رابطه علوم اجنماعی و ناهنجاری‌های اجتماعی

منتشر شده در سایت فرارو 14-6-1390
http://www.fararu.com/vdcbffbw.rhbwgpiuur.html


علوم انسانی جدید برآمده از جامعه و مناسبات اجتماعی مدرن است و یکی از اصلی ترین اهداف آن مطالعه، تبیین و واکاوی معضلات و ناهنجاریهای اجتماعی و ارائه راهکارهایی برای حل یا کنترل بحرانهای جامعه است. در مجموع می توان گفت به سامان کردن ساختارها و کارکردهای اجتماعی جوامع مدرن یکی ار مهمترین وظایف علوم انسانی و اجتماعی جدید است.

نیاز به علوم انسانی در جوامع جهان سوم که با مسایلی چون رشد بی رویه شهرنشینی، شکافهای طبقاتی، جنسیتی، نسلی، قومی، مذهبی و فقر، مهاجرت، توسعه ناموزون، ناهنجاریهای اجتماعی یا آنومی و... روبرو هستند، بسیار ضروری به نظر می رسد.

جوامع جهان سوم، به طور اخص، در دو فاز به علوم انسانی مدرن نیازمندند: نخست بررسی، تبیین و واکاوی ناهنجاریهای موجود و دوم ارائه راه حل برای کنترل و تقلیل این ناهنجاریها، حال:

×× از نظر شما چه نسبتی میان «علوم انسانی» و «ناهنجاریهای اجتماعی» در جامعه مدرن وجود دارد؟ پیش فرضهای بالا را می پذیرید یا نظر دیگری دارید؟

ـ جوامع اولیه و کوچک از بسیاری جهات ساده و روشن هستند. در این جوامع ناهنجاری‌های اجتماعی برای همه افراد، معنا و مفهوم معینی دارند و نحوه‌ی واکنش نسبت به آن‌ها نیز شناخته شده است، ضمن آن‌که رفتار ناهنجار ناشی از ویژگی‌های خاص افراد ناهنجار تلقی می‌شود و نیازی به برنامه‌ریزی یا اصلاحات اجتماعی نیست. فراموش نکنیم که در جوامع اولیه و حتی پیشا صنعتی، تغییرات اجتماعی بسیار کند و محدود است، ساختار جامعه در ذهنیت مردم به گونه‌ای است که همیشه چنان بوده و چنان هم خواهد ماند. ولی در جوامع صنعتی و فراصنعتی، تغییرات اجتماعی و تأثیر عوامل اجتماعی در رفتار افراد زیاد شده است. ضمن این که معنا و مفهوم و مصداق ناهنجاری‌های اجتماعی نیز دچار تغییر شده است. و همه‌ی این‌ها موجب گردیده که برای درک و کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی؛ جامعه به عنوان یک پدیده یا واقعیت بیرونی قابل شناسایی، شناخته شود، که با تغییرات عوامل گوناگون آن، می‌توان نتایج بهتری را به دست آورد و علوم اجتماعی و انسانی، ابزار لازم برای شناسایی این واقعیت بیرونی و نیز برنامه‌ریزی برای بهبود آن هستند و اگر این ابزار در دست نباشند، بنا به ذات جامعه و تغییرات بیشمار آن، جامعه از حالت تعادل خارج شده و در نتیجه ناهنجاری‌ها بیشتر و بیشتر خواهند شد. از این رو پیش‌فرض‌های شما نیز معقول و قابل قبول می‌نماید. یکی از دلایل مهم افزایش ناهنجاری‌های اجتماعی در ایران نیز همین تضعیف علوم انسانی است. البته تضعیف‌کنندگان این علوم با هدف افزایش ناهنجاری‌ها این کار را انجام نمی‌دهند، بلکه دلایل دیگری در این میان وجود دارد، هرچند نتیجه‌ی آن افزایش ناهنجاری‌ها هم هست.
×× با فرض پذیرش پیشفرضهای بالا، در شرایط فعلی جامعه ایران آیا تضعیف علوم انسانی، تحت هر عنوانی، به معنای کنار گذاشتن تنها ابزارهای موجود برای شناخت، واکاوی و حل معضلات و ناهنجاریهای جامعه نیست؟

ـ بدون تردید تضعیف علوم انسانی، خارج کردن جامعه و انسان از حوزه‌ی شناخت و مطالعه است. مثل این که علوم پزشکی و بهداشتی را تضعیف کنیم، در این صورت هم مردم از شناخت، آموزش و یادگیری رفتار بهداشتی محروم می‌شوند و هم جامعه از وجود پزشک خالی می‌گردد. و معلوم است که محصول نهایی این دو نتیجه، چه خواهد بود. البته تضعیف علوم انسانی در ایران برای افزایش ناهنجاری‌ها نیست، بلکه از آن جا که فلسفه‌ی علوم انسانی و نگاهی که به جامعه، ارزش، رفتار، انحراف، مسئولیت، جرم، مجازات، اخلاق، قانون و ... در این علوم می‌شود، با نگاه سنتی و رسمی موجود در ایران مغایر است یا حداقل تفاوت‌های جدی دارد، از این رو با این علوم مبارزه می‌شود.

×× آیا وقت آن نرسیده که مسئولین قضایی و انتظامی به جای ارائه برنامه های کوتاه مدت، برخوردهای دفعی و مقطعی، اجرای سیاست مشت آهنین و اتخاذ رویکردهای سطحی در برابر معضلات و ناهنجاریهای موجود به نهاد دانشگاه و علوم انسانی و متولیان آن مراجعه و با سرمایه گذاری و تقویت این علوم از ثمره این درخت پربار برای تدوین و تنظیم برنامه ها و تصمیمات خود بهره گیرند؟

ـ وقت آن نه تنها رسیده که بسیار هم گذشته است. رها کردن جامعه در وضع فعلی و ادامه‌ی آن، کار را به جاهای بازگشت‌ناپذیر خواهد کشاند. متأسفانه اندیشه‌ی رسمی در ایران در بسیاری از حوزه‌ها که به علوم تجربی مربوط می‌شود، به سهولت عقب‌نشینی می‌کند و خود را با شرایط وفق می‌دهد ولی با علوم اجتماعی کماکان سر ناسازگاری دارد و نمی‌خواهد واقعیت مسلم و موجود جهان مدرن را بپذیرد و در فلسفه‌ی اجتماعی خود تغییرات مناسب را بدهد. علوم اجتماعی و انسانی دست‌آورد متاخر جوامع پیشرفته است. نمی‌توان دست‌آوردهای علوم تجربی آنان را مفید و دست‌آوردهای علوم انسانی آن‌ها را مضر تشخیص داد. این تجربه شکست خورده‌ای است و فاقد منطق هم هست.
×× فقدان چنین رویکرد مثبتی به علوم انسانی و حتی تضعیف این علوم را تا چه حد، به عنوان یک عامل، دخیل در رشد فزاینده ناهنجاریهای اجتماعی موجود در جامعه ایران می دانید؟

ـ بخشی از رشد فرآیند ناهنجاری‌ها ریشه در نگاه رسمی به انسان و جامعه دارد و این نگاه آثار متعددی دارد که نحوه‌ی مدیریت جامعه چه در ابعاد اقتصادی و چه اجتماعی، یک بخش از این آثار است و نگاه به دانشگاه و علم هم بخش دیگری از این اثر است. و هر دوی این آثار به رشد فرآیند ناهنجاری‌های اجتماعی می‌انجامد. از سوی دیگر جامعه مدرن ارگانیک است و باید نظام عصبی مناسبی برای انتقال دردها و واکنش مناسب برای درمان مجموعه این ارگان وجود داشته باشد، علوم اجتماعی محتوای اطلاعاتی است که از طریق این سیستم عصبی منتقل می‌شود و اگر فاقد علوم اجتماعی باشیم زبان و اطلاعاتی برای انتقال درد و درمان نداریم و کلیت جامعه ارگانیک بودن خود را از دست خواهد داد.

منتشر شده در سایت فرارو 14-6-1390
http://www.fararu.com/vdcbffbw.rhbwgpiuur.html