آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۴ آبان ۱۳۹۰
غیر واقعی ولی مهم
غیر واقعی ولی مهم
اتهامات اخیر ایالاتمتحدهآمریکا علیه دولت ایران پرسشهای متعددی را پیش روی ناظران سیاسی قرار میدهد. از جمله آنکه آیا این اتهامات واقعیت دارد یا بکلی دروغ و ساختگی است؟ آیا بخشی از موارد مطرح شده واقعیت دارد؟ به این معنا که فرد بازداشتی بصورت مدیریت شده از جانب آمریکاییها یا حتی کشور ثالثی مثل اسرائیل یا عربستان و یا حتی گروه سیاسی مثل مجاهدین چنین اقداماتی را انجام داده است؟ این که چه کشوری از وقوع احتمالی این رویداد سود میبرد؟ این که چنین طرحی به لحاظ فنی تا چه حد عقلانی بودهاست؟ اینکه انگیزههای ایالاتمتحده در طرح این مساله در شرایط کنونی چیست؟ و بالاخره اینکه فارغ از همه این موارد، ایالاتمتحده و غربیها در پی انجام چه برنامههایی علیه ایران هستند و تا چه حد باید این برنامهها را جدی گرفت؟ در این یادداشت میکوشم که نظرم را درباره هریک از موارد فوق بطور خلاصه تقدیم کنم، و یکی از پرسش ها را مفصلتر شرح دهم.
برخی معتقدند از آنجا که همه مقامات ارشد آمریکا وارد میدان شده ودر این مورد اظهار نظر قاطع کردهاند، پس حتما دست آنان در داشتن مدارک لازم برای تایید ادعایشان پر است. این استدلال از دوجهت مخدوش است. اول از نظر تجربی؛ زیرا در جریان حمله آمریکا به عراق نیز مقامات ارشد با هزاران تاکید مدعی درستی اتهامات خود شدند ولی در نهایت معلوم گردید که این اتهامات بکلی عاری از حقیقت بودهاست. دوم اینکه این استدلال منطقا هم درست نیست. فرض کنیم که دولت آمریکا بخواهد خبری را علیه کشور دیگری جعل و بر اساس آن اقدام کند، در اینصورت نمیتوان نقل آن خبر را به یک مقام درجه سوم واگذار کرد، زیرا کسی خبر را جدی نخواهد گرفت. برعکس اگر ادعایی معتبر و متقن و مستند باشد، آن را میتوان از طرف حتی یک مقام غیر رسمی هم مطرح کرد، همچنان که مهمترین ادعاهایی که در کشورها علیه کسی یا دولتی مطرح میشود از سوی نهادهای مدنی مثل مطبوعات و ... است. قضیه واتر گیت را مقامات حزب دمکرات مطرح نکردند، بلکه یک روزنامهنگار طرح و پیگیری و اثبات کرد.
فرض کنیم که بخشی از این ادعاها در آنچه که مربوط به فرد دستگیر شده در آمریکا ست واقعیت داشته باشد. در اینصورت به احتمال فراوان این فرد در دام پلیس آمریکا یا نیروهای امنیتی کشورها و گروههای دیگری مثل اسرائیل، عربستان یا مجاهدین افتاده و پروژه آنان را پیش برده است، و در این راه به احتمال فراوان پلیس آمریکا نیز از جریان مطلع بوده است.چرا؟ تحلیل منفعت برنده از این رویداد و نیز وضعیت فنی اجرای طرح موید این ادعاست. تاکنون هیچکس نتوانسته کوچکترین منفعتی را برای انجام چنین عملیات پر خطر به لحاظ لورفتن را برای ایران اثبات کند. کشته شدن سفیر کشوری مثل عربستان در ایالاتمتحده حتی به دست دیگران هیچ اهمیت استراتژیکی اساسا برای ایران ندارد، چه رسد به اینکه ایران بخواهد چنین کاری را خودش انجام دهد. ولی فرض کنیم که بههر دلیلی نهادهایی انجام چنین عملیاتی را به نفع کشور دانستهاند، در اینصورت محال است که به لحاظ فنی چنین سناریوی مبتذلی را طراحی کنند. چنین اتهامی توهین به شعور دیگران است. وقتی که القاعده عملیات یازده سپتامبر را طراحی و اجرا میکند که از حیث دقت نقشه و طراحی و اجرا دنیا را در بهت و حیرت فرو میبرد، چگونه ممکن است که ایران اقدام به چنین عملیات مبتذلی نماید؟ ممکن است کسی دزد باشد، و با پیچیدهترین شیوهها گاوصندوقها را باز و محتوای آنها را برباید، این فرد به لحاظ جهتگیری کلی در رفتارش محکوم و مستحق مجازات است ولی کیفیت اجرای کارش مورد تعجب و حتی تحسین خواهد بود. ولی سناریوی اعلام شده مثل آن است که یک نفر بخواهد دزدی کند و در روز روشن بیل و کلنگ را بردارد تا دیوار منزل را جلوی چشم دیگران تخریب کرده و برای سرقت وارد ساختمان شود. چنین فردی را بهدلیل دزدی نباید محکوم کرد، بلکه باید او را به تیمارستان روانه کرد. اگر ایالاتمتحده واقعا فکر میکند که توان عملیاتی حکومت ایران چنین است، در این صورت باید به عقل سناریو نویسان آمریکایی شک کرد، مگر اینکه آنان تعمد داشته باشند که بدترین سناریو را علیه دولت ایران طراحی کنند و به طرف مقابل خود بفهمانند که ما میتوانیم مبتذلترین سناریوها را علیه شما واقعی جلوه دهیم. این سناریو از نظر فنی به شکل بسیار مسخرهای است. استفاده از فرد دستگیر شده در آمریکا برای انجام عملیات، آنهم از طریق ارتباط تلفنی و مافیای موادمخدر را حتی در فیلمهای هالیوودی هم نمیتوان دید.
یک دلیل سناریویی بودن این اتهامات در بازداشت فرد درگیر ماجراست. اگر این عملیات واقعی بود، قطعا در ادامه برای انجام آن، باید افراد بسیار زیادی درگیر ماجرا میشدند، و از آنجا که پلیس فدرال آمریکا از طریق یکی از ماموران خود بر ماجرا تسلط کامل داشت، منطق امنیتی و اطلاعاتی حکم میکرد که اجازه میدادند که عملیات تا ورود مواد منفجره و کامل شدن تیم عملیاتی و حضور آنان در آمریکا پیش میرفت، نه اینکه فرد مظنون را در ابتدای راه دستگیر کنند. این کار پلیس آمریکا با هیچ منطق اطلاعاتی سازگاری ندارد، مگر آنکه فکر کنیم این سناریو را درست کردند و چهار ماه پیش او را دستگیر نمودند تا برای آزادی دو آمریکایی موجود در ایران مابهازایی فراهم نمایند و نشان دهند که آنان هم قادر به سناریو نویسی هستند، ولی چون این دو آمریکایی بهعنوان هدیه سفر به نیویورک آزاد شدند، ایالاتمتحده آن سناریو را به نحو دیگری اجرا کرد. تا هم به ایران فشار آورد و هم توجهات را از مسائل داخلی و جنبش وال استریت خلاص کند و در جریان اتفاقات سوریه هم موازنه را به نفع خود و کشورهای همپیمان خود در منطقه، مثل عربستان تغییر دهد.
علیرغم نکات پیش گفته، ایران باید به مساله توجه کافی داشته باشد، و سناریو بودن کل ماجرا موجب کم توجهی به تبعات آن نشود، همانطورکه حمله به عراق هم بر اثر یک دروغ آغاز شد، ولی دروغ بودن آن وقتی اثبات شد که کار از کار گذشته بود. در این میان یکی از نکاتی که باید توجه کرد اظهارات برخی افراد غیر مسئول در برنامههای تلویزیونی است که زمینه را برای واقعی بودن اینگونه سناریوها نزد مردم دیگر نقاط جهان فراهم میکند. همچنین نباید فراموش کنیم که، اگر چه ما به عنوان افرادی که به سیاستهای جاری نقدهای فراوانی داریم و بیتوجهی به این نقدها را زمینهساز این نوع اقدامات خصمانه علیه میهن خود میدانیم، ولی این امر نباید موجب شود که در برابر آن دسته از اقدامات بیگانگان که امنیت و تمامیت ارضی کشور را نشانه میگیرند سکوت نمود.
منتشر شده در اعتماد 23-7-1390

امين :
سلام آقاي عبدي
چرا يادداشتهايتان را اينقدر با فاصله نسبت زمان انتشارشان در مطبوعات در وبسايت منتشر مي فرماييد؟
خيلي از موضوعات ــ همانند موضوع همين يادداشت ــ از داغي مي افتند و شوق خواندنشان از بين مي رود.
////////////////////////////////////////////////////
عبدی: اشکال واردی است ولی آن قدر مسائل غیر طبیعی است که بعضا نمی دانم چطور آن را به روال آورد الان بیش از 45 روز است که به سایت دسترسی ندارم. کامنت شما را هم با 40 روز فاصله می بینم.!!
۴ آبان ۱۳۹۰ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام جناب عبدی
1 - سوال مهمی را در ابتدا مطرح کردید ولی پاسخ ندادید.
آن هم اینکه غربی ها در پی اجرای چه برنامه ای در قبال ایران هستند.
2 - تحلیلی وجود دارد که این برنامه توسط بخشی از حاکمیت به همین شکل طراحی شده که هر گونه احتمال حرکت به سوی بهبود روابط با آمریکا از طرف گروه دیگر را خنثی کند.
3- بهر حال اگر ارباب سیر واقعا فرد مهمی برای ایران نیست قاعدتا نمی تواند به عنوان اهرم فشار بر دولت ایران برای آزادی گروگانهای امریکایی استفاده شود.
4- اصلاح طلبهایی که تحت بایکوت خبری هستند اصولا چگونه می توانند علیه این اقدامات دولتهای غربی موضع گیری مناسب داشته باشند؟
۶ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۳۷ بֽظֽ | Reply
بهرام گل زاده :
آقای مهندس عبدی
با سلام
از تحلیل واقع بینانه ، هوشمندانه و در عین حال، میهن پرستانه شما ممنوم. به نظر بنده این حرکت بیش از یک حرکت تبلیغاتی و روانی است به این دلیل که برای این منظور این امکان وجود داشت که غرب، از سناریوهای دست به نقدتر و مثلا نزدیک به واقع تری بهره جوید برای مثال موضوع پرونده هسته ای و اخرین گزارشی که گفته می شود متفاوت از گزارش های سابق است! از طرفی نظر بنده باز این است که این سناریو با هدف سناریویی تکمیلی برای سناریوی دیگری که همان پرونده هسته ای است طراحی شده است اینطور نیست ازنظر شما؟ لذا اگر کوچکترین تعللی در اتخاذ دیپلماسی موثر صورت پذیرد ممکن است خدایی ناخواسته خسارات غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد! به هر صورت آمریکا با طرح چنین ادعائی وارد آب شده و خود را خیس کرده است لذا به نظر نمی رسد که بخواهد بی توجه به تبعات چنین ادعای بدون مستندی از کنار آن به سادگی عبور کند! این تحلیل شاید تکمله ای به تحلیل جنابعالی باشد.
۱۵ آبان ۱۳۹۰ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply
محمود اشرافی :
سلام، چرا خیلی وقته مطالب جدید رو سایت نمیذارید آقای عبدی؟
یه سوال هم داشتم از شما که اگر برای موضوعات مختلف برای حضور در کرسی های آزاد اندیشی دعوت بشین از شهرستان ها تشریف می آرید یا نه؟
///////////////////////////////////////////////////
عبدی: کرسی آزاد اندیشی در فضای بسته چه معنایی دارد. در این فضا نه اندیشه و نه آزادی معنای دقیق ندارد و هر دو برای عده ای به مثابه جن م بسم الله هستند.
۲۱ آبان ۱۳۹۰ ۱:۳۸ قֽظֽ | Reply
م.ص :
آقای عبدی عزیز با سلام...
چون به نظر می رسد، یادداشت های ذیل مطالب سایت را ملاحظه می کنید، به فکرم رسید نکته ای را با شما در میان بگذارم...
--------------
اگر انفجار زاغه مهمات سپاه، خرابکاری خارجی باشد، هم کارشناسان سپاه و هم آن دولت خارجی که خرابکاری را طراحی/ اجرا کرده بهتر از ناظران و تحلیل گران بیرونی بر این موضوع آگاهی خواهند داشت. اگر اینطور باشد، ممکن است این خرابکاری دامی باشد که برای ایران گسترانده شده است؛ بدان معنی که طرحی ریخته شده تا ضمن به رخ کشیدن ضعف های سیستم نظامی ایران، قوای امنیتی و نظامی ایران را در برابر دوراهی تلافی یا قبول ضعف قرار دهند. حتی اگر هیچ گاه ایران اعلام نکند که انفجار پادگان های سپاه خرابکاری خارجی بوده است، هر دو طرف این خرابکاری از اصل ماجرا مطلعند. بنابراین، عدم پاسخگویی به این اقدام خرابکارانه هم بلحاظ روانی برای خود ایران ضعف تلقی خواهد شد و هم دولت خرابکار خارجی آن را حمل بر ضعف ایران خواهد کرد. حتی ممکن است عدم پاسخگویی افشاگرانه یا متقابل ایران، موجب تشجیع دولت خرابکار خارجی به اقدامات مشابه شود. در عین حال اعتراف ایران به صدمه دیدن از یک توطئه نظامی خارجی، ساده نیست و خود نشانه ضعف و آسیب پذیری نظام بر خلاف ادعای قدرتمندی نیروهای نظامیش می شود و بدین ترتیب برای حفظ حیثیت ایران، بهتر است مسئله ناشی از سهل انگاری یا خطای جابجایی تبلیغ شود تا ضربه پذیری از توطئه خارجی در چنین سطحی.
از آن سو اما، اگر ایران به فکر «اقدامات پنهانی تلافی جویانه» بیفتد، در همان دامی افتاده است که برایش گسترانده اند. بدین معنی که دولت خرابکار خارجی، صحنه را برای ایجاد یک رسوایی بین المللی برای ایران آماده کرده است. «اقدامات پنهانی تلافی جویانه» که مستند کننده سوء رفتار ایران خواهد بود، زمینه را برای توجیه جنگ علیه ایران آماده می کند و این همان دامی است که شرایط تبلیغاتی و ایدئولوژیک کنونی حکومت ایران به سختی بتواند از آن پرهیز کند.
لذا باید امیدوار باشیم که انفجارهای اخیر، تنها اتفاقی و واقعاً ناشی از سهل انگاری بوده باشد.
-------------
با احترام
م. ص
۲۴ آبان ۱۳۹۰ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
شهروند :
این حقیر منتقد تحلیل شما هستم به دلایل مشروحه زیر:
فرضیه شما استوار بر دلایل زیر است:
1-آبکی بودن سناریو
2- عدم منفعت از ترور سفیر عربستان در امریکا برای ایران
در خصوص آبکی بودن سناریو باید عنوان کرد گاهی اوقات واقعیت بسیار متفاوت از آن چیزی است که انتظار داریم. طراحان سناریو نه کارگردانان هالیود بلکه (می توان فرض کرده) عده ای از نیروهایی رده دوم و سومی بوده اند (که به علت مشکلات ناشی از حوادث بعد انتخابات جای نیروهای باهوش تر خود را در عملیات برون مرزی گرفته اند - همه میدانیم که از معدود نیروهای اسمارت نظام، عده کثیری منتقد تفکرات جناح حاکم هستندکه اغلب نیز تسویه شده اند) و این تازه به دوران رسیدگان حالا با یک سری افکار رایکال به دنبال مطرح کردن خود می باشند. سناریویهای آبکی معمولا کارگردان آبکی نیز دارند.
در خصوص عدم منفعت مشخص ایران از ترور نیز چند نکته قابل ذکر است اول اینکه تحلیل های این سناریو نویس های تازه کار مثل خودشان تازه کارانه است. مگر واقعا فکر می کنید اینها توان محاسبه منفعت ایران را دارند؟ اگر داشتند که وضع و روزمان این نبود. منفعت وقتی معنی دارد که بدانیم چه می خواهیم. اکثر مسئولین وقت از درک این موضوع که چه به نفع ماست و چه به نفع ما نیست عاجزند. آنچه برای به نظر حقیر می رسد ممکن است برای طراحان سناریو ارزش تلقی شود به شرح زیر است: 1- امکان عملیات در خاک امریکا 2- تحت تاثیر قراردادن اخبار جهانی 3- فشار بر عربستان در موضوع بحرین 4- گرفتن جای القائده ... البته دلایل دیگری نیز هست که از انها می گذرم.
در مورد پاراگراف آخر هم از عروج دیگر هیچی نگو که گلی که از او خوردیم مارادونا به ما نزد!
۲۸ آبان ۱۳۹۰ ۳:۳۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1407