آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۴ شهریور ۱۳۹۰
کوره ذوب دموکراسی
کوره ذوب دموکراسی
ویژهنامه روزنامه ایران با عنوان خاتون درباره زن و حجاب از سوی رقبای دولت، به منزله یک اقدام انتخاباتی مهم و جهت جلب آرای طبقه متوسط تلقی شده است. این تلقی بیراه نیست، به ویژه آن که یکی از مصاحبهشوندگان آن ویژهنامه اظهار داشته که این گفتگوها پیش از انتخابات سال 88 انجام شده و ظاهراً اقدامی انتخاباتی برای آن زمان بود، ولی به دلایلی که جای پرداختن به آن در این یادداشت نیست، انتشار آن به انتخابات پیش رو موکول شده است. این نوع اقدامات فقط منحصر به جناح دولتی نیست. گروه مقابل آنان هم درباره ماهواره و نحوه برخورد پلیس با آن اظهاراتی انتقادی بیان نمودهاند که نشاندهنده نوعی تغییر نگرش یا رفتار آنان در آستانه انتخابات است. ظاهراً این نوع رفتار از نظر عدهای، نوعی دورویی و تقلب محسوب میشود که در همه دنیا کمابیش وجود دارد. در تایید این برداشت اخیراً لطیفهای درباره رفتن به جهنم و بهشت در اینترنت منتشر شده است که نشان دهنده وضعیت جهنم، پیش از انتخابات است بطوری که جهنم بیشتر از بهشت مطلوبیت دارد، اما پس از رأیگیری قضیه فرق میکند. شاید از نظر عدهای این رفتار مذموم و ناپسند باشد، ولی واقعیت این است که تحولات اجتماعی و حتی فکری و فرهنگی افراد و گروهها از همین مسیرها رخ میدهد. به عبارت دیگر دموکراسی یا ضرورت عرضه سیاستمدار به مردم، کوره ذوبی است که سرسختترین ذهنیتها را در دمای بالای خود ذوب میکند و هر فرد یا گروهی که به نحوی بپذیرد که از درون یا حتی کنار این کوره عبور کند، به ناچار باید ذوب شدن همه یا بخشی از افکار و عقایدش را هم بپذیرد. این که عبور از این کوره صادقانه باشد یا از سر ناچاری اهمیت درجه اول را ندارد. مسأله مهم این است که اگر کسی نخواهد به خواستههای این کوره تن دهد، نمیتواند داخل آن شود. این امر بدان معنا نیست که مطالبات مردم همیشه و در همه حال حق و درست است، بلکه برعکس در برخی از موارد هست که تجربههای تاریخی و حتی بررسی عادی نشان میدهد که بخشی از مطالبات عمومی، مفید فایده نیستند و حتی میتواند مضر به حال همه و خودشان باشند، ولی چند نکته در این میان اهمیت دارد:
یکم این که، خطرات و اشتباهاتی که از توجه به خواست عمومی مردم به وجود میآید، قطعاً کمتر از اشتباهاتی است که به دلیل بیتوجهی به این خواست ایجاد میشود. تجربه بشری ثابت کرده است که نادیده گرفتن این خواست تحت این عنوان که اکثریت اشتباه میکنند، یا این که حرف اکثریت لزوماً حقانیت و مشروعیتآور نیست و نتایج مثبتی ندارد، در نهایت چیزی جز ضرر برای جامعه در بر ندارد. زیرا اگرچه اکثریت مردم هم اشتباه میکنند و خواست آنان لزوماً مترادف با حقانیت نیست، ولی غیر اکثریت اعم از اقلیت و یا افراد؛ بیشتر از اکثریت اشتباه میکنند، ضمن آن که حرف و خواست اقلیت هم لزوماً مترادف با حقانیت و مشروعیتآور نیست.
دوم این که اگر اقلیت یا افراد خاصی خود را حق میدانند، به ناچار باید بتوانند اکثریت را به نحوی با خود موافق کنند تا آن عقیده از طریق اکثریت به منصه ظهور برسد. در غیر این صورت برای اجرای نظرات خود چارهای جز اعمال قدرت و زور علیه اکثریت ندارند و این همان نقطه آغاز ظلم و ستم و انحرافی است که با توجیه اشتباه اکثریت آغاز میشود.
سوم این که اگر اکثریت مردم، بر اساس خواست و مشارکت خود تصمیم غلطی بگیرند، خودشان در طول زمان آن را اصلاح خواهند کرد، در حالی که اگر اقلیت یا فرد یا دولت برای آنان تصمیم بگیرند، مردم از خود سلب مسئولیت کرده و به لحاظ رفتاری و ذهنی پیشرفتی نمیکنند. حتی ممکن است در بسیاری از موارد واکنش منفی نشان دهند، به ویژه وقتی که نسبت به حکومتها هم مسألهدار باشند، در این حالت حتی در برابر تصمیمات درست آنها هم واکنش منفی نشان میدهند.
چهارم این که افراد و حکومتها باید بدانند که تغییرات فرهنگی از مجرای اقتدار و قدرت حکومتی نمیگذرد، بلکه این تغییرات و القای ارزشهای مثبت فرهنگی، باید از خلال سایر نهادهای اجتماعی انجام شود و چه بسا تأکید قدرت سیاسی بر انجام رفتاری خاص، موجب واکنش منفی میشود. نمونههای فراوانی از آن را میتوان در جامعه دید. چند روز پیش درباره روزهخواری گفتگو میشد. یکی از نزدیکانم گفت که در سال 1356 پس از سفری به مشهد که در ماه رمضان بود، با اتومبیل از طریق شمال به تهران میآمدند و چون صبح از مشهد راه افتادند، بنابراین روزه نبودند و برای ناهار میخواستند در یک رستوران در شهرهای شمالی غذا بخورند، اما تا غرب مازندران آمدند و هیچ رستورانی که باز باشد ندیدند، در حالی که تابستان و فصل مسافرت به شمال بود. بالاخره مجبور شدند به منزل یکی از آشنایان بروند و غذا بخورند. او وضع آن زمان را که پیش از انقلاب بود و نظارتهای رسمی و قانونی و شدید کنونی نیروی انتظامی نبود و حکومت هم متهم به ضدیت با اسلام بود را با شرایط فعلی مقایسه میکند که حتی در تهران (و نه شهرهای توریستی و مسافرتی شمال که اگر غذاخوری آن باز باشد اشکالی ندارد) هم می توانید ظهرها غذا بخورید، آن هم به صورت علنی.
بخش مهمی از مسیر اصلاحاتی که کلیسای کاتولیک طی کرده است، جز از طریق قرار گرفتن در کنار یا درون کوره دمکراسی قابل تفسیر نیست. موضوع این نبود که عدهای از پاپها یا اسقفها نشستند و به این نتیجه رسیدند که فلان ایدهها و عقاید یا احکام در گذشته غلط بوده و از اکنون به بعد باید در آن تجدید نظر کرد، بلکه به دلیل مواجهه با قدرت مردم و جامعه و تغییراتی که در خواست عمومی رخ داده بود، آنان هم پیراهن کاتولیکی مناسب را برای این عقاید جدید دوختند و با افتخار بر تن آن کردند. بسیاری از تغییرات نزد رهبران کاتولیک به همین شیوه رخ داده است. حرارت کوره دمکراسی آن قدر بالاست که الماس را هم ذوب کرده و تغییر شکل میدهد، چه رسد به برخی افکار و عقاید و رفتارهایی که چندان هم سخت نیستند. این قانون شبیه به اصل بقاست. هر نیرویی برای بقا لازم است که خود را با محیط هماهنگ کرده و با آن انطباق یابد. اتفاقاً مسئولینی که همواره به هر دلیلی (بنابر اراده یا اجبار) خود را به آرای عمومی عرضه کردهاند، تحولات مثبتتری را تجربه کردهاند. بنابراین روشن و باز نگهداشتن این کوره، حتی با درجه حرارت پایین، موثرتر از هر شیوه دیگری برای تحول کارکردی و مثبت در رفتار و عقاید کسانی است که با توسعه و دنیای جدید همخوانی ندارند.
منتشر شده در شهروند امروز 29-5-1390

محمد :
آقای عبدی
در بسیاری از نوشته ها اشاره دارید که دستیابی به اهداف سیاسی از خلال مبارزه سیاسی حاصل می شود . با توجه به فضای بسته سیاسی و ذهنیت کنش گران در ایران که موجب می شود مبارزه سیاسی تنها شامل انتخابات شود . می خواستم برای راهنمایی افراد علاقمند در مورد اشکال دیگر فعالیت و در زمانهای به غیر از انتخابات ، تجربیات و دیدگاههای خود را در این مورد بیان کنید.
۳ شهریور ۱۳۹۰ ۵:۵۴ بֽظֽ | Reply
حسین -ش :
جناب آقای مهندس عبدی
بادرود فراوان
احتراما اشاره شما به وجود انتخابات و دموکراسی نیاز به توضیح است اول این که: آیا صرفا وجود انتخابات نشاندهنده دموکراسی است؟(پاسخ این حقیر خیر است)پس از گذشت 32سال از انقلاب تکلیف دموکراسی در این ایران معلوم ومشخص نشده است بعضی وقتها گفته می شود دموکراسی چیز غلطی است ودربرخی موارد از طرف همان جناح گفته می شود ما درایران بهترین وکامل ترین دموکراسی راپیاده کرده ایم. اما نکته دوم به نظر این جانب تن دادن به خواست اکثریت جامعه ازطرف حاکمان دیگر دموکراسی نیست بلکه نامش چیز دیگری است وظیفه احزاب در جامعه دمکرات جلوتر بودن از خواست عموم وپیش بینی نیازهای آینده آنان است ،این شعارها هیچ کدام برنامه وهدف نیست.
این بحث طولانی است ومطئمنم که شما بهتر از من به این موضوع احاطه دارید.
تندرست وپاینده باشید
۴ شهریور ۱۳۹۰ ۲:۵۴ قֽظֽ | Reply
نادر :
نظرات شما صحیح است ولی فکر میکنم ادعای شما که اجبار باعث روزه خواری شده شاید صحیح نباشد. این تغییرات در قرن بیست و یکم اجتناب ناپذیر است.
۴ شهریور ۱۳۹۰ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
اميد - ب :
الان بعضي از افراد ، با توجه به اكثرهم لايعقلون
و اكثرهم لا يعلمون
مروج ديكتاتوري اقليت بر اكثريت شده اند
و علنا ميگويند : مردم نمي فهمند
اين موضوع اختلاف ، نسبت به رسميت نشناختن مشروعيت نظر اكثريت و مساوي نبودن راي يك نخبه و راي يك فرد معمولي را چه گونه ميتوان تبيين كرد؟
۵ شهریور ۱۳۹۰ ۹:۱۶ قֽظֽ | Reply
مهدی :
روشن و باز نگهداشتن این کوره، حتی با درجه حرارت پایین، موثرتر از هر شیوه دیگری برای تحول کارکردی و مثبت در رفتار و عقاید کسانی است که با توسعه و دنیای جدید همخوانی ندارند.
کاملاً موافق ام.
۵ شهریور ۱۳۹۰ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
اقای عبدی اگر ماموریت دارید که تنور انتخابات را گرم کنید چرا اسمان ریسمان را به هم میبافید.اصولا موضوع این است که این انتخابات نفعی به حال مردم ندارد.وقتی کسی به رای مردم اعتقاد نداشته باشد بیشتر با افکار عمومی بازی میکند تا بخواهد رضایت افکار عمومی را جلب کنداین کوره که شما میگویید ذوب نمی کند بلکه منجمد میکند
۵ شهریور ۱۳۹۰ ۹:۵۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1376