آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۳۰ خرداد ۱۳۹۰

فراتر از خبر؛ضرورت سخن به موقع و مربوط

فراتر از خبر
ضرورت سخن به موقع و مربوط
هنوز جامعه از تب و تاب خبر تجاوز دسته‌جمعی در خمینی شهر نیفتاده بود که خبر مشابهی در یکی از روستاهای شهرستان کاشمر منتشر و تبدیل به تیتر اول مطبوعات و سایر رسانه‌ها و موضوعی برای گفتگوهای میان مردم شد و در ادامه هم خبری از گرگان منتشر شده است. رسانه‌ای و خبری شدن این‌گونه اتفاقات می‌تواند مثبت باشد و ذهنیت مردم و مسئولان را متوجه ابعاد مسأله نموده تا با بحث و گفتگوهای جمعی، راه‌حل‌هایی برای کاهش مشکل و حل مسأله پیدا کرد، ولی اگر قضیه به نحو درستی مطرح نشود، جز اغتشاش ذهن و کاهش اعتماد و رضایت اجتماعی، نتیجه‌ی دیگری را نباید انتظار داشت. زیرا گام اول درمان هر بیماری، تشخیص درست آن است و در مرحله‌ی بعد تجویز مناسب، می‌تواند بیمار را درمان کند. ولی اگر تشخیص درست نباشد، به طور طبیعی هیچ تجویزی هم مناسب و موثر نخواهد بود.
اگر به یاد داشته باشیم سال گذشته، دو مورد دیگر در شهرهای اطراف تهران رخ داد، در یک مورد زنی مدعی شد که چندین نفر به او تعرض کرده‌اند. و مورد دیگر هم در لواسانات، چند نفر با هجوم به خانه‌ای و با هدف انتقام‌گیری، زنی را مورد تعرض قرار دادند. تا آن‌جا که به خاطرم می‌آید، مورد اول علی‌رغم رسانه‌ای شدن گسترده، منجر به حکم متناسب با ادعا (حکم تجاوز، اعدام است) نشد، زیرا ادعای مذکور اثبات نگردید و نکات دیگری عنوان شد ولی دومی منجر به صدور حکم گردید.
در جریان واقعه‌ی خمین‌شهر و کاشمر، اظهاراتی شد که در حد مقدور در این یادداشت، بررسی و نقد می‌شود.
1. اولین نکته، مخالفت عده‌ای با رسانه‌ای شدن این رویداد، تحت عنوان اشاعه‌ی فحشا یا آبروریزی فرد یا منطقه است. این ایده غلط است. زیرا رسانه‌ای شدن این گونه اخبار مصداق اشاعه‌ی فحشا نیست. بلکه رسانه‌ای شدن یک پدیده‌ی ناهنجار، مقدمه‌ی لازم دست‌یابی به راه‌حل برای آن ناهنجاری است. اتفاقاً تجربه نشان می‌دهد که در هر دو مورد اخیر، تا هنگامی که موضوع رسانه‌ای نشود، حساسیت‌های لازم برای پیگیری و نیز پیدا کردن راه‌حل به وجود نمی‌آید. ضمن این‌که پرهیز از رسانه‌ای کردن، چیزی جز پوشاندن واقعیت‌های ناخوشایند نیست. این کار(عدم انتشار خبر) اگر در سطح اخبار فردی رعایت شود مناسب است، ولی در سطح اجتماعی مطلوبیتی ندارد. نتیجه جلوگیری و مخالفت با رسانه‌ای شدن خلاف‌ها را می‌توان در وضعیت فوتبال ایران دید که هیچ روند و برنامه‌ی جدی‌ برای مقابله با تخلفات و فساد در فوتبال صورت نمی‌گیرد و هر چه هست در پشت پرده‌ها می‌گذرد. در حالی که برای پاک شدن فوتبال یا هر محیط دیگر، چاره‌ای جز علنی و رسانه‌ای شدن وجود ندارد. رسانه ای شدن رویداد خمینی شهر نیز به منزله‌ی آبروریزی فردی یا منطقه‌ای نیست، بلکه فارغ از افراد درگیر ماجرا یا منطقه‌ی وقوع جرم، در پی اجتماعی شدن مسأله و پیدا کردن راه‌حل آن است.
2. نوع و شیوه اظهارنظر درباره‌ی پدیده‌ای چون جنایت خمینی شهر، باید از دو حیث زمانی و جایگاه شخص اظهارنظرکننده، رعایت شود. فرض کنیم که جوان خانواده‌ای بر اثر برخی بی‌احتیاطی‌ها فوت کرده باشد. روشن است که در روزهای بعد از فوت، همه‌ وظیفه دارند که هنگام روبه‌رو شدن با خانواده‌ی آن جوان، صرفاً تسلیت گفته و دلداری دهند و ذکر و یاآوری بی‌احتیاطی‌های آن‌ جوان جز آن که نمک بر زخم خانواده عزادار می‌پاشد، نتیجه‌ی دیگری ندارد. اگر کسی تصادف کرده و مجروح روی خیابان افتاده، در آن لحظه بحث درباره‌ی علت تصادف و تعیین مقصر، کار نا‌به‌جایی است. بلکه باید او را به بیمارستان رساند و سپس به این موارد رسیدگی کرد. هم‌چنین گوینده‌ی نظر باید به جایگاه و مسئولیت خود توجه کافی داشته باشد. وقتی یک پزشک بالای سر مجروح حاضر می‌شود، وظیفه‌اش درمان اوست. تعیین یا اظهارنظر درباره‌ی مقصر بودن یا نبودن آن مجروح، یا علل بروز درگیری منجر به جراحت وظیفه‌ی او نیست. در جریان خمینی شهر، هیچ‌کدام از دو نکته‌ی فوق رعایت نشده و همین امر موجب بروز اختلال در فضای تحلیلی و ادراکی واقعه شده است. عده‌ای خیلی سریع به علل این حادثه، آن هم به سهم قربانیان در این جنایت پرداختند و در این راه چنان زیاده‌روی کردند که گویی جانیان واقعه باید طلبکار محسوب شوند و بی‌اختیار به یاد استدلال‌های مردان متجاوز به آن خبرنگار زن در میدان تحریر قاهره افتادم! از سوی دیگر کسانی به علت‌یابی واقعه مشغول شدند که وظیفه‌ی اصلی آنان چیز دیگری‌ بود. برای نمونه پلیس وظیفه‌ی مشخص تأمین امنیت و دستگیری متجاوزان و ارجاع آنان به دادگاه را دارد. قاضی نیز وظیفه‌ی رسیدگی له اتهام بر اساس قانون را دارد و علت‌یابی و تحلیل اجتماعی، به عهده‌ی جامعه‌شناسان و سیاستمداران و رسانه‌هاست. ولی هنگامی که پلیس علت‌یابی کند، و بجای پلیس اصحاب رسانه با پیگیری خود، در صدد بازداشت افراد و متهمین باشند! در واقع هیچ چیز در جای خودش قرار ندارد و به طور طبیعی اظهارات این گونه افراد اثرگذاری مناسبی در جامعه نخواهد داشت.
3. برخی اظهارات انجام شده، مرتبط با وظیفه‌ی گوینده بوده ولی از دقت کافی برخوردار نبوده. مثلاً این که یک مقام قضایی اعلام کند که از این پس نحوه‌ی برخورد دستگاه قضایی با این موارد عبرت‌آموز خواهد بود، از این جمله اظهارات است. نحوه‌ی برخورد دستگاه قضایی در هر مورد باید مطابق قانون باشد، و قانون هم در این مورد ثابت بوده و تغییری نکرده است. بنابراین دستگاه قضایی وقتی می‌تواند تغییر رویه و برخورد دهد که پذیرفته شود نحوه‌ی برخوردهای پیش از این مطابق قانون نبوده و از حال به بعد هم به گونه‌ای دیگر خواهد بود. یا این که پیش از این مطابق قانون بوده ولی از حالا به بعد چنین نخواهد بود. روشن است که این گونه اظهارات کمکی به درک و حل مساله نمی‌کند.
4-مهم‌ترین نکته که در جریان رویداد خمینی شهر مطرح شد، تاکید بر نقش قربانیان در وقوع تجاوز بود. عده‌ای با طرح رفتار و پوشش قربانیان، مسئولیت مهم را به گردن آنان انداخته‌اند و عده‌ای دیگر با تمسخر این ایده، به کلی منکر ماجرا شده‌اند و بیشترین واکنش‌ها پیرامون این دو دیدگاه است که حالت تخاصم نیز داشتند. بحث و بررسی این دو نظر و بیان معنا و ماهیت مسئولیت هر یک از طرفین، نیازمند یک یادداشت مستقل است که جداگانه به آن پرداخته خواهد شد.
منتشر شده در اعتماد 31-3-1390


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

حسین :

جناب آقای مهندس عبدی
بادرودفراوان
احتراما درادامه فرمایشات حضرتعالی نکاتی چند به استحضار می رسانم
الف-مطابق گزارشات اعلام شده این چند جوان در باغی جهت جشن تجمع کرده بودندکه این خود گویا این موضوع است که این چند نفر در کوچه وخیابان با پای پیاده یا وسایل عمومی تردد نکرده اند که خیلی در چشم رهگذاران آماده تهاجم باشند وازطرفی نیز گفته شده یکی از افراد مهاجم ازطریق بالا رفتن از دیوار باغ به تماشای خانمها مبادرت نموده است!!!حال شما وخوانندگان قضاوت کنند آیا دیوار برای این کشیده نمی شود که سایرین به حریم شخصی افراد دسترسی نداشته باشند پس این که گفته شود این افراد به علت بد پوششی مورد تهاجم قرار گرفته اند حرفی یکسره باطل است چون همه در خانه های شخصی خودشان پوششی بسیار متفاوت از بیرون دارند وحتی در مهمانی که صرفا خانمها هستند باز هم پوششی متفاوت دارند وآیا بالا رفتن اینچنین افرادی ازدیوار وانجام چنین جنایت هولناک انسانی (واقعا جنایت هولناک انسانی )که حتی در زمان جنگ بین دوکشور نیز پیگرد جنایت جنگی داردتوجیه پذیراست؟
2-گفته شده که این افراد از ارذل واوباش سابقه دار هستند براستی این پرسش پیش می آید که در دفعات قبلی جرمهای به وقوع پیوسته این افراد باز هم بانوانی با پوشش نامناسب نقش داشته اند؟یا ؟؟
3-با این افراد سابقه دار، در زندان چه رفتار تربیتی و ارشادی ویا تنبیهی شده است که باز هم پس از آزادی با این درجه از وقاحت به کارهای مشابه وحتی وقیح تر دست می زنند؟
4-روزنامه ها وسایر اصحاب رسانه ها به عنوان بخشی از وجدان عمومی جامعه آیا به رسالت خود عمل کرده اند؟
5-دستگاههای مسئول دولتی وحکومتی چه میزان در این باره اقدام کرده اند؟که البته همانطور که شما فرمودید در این مورد با بی رحمی تمام چنان به قربانیان تاخته شد که بخشی وجدان عمومی نیز متحیر مانده است؟
6-این فرض که پوشش خانمها در ایجاد فعل جنایت نیز نقش دارد آیا صحیح است طوری صحبت شود که مجازات پوشش نامناسب تجاوز به عنف است ؟ومسئول اجراآن نیز عدهای یاغی است؟
7-درموارد مشابه بخصوص مورد اخیر در کاشمر آیا باز هم بد پوششی یک زن روستایی موجب این اتفاق گردیده است؟
جناب آقای مهندس از طولانی شدن این متن از شما وسایر خوانندگان پوزش خواسته ولی این موضوع بسیار مهم وکلیدی می باشد که متاسفانه امکان دارد بازدر اطراف هرکسی این اتفاق تکرار شودودر همین جا نوشتار فروپاشی جامعه که قبلا مرقوم فرمودید به همه دوستانی که نخوانده اند توصیه می کنم.

۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ بֽظֽ | Reply

امید - ب :

اگر این اتفاق در یک کشور غربی افتاده بود ، فکر میکنید مقامات چگونه آن را رسانه ایی و نسبت به آن موضعگیری میکردند؟

۱ تیر ۱۳۹۰ ۰:۱۳ بֽظֽ | Reply

حجت :

سلام
آقای عبدی برایم این سوال پیش آمده که جرا مردم نسبت به اینگونه حوادث عکس الاعمل مناسب نشان نمیدهند ؟آیا جامعه دارد خشونت گرا میشود؟آیا سرمایه های اجتماعی ازبین رفته یا درحال از بین رفتن است؟و....
////////////////////////////////////////////////////
عبدی: در غیاب نهاد مدنی که مردم در آن متشکل و هویت یافته شوند چیزی به عنوان مردم وجود ندارد مگر افراد منفرد که حداکثر نق خواهند زد.

۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام.
جرم های مختلف در هر جامعه ای صورت ميگيرد وميتوانيم بگوئيم که جامعه بی جرمی درجهان وجود ندارد. مسئله مهم نمودار پيشرفت ويا کاهش وقوع جرم ونحوه برخورد مسئولان انتظامی واجرائی وقضائی مقننه و ورسانه ای کشور در برخورد با اين تغييرات است. ميتوان گفت که هرکدام از مسئولان کشور با توجه به حوزه مسئوليت خود وظيفه مختلفی نسبت به وقوع اين جرم ها دارند .مسئول بی وظيفه ای وجود ندارد. يکی از اشکالات در سيستم های اجتماعی ما اين است که زمانی که حادثه ای پيش می ايد پس از سکوت وانکارهای اوليه فقط مسئول پی گيری انرا يک ارگان ميدانيم . بعنوان مثال اگر جرمي بگونه ای که ذکر شده است واقع ميشود نيروی انتظامی وقوه قضائيه را مسئول پی گيری وتاديب ومجازات مجرم ميدانيم وساير قوا وارگان ها خود را غير مسئول مي دانند. در صورتيکه چنين نيست.مسئوليت ساير ارگان ها در نحوه برخورد ونوع مقابله با اين جرم است.
کامو کتابی دارد بنام طاعون اوميگويد زمانيکه موشها در خانه ها ميميرند همه انرا انکار ميکنند که خبری از طاعون نيست . همه چيز امن وامان است ولی زمانيکه گسترش ان انچنان شد که در خيابانها هم موشهای مرده ديده ميشود ديگر جای انکار طاعون وجود ندارد. اين ويژگی شهر ومسئولان شهر اوران است که نه درخت دارد ونه کبوترو همه چيز از ضرورت کسب وکار تبعيت ميکند ومسئولان ان در ابتداجز انکار طاعون چيزی نميگويند. پس از گسترش طاعون بفکر معالجه می افتند که ديگر دير شدهاست ودکتر ها هم طاعون ميگيرند. من فکر ميکنم جامعه امروز ما شباهت زيادی با شهر اران دارد. نمونه ای که حتماٌ شما می دانيد ياد اوری کنم. در تهران جنايات سزيالی انجام شد در مورد بانوان که مسئول انرا خفاش شب لقب دادند. تا زمانيکه ده نفر در تهران گرفتار اين جانی نشده بودند کسی از وجود اين شخص خبر نداشت. وپس از دستگيری که با نشان دادن تصوير توسط مردم عادی شناسائی شد معلوم شد که اين شخص در نزديکی دانشگاه صنعتی شريف که محل عبور دانشجويانی که خانم ها بخش عمدهای از انرا نشکيل می دهند تردد زياد دارد.مسئولان ما نقش رسانه ها را در اموزش وتذکر وبررسی جرائم بسيار اندکی ميبينند. مسئولان برای حذف خود در مسئوليت وقايع واقعه را انکار ميکنند. در صورنيکه نفش واقعی مسئولان در نحوه برخورد با وقايع است نه خود واقعه. در طاعون نقش مسئولان در نحوه برخورد با طاعون است.انها که طاعون را از اسمان بزمين نياورده اند. انها با انکار وعدم بررسی انر تا جائی توسعه می دهند که قابل معالجه نيست.درخاتمه مطلبی عرض کنم. در گذشته بسيار دور جنايتکاری در تهران پيدا شد بنام هوشنگ ورامينی که چند بجه دو تا سه نفر را بقتل رساند. روزی در انزمان به راديو گوش ميکردم برنامه ای بود با حضور مرحوم دکتر هشترودی استاد رياضی معروف کشور که در مورد شخصيت اين شخص صحبت ميشد. وتکه هائی از مصاحبه با اين مجرم را هم می اورد. او ميگفت روزی در خيابان می رفتم بچه ای شيطنتی کرد شخصی به اوگفت برو خدا پدر اصغر قاتل را بيامرزد که روی شما را کم ميکرد. من بخودم گفتم هوشنگ اصغر قاتل برای خودش يک خدا بيامرزی گذاشت تو نگذاشتي. گفتم بايد کاری کنم .همان بچه اولين طعمه من شد. زمانيکه هم به نوعی برای خودشان خدا بيامرزی اينگونه ميگذارند وتبيلغ هم ميشود چرا نبايد اينگونه وقايع گسترش نيابد؟قضاوت ومجازات جای خودش نوع برخورد تمام ارگانهای ما در مشکلات اجتماعی اشکالات فراوان دارد.






۳ تیر ۱۳۹۰ ۱:۰۴ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1347