آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۳ بهمن ۱۳۹۰

سياست يا اقتصاد؟

سياست يا اقتصاد؟
بحث درباره چگونگي و شدت وابسته بودن سياست به اقتصاد و يا برعكس يكي از موضوعات مهم در حوزه دانش و عمل سياسي است. آنچه كه در ايران بيش از هر چيز ديگري مايه تعجب است، بي‌توجهي كنشگران سياسي به میزان تعيين‌كنندگي ساختار اقتصادي در چگونگي برنامه‌هاي سياسي است. البته به لحاظ نظري اين ارتباط پذيرفته شده است و تا وقتي كه به ارايه تحليل مشغول هستند، چنين ارتباطي را مي‌پذيرند و جزییات آن را تشريح مي‌کنند. ولي هنگامي كه وارد عمل سياسي مي‌شوند، تمام آن ادعاها و تحليل‌ها به فراموشي سپرده مي‌شود و يكباره چنان عمل مي‌كنند كه گويي عرصه سياست به كلي مستقل از حوزه اقتصاد و ساختار اقتصادي است. يعني اگر فلان فرد يا بهمان گروه جانشين فرد يا گروه حاكم شود، تمام مسايل حل خواهد شد، فرمان مديريت و اداره كشور در دستان افراد و گروه‌هاي توانمند و صاحب صلاحيت قرار خواهد گرفت و خودروي كشور در مسير درست به حركت خواهد افتاد. گويي كه رابطه مديريت سياسي كشور با ساختار اقتصادش رابطه راننده با خودرو است كه با تغيير و بهبود راننده، نحوه استفاده از خودرو نيز تغيير كرده و بهبود مي‌يابد.
حاصل اين اشتباه در اين است كه پس از کوشش‌های سیاسی فراوان، وقتي هم افراد و حکومت تغيير مي‌كنند، مي‌بينيم كه جريان كلي مديريت كشور تغيير چنداني نمي‌كند. لذا گمان مي‌كنيم كه افراد جديد بر خلاف شعارها و برنامه‌هايشان عمل كرده‌اند و مرتكب خيانت نسبت به مردم و وعده‌هايي كه داده‌اند شده‌اند(البته ممکن است چنین چیزی هم باشد ولی دلائل مهمتری هم در میان است). در اين ديدگاه، سياست مسأله‌اي بسيار فردي و شخصي تلقي مي‌شود و به اين نكته روشن توجه نمي‌شود كه سياست‌مداران به بازيگران تئاتر شبيه‌تراند تا هنرمندان نقاش. بازيگران تئاتر هركدام بايد بر حسب نقشي كه كارگردان و نويسنده براي آنان تعيين كرده است ايفاي نقش كنند و افراد مختلف بر حسب اين كه چه توانايي‌هايي داشته باشند، اين نقش و فقط این نقش را تا حدي متفاوت از يكديگر بازي مي‌كنند. در حالي كه هنرمندان نقاشي چنين محدوديتي را ندارند و هر تصور و خيالي را مي‌توانند روي صفحه بوم نقاشي كنند.
همچنین نسبت و سهم ساختار اقتصادي در فضاي سياسي تا حدودي مثل كتاب‌خانه‌هاي تخصصي است كه هر كس مي‌تواند كتاب مورد علاقه خود را در آن پيدا كرده و مطالعه كند، ولي اين كتاب در چارچوب همان موضوع تخصصي كتاب‌خانه است و نمي‌توان خارج از آن موضوع كتابي را براي مطالعه يافت. اگر هم كسي در پي كتاب مورد علاقه خود در زمينه‌اي ديگر است، بايد به كتاب‌خانه تخصصي مربوط به همان موضوع مراجعه كند. بنابراين انتخاب برنامه سياسي فقط در چارچوب ساختار اقتصادي امکان‌پذیر است، مگر آن كه برنامه اصلي معطوف به تغیير اين ساختار باشد. (امكان‌پذير بودن يا نبودن اين تغيير مسأله‌اي ديگر است.)
از سال 1378 كه قيمت نفت روند رو به افزايشي را تجربه كرد، همواره به دوستان و كنشگران سياسي متذكر مي‌شدم كه اگر براي اين افزايش قيمت فكر بکر و مناسبی نكنيد، ساختار اقتصادي ايران را دستخوش چنان تغييراتي می‌کند كه اصلاحات را به كلي زمين‌گير خواهد كرد. فكري كه براي اين مسأله شد، تأسيس صندوق ذخيره ارزي بود. صندوقي كه در جامعه‌اي مثل نروژ كاركرد دارد و بسیار مفید است و در روي كاغذ نیز تصميم بسيار سنجيده‌اي است. ولي بنده از همان موقع اعتقاد داشتم كه به دلائل خاص ایران اين مسأله چاره كار نيست و كماكان معتقدم كه مشكلات پيش آمده بعدي در حوزه سياست متأثر از بي‌توجهي به چگونگي مصرف منابع اضافی ارزي حاصل از فروش نفت بود.(البته یکی از عوامل مهم آن بود و نه همه عوامل) هرچند گذشته، گذشته است، ولي اين مسأله در حال حاضر هم وجود دارد. وضعيت درآمدهاي نفتي تعيين‌كننده بسياري از سياست‌هاي كنوني و آینده است و ارزيابي هر سياستي (چه سياست‌هاي رقيب در جناح‌های حكومتی و چه سياست‌هاي منتقدين) بدون ارجاع به اين ويژگي مهم ساختار اقتصادي قابل فهم و نقد نيست. هر سياستي پيش از هر مسأله ديگر بايد نگاه و برنامه خود را در برابر اين مسأله روشن كند. اعلام موضع نسبت به آزادي‌هاي مدني، عدالت، مبارزه با فساد و فقر و بيكاري مهم است، ولي بدون ارجاع به مسأله نفت و درآمدهاي آن، فقط جملاتي بي‌خاصيت و فاقد اعتبار و تضمين اجرا خواهد بود.
هرچند ممكن است كه از نظر عده‌اي انتخابات پيش رو سردتر از آن شود كه تصور مي‌رود، ولي وقتي كه پاي نفت و توزيع درآمدهاي آن به ميان بيايد، خواهيم ديد كه موضوع بسیار مهم‌تر از آن خواهد شد که گمان می‌رفت (حداقل در حوزه‌هاي تك‌نماينده‌اي) و بيشتر پيش‌بيني‌هاي سياسي غلط از آب در خواهد آمد. زيرا متغير نفت قوي‌تر از آن است كه ساير عوامل و متغيرها بتوانند در برابر آن مقاومت كنند و از حيث اثرگذاري خودي نشان دهند.
برای انتشار در نشریه صنعت و توسعه دی ماه 1390


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

آقای عبدی خلاصۀ راهکار شما برای مصرف درآمد نفت چیست؟ اگر اشتباه نکنم قبلاً معتقد به توزیع مستقیم درآمد نفت در بین مردم بودید ؟ در صورت امکان توضیح دهید . با تشکر
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: به پستی تحت نام طرح دکتر نیلی که پیش از انتخابات 88 منتشر شد در همین تارنما مراجعه کنید.

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۰:۰۵ قֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی. باور بفرمایید که بسیاری از اصلاخ طلبان اثر اقتصاد و بخصوص اثر نفت که اساس اقتصاد ایران است را بر امر سیاسی و احتماعی و فرهنگس می دانند. و اراده های معطوف به نفت را به خوبی میشناسند. و بر این امر که نفت می توانست موثرترین عامل برای توسعه همه حانبه باشد و متاسفانه تبدیل به یکی از بزرگترین مانع توسعه پایدار شده است ، واقفند . مسئله این است که با وجود چنین مشکلاتی که مطلب مورد اشاره یکی از معضلات پیش رو است. چه باید کرد؟ و اینکه طرحی شکست می خورد و بگوییم من گفته بودم این طرح شکست می خورد نشان از روان نا امید افراد دارد. برای امروز که اصلاح طلبان تصمیم خود را برای انتخابات گرفته اند چه طرحی دارید که موفق شوند؟ وگرنه مدتی بعد بگویید که من می دانستم .... هیچ دردی از اصلاحات را درمان نمی کند.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی: شما فکر می کنید آنان منتظر طرح من یا شما هستند؟ مگر دفعات پیش که نکات لازم به آنان گفته شد توجه کردند؟ جز آن برخی از آنان هر گونه مطلبی که به ذهنشان رسید گفتند و بعد هم ذره ای به گذشته نگاه نکردند.

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۲:۱۵ قֽظֽ | Reply

:

ولي شما پيشنهاد داديد كه پول نفت را به مردم بدهند تا خودشان خرج كنند
و دولت هم همين تز شما را در قالب يارانه ها انجام داد
و ديديم كه باز جواب نداد و خانه از پاي بست ويران است
چرا هنوز از اين نظام دفاع مي كتيد و شريك جرم كرده ايد خود را ؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: من از هر نظام مستقری در چارچوب قانون موجودش دفاع می کنم هر چند در ایران نظامها به این قوانین پایبند نباشند.

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۴:۱۴ قֽظֽ | Reply

مرتضی اشرفی :

جناب آقای عبدی. به نظر میرسد«دفاع از یک نظام در چارچوب قانون موجود » از شرایط بنیادی اصلاح طلبی است. اما یک ابهامی در این عبارت نهفته است. و مسئله اصلی زدون آن ابهام است.
کدام تفسیر از قانون را ملاک عمل خویش قرار می دهید؟ تفسیری که خودتان از قوانین دارید و یا تفسیری که قانونا حق شورای نگهبان است؟ و اگر این دو تفسیر متعارض بودند چه می کنید؟ مثلا از اصلی به صراحت اصل 27 قانون اساسی تفاسیری متعارض وجود دارد. شما مفتخر به دفاع از کدام تفسیر از قوانین جامعه هستید؟ و اگر ما خودمان را تابع تفسیر دیگران از قانون کنیم با عقلانیت و اختیار و ...چه باید بکنیم؟
/////////////////////////////////////////////
عبدی: تفسیری که عرف حقوقدانان از قانون دارند ملاک اعتبار برای ماست و اگر شورایی وجود دارد که تفسیری از قانون می کند که نزد هیچ حقوقدان معتبری دیده نمی شود این امر مصداق روشن نقض قانون است. بعلاوه صدها قانون نقض می شود که اصولا نیاز به تفسیر ندارد چون کاملا روشن است. در این مورد باید با یادداشتهای مفصلی که در باره حاکمیت قانون نوشته ام رجوع شود.

۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ قֽظֽ | Reply

هاتف مطهری :

جناب عبدی
مصاحبه ی شما با روزنامه ی آرمان رو نخوندم اما گویا تحریم رو کاری بیهوده تشخیص دادین(احتمالا به دلیل بار حقوقی)اما صحبتی هم از مشارکت به معنی رای دادن نکردین.
به نظر شما بهتر نبود اصلاح طلبها بجای تعیین شرط مثلا میگفتن که به دلیل فقدان شرایط مطلوب و غلبه ی جو ناامیدی بین هوادارهامون و حبس اعضای موثر احزاب اصلاح طلب فعلا توان شرکت در انتخابات رو نداریم و بعد از بازسازی تشکیلاتی برای شرکت یا عدم شرکت تصمیم میگیریم؟
//////////////////////////////////////////
عبدی: نه به دلیل بار حقوقی آن بلکه به دلیل ناتوانی در تحقق آن.
بهترین موضع این بود که توپ را در زمین حکومت بیندازند و بگویند ما آماده شرکت هستیم ولی حکومت نمی خواهد شرکت کنیم چون حداقل ازشرایط لازم برای یک شرکت را فراهم نمی کند. و هر گاه چنین شرایطی فراهم شد جتما شرکت می کنیم. البته این که این شرابط چیست بحث دیگر است.

۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply

غلامعلی یوسفی :

1 - نفت هیچ تاثیری در سیاست ندارد بلکه این وعده پول نفت یا آرزوی پول نفت است که باعث حرکتهای سیاسی میشود. درحالیکه پول نفت آرزویی دست نیافتنی ست.
2 – علت شکست اصلاح طلبان اقتصاد نبود، در جامعه ما حداکثر کاری که یک دولت میتواند انجام دهد مشخص نیست، بعبارت دیگر معیاری جهت سنجش دولت ها وجود ندارد. لذا مخالفین در هر حال میتوانند دولت را به ناکارآمدی متهم کنند و چون معیاری وجود ندارد آن دولت هم نمی تواند از خودش دفاع کند!
بعبارت دیگر در جامعه ما حداکثر نمره ای که یک دولت می تواند کسب کند بیست نیست عددی است کمتر از بیست که ما آن عدد را نمی دانیم و چون با بیست مقایسه می کنیم همه دولتها مردود می شوند. ( این بزرگترین مشکل جامعه ماست )
انتظارات ما واقعی و سنجیده نیست به همین خاطر است که هیچ دولتی نمی تواند انتظارات ما را برآورده کند، حتی رژیم پهلوی که یکی از موفق ترین حکومتهای تاریخ جهان سوم بود را هم ناموفق می پنداشتیم!!
واقعیت این است که دوران سازندگی و اصلاحات و پهلوی هر سه نزدیک به حداکثر بودند. اما متاسفانه حتی پرفسورهای اقتصاد هم این را متوجه نمی شوند.
فاکتورهای پیشزفت در فرهنگ و حتی ژنتیک مردم ما زیاد نیست، در چنین جامعه ای کسب موفقیت کار مشکلی ست. در جامعه ما حتی اگر مهاتیر محمد در راس دولت قرار گیرد بازهم بیشتر از دوران سازندگی و اصلاحات یا پهلوی نمی تواند موفقیت کسب نماید.

۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ۰:۲۶ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1432