چند پرسش از سوی روزنامه شرق مطرح شد تا پاسخ کوتاهی داده شود که در تاریخ 19-3-1390 این روزنامه منتشر شد.
«بیشتر مشغول چه کارهایی هستید؟ ظاهراً کمتر مینویسید، چرا؟ مهمترین دغدغهی فکریتان این روزها چیست؟ چه مسائلی بیشتر ذهنتان را درگیر میکند؟ فضای سیاسی کشور را به طور کلی چهگونه میبینید؟» اینها نکاتی است که از من پرسیده شده است، و اما پاسخ:
به جز کارهای مربوط به امور روزمره و زندگی و درگیر جابهجایی منزل مسکونی، بیشتر وقتم صرف پیگیری اخبار و مطالب و تحلیلها و نیز مطالعه و گفتگو با دوستان میشود. پرسش از کمتر نوشتن من، هم واقعی است و هم غیرواقعی. به دلایل متعددی ترجیح میدهم که نوشتههایم در نشریات و رسانههای داخلی منتشر شود. ولی به علت شرایط خاص این رسانهها، طبعاً امکان نوشتن با ویژگی گفته شده کمتر است، ضمن اینکه در این فضا پرداختن به هر موضوعی هم چندان سهل و ساده نیست. البته من چندان هم کم نمینویسم، تقریباً هر هفته به طور متوسط دو مطلب (نوشته یا مصاحبه) دارم و این رقم کم نیست، ولی چرا میگویند که کم مینویسم؟ دلیل این است که نحوهی نوشتن من به گونهای است که در این فضای ملتهب و احساسی به چشم برخیها نمیآید و شاید همهی مخاطبان را پوشش ندهد و بنده هم اصراری بر تغییر این شیوه از نوشتن ندارم.
دغدغهی من هم مثل بسیاری از دیگران این است که با ادامهی این وضع و مسیر، چه سرنوشتی را باید برای میهن خود انتظار داشته باشیم؟ هرچند نوع دغدغهی من از این حیث که متوجه هر دو طرف ماجرا (اپوزیسیون و پوزیسیون) است، تا حدی با دغدغهی دیگران متفاوت است. توجه من بیش از این که به حکومت و ساخت قدرت معطوف باشد، به منتقدین است و گمان میکنم که این طرف ماجرا باید عقلانیتر، آگاهانهتر و با تحلیلتر نسبت به مسایل برخورد کند. به ویژه آن که فضای سیاسی موجود از مسیر عقلانی و تعامل خارج شده است و ادامهی مسیر در این فضا به گونهای خواهد بود که انتظار رویدادهای مثبت را نمیتوان داشت. علیرغم این، گمان میکنم که تغییراتی که در ماههای گذشته رخ داده است، امید به آینده و دسترسی به تفاهم ملی را افزایش داده است، هرچند نه در کوتاه مدت.
منتشر شده در روزنامه شرق 19-3-1390