متاسفانه به علتی مدتی در به روز کردن مطالب تارنما توقف ایجاد شد که مجددا مطالب خود را منتشر خواهم کرد.
نوشته حاضر در ماهنامه صنعت و توسعه شهریور 1390 منتشر شده است
تلویزیون خصوصی مانع افزایش ناکارکردی شکافهای فرهنگی میشود
پاسخ هاي مكتوب عباس عبدي به پرسش هاي صنعت وتوسعه
عباس عبدي روزنامه نگار،جامعه شناس يا فعال سياسي فرقي نمي كند.پاي بحث در باره رسانه در ميان باشد،نظرات وي خواندني تر است.به اين خاطر كه عبدي با تجربه كار در سه حوزه پيش گفته با رمز ورازهاي كار رسانه به خوبي آشناست.از عبدي خواستيم درباره ضرورت احداث وراه اندازي تلويزيون خصوصي به پرسش هاي ما پاسخ بگويند.پاسخ هاي مكتوب وي را در ادامه مي خوانيم
++++
ـ براي اولين سوال مايلم از اينجا شروع كنيم كه چرا بايد تلويزيون خصوصي داشته باشيم؟
× هرگونه تمرکز و انحصار منابع قدرت، موجب فساد و تباهی خواهد شد. حتی انحصارگر هم در نهایت قربانی انحصارگری خود میشود. همچنان که انحصارات اقتصادی یکی از دلایل فساد و رکود اقتصاد کشور است، انحصارات سیاسی، نظامی و رسانهای هم همین سرنوشت را دارند. من نه تنها به طور اصولی طرفدار شکستن انحصار سیاسی و اقتصادی و رسانهای از جمله تلویزیون به عنوان مهمترین رسانهی کنونی هستم، بلکه طرفدار شکستن انحصار در تسلیحات هم هستم (هرچند ممکن است عدهای آن را نوعی آنارشیسم بدانند، ولی معتقدم که آزادی داشتن اسلحهی شخصی در بلند مدت بیش از آن که موجب خشونت و کاربرد نامعقول آن شود، میتواند به توازن قوا که شرط لازم برای شکلگیری یک جامعه ی متعادل و اخلاقیتر است، کمک کند.) بنابراین تلویزیون خصوصی باید داشت، زیرا که در غیر این صورت انحصار منابع رسانهای قدرت میشود که فسادآور است.
ـ مگر رابطه قدرت ورسانه چيست،كه قدرتمندان ان را معادل قدرت نظامي مي دانند واز سپردن آن به ديگران پرهيز مي كنند؟
× رسانه یکی از مهمترین منابع قدرت در هر نظامی بویژه در نظامهای جدید است و در اختیار داشتن رسانه موجب افزایش قدرت صاحب آن میشود. البته نظامهای بسته در بسیاری از موارد الزامات استفاده از این منبع مهم را نمیدانند و با انحصاری کردن آن موجبات ضعف قدرت رسانه میشوند.
ـ اگر بخواهيم فوايد تلويزيون خصوصي را برشماريم از نگاه شما فوايد تلويزيون خصوصي براي فرهنگ عمومي چيست؟
× فرهنگ کارآمد در تعریف نهایی خود، از خلال مشارکت و حضور همهی آحاد جامعه شکل میگیرد و این میسر نیست، مگر آنکه همهی گروهها و گرایشها به قدر توان خود به منابع قدرت و فرهنگساز، از جمله رسانهها و تلویزیون دسترسی داشته باشند. در غیاب این دسترسی، اجزای فرهنگ رسمی که پویایی کافی ندارد، ظاهراً بر سایر فرهنگها غلبه میکند، ولی خردهفرهنگهای مهمی در زیر این پوسته و انحصار فریبنده، شکل گرفته و در موقع مناسب غلیان کرده و نظم و امنیت صوری جامعه را دچار اختلال میکنند.
ـ يعني رسانه هاي دولتي نمي توانند مانع از غليان اين خرده فرهنگ ها شوند
× نه تنها نمیتوانند مانعه شوند، بلکه به نوعی آن را تشدید هم میکنند، زیرا انحصارگری رسانهای رسمی علیه خرده فرهنگها، نزد طرفداران این فرهنگها از یک سو مشروعیت میآورد و از سوی دیگر نقش هویت بخشی هم برای آنان ایفا میکند که این دو مساله موجب تشدید بحران فرهنگی در جامعه میشود.
ـ تلويزيون خصوصي براي جوامعي با مختصات فرهنگي وديني مايك تهديد است يا فرصت؟
× بستگی دارد که تلویزیون خصوصی چگونه ایجاد شود. اگر بر اثر یک فروپاشی سیاسی به تلویزیون خصوصی دست یابیم، احتمالاً حداقل در کوتاه مدت به صورت تهدید عمل میکند، زیرا فاقد نظارت قانونی خواهد بود و چنین رسانههایی به عنوان یک منبع مهم قدرت به احتمال فراوان علیه همبستگی عمومی عمل خواهند کرد. ولی اگر بر اساس یک قانون و شورای نظارت بیطرف و قوی، به چنین تلویزیونی برسیم، قطعاً یک فرصت مناسب است.
ـ با توجه به تحولات كنوني جامعه خوش پنداري است اگر فكر كنيم حكومت اجازه فعاليت تلويزيون خصوصي را مي دهد،بنابراين مقوله تهديد آميز بودن آن (در شرايط كنوني)مي چربد؟اگر پاسخ منفي است لطفا به تفصيل توضيح دهيد؟
× اگر منظور شما از شرایط کنونی 6 ماه و یک سال است در این صورت تحقق این هدف محتمل نیست اما اگر بلند مدتتر نگاه کنیم و با توجه به وجود و گسترش ماهواره این هدف امکامپذیر است و باید برای آن قانون نویسی و حتی شورای نظارت در نظر گرفت. البته بحثهای کنونی ما ناظر به بعد نظری این مساله است و نه وجه عملی آن.
ـ يكي از ويژگيهايي كه براي جامعه ايراني بيان ميكنند تنوع و تكثر فرهنگي است. چگونه مي توان بين خرده فرهنگ ها و يك فرهنگ مدرن پل زد. نقش تلويزيون خصوصي در اين باره چيست؟
× در غیاب تلویزیون خصوصی و آزاد، تنوع و تکثر فرهنگی به صورت مستقل و در غیرارتباط با یکدیگر رشد کرده و به هویتهای مستقلی تبدیل میشوند و در نهایت جامعه چندفرهنگی یا چند هویتی خواهد شد، و چون جامعهی چند هویتی قوام ندارد و به ازای هر جامعه یک فرهنگ هست (دربارهی جزئیات و اعاد علمی این نظرات باید جداگانه بحث کرد، لذا استنباطهای کلی صورت نگیرد)، در نتیجه جامعهی مادر به سرعت تجزیه و به چند جامعه تقسیم خواهد شد.(مثل اتحاد جماهیر شوروی) بنابراین برای ادغام و در همجوشی خرده فرهنگهای موجود در جامعه، در ذیل یک فرهنگ عمومی و کلیتر، داشتن رسانههای مستقل و خصوصی ضروری است، به شرط آن که تحت چهارچوب قانونی و نظارتی قوی، فعالیت کند
ـ منظور از چارچوب نظارتي قوي چيست؟سانسور در اين نظارت كه شما قوي ان را براي تلويزيون خصوصي طلب مي كنيد كجاست؟
× اگر رسانههای خصوصی با اراده ملی و در شرایط عادی مجاز دانسته شوند به طور طبیعی برای آنها نیز قانون مناسب نوشته خواهد شد زیرا بدون وجود قانون چنین کاری شدنی نیست و از آنجا که بر اجرای این قانون هم باید نظارت شود و نهاد نظارتی هم باید قدرتمند و مستقل باشد لذا فقط در این شرایط است که رسانهها اعم از خصوصی و دولتی موثر و مفید عمل خواهند کرد و این ربطی به سانسور ندارد همچنان که در مورد مطبوعات نیز قانون و شورای نظارت داریم که اگر مطابق قانون عمل شود همه راضی خواهند بود. البته هر حکومتی که به تلویزیون خصوصی تن دهد به احتمال فراوان تن به انتخابات آزاد هم میدهد و قانون رسانه هم از سوی مجلس برآمده از چنین انتخابات آزادی بیرون خواهد آمد و این قانون نمیتواند موجب سانسور شود.
ـ تجربه دستیابی ایرانیان به رسانه هر بار آنان را با یک جنبش سیاسی فرهنگی روبرو کرده است. از تلگراف تا تلفن. رسانه ها همواره باتغییرات اجتماعی همزاد بودهاند، ایا ترس حکومتها از عدم خصوصی کردن تلویزيون، به همین خاطر است؟
× برای پرهیز از این بحران باید نسبت به خصوصی کردن رسانهها از جمله تلویزیون، زودتر اقدام کرد. اینترنت و ماهواره هم یکی از مصادیق سؤال شماست. ولی چرا دستیابی به این رسانهها فقط در جوامع معینی موجب بروز بحران یا جنبش سیاسی میشود؟ دلیل آن این است که به دلیل فقدان قانون و نظارت موثر، اینها هم مثل دولتها از رسانه خارج از چارچوب کارکردی آن استفاده میکنند و چون زمینه بروز و شکلگیری جنبش اجتماعی فراهم است این رسانهها در خدمت این جنبشها در میآیند. بنابر این اگر در گذشته تلویزیون خصوصی میداشتیم، امروز از ماهواره و اثرات آن در شکلگیری جنبش اجتماعی وحشت نمیکردیم. و اگر امروز به تلویزیون خصوصی دسترسی پیدا کنیم، فردا از خیلی چیزهای دیگر وحشت نخواهیم داشت.
ـ از طرف دیگر ایرانیان به خاطر خصلت افراط و تفریطیشان خیلی دیر با فرهنگ یک رسانه اشنا میشوند ایا در بین ایرانیان آمادگی برای فرهنگ تلویزيون خصوصی وجود دارد؟
× علت افراط و تفریط نیز در وضعیت پاندولی سیاست است که به سرعت تغییر فضا میدهد. حتی اگر بپذیریم که در این زمینه افراط و تفریط است، باید اجازه داد که چند رفت و برگشت صورت گیرد تا وضعیت به حالت تعادل برسد. آشنایی با رسانه، بدون داشتن رسانههای خصوصی امکانپذیر نیست. بنابراین داشتن رسانههای خصوصی را نمیتوان موکول به داشتن آشنایی با رسانه کرد. ، قضیه مرغ و تخممرغ نیست، بلکه مثل راه رفتن کودک است که تا امکان راه رفتن و زمین خوردن نداشته باشد راه رفتن را یاد نخواهد گرف. این که مردم جامعهای با دموکراسی آشنایی ندارند، دلیل بر منع آنان از دسترسی به دموکراسی نمیشود زیرا به دلیل عدم حضور آنان در محیط دموکراتیک است که با آن آشنا نیستند، بنابراین باید به دموکراسی دست یابند و به مرور با آن آشنا شوند. اگر کارگاه آموزشی دموکراسی برای کلیه مردم نداریم، کارگاه آموزشی آشنایی با رسانه هم نداریم.
ـ برخی میگویند تکثر فرهنگی و قومی و مذهبی یکی از مواردی است که باعث ایجاد حساسیت برای تلویوزیون خصوصی است. ایا این تکثر برای یک شبکه خصوصي تهديد است؟
× بله این مشکل وجود دارد، ولی راه چارهی آن این نیست که به دلیل وجود مشکل، مردم را از داشتن تلویزیون خصوصی محروم کنیم، زیرا بخشی از این مشکل به واسطهی انحصار رسانهای تعمیق شده است و در حال حاضر هم با گسترش ماهواره و اینترنت، شکاف رسانهای میان این گروههای قومی، مذهبی، و زبانی با رسانههای رسمی بیشتر میشود و افزایش این شکاف، زمینه ساز بروز بحرانهای حادی خواهد شد. بنابراین راه حل در تشکیل تلویزیونهای خصوصی با قوانین کارآمد و شورای نظارت قدرتمند است و هر روز که در اجرای این کار تأخیر شود، شکافهای فرهنگی ناکارکردی در جامعه، افزایش خواهد یافت و در آینده نه چندان دور به صورت انفجاری خود را بروز خواهد داد.
منتشر شده در ماهنامه صنعت و توسعه شهریور 1390