آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۳ مرداد ۱۳۹۰
شرط و شروط بیهوده انتخاباتی
شرط و شروط بیهوده انتخاباتی
اظهارنظر دربارهی انتخابات و شرکت یا عدم شرکت اصلاحطلبان در آن، هر روز بیشتر میشود، ولی مهمترین نکته در این میان شرط و شروطی است که دو طرف برای این حضور میگذارند. یک طرف ماجرا، مسایلی دربارهی زندانیان سیاسی یا سلامتی انتخابات و مواردی از این نوع را برای حضور انتخاباتی خود مطرح میکند، و در طرف مقابل نیز توبه کردن از گذشته و احتمالاً استحاله و تغییر ماهیت دادن اصلاحطلبان را، شرط صدور اجازه برای ورود به انتخابات عنوان میکنند. اگر خوب دقت کنیم، در پس ذهن هر دو گروه این نکته وجود دارد که خود را در موقعیت برتر و قدرتمندتر میدانند، گویی که یک طرف قضیه (اصلاحطلبان) مثل کسی است که پول زیادی دارد و انحصار خرید هم در دست اوست و فروشنده (جناح غالب) چارهای جز فروش این جنس به این خریدار ندارد، از این رو خریدار شرط و شروط میگذارد. از سوی دیگر جناح غالب هم گمان میکند که بینیاز از فروش کالاست و این خریدار است که باید قیمت یا هزینههایی را که او تعیین میکند، بپردازد. تا وقتی که هر دو طرف، دربارهی خود چنین برداشتی دارند و موقعیت گروه دیگر را ضعیف و خود را قوی ارزیابی میکنند، بیان تمامی این شرط و شروط بینتیجه و غیرمؤثر است. اگر جناح غالب گمان کند که در موقعیت قوی قرار دارد و اصلاحطلبان هم در ضعف هستند، دلیلی نمیبیند که زمینهای را برای حضور آنان فراهم کند و مجدداً خود را در مخمصهای ناخواسته درگیر نماید، زیرا اصلاحطلبان حتی اگر به لحاظ شاخصهای عینی قدرت، قوی نباشند، توانایی آن را دارند که نیروهای متعددی را در انتخابات بسیج کرده و رأی قابل توجهی کسب کنند، حتی اگر انتخابات مطابق میل و شرایط آنان برگزار نشود، و این همان نگرانی است که جناح غالب از آن دارد. و اگر اصلاحطلبان گمان میکنند که در موضع برتر هستند و طرف دیگر، مجبور به پذیرش آنان به هر قیمتی است در این صورت باید بدانند که؛ اولا، طرف مقابل چنین برداشتی را ندارد؛ دوم این که اگر هم وضع خود را مناسب ندانند با دست خود به مهلکه وارد نمیشوند و خطر مهم ولی نقد از دست دادن مجلس را با خطر نسیه و احتمالی و نامعلوم عوض نمیکنند.
بنابراین و تا هنگامی که طرفین ماجرا چنین تصوری را از موقعیت خود و حریف دارند، طرح اینگونه شرط و شروط هیچ گونه نتیجهی عملی نخواهد داشت. اگر اصلاحطلبان آنقدر ضعیف هستند که برای حضور در قدرت باید توبه کنند، در این صورت با این توبه ضعیفتر هم خواهند شد و شانس حضورشان در قدرت کمتر هم میشود و از دو سو ضرر خواهند کرد. نکتهی جالب این که اگر جناح غالب به حضور اصلاحطلبان نیازمند باشد تا انتخابات را گرمی دهند، در این صورت حضور چنین اصلاحطلبان ضعیفی دردی از دردهای آنان را دوا نخواهد کرد. و اگر جناح غالب ضعیف است و نیازمند حضور اصلاحطلبان در انتخابات است، در این صورت مجبور است حداقل برخی از خواستههای آنان را تأمین کند، حتی اگر اصلاحطلبان این خواستهها را بیان نکرده باشند. و در این صورت اگر انتخاباتی را بدون حضور اصلاحطلبان برگزار کنند، به احتمال زیاد در حین و نیز پس از انتخابات با چالشهایی مواجه میشوند که آثار منفی آن بسیار بیشتر از حضور قدرتمند اصلاحطلبان در انتخابات است.
در این میان مهمترین نکته این است که چگونه میتوان درک مشترکی از واقعیت موجود موازنهی قوا در جامعه ایجاد کرد تا هر دو طرف نسبت به قدرت و توان خود و دیگری نگاه واقعبینانهای پیدا کنند. البته در ماههای آینده شاهد تغییرات بیشتر در موازنهی فعلی قدرت میان اصلاحطلبان و جناح غالب خواهیم بود، این تغییرات در درجهی اول ناشی از بحران اقتصادی و حتی اجتماعی است که مدتی است اندکی از آن مثل کوه یخ دیده میشود ولی هنوز بخش اصلی آن در زیر فضای غیر شفاف و تار سیاست پنهان است و در ماههای آینده ممکن است این قسمتهای پنهان نیز دیده شوند. این تغییرات احتمالی در آینده چند دلیل مشخص دارد؛ اول این که وضع اقتصاد و افزایش شدید وابستگی دولت به نفت، شرایط را به گونهای درآورده است که دولت را به لحاظ انجام وعده و وعیدهای اقتصادی که داده است، با مشکل مواجه مینماید. وضعیت تورم، بیکاری و نیز ناهنجاریهای اجتماعی که این روزها به وفور دیده و شنیده میشوند، جملگی سبب میشوند که جناح غالب در پی گربهای باشند تا زنگولهی تقصیرات را بر گردن او آویزان کنند و چنین کاری موجب تشدید اختلافات در صفوف جناح غالب خواهد شد. عامل دوم تغییرات منطقهای است که در چند ماه گذشته به نفع جناح غالب نبوده است و در آینده هم انتظار میرود که تحولات سوریه و لبنان و نیز سایر مسایل بینالمللی، عرصهی سیاسی را بیش از پیش تنگ کند. از سوی دیگر اصلاحطلبان، بالقوه این امکان را دارند که با ارایهی راهبردی عینیتر و گفتمانی منسجمتر، شرایط موجود را بیش از پیش به نفع خود متحول و زمینه را برای موازنهی قوای مفید جهت برگزاری یک انتخابات به نسبت واقعی فراهم کنند. فراهم شدن این زمینه برای رسیدن به هدف لازم است، هرچند کافی نیست، و در کنار آن باید آمادگی آن را داشت که نوعی گفتگوی صریح و شفاف را در هر سطحی بر قرار کرد و نشان داد که وضعیت جامعهی ایران به گونهای نیست که باخت یک طرف لزوما منجر به برد طرف مقابل شود، بلکه وضعیت فوق بیشتر به بازی باخت – باخت برای همهی طرفهای درگیر و نیز کل جامعه و مردم شبیه است و باید راهی را پیدا کرد که ساختار بازی فعلی را به بازی برد – برد برای هر دو طرف تبدیل کند. بطور معمول برخی بخشهای تندرو در درون هر مجموعهای کوشش خواهند کرد که این بازی را به هم بزنند، ولی ارزش و اعتبار رهبران سیاسی در چنین مواقعی است تا بکوشند این بخش از بدنهی رادیکال خود را قانع کنند و اگر هم قانع نشدند، به طور عملی در انزوا قرار گیرند.
منتشر شده در روزنامه اعنماد 11-5-1390

تهمتن :
همواره برای برداشت های تازه به این سایت می آیم. گرچه به گمانم مقدمه کمی با اصل مطلب ناهمگون است (شاید به دلیل شرایط نشر). اما متاسفانه این بازی باخت-باخت-باخت که سومی ایران است حقیقت دارد.
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
علی مصلحی :
سلام آقای عبدی محبت کنید بخش خبرنامه ایمیلی سایت را درست کنید. هیچ ایمیلی را قبول نمی کند
///////////////////////////////////////////
عبدی: دسترسی به مدیر فنی تارنما نیست و من هم اطلاعی ندارم.
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۴:۰۳ قֽظֽ | Reply
حامد :
متاسفانه مقاله انسجام کامل را ندارد و موضوع مبهم وخالی از نتیجه بنظر می رسد. بنظر می رسد باید موضوع را کمی بازتر کرد.
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۴:۲۶ بֽظֽ | Reply
حسین -ش :
جناب آقای مهندس عبدی
بادرود فراوان
آنچه که به نظر این جانب در نوشتار فراموش گردیده ،شرایط جامعه وبخصوص دیدگاه جنبش های تحول خواه که دارای پتانسیل رای دادن به گروه های اصلاح طلب است که باوضعیت فعلی بسختی راضی به حضوردر رای گیری رادارند(چک سفید امضاء فعلا در اختیار اصلاح طلبان نیست) وفکر می کنم جناح اصولگرا از این موضوع غافل نیست چه بسا به قول فرمایش شما اصلاح طلبان گمنام و خنثی که زیاد مورد قبول عموم نمی باشند در این کارزار بطور کل حذف واین نتیجه به پای کل جنبش اصلاح طلبی گذاشته شود ونکته دیگر مجلس ششم با آن اکثریت اصلاح طلب چقدر دستاورد داشته که این بار بتوان رای دهندگان بالقوه را راضی به حضور نمودونکته آخر متاسفانه موضوع شروع نوشتار با قسمت پایانی هم خوانی ندارد.
باآرزوی تندرستی برای حضرتعالی
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۸:۴۳ بֽظֽ | Reply
محمدی :
نکته بسیار درستی که حداقل برای من از این مقاله دریافتنی است، این است که پیروزی بالقوه را در این انتخابات اصلاح طلبان و احمدی نژادی ها دارند. و اگر هر تصمیم یا سیاستی به اصلاح طلبان میدان بدهد، آنوقت اصلاح طلبان برنده بالفعل این انتخابات هستند و احمدی نژادی ها بازنده آن.
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱:۵۵ قֽظֽ | Reply
غلامعلی یوسفی :
بانزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم، اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات شروطی مطرح کرده اند و متقابلأ اصولگرایان نیز شرطهایی برای پذیرش آنها عنوان کرده اند.
براستی در شرایط امروز، هر یک از جناحها در مقابل ملت و مملکت چه وظیفه ای دارند؟
بهترین حالت ممکن، که انشالله اتفاق خواهد افتاد، آن استکه هر دو جناح از شروط خود بگذرند و تمام جریانات گذشته را فراموش کنند.
معمولأ رفع کدورتها ابتدا با گلایه شروع می گردد، سپس شرطهایی مطرح و در گام آخر یکدفعه تمام مسائل گذشته بفراموشی سپرده می شود و دوستی و مراوده جای اختلاف را می گیرد.
حقیت بسیار مهم و ملموسی در جامعه ما وجود دارد که هریک از جناح ها، باتوجه به این حقیقت میتوانند وظیفه خود را در مقابل انتخابات آینده مشخص کنند.
" " افراد با استعداد و تحصیلکرده بیشتر جذب اصلاح طلبان میشوند تا اصولگرایان " "
علاوه بر آن عمده تجارب مدیریتی بعد از انقلاب، در اختیار اصلاح طلبان است.
واما وظایف جناحها :
اصلاح طلبان باید درنظر داشته باشند که جامعه، به تجارب و توانایی های آنها نیاز دارد، باید بدانند که امروز زمان قهر کردن و ناراحت شدن نیست.
وظیفه ملی و اسلامی آنها این است که همیشه از هر فرصت و امکانی برای حضور در صحنه مدیریت کشور استفاده کنند، باید همیشه دست دوستی آنها بسمت حکومت و سایر جناحها دراز باشد، درحالیکه لبخند بر لب و هیچ کدورتی در دل ندارند. حتی اگر زندانیان آنها آزاد نشود، حتی اگر برخی از نامزدهایشان رد صلاحیت شوند. حتی اگر مطمئن هستند که رای نمی آورند، حتی اگر احتمال تقلب بدهند.
شرط عاشقی زود قهر کردن و زود رنجیدن نیست، آنکه قهر می کند یا بهانه می گیرد عاشق نیست، کسی که عاشق مردم است، کسی که از رنج محرومین رنج می برد، زود قهر نمی کند، و بسیار سازشگر است.
اصولگرایان هم باید بدانند که آنها در همه سطوح مدیریتی، به اندازه کافی مدیر باتجربه و توانا ندارند، باید بدانند که حذف مدیران اصلاح طلب، ظلم بزرگی به ملت و مملکت و حتی نسلهای آینده است.
اداره کشور به روش دولت نهم و دهم و حتی قدری بهتر از آن، برای کشور فاجعه بار است، فاجعه ای که هم اکنون آثار آن هویدا شده است.
اصولگرایان باید بدانند که سیاست با دین پیوند خورده، هرگونه شکست اقتصادی یا مدیریتی، اعتقادات دینی و انقلابی مردم را تضعیف می کند، همانطور که آثار این تضعیف هم اکنون قابل مشاهده است.
اصولگرایان اگر وطن پرست اند، اگر خداپرست اند، اگر میخواهند انقلاب را حفظ کنند، اگر نفع شخصی خودشان را می خواهند، نباید از حضور اصلاح طلبان در هر انتخاباتی جلوگیری کنند.
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۳:۴۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1366