آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۸ دی ۱۳۹۰

بازسازي اصلاحات


بازسازي اصلاحات

نوشتن درباره چشم‌انداز آينده و اينكه چه بايد كرد؟ در قالب يك متن چند صد كلمه‌اي شدني نيست، از اين رو خوانندگان نيز بايد اين متن را فقط در حد مقدمه يك ذهنيت تلقي كنند و انتظار بيشتر از آن نادرست است.
1ـ به نظر من بطور عادی چشم‌انداز آينده اين جامعه بيش از هر چيز در گرو سياست‌ها و رفتارهاي منتقدين ساختار كنوني است. اگر خواسته شود كه مسئوليت رويدادهايي را كه در آينده رخ مي‌دهد و احتمالاً نامطلوب باشد منحصراً به عهده ديگران و به طور مشخص جناح حاكم انداخته شود، آنگاه اين پرسش پيش خواهد آمد كه آيا منتقدان كه خود را نيروهاي آگاه و مسئول جامعه مي‌دانند فاقد تأثيرگذاري و قدرت پيش‌بيني‌كنندگي بوده‌اند؟ اگر پاسخ مثبت است، پس بهتر آن است كه از هم اكنون دست از ادعاهاي رنگارنگ برداشته شود و اگر پاسخ منفي است، بايد به تبعات اين ادعا كه مسئوليت‌پذيري نسبت به رويدادهاي بعدي است ملتزم بود.
2ـ چشم‌انداز مطلوب از آينده صرفاً محصول انگيزه‌هاي خيرخواهانه و مبارزه‌جويانه افراد نيست، بلكه آنچه كه اهميت بيشتري در تحقق اين چشم‌انداز دارد، دفاع عقلاني از امكان‌پذيري اهداف و نيز شيوه‌هاي سياسي رسيدن به آن است. اتفاقاً تأكيد بيش از حد بر انگيزه‌هاي فردي و مبارزه‌جويانه و ايثارگرانه مي‌تواند نقش و سهم عنصر عقلانيت را كم و حتي زايل كند و آینده نامطلوبی را رقم بزند.
3ـ رسيدن به يك چشم‌انداز مطلوب از آينده بدون نقد اهداف و شيوه‌ها و تاكتيك‌هاي موجود غير ممكن است. بنابراين تمام كساني كه مانع چنين نقدي مي‌شوند و ادبيات آنان هم‌چون ادبیات جناح حاكم منتقدين را با شيوه‌هاي خود به سكوت دعوت يا وادار به آن مي‌كنند، مهم‌ترين سدهاي پيش روي تحقق چنين چشم‌انداز محتملي هستند.
4ـ چشم‌انداز آينده محصول تركيبي از اراده ما و امكانات و واقعيات و بويژه ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي موجود است. اراده ما صرفاً در چارچوب ساختار موجود و نه فراتر از آن كارآيي و توانايي دارد. هم‌چنين مطلوبيت اين چشم‌انداز بيش از اينكه متأثر از وجود افراد سليم يا نبود افراد بدخواه باشد، متأثر از كوشش همگانی و امكاني است كه براي اصلاحات در ساختارهاي مذكور صورت خواهد گرفت (اينكه اين ساختارها چيست بحث ديگري است).
5ـ چشم‌انداز آينده، هم‌چنين متأثر از موازنه قواي نيروهاي سياسي كشور است. اين قوا صرفاً در رأي خلاصه نمي‌شود. چرا كه رأي مساوي قدرت نيست. این اشتباهی است که باید از آن پرهیز کرد.
6ـ تجربه نيم قرن گذشته نشان داده است كه هر چشم‌اندازي از آينده كه همراه با حذف و نفي و ناديده گرفتن و يا تحقير گروهي از مردم ارايه شده است، در نهايت جز بدبختي عمومي نتيجه ديگري به همراه نداشته است. بنابراين چشم‌انداز آينده‌اي كه تعريف مي‌شود بايد به دور از اين عوارض باشد. البته ادعاي موافقت با چنين چشم‌اندازي ساده است، ولي آنچه كه مهم است التزام عملي داشتن به آن است. پرهيز از خشونت و نيز مهمتر از آن پرهيز از تقويت و يا بازتوليد خشونت نزد جناح مقابل، پرهيز از بكار بردن مفاهيم و ادبيات تحقيرآميز، آمادگي براي مصالحه و سازش و... از الزامات تعهد به چنين چشم‌اندازي است.
7ـ به نظر من نهادهاي اصلي جامعه ايران دچار اختلالات كاركردي جدي شده‌اند؛ نهاد دين، ارتباطات، اقتصاد، آموزش و حتي خانواده در چنين وضعي قرار دارند، و نهاد دولت نيز به گونه ديگري با مشكلات دست به گريبان است. گذر كردن از اين بحران جز از طريق اصلاحات امكان‌پذير نيست. تمامي ادله‌اي هم كه در خصوص ممتنع بودن اصلاحات بيان مي‌شود، قابل نقد و رد است (در اينجا مجال بحث آن نيست) در حال حاضر هم پيش بردن اصلاحات بيش از گذشته امكان‌پذير و مطلوب است، و عدم موفقيت آن در گذشته هم به دليل سياست‌هاي غلط در چهار سال دوم اصلاحات بود كه متأسفانه هنوز هم برخي از افراد براي عبور كردن از اصلاحات، مي‌كوشند كه آن سرنوشت را ذاتي جريان اصلاحات بدانند، در حالي كه به نظر من دست‌اندركاران و عناصر اصلي اصلاحات در مقطعی از بنيان‌هاي اصلاحات عقب‌نشيني كردند و نتيجه آن هم شكل‌گيري وضع فعلي است و اگر اين عقب‌نشيني رخ نمي‌داد، امروز با وضع ديگري مواجه بوديم.
این موضوع را نمی توان در ذیل یک یادداشت کوچک به نتیجه رساند و باید در باره آن گفتگوی انتقادی مفصلی را آغاز کرد که از نان شب هم واجب تر است.

منتشر شده در نشریه چشم‌انداز ایران شماره 66 اسفند 1389


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

غلامعلی یوسفی :

تاریخ معاصر کشورمان دو منطقه روشن دارد 57 سال پهلوی و 16 سال سازندگی و اصلاحات.
در 16 سال سازندگی و اصلاحات نیز 4 سال آخر یکی از درخشان ترین دوره در تاریخ معاصر ایران بوده است.
چهار سال دوم اصلاحات بسیار پرافتخار است .
سیاست های اقتصادی دوران سازندگی ، و اصلاحات سیاسی دولت اصلاحات ، در چهار سال دوم به بار نشست .
خاتمی در چهار سال دوم تجربه ریاست جمهوری اش کامل شد
چهار سال دوم اصلاحات، بهترین حالت و الگویی است برای جامعه ایران در حکومت اسلامی
/////////////////////////////////////////////////
عبدی: بله اگر اتفاقت بعدی از دل آن بیرون نمی آمد.

۹ دی ۱۳۹۰ ۲:۵۴ بֽظֽ | Reply

امید فردا :

آقای عبدی با سلام
اینکه گفته اید اصلاحات بیش از هر زمان دیگری ممکن و مطلوب است آن هم در زمانی که بیش از هر زمانی صدای ویرانی کشور بگوش می رسد جای تعجب و البته شکرش باقیست که آیه ی امیدی هم خوانده میشود
و اما در شرایطی که تقریبا تمام فعالین سیاسی اثر گذار ده بیست سی و چهل ! سال گدشته تاریخ ایران در حبسند ؛ کسانی که صدایشان در نطفه خفه شده است چگونه میتوانند تعاملی بجز با زندانبانان خود داشته باشند ؟ فکر نمیکنم گفت و گو با زندانبانان راه مناسبی برای ارتباط با جامعه یا تعامل با حاکمیت باشد مگر اینکه بتوان روی محدود نامه هایی که به بیرون از زندان درز میکند حساب باز کرد.

۱۷ دی ۱۳۹۰ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1426