق بودیم مشکلات اجرایی را حل کرد.
۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ۹:۱۰ قֽظֽ | Reply
ايرج :
سلام
راه را نمي توان از مقصد جدا كرد.
آنچه طي دو سال اخير در اين جامعه اتفاق افتاده است به قدري هولناك و باورناپذير است كه هنوز تحليلي كه بتواند اين فجايع را توضيح دهد (كه چگونه ممكن است...؟!) نديده ام.
جامعه اي اينگونه تكه پاره و شقه شده كه بخشهايي از آن هيچ همدردي و حتي دركي از رنجهاي بخش ديگر ندارند سهل است خود مستقيما در بروز فجايعي كه بر سر همسايه شان مي رود دخيل هستند؛ چنين جامعه اي بعيد است بتواند روش اصلاح را بپذيرد.
من البته با كليت سخن شما مخالفتي ندارم ولي از تحقق اين فرضيات شما مطلقا نااميدم.
نه زخم خوردگان حاضرند با حاملان سلاح بر سر يك سفره بنشينند و نه صاحبان قدرت نيازي به دلجويي از ستمديدگان احساس مي كنند. دو قتل اخير در چه شرايطي اتفاق افتاد؟! آيا چنين حدي از خشونت در شرايط سكوت نشاني از خرد و انصاف و حتي عقل سليم مي دهد؟! سوي ديگر سكه چطور؟! آيا پس از چنين فجايعي مي توان توقع داشت آن اقشاري كه مشاركت به قول شما واجد كيفيت را خلق مي كنند به قهر خود پايان دهند؟!
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی: کافی است که وضع خود را با کشورهای دیگر درگیر در بحران در منطقه مقایسه کنیم تا بدانیم جای امید هست هر چند ما در هر حال محکوم به امید هستیم.
۲۷ خرداد ۱۳۹۰ ۵:۵۶ قֽظֽ | Reply
امید - ب :
آقای عبدی عزیز
متاسفانه تند جواب داد ه اید
و ظاهرا با حب و بغض شدید جواب داده اید و تا حدودی مسیر بحث را به خشونت متمایل کرده اید که من با چنین قصدی ، کامنت نگذاشتم و سئوال نپرسیدم ... به هر حال جنابعالی در جواب نوشته اید:" اما با پذیرش استدلال شما دقیقا در بازی خشونت طلبان قدرت قرار می گیرید" (پ - ن) ابتدا فکر کردم منظور شما افتادن در بازی خشونت طلبان واقعی که بر کشور مسلط هستند کسانی که با خشونت علنی و ملموس و با خود رایی و استبداد، خشونت افسار گسیخته - که مردم در محلهای خصوصی هم امن نیستند و نمی توانند خانوادگی جشن تولدی را بگیرند وووو خشونت را به همه جای جای کشور تسری داده و میدن است ووو میخواستم بگویم : جانا سخن از زبان ما میگویی ، پس چرا شما دوباره قصد ورود به بازی این خشونت طلبان را دارید؟ که دیدیم ای دل غافل !!!! چون با خوندن ادامه متوجه شدم ، نه ، منظور شما کسان دیگری خارج از دایره حکومت است که ..... برای شما و حکومت همیشه ظن این رفته و میرود که اگر با رای مردم سرکار بیایند ، باخت باخت برای شما و اصولگریان میشه وووو
.لی عجیبه از اقای عبدی عزیز که انقلاب سال 57 را تحمیل رژیم شاهنشاهی میدانست که امروز از استبداد و شرایط مشابه دفاع ، و برعکس تاکید دارند که مخالفان جمهوری اسلامی - غیر از اصلاح طلبان چیزی کمتر از لیبی و سوریه و یمن رضایت نمی دهند .... البته میدونم وضعیت خفقان همه چیزو تغییر میده ولی حالا خدایی چه کسی با بستن فضا و استبداد کشور را به اون سمت خشونت برده و می بره؟ دیکتاتورها یا دیکتاتور زده ها؟ آیا "علت" برای شما هم "معلول" شده و "معلول" ، "علت"؟ و نکته ی آخر اینکه نوشته اید در موقع شرایط مشابه با لیبی و سوریه مخالفان فوری از خود رفع مسئولیت کرده و حکومت را مسئول می دانند گویی که حکومتها فعال مایشا هستند و مخالفان هیچ کاره..... آقای عبدی واقعا منظور شما اینست که مسئولیت کسی که مسئول است و کسی که مسئول نیست ، یکی است؟ و مخالفان به اندازه حاکمان که با در دست داشتن قدرت و ثروت مردم ، مردم را سرکوب میکنند و تمام راه های اصلاح و اعتراض را به روی آنان می بندند ، مسئولیت شان یکی است؟ بقیه جواب شما فکر کنم ، یک توهم توطئه جدی و واقعیست که نوشته اید مخالفان هر روز علی رغم این که اظهار ناراحتی از کشته شدن این و آن می کنند روز را شب می کنند به امید این که 50 کشته به 50000 برسد تا بلکه استلال اصلاح ناپذیر بودن رژیم آنان صد در صد درست شود و جالب تر این که هیچ هم نگاه نمی کنند که این افراد کشته شده مخالف این ایده ها هستند و این شیوه آنان گام گذاشتن در راه شهید خوری حکومتیان است.
که فقط میتونم یاد
آیا اینگونه توجیه سرکوب حکومت ، قصاص قبل از جنایت نیست
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: مورد اول همان خشونت طلبان داخل حکومت منظورم بوده. برداشت شما از نظرات من هم مطابق واقع نیست زیرا من وقتی که طرف سخنم حکومت باشد کاملا معکوس این اظهارات را می کنم و آنان را مسوول خطاب می کنم و هنگامی که طرف سخنم منتقدین باشد به اشکالات این طرف که خودم هم باشم می پردازم.
۲۷ خرداد ۱۳۹۰ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply
:
چند سوال:
جزییات اصلاح طلبی چیست؟
نحووه ی تعامل با دستگاه رهبری چگونه است؟
مراد از اصلاح طلبی اصلاحات خاتمی محور و زیگزاگی هست یا اصلاحات قانون محور با تکیه بر توان مردم؟
یک سوال اساسی:از سال 76 تا 84 جامعه از جهت آزادی بیان و رعایت قانون رشد مثبت داشت یا به منفی؟
با توجه به اینکه حضرت عالی از متخصصین آمار کشور هستید از میزان هواداران احمدی نژاد و کم و کیف آرا بطور کلی آگاهی دارید و شاید بدانید که احمدی نژاد نفر اول انتخابات 88 بوده(بنده صحبت از انجام شدن یا نشدن تقلب نکردم) با عنایت به هواداران احمدی نژاد در طبقه فرودست آیا ورود هاشمی و خاتمی به انتخابات اسفند ماه منجر به موضع گیری منفی طبقه ی فرودست نسبت به اصلاح طلبان نمیشود؟(با توجه به اینکه این طبقه در انتخابات ریاست جمهوری بصورت سنتی به اصلاح طلبها نزدیکند تا اصولگراها)
بنده قبول دارم که حکومت فعال مایشا نیست اما اصلاح طلبها هم قدرت چندانی برای مذاکره و چانه زنی ندارند.
مشکل خوب یا بد بودن اصل مذاکره و شرکت در انتخابات نیست بلکه سوال اصلی اینجاست که به فرض مطلوب بودن نتیجه انتخابات مجلس و حتی ریاست جمهوری شیوه تعامل با شورای نگهبان و نیروهای نظامی چگونه هست؟و ...
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: الان وقت مناسب برای مذاکره نیست اما اگر اصل را بپذیریم وفت آن دیر یا زود و چه بسا زود به دست خواهد آمد در حالی که با نفی آن هیچگاه به این مرحله نخواهیم رسید.
۲۹ خرداد ۱۳۹۰ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply
علی :
اینا حرف بازی سیاست و ژورنالیسم و ...است..
واضحه که با شرایط حاکم قدرت کجا خوابیده و اجازه کوچکترین حرکتی که به تقسیم منابع مهم قدرت و ثروت و پایگاههای اجتماعی و .. را به هیچ گروهی نمی ده ...
به نظرم بهتره پامونو بکشیم بیرون از این بازی پرسوز و گداز و در عین حال پربها..فعلا هرجا هستیم تا حد امکان حقمونو بگیریم.. تا وقتی که اکثریتی از مردم بیان بیرون که دیگه این سیستمو نمی خوایم .. اگه این اکثریت عظیم باشه کاریش نمی شه کرد..
تو شرایط فعلی علاوه بر حرکت مطالبه محور(هر جا هستیم تا حدامکان حقمونو بگیریم) مهم گسترش آگاهیه تا سر بزنگاه تا حد امکان کم اشتباه کنیم....
///////////////////////////////////////////////
عبدی: در مورد مفهوم کلمه آگاهی در کامنت شما در آینده یادداشتی تقدیم می کنم.
۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ۶:۵۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1335