آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۱ تیر ۱۳۹۰

انتخابات پیش‌رو و مشارکت انتخاباتی

انتخابات پیش‌رو و مشارکت انتخاباتی

تا شروع روزهای احتمالا داغ و شاید ولرم و حتی سرد انتخابات مجلس، بیش از شش ماه نمانده است، بنابراین بحث و گفتگو درباره‌ی شرکت یا عدم شرکت گروها‌ی سیاسی بیش از گذشته مطرح می‌شود. به ویژه آن که این انتخابات اولین آزمونی است که پس از انتخابات سال 1388 برگزار می‌گردد و از آن جا که در این دو سال مطالعات معتبری درباره‌ی ذهنیت مردم و افکار عمومی صورت نگرفته و چه بسا امکان انجام چنین مطالعاتی هم وجود نداشته است، از این رو نگاه همه‌ی نیروها نسبت به میزان مشارکت و جهت‌گیری مردم در رأی دادن، با حدس و گمان و تردید همراه است. هرچند انتخابات مجلس از بسیاری جهات با انتخابات ریاست‌جمهوری تفاوت دارد، ولی این انتخابات از چند جهت اهمیت خاص خود را دارد. اول این که آزمونی میدانی برای شناخت رفتار و واکنش مردم درباره‌ی کلیت انتخابات، پس از سال 88 است. به ویژه آن‌که این بار نقش و سهم رسانه‌های فرامرزی، چون ماهواره و اینترنت نیز در شکل‌دهی افکار عمومی و رفتار مردم بسیار بیش از گذشته خواهد بود. بنابراین وضعیت انتخابات پیش رو برای کلیت نظام سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است. دوم این که مجلس و ترکیب آن نیز برای جناح‌های سیاسی داخلی حکومت مهم است و هرکدام از آن‌ها سعی می‌کنند این ترکیب را به نفع خود شکل دهند، ولی به دلایل متعدد ممکن است این کوشش به نوعی به رودررویی سیاسی ـ قضایی و ردصلاحیتی نیز بینجامد و آثار آن به حوزه‌های دیگر نیز کشیده شود، همچنان که تاکنون چنین بوده است. نکته‌ی سوم این که برخی افراد از گذشته‌ی دور اسب خود را برای ریاست جمهوری سال 92 زین کرده‌اند، و انتخابات پیش روی مجلس بهترین میدان برای حضور در دور مقدماتی این مسابقه بوده است. هرچند این احتمال را هم نباید از نظر دور داشت که تنش‌های سیاسی موجود به جایی رسد که انتخابات ریاست‌جمهوری زودرس هم الزامی شود. و بالاخره این که منتقدین هم از جهت چگونگی تاثیر رفتارشان در مشارکت و عدم مشارکت مردم نگران هستند چون بر حسب نتیجه‌ای که به دست می‌آید وزن سیاسی آنان در جامعه محک زده می‌شود.
در این میان یکی از مهم‌ترین نکات انتخابات مجلس، حضور یا غیبت نیروهای اصلاح‌طلب در آن است، نیروهایی که بخش اصلی آنان یا در زندان و حصر هستند یا در عمل مانع از فعالیت عمومی آنان می‌شود. برای اظهارنظر در این زمینه می‌توان از سه موضع وارد شد. به عنوان یک کنشگر اصلاح‌طلب، به عنوان یک مشاور برای حکومت و به عنوان یک تحلیل‌گر ناظر و بی‌طرف. این یادداشت عمدتاً از موضع اخیر یا ناظر به موضوع نگاشته شده است. در این نگاه نه بحث درباره ادله و توصیه‌های اخلاقی موضوعیت دارد و نه حتی استنادات قانونی. از زاویه‌ی هیچ یک از دو طرف ماجرا نیز به موضوع نگاه نمی‌شود. بلکه فقط از زاویه‌ی واقع‌گرایانه یا رئالیستی به سیاست و انتخابات پرداخته شده است.
واقعیت انتخابات چیست؟ انتخابات نوعی ترازوی سیاسی برای سنجش مسالمت‌آمیز و بدون خشونت قدرت طرفین رقابت است. نیروهای سیاسی در طول چهار سال با یکدیگر رقابت می‌کنند، در رد و تأیید خود و یکدیگر سخن می‌گویند و روز انتخابات وارد وزن‌کشی می‌شوند. برگه‌های رأی معرف قدرت واقعی طرفین در جامعه است. مثل برگه‌های چکی است که معادل مبلغ نوشته شده در چک، در بانک وجود دارد. بنابراین وقوع و تداوم یک انتخابات کامل در جامعه، مستلزم تحقق دو پیش‌شرط است. اول این که اغلب گروه‌های اجتماعی و سیاسی موجود در جامعه به این نتیجه برسند که نباید در صدد حذف یکدیگر از عرصه‌ی سیاست باشند و بازی سیاست را در الگوی رقابتی پیش ببرند. باید به این نتیجه برسند که حذف یکدیگر نه‌تنها ممکن نیست، بلکه از آن مهم‌تر مفید هم نخواهد بود. جمع منافع حاصل برای جامعه و برای تک‌تک گروه‌ها از حضور و رقابت با دیگران، بسیار بیشتر است تا غیبت و حذف آنان. شرط دوم این است که برگه‌های رأیی که داخل صندوق انداخته می‌شوند، فقط برگ رأی و کاغذ نباشند، بلکه معرف قدرت اجتماعی باشند، که در صورت نادیده گرفته شدن از خود دفاع کنند. مثل چک بی‌محل نباشد. بلکه به ازای مبلغ مندرج در چک، در حساب بانکی موجودی داشته باشد.
تحقق شرط اول به ساختار سیاسی و اقتصادی و نحوه‌ی مبارزه‌ی منتقدین و نوع بازی که تعریف می‌کنند وابسته است. وقتی که ساختار جامعه زندگی سیاسی رقابتی را الزامی کرد، به همان نسبت نیز اندیشه‌ی آن در ذهن مردم جامعه رسوخ کرده و به عقیده‌ی استواری تبدیل می‌گردد. در غیر این صورت انتخابات فقط یک محمل و پوشش است، پوششی برای رسیدن به قدرت با حذف سایرین و نیز پوششی برای خوب و مردمی جلوه دادن وضعیت سیاسی. البته واقعیت انتخابات صفر و صد نیست، بلکه وضعیت هر انتخاباتی را می‌توان در طول طیفی از صفر تا صد تعیین کرد. هرچند و در هر صورت این طیف از رنگ‌های بنفش تا قرمز تشکیل شده است که در هر نقطه می‌توان رنگ انتخابات مورد نظر را تشخیص داد. شرط دوم نیز به میزان انسجام و تشکیلات و خود‌آگاهی نیروها و گروه‌های رأی دهنده مربوط می شود و به میزانی که این نیروها فاقد چنین ویژگی‌هایی باشند، وقتی رأی خود را در درون صندوق انداختند، از آن خداحافظی کرده و تا 4 سال بعد سؤالی درباره‌ی عمل خود و نتیجه‌ی آن نمی‌کنند و کسی برای چنین رایی تره خرد نمی‌کند.
بنابرابن انتخابات کامل، محصول موازنه‌ی قوای اجتماعی در یک بستر سیاسی مسالمت‌آمیز و رقابتی است و تا وقتی که موازنه‌ی قوا وجود نداشته باشد، و نیز چنین درکی از رقابت سیاسی شکل نگیرد، - که این درک هم وابسته به ویژگی‌های ساخت سیاسی است – دعوت‌های انتخاباتی نیز محلی از اعراب نخواهد داشت. تا هنگامی که جناح غالب گمان می‌کند با نادیده گرفتن و حذف دیگران می‌تواند کشور را با حداکثر منافع اداره کند، منطقاً تن به حضور دیگران نخواهد داد. و دعوت‌هایی مشابه آن‌چه رئیس مجلس مطرح کرده است، نیز در حد تعارف و با هدف کاستن از ریسک‌های احتمالی انتخابات آینده است. و از سوی مقابل نیز تا وقتی اصلاح‌طلبان یا هر گروه دیگر قدرت عینی و نه کاغذی لازم را برای حضور در این میدان ندارند، هرگونه مشارکتی با هدف کسب قدرت، منطقاً غلط و بی‌ثمر است. البته مشارکت با سایر اهداف، از قبیل حفظ نهاد انتخابات، بهره‌جویی برای طرح نظرات، یا تمرین تشکیلاتی و تغییر نسبی موازنه‌ی قوا و ... می‌تواند انجام شود. اتفاقاً انتقاد اصلی من در جریان انتخابات سال 88 به اصلاح‌طلبان این بود که ورود به انتخابات، اگر منحصر به کسب کرسی ریاست‌جمهوری باشد، غلط، غیر محتمل و بحران‌زاست. اما اگر با اهداف حاشیه‌ای ولی مهم دیگر، مذکور در فوق، باشد، ضروری و کار‌آمد خواهد بود.
اکنون هم بر همان گمان هستم. هر نیروی‌ سیاسی برای شرکت در انتخابات به هیچ وجه به اظهارات و دعوت‌ها و یا حتی طرد طرف مقابل نباید توجه کند، زیرا اگر توازن قوا وجود داشته و منتقدین برای حضور قدرتمند باشند، دعوت از آنان برای حضور در انتخابات همچون روغن ریخته را نذر امام‌زاده کردن است. هم‌چنان که رد کردن حضور آنان هم از جانب ساخت سیاسی عملی بی‌اثر است. و اگر هم منتقدین قدرت لازم را در توازن قوا نداشته باشند، دعوت از آنان نوعی تعارف است و حضور در انتخابات از موضع ضعف و برای کسب کرسی‌های مجلس؛ مثل رفتن روی سکوی توزین، پس از چند ماه رژیم گرفتن است و حتی اگر رأی کاغذی و صوری هم داشته باشند، مثل بادکنکی است که حجیم می‌نماید ولی کم وزن است و آرای کاغذی و چک‌های بدون محل دردی را از چنین حضوری دوا نمی‌کند.
با این توضیحات و به عنوان ناظر بیرونی می‌توان گفت که موازنه‌ی قوای لازم برای شرکت مؤثر اصلاح‌طلبان با هدف کسب تعداد معقول از کرسی‌های مجلس در انتخابات آینده جهت تاثیر گذاری موثر بر روند امور کشور، وجود ندارد. ولی این امر به آن معنا نیست که اولاً: در ماه‌های آینده وضعیت توازن قوا تغییر نکند. ثانیاً: با اهداف دیگری غیر از هدف فوق نتوان در انتخابات حضور داشت. بحث درباره‌ی وجه اخیر، موضوع یادداشت دیگری خواهد بود. ولی در هر حال باید با این گفته‌ی رئیس مجلس موافق بود که : «نحوه‌ی حضورشان ـ اصلاح‌طلبان ـ در صحنه‌ی انتخابات آینده بستگی به رفتارشان دارد.» اما این رفتار آن چیزی نیست که در پس ذهن ایشان است، بلکه این رفتار باید بر سیاست رئالیستی مبتنی باشد، اگر بشود.
منتشر شده در هفته نامه شهروند 18-4-1390


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

امید - ب :

درسته ، انتخابات در جایی که انتخابی وجود داشته باشه ، میتونه بهبود بخش نابسامانیها و خرابیها باشه
چون ثابت شده ، در آن کشوری که تک تک آرای مردم محترم شمرده میشه، وضع قوانین ظالمانه و به دور از عدالت، غیر ممکن میشه
هر بازی هم - وقتی اون بازی قانومند باشه - زیباست
ولی بازی ای که قانونی درش نباشه، میشه هرج و مرج و هیچکس هم به تماشای بازی هرج و مرج نمیره
واقعیت اینه که در این سالها به تجربه ثابت شده که تمام صندلیها از قبل پر شده انتخابات فرمایشی و نمایشی است
وگرنه بله هر رای مثل یه تفنگ میمونه
آقای عبدی عزیز
شما دانشجوی پیرو خط امام و انقلابی بر علیه نظام شاهنشاهی هستید
و بهتر از هر کسی میدانید که پدران ما بر علیه نظام فردی شاه انقلاب کردند تا با مشاهده ی فساد، دزدی، عدم کفایت و لیاقت وووو تقلب و فریب ، هر فردی را که نخواستند، بتوانند با استفاده از رای - بعنوان اسلحه ی مدنی خود - به پایین بکشند .... انقلاب کردند تا دیگر نظام شاهنشاهی و مجالس فرمایشی نباشد

ایا شما هم همچون اقای بهنود ، وقتی حزب رستاخیز ، سه نفر را به مردم معرفی کرد تا از بین آن سه تا ، یکی را انتخاب کنند، برای آن روز تاریخی هورا کشیدید و گفتید: من از امروز رای میدهم ؟ این ازادی از سر من هم زیاد است؟ ووووو در زمان شاه در انتخابات فرمایشی شرکت می کردید؟
از همین منظر؟

۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۰:۵۰ بֽظֽ | Reply

محمد :

با احترام
به نظر من اگر حتی (به شرط ازاد و سالم بودن )در انتخابات شرکت کنیم و انخابات هم به نسبت قبل با تخلفاتی به نسبت کمتر برگذار بشه دو سوال مطرحه:
1_کدام گروه یا شخص قادر به حل مشکلات مردم به طور خاص مخالفان و معترضان دو سال اخیر(در چارچوب نظام) هست؟
2_با توجه به این که حکومت از شرکت مردم در انتخابات برداشت یک رفراندوم تمام تمام عیار به معنی تاییدش را میکند ایا شرکت در انتخابات جز پس دادن دو دستی مشروعیت و قدرت به دست امده توسط بخش بزرگی از جامعه معنای دیگری دارد؟
نضر شما برایم مهم است

۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۰:۵۸ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام
تحولات اجتماعی همواره با حضور مردم شکل ميگيرد. اين مردم دونوع حضور می يابند يا خودشان می ايند مانند روزهای انقلاب اسلامی ايران ويا در عدم حضور انها نيروهای بيگانه بخشي مزدور راروانه ميکنند با پرداخت های انچنانی و حضور اوباش واراذل مانند انچه در 28 مرداد صورت گرفت. لذا حضور مردم در انتخابات ها ي قانوني از ضروريات است مخصوصاٌ مردمی که احساس ميکنند که ظلمی به انها شده است. اين وظيفه رهبری مردم است که نوع شرکت خود را تعيين نمايد.در انتخابات ها چند حالت بيشتر وجود ندارد . ميتوان يکی يکی انها را بررسی کرد.
1- حضور پيدا کنيم ورای بدهيم به حسن يا حسين ويا بگوئيم کانديد مورد نظر موجود نيست که اينهم خود يک گزينه است. که بنظر من عاقلانه ترين کاری است که ميتوان انجام داد . در اين رای شماری رای ما منظور ميشود حسن راي مي اورد يا حسين يا کانديد بي حضور.
2- عدم حضور است. وواگذاری ميدان به رقيب. اين برای کسی که مدافع ازادی ورای گيری قانونی بدون خشو نت واحترام متقابل به رقيب خود ميباشد پر اشتباه ترين روش است.
يين نمايند.
3- اين است که در پشت پرده سازش کنيم وچند نماينده به پذيريم وبرای چند تا بيشتر گريه وزاری کنيم ونمايشی بنام انتخابات بر گذار کنيم .که بنظرمن در مقام کسانيکه عزيزان خود را انچنان ازدست داده ومحبوش اند نمی باشد. اين خيانت به ارمانهای انقلاب اسلامی وشهدای انقلاب از شروع انقلاب تا جنگ تحميلی و بعد از ان است.
4- يک راه ديگر راه انارشيستی وابلهانه است وان اين است که تصور کنيم اين انتخابات را می توانيم بر هم زنيم واز اين بر هم زدن قبائی برای خود بسازيم. خيلی صريح عرض کنم از راه انارشيستی براي جامعه وحتی برای گردانندگان حاصل نميشود جز نکبت ودرماندگی وتخريب. لذا بهتر است در راه اول با هوشياری وشور ونشاط وبا شرکت هرچه بيشتر تما طبقات شرکت کنيم. رای من به نماينده مورد نظر موجود نيست بدون هرچونه شعار وتظاهری ميباشد. هرکس شعار داد با نيروی انتظامی در دستگيری او همراهی کنيد که از شما نيست.

۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

:

شاید حتی بهتر باشد که اصلاح طلبان قبل از رسیدن به کرسیهای مجلس از این فرصتها استفاده کنند و غلطهای خود را بگیرند.
اما بعد از انتخاب هدف باید با انتخاب روش پرداخت
آیا شما معتفدید که روش هایی وجود دارد که مشارکت طرفداران اصلاح طلبان را به انتخابات جلب کرد؟

۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ بֽظֽ | Reply

مهران :

با سلام آقای عبدی چرا بزرگان اصلاحات از ظرفیت فضای مجازی به درستی استفاده نمیکنند. در فضای چند ساله اخیر توقیف مطبوعات قطعا فضای مجازی میتواند یکی از موثرترین راهها باشد . خواهشمندم از کسانی چون حجاریان شمس قوچانی و...بخواهید حضور خود را در فضای مجازی به صورت گسترده هرچه سریع تر شروع کنند

۲۳ تیر ۱۳۹۰ ۰:۰۱ قֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام
انتخابات اينده از اهميت بيشتری از انتخابات رياست جمهوری گذشته دارد. چرا در ان انتخابات عملکرد نيروهای حکومتی در تاثير گذاری برنتايج از ابتدا با اين شدت معلوم نبود. مردم قبل از انتخابات يک انتخابات عادی در حد توان وجريانات سياسی داخلی کشور ارزيابی ميکردند..بعد از انتخابات بود که عملکردی خارج ازعرف سياسی داخلی معمول از خود ودر بين خود نشان دادند. ونشان دادند که قدرت های بزرگ سياسی واقتصادی حاکم که مست پارو کردن در امد هاي نفتي بي حساب وکتاب دولت بوده اند غير از خود کسی را نمی پذيرند. حال با اين گذشته نوشته شده ودانسته شده ديگر جای شکی نيست که حاکميت نيروهای اصلاح طلب را فقط در اصطلاح ما بعنوان نخودی سياسی می پذيرد. که سر گرم باشند و تنور انتخابات را داغ کنند .نه بيش از ان. جمله اقای لاريجانی نيز همين مطلب را ميرساند . نحوه حضور اصلاح طلبان به نحوه رفتار اينده انان دارد. اين درست مانند ان است که مادری به بچه خود ميگويد اگر امشب سر ساعت بخوابی ورختخواب خود را خيس نکنی فردا يک اب نبات چوبی خروسی برايت ميخرم. از همان اب انبات هائی که خود ايشان در گذشته مثال اوردند.
با توجه به مطالب عرض شده انتخابات اينده از اهميت ويژهای در تاريخ اينده انتخاباتی کشور دارد. حاکميت سعی ميکند خود را دوشاخه نمايد واصلاح طلبان را حذف کند وخود بعنوان رقيب عمل نمايد که با توجه به برخی ماهيت های افشا شده برای اينده اسلامی و سياسی واقتصادی کشور خطرناک است. لذا هرگونه نفی شرکت در انتخابات عملی برخلاف منافع اسلامی وانقلاب وسياسی واقتصادی کشور وواگذاري ميدان به حريف مست از ثروت وقدرت است. از طرف ديگر همراهی با اين شروط ووعده های خروس نشان ممکن نيست. اقايان دست پيش را گرفته اند که پس نيافتند. لذا شرکت کليه مردم با شور ونشاط و جدا از شعار وهمکاری با نيروی انتظامی در انتخابات امری لازم است. رائی که می دهند به رهبريت انها بستگی دارد.

۲۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply

حبیب. ت :

با سلام جناب عبدی
یاداشت تحلیل درستی بود منهای اینکه برای اجرایی بودن شرط دوم، یعنی نظارت دموکراتیک و مردمی بر روند کارکرد مجلس، یا کاغذی و بی محتوا نبودن بار و جرم اوراق رأی، لازم است که نه تنها احزاب سیاسی پایدار و اصولمند وجود داشته باشند بلکه این احزاب باید بر رأس هرم نهادهای مدنی و صنفی و ngo ها قرار داشته باشد که فعلاً در جامعه ما غایبند. تا این وضعیت هست ما یا انتخابات به معنای واقعی نخواهیم داشت و در عوض مجلسی که «ذیل امو هم نخواهد بود تا چه رسد به رأس امور » فرمایش خواهیم داشت و هر انتخاباتی به فرایند حذف و حذف، تبدیل و یا فقط به نمایشی صوری تبدیل خواهد شد.
با اجازه کامنت مفصلتر را برای بخش یا بخشهای بعدی این یاداشت میگذارم

۲۴ تیر ۱۳۹۰ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply

حسن :

اگر درست متوجه شده باشم ، منظور شما این است که ما در حال گذار هستیم و با داشتن یک افق دور دست از موانعی که در سر راه وجود دارد باید عبور کنیم و مثلا بیاییم و برای حفظ اصل انتخابات در آن شرکت کنیم و سهم خواهی از نوع اکثریت نداشته باشیم و کارهای پایه مانند کسب رای با پشتوانه را دستور کار قرار دهیم و در کل برای آینده برنامه ریزی بلند مدت داشته باشیم ، این بخش تئوری قضیه بود که با شما موافقم ، حال برسیم به زمینه عملی قضیه : ما مردمی داریم که مهمترین مسئله تضاد و اختلاف بین آنها هست ، اکثرا از سیاست متنفر هستن و مشغولیت فکری سیاسی ندارند و اقلیت باقی مانده یکسری از این ور بام افتادن و بقیه از آن سر بام .
این تضاد و تباین در همه حوزه ها هست و قدرت هم دانسته بر این اختلاف در حوزه های مختلف می افزاید تا فضای تنفسی برای خود ایجاد کند و حضور خود را توجیه.
اتفاقی که افتاد این بود که در انتخابات 88 و جنبش سبز ، بخش بزرگی از این خواست ها توانستند خود را به هم نزدیک کنند (همان طور که در سال 76 این اتفاق افتاد ) و در نتیجه فضای تنفس قدرت کوچک شد و قدرت مجبور است برای حفظ خودش این مجرای تنفسی را باز کند
حال دو بینش این جا پدیدار می شود : عده ای می گویند باید از فرصت موجود استفاده کرد و تا زمانی که نحوه تنفس قدرت تصحیح نشده ( منافع آن همراستا با منافع مردم نشده ) باید فشار را بر قدرت افزود ،
عده دیگری امیدی به روش پیش گفته ندارند و می گویند باید فشار را به طور حساب شده از قدرت برداشت و در طول زمان راه تنفسی قدرت را اصلاح کرد،
عده دیگری هم هستند که اصلا تو باغ نیستند و گذران عمر می کنند و در هر برهه بر اساس جو تصمیم می گیرند که چه کنند (این گروه آخری که اتفاقا کم هم نیستند به اصطلاح نون به نرخ روز می خورند، گروه تاثیر گذاری هستند چرا که به لحاظ بزرگی این گروه، هر گروهی (حتی قدرت) بتواند روی آنها تاثیر بگذارد می تواند مسیر کل جامعه را تعیین کند)
دو گروه اول روش های همدیگر را در تقابل هم می بینند و در اینجاست که نظر گروه سوم مهم و تعیین کننده می شود
پس می بایست گروه های اول و دوم نظرات خود را به جامعه عرضه کنند (مخاطبان خود) و در نهایت براساس خرد جمعی کل مخاطبان عمل کنند نه عقب تر و نه جلوتر
بدین ترتیب چه در انتخابات شرکت شود (با اهداف پیش گفته) و چه تحریم شود ، یک هدف بزرگ بدست آمده و آن ارتباط اندام وار با جامعه است و طبیعی است که سود و زیان آن متوجه کل جامعه خواهد بود و به رشد و بلوغ جامعه کمک خواهد کرد
اما به نظر من فضای جامعه برای چنان عقلانیتی ( شرکت در انتخابات با اهداف پیش گفته شده) مساعد نیست و جامعه کم حوصله تر از آن است که چنین تصمیمی بگیرد و بدنبال راه های کوتاه تر می گردد،
به نظر من وظیفه ما این است که راه هایی را در مقابل جامعه قرار دهیم که ضمن همراهی بیشتر جامعه با آن عافیت بیشتری را برای جامعه به همراه داشته باشد و نه اینکه ما بگیم ما راه درست را به جامعه نشان دادیم اما جامعه به هر دلیل آن را قبول نکرد !

۲۸ تیر ۱۳۹۰ ۱:۵۶ قֽظֽ | Reply

صادق :

جناب آقای عبدی!
آیا فکر میکنید در این مدت کوتاه تعییر بزرگی در سیاست های دو طرف و یا صریحتر بگوییم جناب در قدرت صورت بگیرد. در حال حاضر که این جناح خود در حال درگیری های داخلی خودشان هستند و عنایتی به اصلاح طلبان و مردم ندارند.

۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1353