آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۵ تیر ۱۳۹۰
دگرگونی در خشونتهای فردی
دگرگونی در خشونتهای فردی
جامعهی بدون خشونت دیده نشده است و از میان رفتن خشونت نیز بعید است. به ویژه خشونتهای فردی در همهی جوامع کمابیش دیده شده است. ولی جوامع را میتوان برحسب میزان خشونت فردی یا کیفیت و رشد این خشونت در آنها طبقهبندی کرد. در جامعهی ما نیز خشونت فردی وجود داشته است و در آینده هم وجود خواهد داشت، ولی کمیت و کیفیت آن در حال تحول و دگرگونی است، که در این یادداشت به دو مورد تحول رخ داده در خشونت فردی در جامعه ایران اشاره میشود.
شدیدترین وجه خشونت، قتل است، که در دههی گذشته، تعداد و نسبت قتلهای خانوادگی به طرز چشمگیری افزایش یافته است، به طوری که زنگ خطر آن مدتهاست به صدا درآمده است. نمونه و تغییر دیگر نیز وجود قتلها و رفتارهای به غایت خشن در میان اقشار تحصیلکرده از جمله دانشجویان است، که کشتن فجیع یک دانشجوی پسر به دست دانشجوی دیگر در هفتهی گذشته، کشتن فجیع یک دانشجوی دختر در منظر عمومی از سوی یک دانشجوی پسر، و مدتی پیش نیز پاشیدن اسید از سوی یک دانشجوی پسر به صورت دختر دانشجوی دیگر و مواردی از این دست است که از ذکر آنها پرهیز میشود. همچنین موارد متعددی از خودکشی، که مصداق خشونت علیه خویش است، در میان دانشجویان گزارش شده است. پرسش این است که چرا خشونت در میان طبقهی متوسط و رو به بالای جامعه و نیز در نهادی که سرچشمهی عاطفه و همبستگی است (خانواده) در حال افزایش است؟
پاسخ کامل و دقیق به این پرسش نیازمند مطالعات موردی و گسترده است و دلایل متعددی هم دارد و نمیتوان آن را به یک عامل منحصر کرد. ولی این یادداشت درصدد است که فقط به یکی از دلایل این پدیده اشاره کند، دلیلی که برحسب تجربه مطالعاتی خود در این زمینه آن را بسیار مهم میدانم.
در اعمال خشونت و قتل، تلاقی دو عنصر به وضوح دیده میشود؛ "موضوع مورد اختلاف" و "فقدان شیوهی عمومی حل اختلاف". در هر جامعهای که موضوعات مورد اختلاف میان افراد بیشتر و عمیقتر باشد و نیز شیوههای غیرشخصی حل اختلاف (مثل قانون، عرف، سنت) کمتر در دسترس باشد یا این شیوهها ناکارآمد و یا دسترسی به آنها گران باشد، مردم به طور عادی به سوی استفاده از راههای شخصی حل اختلاف گرایش پیدا میکنند، راههایی که کاربرد خشونت، آغاز و نیز پایان آن است.
جامعهی ما از هر دو حیث "موضوع مورد اختلاف" و "فقدان شیوههای عمومی حل اختلاف"، دچار مشکل شده است. به عبارت دیگر موضوعات مورد اختلاف میان مردم بیشتر گردیده و شیوههای عمومی حل اختلاف میان آنان نیز کمتر شده است. یک عامل مهم افزایش موضوعات مورد اختلاف میان مردم، در حال گذار بودن جامعه است. تضاد سنت و مدرنیته در همهی سطوح میان افراد و حتی درون یک فرد هم دیده میشود. پدر طرفدار ارزشهای سنتی است، فرزند، برعکس پدر بوده و نوگرا است. زن و شوهر همینطور. حتی یک فرد معین در سطح اندیشه امروزین است، ولی در رفتار دیروزین و برعکس. نمونهی روشن آن عشق و علاقه به غیرهمجنس و ازدواج براساس عشق است، که عموماً پدیدهای جدید و مدرن است، اما مردی که عاشق دختری میشود، حق انتخاب برای او قایل نیست و در صورت پاسخ منفی، یا او را میکشد یا اسید بر روی او میریزد. تعامل در این گونه موارد در نظام سنتی کاملاً متفاوت از تعامل در نظام جدید است. در آن نظام، خانواده و بزرگان خانواده پیشقدم میشدند و مساله را به نحوی حل میکردند، در حالی که در نظام جدید، دختر و پسر هستند که به طور مستقیم وارد این تعامل میشوند، بدون اینکه قادر به انجام درست آن باشند. نظام آموزش و پرورش و حتی دانشگاهی ما در زمینهی اجتماعی کردن جوانان برای آموزش انجام این تعاملات به شدت ضعیف و حتی دارای تأثیر منفی است. همانطور که زندگی مسالمتآمیز و به دور از اختلاف میان دو کهکشان ارزشی و رفتاری سنتی و مدرنیته قابل تصور نیست، امکان زندگی آرام و مسالمتآمیز میان دو فرد با این ویژگیها هم به ذهن خطور نمیکند و هر روز بیش از پیش شاهد آن هستیم که چنین افرادی در هر زمینهای دچار اختلاف میشوند. آنچه که مسأله را حادتر میکند، فقدان روشهای مورد توافق طرفین برای حل اختلاف است. در جامعهی ما هنجار قانون و عرف و سنت، هرکدام دچار مشکلات بسیار متعدد خود هستند و حتی نهاد دین و روحانیت هم که میتوانست مثل دههی پنجاه و پیش از آن، سهم مهمی از بار حل اختلافات مردم را بر دوش بکشد، از این حیث اکنون به حاشیه رفته است و قادر نیست که کمکی به مسایل کند، به ویژه آن که ممکن است در بسیاری از زمینهها حتی به طرف منازعه تبدیل شده باشد.
کوششهای هم که در غالب سیاستهای رسمی صورت میگیرد تا مانع بروز این تضاد شود، مثل تأکید شدید بر داشتن حجاب، محدود کردن نقش بانوان در اجتماع، تفکیک جنسیتی و امثال آنها، به دلیل آن که شنا کردن بر خلاف جریان تند رودخانه است، نه تنها به نتیجهی دلخواه نمیرسد، بلکه مانعشوندگان را خسته کرده و از نفس میاندازد و موجب استهلاک نیروهای رسمی میشود و در نهایت هم نتیجهی معکوس به بار میآورد. همهی جوامع در حال گذار کمابیش با این مسأله مواجه هستند، ولی در ایران به دلایل متعدد از جمله سوگیری متضاد سیاستهای رسمی در برابر سنت و مدرنیته، این مسأله تشدید شده است و با ادامهی وضع موجود نه تنها کاربرد خشونتهای شخصی به عنوان اصلیترین راه برای حل اختلافات بیشتر خواهد شد و عاطفیترین نهاد (خانواده) را هم تهدید خواهد کرد، بلکه این مسأله به سایر حوزههای اجتماعی نیز سرریز خواهد شد. هرچند حل این مسأله در گرو شناخت ابعاد مختلف آن است ولی به طور خلاصه میتوان گفت که تغییر سیاستهای رسمی به ویژه تحول در نظام آموزشی و رسانهای کشور برای آشنا کردن مردم و جوانان با مفاهیم، ارزشها و هنجارها و نحوهی تعاملات زندگی نوین، رکن اصلی برای تحقق این هدف است. در مرحلهی بعد، کارآمد کردن نظام حقوقی از حیث قوانین ماهوی و حقوق افراد و نیز از حیث قوانین شکلی یا آیین دادرسی و محاکم، همچنین از نظر کارآمد نمودن نظام قضایی و سایر مراجع حل اختلاف، رکن دیگر برای تحقق این هدف است.
منتشر شده در روزنامه اعنماد 21-4-1390

حسین :
جناب آقای مهندس عبدی
بادرودفراوان
احتراما بابرخی از فرمایشات شما کمی مخالفت دارم بهنظر این حقیر رشد خشونتهای فردی درجامعه و عدم کنترل آن به علت مدرنیته نمی باشد چون اساسا خشنوت ومدرنیته متضاد هم هستند آنچه که امروز باعث این موضوع شده است کاهش سطح احترام به اخلاقیات و ازبین رفتن اخلاقیات است
البته وقتی امید به زندگی وداشتن اهداف بلند مدت درجوانان ازبین رفته ودرعوض جرقه های کوتاه مدت افزایش یافته دیگر نمی توان احساسات را باعقل گرایی کنترل کرد.ودرپایان این بحث خیلی طولانی است
////////////////////////////////////////////////
عبدی: آنچه در متن آمده با برداشت شما انطباق ندارد بلکه نا هماهنگی و تضاد با مدرنیته عامل مهمتر بروز خشونت در ایران است. در این مورد توسعه نامتوازن اهمیت دارد که بعدا در این لاره خواهم نوشت.
۲۸ تیر ۱۳۹۰ ۴:۲۶ بֽظֽ | Reply
حسین :
جناب آقای مهندس عبدی
بادرودفراوان
احتراماباتشکر از توجه جنابعالی نکته مورد استناد به نوشته آن قسمتی می باشد که فرموده اید جامعه ما درحال گذار می باشد(گذار به کدام جهت؟)که ذیل آن آورده اید برخی رفتارها مانند عدم پذیرش درخواست ازدواج از طرف دخترخانمها نشانده مدرینته بوده و برخی از ما دارای نشانهای از رفتارهای مدرن می باشیم وهمین قسمت باعث این برداشت گردید که آدرس جهت گذار به سمت مدرنیته می باشد.امیدوارم توانسته باشم موضوع را منتقل کنم.
ولی با عرض معذرت این حقیر همچنان براین عقیده هستم که نزول اخلاقیات موجب بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی گردیده که مطابق فرمایش شما تاثیر رشد نامتوازن بر این موارد کاملا درست است.
پیوسته تندرست وپیروز باشید
۲۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1357