آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۶ تیر ۱۳۹۰
دغدغه آینده
«بیشتر مشغول چه کارهایی هستید؟ ظاهراً کمتر مینویسید، چرا؟ مهمترین دغدغهی فکریتان این روزها چیست؟ چه مسائلی بیشتر ذهنتان را درگیر میکند؟ فضای سیاسی کشور را به طور کلی چهگونه میبینید؟» اینها نکاتی است که از من پرسیده شده است، و اما پاسخ:
به جز کارهای مربوط به امور روزمره و زندگی و درگیر جابهجایی منزل مسکونی، بیشتر وقتم صرف پیگیری اخبار و مطالب و تحلیلها و نیز مطالعه و گفتگو با دوستان میشود. پرسش از کمتر نوشتن من، هم واقعی است و هم غیرواقعی. به دلایل متعددی ترجیح میدهم که نوشتههایم در نشریات و رسانههای داخلی منتشر شود. ولی به علت شرایط خاص این رسانهها، طبعاً امکان نوشتن با ویژگی گفته شده کمتر است، ضمن اینکه در این فضا پرداختن به هر موضوعی هم چندان سهل و ساده نیست. البته من چندان هم کم نمینویسم، تقریباً هر هفته به طور متوسط دو مطلب (نوشته یا مصاحبه) دارم و این رقم کم نیست، ولی چرا میگویند که کم مینویسم؟ دلیل این است که نحوهی نوشتن من به گونهای است که در این فضای ملتهب و احساسی به چشم برخیها نمیآید و شاید همهی مخاطبان را پوشش ندهد و بنده هم اصراری بر تغییر این شیوه از نوشتن ندارم.
دغدغهی من هم مثل بسیاری از دیگران این است که با ادامهی این وضع و مسیر، چه سرنوشتی را باید برای میهن خود انتظار داشته باشیم؟ هرچند نوع دغدغهی من از این حیث که متوجه هر دو طرف ماجرا (اپوزیسیون و پوزیسیون) است، تا حدی با دغدغهی دیگران متفاوت است. توجه من بیش از این که به حکومت و ساخت قدرت معطوف باشد، به منتقدین است و گمان میکنم که این طرف ماجرا باید عقلانیتر، آگاهانهتر و با تحلیلتر نسبت به مسایل برخورد کند. به ویژه آن که فضای سیاسی موجود از مسیر عقلانی و تعامل خارج شده است و ادامهی مسیر در این فضا به گونهای خواهد بود که انتظار رویدادهای مثبت را نمیتوان داشت. علیرغم این، گمان میکنم که تغییراتی که در ماههای گذشته رخ داده است، امید به آینده و دسترسی به تفاهم ملی را افزایش داده است، هرچند نه در کوتاه مدت.
منتشر شده در روزنامه شرق 19-3-1390

امید فردا :
جناب عبدی با سلام ، فکر میکنم که گرایش به مصالحه و تعامل با حکومت در بین منتقدین کاملا به چشم می آید و اما این حکومت است که به دلایل متعدد میل به تعامل را از دست داده است نشانه ی روشنش هم واکنش ها به گفته های آقای خاتمی .
////////////////////////////////////////
عبدی: شاید درست باشد اما ایرادی به این ایده محسوب نمی شود احتمالا قوت آن نیز هست.
۲۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
ماهگون :
من فكر ميكنم دولت به آنچه ميخواسته دست يافته...يعني دارد گام به گام با نقشه جلو ميرود...ارعاب روشنفكران به هر شكل، ارعاب مردم با شيوع و تبليغ خشونتهاي خود به منظور پرهيز از آه كشيدن علني، و كش دادن مسافت دو ماراتون با مردم...و در گير كردن آنان به روزمرگي...كلا پرهزينه كردن نفس كشيدن و رضايت هر جنبندهاي به مرگ يا مدارا...اينطوري كسي تا پايان اهداف سند چشم انداز مزاحم حكومت نميشود...و آن موقع هم، همه مطيع ، مبهوت و تسليم قدرت مطلقهي خاورميانه خواهند شد...
اگر تحولي در مشاورين حاصل نشود...آنوقت با اين عزم دوجانبه بايد نگران بود...هر چند كه ايران نه ليبي است نه سوريه...و البته نه مصر...به هر حال گمان ميكنم هزينهها تا يك مرزي بايد بالا برود تا يك قطره توي حلق مردم چكانده شود...اما اگر بخواهد افسار از دست در برود آنوقت يك معركهي ديگر جور خواهند كرد كه كلي وقت كشي و هزينه از جيب ملت هدر برود تا اين چند سال باقي عمر سپري شود و تا زندهايم آبرويمان حفظ بماند.
۲۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
کامران :
با سلام
به نظر شما رسیدن به یک "تفاهم ملی"، گذشته از سایر شرایطی که لازم دارد، بدون تغییر موازنه قوا از طریق فشار از پایین میسر است؟
ممنون
/////////////////////////////////////////
عبدی: موازنه قوا بناچار به فشار پایدار تبدیل می شود.
۲۶ تیر ۱۳۹۰ ۹:۳۹ قֽظֽ | Reply
مسیح :
ابتدا باید بگویم که روی صحبت من شما نیستید بلکه پرسشی را مطرح کرده ام که مایلم پاسخ شفاف شما را درباره آن بدانم.
پرسش این است: چرا شرکت نکردن در بازی های پوزسیون گویی تابویی اساسی برای بسیاری کنش گران سیاسی ایران است؟
آیا هنوز هم می اندیشید که شرکت کردن در انتخابات آینده ما برای رسیدن به دموکراسی کمک می کند؟ فکر نمی کنید که دلیل آن که مخالفان تاکنون حتا یک امتیاز عینی از حکومت نگرفته اند همین تاکتیک های اشتباه (یا شاید معامله های پنهانی) رهبران آن بوده است که انرژی و پتاسیل مخالفان را هرز بردند؟
چرا آقای خاتمی که شما تقریبا از سخنانشان حمایت کردید گفتگو با حاکمیتی که در اظهار نظرهای رسمی اش تاکنون حتا وجود مخالفان را به رسمیت نشناخته و از اساس انکار می کند و از هر فرصتی برای تحقیر مخالفان استفاده می کند چنین از موضع ضعف سخن می گوید؟
من به هیچ وجه با مواضع رادیکال و شعاری بدون پشتوانه نظیر آقای واحدی موافق نیستم اما به باور من حتا اگر تحریم انتخابات با این شرایط کاملا بی فایده باشد شرکت در آن نه بی فایده که مضر است.
////////////////////////////////////////////
عبدی: از نظر من شرکت در هر بازی پوزیسیوی امر خطاست اما منتقدین باید بازی را خودشان تعریف کنند حتی اگر خواستند در انتخابات شرکت کنند در باره آقای خاتمی هم به جمله آخر آن گفتگوی حمایتی رجوع کنید مساله حل می شود.
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۱:۵۴ بֽظֽ | Reply
hogat :
سلام اقای عبدی
به قول مرحوم بازرگان ما همه چیز میخواهیم خوبش هم میخواهیم همین الان هم میخواهیم . ما از تجربه های گذشته چیزی فرا نگرفته ایم.
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply
حسن :
با سلام
سوالی دارم و آن اینکه با توجه به مواضع قبلی تان مبنی بر نقش عنصر نفت در وقوع 2 خرداد 76 و پیشروی اصلاحات تا سال 78 ، در حال حاظر وضعیت مالی-نفتی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا در کوتاه مدت امکان پدیدار شدن عقب نشینی از طرف حاکمیت بدلیل مشکلات مالی وجود دارد؟ (مسئله سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟)
(یادم می آید در یک مقاله 3 مسئله -نحوه بازی اصلاح طلبان -قیمت نفت -اوضاع منطقه را عوامل تاثیر گذار بر حرکت اصلاحات بر شمرده بودید)
////////////////////////////////////////////
عبدی: ارزیابی من این است که هر سه مولفه ای که قدرت از رانت آنها استفاده کرده است(سیاست داخلی اصلاح طلبان و نفت و سیاست خارجی که در این مورد قبلا توضیح داده ام) در حال تغییر وضعیت هستند و سر رسید رانتهای استفاده شده در حال وصول شدن است فقط نیرویی را لازم دارد که از مدیریت این کار سربلند بیرون آید.
۲۸ تیر ۱۳۹۰ ۲:۲۴ قֽظֽ | Reply
کامران : در جواب کامران
آقای عبدی سوالم را به گونه ای دیگر مطرح می کنم چرا که پاسخ شما، پاسخ به من نبود. آیا بدون وجود فرد یا افرادی که توان بسیج اجتماعی داشته باشند، رسیدن به یک تفاهم "ملی" میسر است؟
//////////////////////////////////////////
عبدی: وجود چنین چیزی شرط لازم است هر چند کافی نیست.
۲۸ تیر ۱۳۹۰ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply
:
هرگونه تلاش برای مشروعیت بخشی به کسانی که مشروعیت ندارند خیانت به تاریخ ازادیخواهی است.
۳۱ تیر ۱۳۹۰ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1342