آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۶ دی ۱۳۹۰

عقلانیت نفتی

عقلانیت نفتی
بر اساس آخرین مطالعات انجام شده درآمدهای ارزی ایران از فروش نفت طی 31 سال گذشته حدود 970 میلیارد دلار (به قیمت سال 1389) بوده، و البته این درآمد جدا از فروش و مصرف نفت و گاز در داخل کشور است، که اگر قیمت ارزی آنها را هم حساب کنیم، این رقم حداقل معادل 2500 میلیارد دلار خواهد بود، ولی فعلا به مقادیر مصرف داخلی نفت و گاز کاری نداریم و فقط درآمدهای صادراتی نفت را موضوع بحث این یادداشت قرار می‌دهیم. فرض کنید که حتی یک دلار از درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت خام خرج نمی‌شد و همه درآمدها در یک بانک معتبر به صورت پس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انداز یا سرمایه‌گذاری نگهداری می‌شد، و فرض کنیم که سودآوری این سرمایه‌گذاری‌ها یا پس‌اندازها به قیمت ثابت سالانه، حداقل 7 درصد می‌بود، در این‌صورت هم‌اکنون بیش از دوبرابر درآمدهای مذکور، یعنی حداقل 2000 میلیارد دلار سرمایه نقدی داشتیم. که سود سالانه آن بر مبنای 7٪ ، برابر 140 میلیارد دلار می‌شد که بسیار فراتر از درآمدهای ارزی فعلی کشور است و اگر الان به هر دلیلی مجبور می‌شدیم که تولید تمام نفت و گاز خود را متوقف کنیم، بازهم سود حاصل از این سرمایه، کشور را کفایت می‌کرد. اکنون می‌توان پرسید که این حجم عظیم از درآمدهای نفتی چگونه مصرف شده‌اند که امروز هیچ اثری از سوددهی آنها وجود ندارد؟ حتی شرایط بدتر از آن است که تصور شود زیرا با کاهش چشمگیر یا توقف احتمالی درآمدهای نفتی فعلی، اقتصاد کشور و اداره امور آن امری ناشدنی تلقی خواهد شد.
این یادداشت در پی آن نیست که فرد یا دولت خاصی را مورد خطاب قرار دهد، و به پاسخگویی دعوت کند، زیرا اگرچه میان چهار دولت مستقر در ایران طی 30 سال گذشته، تفاوت‌های مهمی وجود دارد، ولی گمان نمی‌رود که تفاوت رفتار آنها از حیث مدیریت منابع درآمدی نفت در حد سایر تفاوت‌ها باشد. تفاوت‌هایی هم که در این زمینه دیده می‌شود بیش از آن که ناشی از تفاوت دیدگاه‌های مدیریتی دولت باشد، متاثر از حجم درآمدهای نفتی است، به عبارت دیگر بهتر است بگوییم که در این مورد خاص بیش از آن که ما نفت را مدیریت کنیم، مدیریت واحدی از جانب نفت بر دولت اعمال و اجرا می‌شده، و بر حسب این که درآمدهای نفتی تاچقدر افزایش می‌یافته، به همان نسبت اعمال چنین مدیریتی از جانب نفت بیشتر و همه‌جانبه‌تر بوده‌است. شاید برخی تعجب کنند که نفت چگونه می‌تواند اقتصاد و حتی سیاست و فرهنگ را مدیریت کنند؟ پاسخ این است که درآمدهای رانتی ناشی از نفت به نسبتی که زیادتر می‌شوند، منطق ویژه خود را بر مالک خود تحمیل می‌کنند. دقیقا مثل اسلحه است. فرض کنید که در یک روستای دورافتاده و بدون قانون قرار داریم که مردم بر اساس سنت و اخلاق و عرف با یکدیگر تعامل دارند، حال اگر چند قبضه اسلحه از بیرون به روستا وارد شود، و هیچ قدرت مافوقی هم برای نظارت به نحوه استفاده از این سلاح‌ها وجود نداشته باشد، نتیجه روشن است. از میان مردم روستا فقط کسانی طالب دستیابی به سلاح می‌شوند که ویژگیهای فردی آنان برای کاربرد آن سلاح‌ها مناسب‌تر از دیگران است و پس از تصرف سلاح، آنان رفتاری را از خودشان بروز خواهند داد که بروز چنان رفتاری از آنان قبل از آن که صاحب اسلحه شوند متصور نبود. اسلحه در این شرایط، اصول اخلاقی و رفتاری خود را بر صاحبش تحمیل می‌کند، یا کسی که با این اخلاق و رفتار همگامی بیشتری دارد، بیش از سایرین درصدد کسب اسلحه است. لذا این تصور که دولت و مسئولین سیاسی قادرند به هر نحوی که صلاح می‌دانند، منابع حاصل از نفت را اداره کنند، تصویر درستی نیست، و این منابع نفتی هستند که عقلانیت خاص خودرا بر صاحبانشان دیکته می‌کنند. در واقع وقتی که از عقلانیت صحبت می‌کنیم، از پدیده‌ای معین سخن نمی‌گوییم، بلکه عقلانیت‌های متفاوتی داریم که عقلانیت نفتی، یکی از آن‌هاست. همچنان‌که زور و سلاح نیز عقلانیت خاص خود را دارد که با عقلانیت مردم‌سالارانه و بدون انحصار زور متفاوت است، و این تفاوت درحدی است که در بسیاری از موارد طرفین درک مشترک و یکسانی از یکدیگر پیدا نمی‌کنند. درآمدهای نفتی در جامعه‌ای نیمه رقابتی عقلانیت خاصی را به‌همراه خود می‌آورد و هرچه سهم این درآمدها از تولید کشور و بودجه دولت بیشتر باشد، شدت و غلظت سلطه عقلانیت نفتی بر مدیریت اقتصاد نیز افزونتر می‌شود. همچنان‌که تجربه ایران و مقایسه دولت‌های سه دهه و حتی پنج دهه گذشته کشور به‌خوبی موید میزان شدت این عقلانیت(متناسب با سطح درآمدهای نفتی) در برنامه‌های اقتصادی دولتی و حتی غیردولتی است. برخی‌ها ساده‌انگارانه تصور می‌کنند که در کشورهایی که درآمدهای نفتی آنها سهم قابل توجهی از تولیدشان را تشکیل می‌دهند، می‌توان وجود مدیریتی را تصور کرد که به دور از عقلانیت نفتی بتواند درآمدهای آن را به نحو کارآمدی در جهت تولید و منافع مردم بکار گیرد، ولی واقعیت این است که نمی‌توان به رخ دادن این اتفاق خوشبین بود، زیرا چنین مدیریتی معمولا از درون سازوکار دمکراتیک و در فضای آزادی رسانه‌ها و نهادهای مدنی باید بیرون آید. در حالی که وجود درآمدهای کلان نفتی مخل شکل‌گیری چنین سازوکاری است. عقلانیت نفتی دارای ویژگی‌هایی است که موضوع بحث این یادداشت نیست، ولی وجود چنین عقلانیتی در اقتصاد، جز اتلاف منابع و ایجاد عدم تعادل‌های جدی در اقتصاد و حجیم و ناکارآمد شدن دولت و افزایش سرطانی فساد، و... نتیجه دیگری ندارد. برای اثبات این ادعاها نیازی به بررسی‌های عجیب و غریب نیست. مقایسه‌ای میان کشورهایی که در نیم‌قرن گذشته براساس مدل عقلانیت نفتی اداره شده‌اند، با کشورهایی که براساس عقلانیت اقتصادی و علمی اداره شده‌اند، گویای همه واقعیت‌ها خواهد بود.
منتشر شده در روزنامه اعتماد 14-8-1390


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

سهیل :

ممنون اقای عبدی.همیشه از شما یاد گرفتیم.
(امروز با اقای خانیکی کلاس داشتیم ایشون هم به همین نکته شما و کتاب معمای فروانی تری لین کارل اشاره کرد)

۷ دی ۱۳۹۰ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام
در محاوره عمومی قديمی مردم مثل هائی است که شنيدن ان در برخی موارد به درک مطالب کمک زيادی ميکند. مثلاٌ ميگفتند خدايا به ان که عقل دادی چه ندادی وبه انکه عقل ندادی چه دادي. يا ميگفتند خدايا توان لازم برای حفاظت از موهبت های خود را به ما عطا فرما. در مورد اين گفته اخر داستان معروفی است که ميگويند حضرت موسی در راهی ميگذشت و شخصی را ديد که با دست خار ميکند وانر خرد ميکند. ان شخص از حضرت موسی خواست از خدا بخواهد که به او تيشه ای بدهد تا اورا ياری کند. حضرت هم از درگاه خدا با در خواست زياد خواست که تيشه ای به او بدهد. فردای انروز که حضرت ميگذشت ديد که با تيشه شخصی را کشته است. که ميگويند
ترا تيشه دادم که هيزم کنی ندادم که بنياد مردم کنی
برای استفاده از امکاناتی که که در جامعه وجود داردعقل واموزش عمومی نقش موثری دارند. هم فلان قهرمان شطرنج وهم من هردو با يک سری مهره يک قانون بازی ميکنيم اما او کجا ومن کجا.متاسفانه در کشورهائی مانند ما عقل جامعه با اموزش های بی محتوای يک سويه دوران تحصيلات و تبليفات يک سويه وسائل ارتباط جمعی ومنتقدان بی برنامه وظاهر بين داخل وخارج شرايط لازم را برای از بين بردن ثروت های عمومی توسط کليه مسئولان دولتی وخصوصی وبيشتر مردم منتقد و مصرف کننده داخلی وخارجی فرهم است.
عرض ميکنم که اين مبلغ هنگفت چه شدهاست.
1- بخشی صرف جنگ وتخريب ناشی از سياست مرغ يک پا دارد ووسائل دفاعی برای مقابله با تنش های نه چندان ضروری منطقه ای شدهاست.
2-بخش عمده ديگری حيف وميل و ندانم کاريهای تجاری وبازرگانی مسئولان دولتی وخصوصی و و اردات بی رويه وغير قانونمند وانظباط خارجی است ( يا دتان هست اقلام فولادي را بعلت زياد بودن هزينه توقف کشتی ها به اب ميريختند) امروزه خريدها از کشورهاي حاشيه چندين برابر قيمت رسمي کالاست.
3-بخش بسيار عمده ديگری صرف تبديل وخارج شدن پول به عنوان انواع مختلف مسافرت خارجی ومهاجرت وسرمايه گذاری خارج از کشور و تامين ريال مورد نياز بودجه دولتی شدهاست.
4-بخش اندکی سرمايه گذاری داخلی در موارد مختلف با استفاده وبی استفاده گرديده است. جنا ب عبدی بيائيد شخصی سئوال کند ومسئولی بگويد که از اين مقدار در امد چه ميزانی صرف کالاهای سرمايه ای وايجاد زير بناهای توليدی واساسي جامعه گرديدهاست. اين مبلغ بنظر من نسبت به رقم ذکر شده شما قابل اغماض است.
جامعه ما جامعه معتاد شده به مصرف در امد های نفتی است. اين اعتياد نيز به سختی قابل معالجه شدن است.من فکر نميکنم که جامعه توان وفرهنگ لازم برای حفظ در امد های خود را داشته باشد. جامعه ما جامعهای است که کليه مسئولان و بخش خصوصی وعمومی ان سوار برخر نفتی وسرمايه داری شده وبه شدت با قافله دار اين کاروان نفتی وسرمايه داری هم مخالف است. همه در حرف ضد امريکا وهم خواهان دلار اند. همه مخالف سياستهای کمپانی های نفتی اند وهمه بر اسياب اين کمپانيها اب ميريزند.
نمونه هکه اخيراٌ مطرح است را تحليل وتمام کنم.

اروپا ی سرمايه دار گفته است که نفت نمي خريم. مملکت خودش است وحق دارد. ما بجای انکه شادی کنيم وچشن بگيريم واين تحريم را به فال نيک بگيريم ميگوئيم که تنکه هرمز را ميبنديم وبه تنش هاي منطقه اي دامن ميزنيم. در واقع خدمت به تراست های اسلحه سازی و سرمايه داران نفتی اروپائی ميکنيد. مگر چه ميزان نفت از تنگه در مقابل 80 ميليون بشکه توليد روزانه از تنگه ميگذرد ومربوط به کيست. زمان جنگ و جنگ نفت کش ها نفت بشکه ای چند فروخته ميشد؟ شطرنج بازی که توان مقابله طرف مقابل را در نظر نگيرد فوراٌ مات ميشود. واين نفت را چه کسانی توليد و بشکه اي 200 دلار ويا بيشترميفروشند. انگلستان ونروژوديگران .چيزی گير شما نمی ايد چز جنگ وتخريب.اگر راست ميگوئيد وبا قافله سالاران نفتي وسرمايه داري مخالفيد جشن بگيريد وخوشحالی کنيد بر توان کاری وکاهش مصرف خود بيافزائيد..








۱۵ دی ۱۳۹۰ ۳:۳۰ قֽظֽ | Reply

Jermajesty :

BION I'm impresesd! Cool post!

۲۲ دی ۱۳۹۰ ۳:۵۸ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1416