آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۸ اسفند ۱۳۹۰
آیا آمار کاهش بیکاری دروغ است؟
آیا آمار کاهش بیکاری دروغ است؟
در برخی از جملات قصار منتسب به افراد مشهور، از انواع دروغ سخن به میان آمده که آمار را جزو بدترین دورغها دانستهاند. این نحوه بیان ناشی از سوءاستفادههای زیادی است که برخی از سیاستمداران یا افراد دیگر از آمار میکنند. متاسفانه همین سوءاستفادهها و کژفهمیها موجب شده که اعتبار و جایگاه ارزشمند و آگاهیبخش آمار نیز مخدوش شود. چند روز پیش مرکز آمار ایران گزارش وضعیت نیروی کار کشور در پاییز امسال را منتشر کرد، که انتشار آن با خوشحالی برخی رسانههای دولتی مواجه شد، از جمله یکی از این رسانهها با خوشحالی تیتر زده بود که نرخ بیکاری در 12 استان تک رقمی شد. وقتی که این خبر را خواندم تعجب کردم، لذا به اصل گزارش مراجعه کردم و دیدم که مطابق آن نرخ بیکاری در پاییز امسال نسبت به پاییز سال پیش از رقم 12.1 درصد به 11.8 کاهش یافته و آنچه که موجب تعجب بیشترم شد این بود که این نرخ در بلوچستان برابر 6.1 درصد است، درحالی که نرخ بیکاری در این استان همیشه بالا بوده است. ازاین رو تصمیم گرفتم که به جزئیات این گزارش توجه کنم و در نهایت معلوم شد متاسفانه!! این آمار واقعیت دارد، ولی معنای واقعیاش، آن چیزی نیست که در ابتدا برداشت میشود. برای روشن شدن ماجرا جزئیات مساله را شرح میدهم، تا بیش از این آمار تبدیل به ابزار فریب نشود. هر چند مردم به صورت شهودی متوجه ماجرا هستند و این آمارها برای آنان نان و آب و شغل و درآمد نمیشود(هر چند برای عدهای دیگر، هم آب است و هم نان و هم شغل و هم درآمد) و لذا استناد کنندگان به این گونه آمارها بیش از مردم فریب آن را میخورند و نسبت به خوبی اوضاع تحت مدیریت خود متوهم میشوند.
مطابق این گزارش در پاییز 1390 نرخ فعالیت در کشور برابر 35.7 درصد است. یعنی از هر 1000 نفر افراد بالای 10 سال جامعه، 357 نفر از آنان فعال محسوب میشوند، یعنی یا شاغل هستند یا جویای شغل (بیکار). از این تعداد 42 نفر بیکار و 315 نفر شاغل هستند. البته از این 315 نفر نیز حدود 25 نفرشان اشتغال ناقص دارند، یعنی کمتر از 44 ساعت در هفته مشغول بهکار هستند که میتواند حتی 1 ساعت در هفته هم باشد! با این حساب مجموع شاغلین کشور در پاییز 1390، حدود 20.05 میلیون نفر و تعداد بیکاران نیز 2.67 میلیون نفر بوده است.
ولی این ارقام در پاییز 1389، یعنی یک سال پیش به گونه دیگری بوده است. در آن زمان نرخ فعالیت 37.9 و نرخ بیکاری 12.1 بوده است. تعداد افراد شاغل حدود 20.7 میلیون نفر و تعداد افراد بیکار نیز حدود 2.86 میلیون نفر گزارش شده است. به عبارت دیگر طی یک سال، یعنی از پاییز 1389 تا پاییز 1390، از تعداد افراد شاغل در کشور حدود 650 هزار مورد کاسته شده است، در واقع علیرغم رشد جمعیت بالای ده سال(که حدود 1.2 میلیوننفر در سال بوده است) ، در این مدت نه تنها شغلی اضافه نشده که 650 هزار مورد هم کم شده است. ولی چرا تعداد بیکاران نه تنها اضافه نشده که کمترهم شده است؟ پاسخ این است که معنای بیکار در آمارگیری، به کسی اطلاق میشود که مدت معینی پیش از آمارگیری، جویای شغل بوده است، اگر کسی به هر دلیلی جویای کار نباشد، بیکار محسوب نمیشود، بنابراین کاهش تعداد بیکاران نه ناشی از اشتغال آنان که به دلیل ناامیدی کامل از یافتن شغل و ترک شغلیابی است. طی همین یک سال حدود 850 هزارنفر (اعم از شاغل یا بیکار) از بازار کار خارج شدهاند، و جامعه به لحاظ ساختار فعالیت اقتصادی عقبگرد و نرخ فعالیت آن کاهش چشمگیری داشته است.
در مورد بلوچستان هم همین اتفاق رخداده است. پاییز سال گذشته نرخ فعالیت درآن استان 29.7 بود که بسیار پایینتر از سایر استانها است. ولی در پاییز سال 1390، این نرخ با سقوط وحشتناک به 22.9 درصد رسید، به عبارت دیگر تعداد شاغلان آن استان از حدود 453 هزار نفر در سال گذشتهؤ به حدود 385 هزار نفر کاهش یافته است، یعنی در طول یک سال حدود 70 هزار شغل در این استان کم شده است. و این در حالی است که جمعیت بالای ده سال آن به همین نسبت بیشتر شده است. نکته جالب این که با وجود کاهش مشاغل، در این فاصله تعداد بیکاران از حدود 58 هزار نفر به حدود 25 هزار نفر رسیده، که به دلیل ناامیدی از یافتن شغل است. بنا بر این میتوان گفت که رکود چشمگیری که از گذشته بر فضای اشتغال این استان سایه افکنده بود در طی این سال بیشتر هم شده است.
روشن است که آمار دروغ نمیگویند، این دیگران هستند که از آمار تعابیر دروغ و وارونه میکنند. تعهد به اصول حرفه روزنامهنگاری ایجاب میکند که از بیان این تعابیر دروغ از آمار اجتناب کرد. وقتی که با حس عادی هم میتوان دید که هر روز بیکاری ابعاد وسیعتری پیدا میکند، نباید فریب ظاهر این ارقام را خورد و باید آنها را تجزیه و تحلیل کرد تا از این طریق هم تعهد خود را نسبت به مردم و جامعه انجام داده باشیم و هم این که از اعتبار آمار دفاع کنیم تا مردم به آن بدبین نشوند.
برای انتشار در روزنامه اعتماد 6-12-1390

مرتضی اشرفی :
انتقاد به آمار دروغ مطلبی جدید نیست بطوریکه در سال 88 به اعتراض و یک شعار عمومی(دروغگو دروغگو 63 درصدت کو) تبدیل شد و همان اعتراض تا به امروز ادامه دارد و به مرحله عدم شرکت در انتخابات رسیده است. وشما هنوز در فضای قبل از سال 88 در پی آگاهی دادن این مطلبید که ارائه آمارها کذب است!!!! به نظرم میرسد که شما باهمه واقع بینی هایی که دارید و اگرچه انصافا صادقانه هم با امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه برخورد می کنیداما با فلسفه بیگانه اید. و شاید از این روست که وارد عمق مسائل نمی شوید. و از کوه یخ آنچه پیداست را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهید.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی: من در حد خودم به مسائل می پردازم حتما دوستانی هستند که به مسائل عمیقتر بپردازند. البته اگر هم مطالب من عمیق نباشد دلیل آن نمی شود که با دقت خوانده نشود چون من اصلا نگفته ام که این آمار دروغ است بلکه بر عکس کاملا هم درست است فقط استنباط از آن غلط بوده ولی سعی کردم معنای واقعی آن را بنویسم. امیدوارم در باره آمار سال 88 چنین اشتباهی صورت نگرفته باشد.
۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
مهدی صفار :
یک دروغ ِ شایع در آمار کار و بیکاری ، وام هایی ست که داده می شود . در سالجاری صندوق مهر به بسیاری از افراد ( مثلا کسانی که دیپلم خیاطی دارند ) وام پنج میلیونی برای خرید ابزار و وسایل ِ کار می دهد . به ازای هر یک ازین وام های پنج میلیون تومانی ( و بی آنکه اصلا پیگیری کنند به چه مصرفی می رسد ) یک واحد از تعداد ِ بیکاران کم می کند
۸ اسفند ۱۳۹۰ ۴:۴۸ بֽظֽ | Reply
هاتف مطهری :
تو فیسبوک چندبار از شما نوشتم و چن نفر مخالف و یک عده ای هم موافق شما بودن.کلا بدلیل واقعگرا بودن،شخصیت جذابی دارین.
شاید از معدود دفعاتی که هم نظر باشما نبودم رای به معین و موسوی بود که البته مساله مهمی نبود.
اما در مورد آمار شاید نبودن مراکز خصوصی نظرسنجی و آمار و ترس از روبرو شدن با واقعیت،از دلایل اصلی ارایه ی هر نوع آمار و شاخص از طرف دولت باشه
۸ اسفند ۱۳۹۰ ۹:۵۵ بֽظֽ | Reply
مرتضی اشرفی :
(...و در نهایت معلوم شد متاسفانه!! این آمار واقعیت دارد، ولی معنای واقعیاش، آن چیزی نیست که در ابتدا برداشت میشود. برای روشن شدن ماجرا جزئیات مساله را شرح میدهم، تا بیش از این آمار تبدیل به ابزار فریب نشود. هر چند مردم به صورت شهودی متوجه ماجرا هستند و این آمارها برای آنان نان و آب و شغل و درآمد نمیشود(هر چند برای عدهای دیگر، هم آب است و هم نان و هم شغل و هم درآمد) و لذا استناد کنندگان به این گونه آمارها بیش از مردم فریب آن را میخورند و نسبت به خوبی اوضاع تحت مدیریت خود متوهم میشوند. )آقای عبدی.
تبدیل شدن یک آمار به فریب فقط و فقط وقتی اتفاق می افتد که دروغی در آن نقوذ کرده باشد.من به همین دلیل عرض کردم که ظاهرا در حوزه فلسفه نبوده اید. پیامبر اکرم جمله ای دارد که کلید امهات مسائل است: النجاه فی صدق. وقتی به عمق این سخن وارد می شویم می بینیم که در صداقت فریبی وجود ندارد.هرکجا فریبی هست در آنجا دروغ می روید چون فریب از دروغ تغذیه می کند. و وقتی ما ارائه آماری را فریبکارانه می دانیم ناگزیر به وجود دروغی در خود آمار یا روش ارائه آن اذعان داریم.با عرض شرمندگی عرض می کنم ازانتقاد این حقیر دلگیر نشوید به قول نیچه:حقیقت نیازمند ستایش نیست. بلکه نیازمند نقد است. در انتها به شما قول میدهم مطالب را دقیقتر بخوانم.
۱۰ اسفند ۱۳۹۰ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
علی ک :
بیان این اطلاعات و شکافتن منطق پشت قضیه کاملا مفیده
من خودم از این جزئیات بی خبر بودم
آگاهی مهره بی بدیل است ...
ممنون
۱۰ اسفند ۱۳۹۰ ۸:۳۴ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1464