آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۳ شهریور ۱۳۹۱

اصلاحات و آزادي، ارزش يا ضرورت؟

اصلاحات و آزادي، ارزش يا ضرورت؟
تعيين موضع اصلاحات و اصلاح‌طلبی نسبت به مقوله و مفهوم و ابعاد آزادي بسيار تعيين‌كننده و مهم است. چنين موضعي را مي‌بايد از دو جهت فردی و جمعی از یکدیگر تفكيك و متمايز كرد. در سطح فردي، هر اصلاح‌طلبي مي‌تواند در هر حد وسيعي معتقد به آزادي باشد و آزادي را در مقوله‌ ارزش‌هاي برتر و حتي مطلق خود قرار دهد. او مي تواند آزادي را از منظر فلسفي و با حداقل محدوديت‌ها پذيرا باشد؛ آزادي در فكر و بيان، در پوشش، در انتخاب دين، در دسترسي به اطلاعات و در امور شخصي و ... برای او غيرمقيد باشد، ولي در سطح جمعي و به عنوان يك كنش‌گري كه جزئي از جريان اصلاح‌طلبي است، قضيه تا حدودي متفاوت خواهد شد زیرا در اینجا مساله صرفاً اعتقادی نیست بلکه راهبردی است و باید به عنوان سیاست‌ورز ایده‌های خود را محقق کند. مهم‌ترين تفاوت نيز در تقدم قائل شدن برای ضرورت آزادي بر وجه ارزشی آن است. آزادي به معناي امروزين آن در گذشته‌هاي دور نبوده و صرفاً بر اساس نوعي ضرورت اجتماعي ايجاد شده است. بنابراين آزادي از اين منظر مفهومي مطلق و انتزاعي ندارد، بلكه مفهومي تاريخي و اجتماعي است. اگر از آزادي بيان و مطبوعات دفاع می‌شود، به دليل ضرورت آن در حفظ و توسعه‌ي جامعه‌ي جديد است، به دليل نقشي است كه اين نوع از آزادي در نظارت و كنترل اجتماعي و مبارزه با كژي‌ها و مفاسد دارد. از منظر اصلاح‌طلبانه، درخواست برای بسط آزادي، دغدغه‌ي روشنفكرانه و از روي سيري شكم نيست. اتفاقاً در جامعه جدید براي تأمين نيازهاي اوليه مثل امنيت، مسكن، پوشاك و خوراك لازم است كه حدي از آزادي وجود داشته باشد و البته حدود اين آزادي با توسعه‌ي اجتماعي و اقتصادي، گسترده‌تر و بيشتر مي‌شود، و به همين دليل هم هست كه مطالبه‌ي آزادي براي اقشار توسعه‌يافته‌تر و مشاركت‌جوتر جامعه، از ضرورت و اولويت‌ بيشتري برخوردار مي‌شود. زيرا وضعيت و جايگاه و نقش آنان در جامعه به گونه‌اي است كه بدون آزادي قادر به ايفاي دقیق و موثر اين نقش نيستند. از اين نگاه مخالفان آزادي را هم بايد به اين ضروت آشنا و آگاه كرد. اگر بقاي كل جامعه به وجود حدي از آزادي بستگي دارد، پس بقاي صاحبان قدرت نيز بدون تأمين اين حد از آزادي امكان‌پذير نيست. عكس اين مسأله هم صحيح است. به اين معنا كه اگر فقط و فقط حدي از آزادي براي سطح معيني از توسعه‌ي اجتماعي ضروري است، وجود بيش از آن هم ممكن است ثبات و بقاي انسجام آن جامعه را در خطر قرار دهد و مستمسکی شود در دست مخالفان آزادی برای سرکوب و نادیده گرفتن اصل آزادی‌ها. هرچند وجود اين سطوح پیشرفته‌تر از آزادي در جوامع ديگر و توسعه یافته‌تر پديده‌اي رايج و طبيعي است.
پس وظيفه‌ي مهم جريان سياسي اصلاح‌طلب، پيدا كردن حد مطلوبي از آزادي است كه به عنوان یک پيش‌شرط، براي توسعه‌ي پايدار و تأمين امنيت در يك جامعه‌‌ي معین، لازم و ضروري است. حدي كه كمتر از‌ آن، جامعه را دچار جمود و رخوت و ناكارآمدي و فساد مي‌كند و بيش از آن نيز مي‌تواند انسجام جامعه را در خطر قرار دهد. ولي حتي پس از توافق نسبت به اين حد از آزادي‌ها، اين فرض اساسي را بايد داشت و پذيرفت كه همراه با توسعه‌ي اجتماعي و اقتصادي، ضرورت دارد كه حد و حدود آزادي‌ها گسترش پيدا كند. به‌طور دقيق مشابه روندي كه در جوامع پيشرفته رخ داده، و اين روند كماكان نيز در حال گسترش و تحول است.
پرسش كليدي كه پيش مي‌آيد اين است كه اين حد و حدود را چگونه مي‌توان تعيين كرد؟ آيا يك مسأله‌ي سليقه‌اي است؟ در اين‌جا بايد به رابطه‌ي آزادي و قانون پرداخت. از موضع اصلاح‌طلبي حدود آزادي در نهایت فقط در چهارچوب قانون باید تعریف و عملیاتی شود. بنابراين در شرایط معمول، قانون منبعث از يك مجلس دموكراتيك كه مبتني بر آراي اكثريت قاطع مردم شكل گرفته باشد را، می‌توان معيار حد و حدود آزادي‌های مطلوب دانست. روشن است كه انجام چنين شرطي در بسياري از مواقع شدني نيست و تحقق چنین مجلسی يك هدف بلند‌مدت محسوب مي‌شود. بنابراين چاره‌اي نيست جز آن‌كه از طريق ديگري اقدام كرد. بهترين شيوه، ارجاع به تجربه و برداشت نخبگان سياسي و اجتماعي است. به نظر مي‌رسد كه ميانگين چنين مجموعه‌اي، برداشت و درك به نسبت قابل‌قبولي از سطح آزادي مورد نياز جامعه دارند. آزادي واقعيتي نيست كه هر جامعه‌اي بتواند هر سطحي از آن را درك و هضم كند و با آن كنار بيايد. ظرفيت‌سازي جامعه براي پذيرش سطوح بالاتر از آزادی، نيازمند سطوح بالاتر از توسعه‌ي اجتماعي و اقتصادي است. بحث تئوريك رابطه‌ي ميان اين دو مفهوم خارج از چهارچوب تعيين شده براي اين يادداشت است و به آن نمي‌پردازم ولي دو نكته‌ي مهم ديگر را در رابطه با اين موضوع يادآوري مي‌كنم.
اولين نكته‌ي، عمق و گستره‌ی آزادي است. اين بحثي است در گذشته در زمينه‌ي آموزش هم مطرح بود. وقتي كه بيش از نيمي از جامعه‌ي ايران و نزديك به 70 درصد زنان آن بي‌سواد بودند، سرمايه‌گذاري دولتي در زمينه‌ي آموزش عالي چگونه توجيه‌پذير بود؟ مسأله اين بود؛ سرمایه‌گذاری برای آموزش یک نفر در آموزش‌عالی و پیشرفته، معادل با سرمايه‌اي بود كه با‌سواد كردن دهها و شاید صدها نفر لازم داشت. بي‌ترديد هر كدام از اين دو نوع سرمايه‌گذاري بازدهي خاص خود را داشتند، ولي دانش و منطق اقتصادي و نيز عدالت اجتماعي توصيه مي‌كند كه سرمايه‌هاي عمومي براي از ميان بردن بي‌سوادي، بازدهي بيشتري برای جامعه و اقتصاد دارد و به پايه‌ها و قوام اقتصادي كمك بيشتري مي‌كند. مرحوم دكتر عظيمي درباره‌ي اهميت اين سرمايه‌گذاري در دو دهه‌ پيش يادداشت‌هاي گويايي مي‌نوشتند. درباره‌ي آزادي هم همين نكته صادق است. اولويت بايد با كسب آن آزادي‌هايي باشد كه افراد بيشتري قادر به بهره‌مندي از آنان هستند حتي اگر برخي از اقشار جامعه از كمبود و عمق اين آزادي‌ها گله‌مند باشند. درواقع آن‌چه كه در جامعه‌ تأثير‌گذار است، حجم آزادي است. حجمي كه حاصل‌ضرب عمق آزادي در تعداد بهره‌مندان و استفاده‌كنندگان از آن است، و هر چه بهره‌مندان از آزادی بیشتر باشند حجم آزادی را بسیار زیاد کرده حتی اگر عمق آن چندان چشمگیر نباشد. این نکته از این جهت مهم است که در شرابط امروز، گرچه اينترنت و ماهواره به بسط آزادي‌ها و مطالبات عمومي در اين زمينه كمك كرده‌اند و باز هم كمك خواهند كرد، ولي هميشه اين خطر وجود دارد كه برخي از انواع خاص آزادي كه لزوماً براي عموم جامعه اولويت ندارند را، به مسأله‌ي محوري و اصلي گروهي از فعالان تبديل كنند و موجب بيگانه و كم شدن حساسيت ذهنيت عمومي، از مصاديق ضروري آزادي گردد.
نكته‌ي بعدي درباره‌ي لزوم توجه به ساير نيازهاي جامعه و مردم و منحصر نكردن آن به مقوله‌ي آزادي است. البته به لحاظ نظري و براي كنش‌گران سياسي اين نكته پذيرفتني و روشن است كه در جامعه‌‌ي ما و در غياب حداقلي از آزادي‌ها، چگونه ساير وجوه جامعه دچار اختلال و فساد مي‌شوند و از این رو همواره بر این مطالبه پافشاری خواهند داشت، ولي درك عمومي مردم و جامعه لزوماً با اين برداشت منطبق نيست. براي نمونه در وضعيتي كه مشكلات اقتصادي از جمله تورم و بيكاري از هر طرف جامعه را احاطه كرده است، بي توجهي به اين مسأئل و تأكيد صرف بر آزادي‌ها، موجب مي‌شود كه مردم گمان كنند كه نسبت به مسائل آنان حساسيتي وجود ندارد و اين موضوع زمينه‌ي بروز مشكلاتي ميان كنشگر سياسي و جامعه مي‌شود.
آن‌چه كه به عنوان چكيده‌ي اين نوشته مي‌توانم بگويم اين است كه از منظر اصلاح‌طلبي و کنشگری سیاسی، آزادي بيش از آن كه يك ارزش طبيعي و یا مقدس باشد، يك ضرورت و نياز تاريخي ـ اجتماعي است كه جنبش اصلاح‌طلبي بايد اندازه‌ي بهينه‌ي اين آزادي را از حيث عمق و گستره‌ي آن براي شرايط اجتماعي جامعه‌ي خود به دست آورد و در جهت تحقق آن کوشا باشد. ضمن آن كه به صورت تاريخي ـ اجتماعي بايد در جهت بسط هرچه بيشتر اين آزادي‌ها بكوشد و از مطلق كردن ابعاد آزادي و قرار دادن آن در مقوله‌ي ارزش‌هاي مقدس و از نگاه تقليدگونه به آزادي‌هاي موجود در جوامع ديگر نيز پرهيز كند.
برای انتشار در آسمان 21-5-1391


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

غلامعلی یوسفی :

آزادی در جامعه ما باعث " نظارت و كنترل اجتماعي و مبارزه با كژي‌ها و مفاسد " نمی شود. مشت نمونه خروار است در همان چند سالی که فضای سیاسی کشور، باز بود روزنامه ها چه کردند؟ چند مدیر توانا و دلسوز را به جامعه معرفی کردند؟ چند مورد فساد را افشا کردند؟ واقعیت این است که در جامعه ما فضای باز سیاسی فقط برای اهداف شخصی استفاده می شود.
یکی بدنبال معروف شدن و گرفتن پناهندگی بعنوان خبرنگار یا روزنامه نگار آزادیخواه می رود، آن دیگری سعی می کند حرفهای جنجالی بنویسد و تیراژ روزنامه اش را بالا ببرد و سپس از این موقعیت بهره برداری کند! آن دیگری بدنبال هوسها، حسادتها، کینه ها و تنفرهایش می رود.
در جامعه ما آزادی برای دلسوزی و مردم دوستی بکار نمی رود. تلاش در کسب آزادی بیشتر اشتباه محض است بخصوص آنکه تکنولوژی آزادی بیان را به بشر هدیه کرده است.
بعبارتی می توان گفت امروز سخن گفتن از آزادی بیان بی معنی ست، چون بیان عقیده نه تنها آزاد بلکه آسان نیز شده است!!
این آزادی که گروهها بدنبال آن هستند آزادی فشار آوردن به حکومت است، یعنی می خواهند امکان تحریک مردم و سپس روانه کردن آنها را به خیابانها داشته باشند.
آزادی گوهری ست که ارزش آن در جوامع مختلف متفاوت است ، بهایی که ما برای آن تصور کرده ایم همان قیمت اروپایی آن است درحالیکه در جامعه ما این گوهر نه تنها بهای زیادی ندارد بلکه تااندازه ای مضر نیز هست.
در جامعه ما آزادی بیشتر از سالهای 80 تا 84 ضرورت ندارد، فایده ای هم ندارد.

۳ شهریور ۱۳۹۱ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply

مرتضی اشرفی :

آقای عبدی
با فلسفه ای که شما دارید
اگر راهبرد اصلاح طلبان را نیازهای جامعه تعیین کند باید به مواد مخدر که مهمترین نیاز معتادادان جامعه است نگاه ویژه داشت. و با معتادان نیز اتحاد استراژتیک بر قرار کرد!. و یا نیازهای جوانان امروز که... اما راهبرد اصلاح طلبی را نه نیازهای جامعه که نیازهای طبقه متوسط تعیین میکند و این نیازها همه معطوف به آزادی است. کلید واژه اصلاح طلبی «آزادی» است که نباید با شیوه های به اصطلاح عمل گرایانه از ارزش آن کاست. حتی اگربرای کسب آن به زمانهای بیشتری نیاز باشد. پیش از این انقلاب 57 با همین فلسفه عملگرایانه اگر چه به پیروزی رسید . اما دسته بندی نشدن نیازهای طبقاتی منجر به وضعیت فعلی شد.

۳ شهریور ۱۳۹۱ ۸:۲۱ بֽظֽ | Reply

پ ص :

جناب عبدی ایا منظور شما از حدود ازادی این است که بخشی از ازاددی ها ی فردی نباید بعنوان حقوق رسمی در جامعه برسمیت شناخته شود به این دلیل که بخش زیاد از مردم قادر بدرک واستفاده صحیح از ان نیستند ورسمیت انها بتدریج وبا تغییر فرهنگ باید رسمیت یابند .یا اینکه منظور شما این است که بدلیل شرایط حاکم برجامعه باید میزانی از ازادیهای اجتماعی را طلب کرد واین میزان در تعامل با حکومت ها باید بدست اید .بعبارتی سطحی از ازادی را در چانه زنی های سیاسی توافق نمود که جامعه برای شروع توسعه سیاسی بان نیازمند است .اگر برداشت من از نوشته شما صحیح باشد تفاوتی که شما برای ازادی فردی واجتماعی قائلید شامل اندسته از ازادیهای فردیست که در ساختار سیاسی تاثیر دارند ودسته دیگر ازادیهای فردی هستند که عرصه عمومی را متاثر میکنند .از این منظر سطح مطالبات اصلاح طلبان باید محدود بازادیهای سیاسی شود ووظیفه نخبگان وکنشگران این خواهد بود که در چانه زنیهایی که احتمالا مخالفان ازادی با رسیدن به این نکته که بقای انها مستلزم پذیرش محدود ازادیهای سیاسی است بدست اید .شاید نظر شما کاربردی باشد اما نکته مهمی بنظرم مغفول مانده وان این است که ازادیها ای که در حوزه عمومی مطرح هستند اولویت اولند وهیچکس نمی تواند انها را محدود کند استفاده از انها اختیار انسان است مانند چشمه ای که هرکس بنا باحتیاج از ان مینوشد .تنها عامل محدویت این ازادیها هم عرف ونرم وفرهنگ مردم در بستر زمان است . ازادیهای سیاسی هم از درون ازادیها ئی که در حوزه اجتماعی مطرحند بیرون میاید .مانند ازادی عقیده واندیشه که انتخاب سیاسی را شکل میدهند زیرا ازادی بیان کاربردی شدن ازادی عقیده واندیشه از یک سو وگرایش عدالت خواهانه از سوی دیگر است .عدالت وانصاف وحق انتخاب راه وروش اداره اجتماع محصول تفکر اگاهانه بالزامات ومقایسه عینی شرایط جامعه خود وجوامع دیگر است .لذا هیچکدام از ازادیها قابل معامله نیستند وبخودی خود حاکمیت خواهند یافت واینطور نیست که کسی مشتی از ان را از جیب بیرون اورد وبپای جامعه بریزد بلکه تحولات اجتماعی ذاتا برقراری ان را ممکن میسازد .بنظر من فعالیت نخبگان وکنشگران سیاسی میتواند مسیر این رود را بدشتی هموار تغییرداده وحرکت ان را ارام کند . البته مخالفان بخوبی از این حقیقت اطلاع دارند وعدم پذیرش مصالحه وتمایل باصلاحات را تسلیم به شرایطی میدانند که اخرش برای انها کاملا روشن است . از این رو مخالفان ازادی هیچگاه بر سر ان معامله نمی کنند .حتی اگر نیت اصلاح طلبان رسیدن به سطحی از ازادی باشد که ماندگاری مخالفان را تعریف کند . از گفته شما چنین برمیاید که معیشت وشغل مردم واقتصاد جامعه از اهمیت زیادی برخوردارند لذا باید بیش از ازادی بانها پاسخ گفت ودر غیر این صورت ازادی های بیش از ظرفیت زیان بار میشود با پوزش عرض میکنم با این گزاره مشکل دارم زیرا جامعه یکدست نیست ونمی توان ظرفی از این ظرفیت را تعریف کرد وازادیهای لازم را در ان ریخت .سطح ازادی ایکه باید قانون تعریف کند هم اندازه انی باید باشد که جوامع توسعه یافته بان رسیده اند .ازادیهای حوزه عمومی میتواند وزنه تعادل ان باشد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی: نظرم روشن بود. این که آزادی بیش از آن که امری انتزاعی و ارزشی باشد پدیده ای ضروری است و حد و حدود آن را این ضرورت تعیین می کند این تجربه بشری است هیچ گاه آزادی انتزاعی و فارغ از محیط اجتماعی شکل نگرفته است

۴ شهریور ۱۳۹۱ ۲:۱۳ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام
اگرما حالات مختلف ماده را در نظر بگيريم اينگونه که فيزيکدانها ميگويند 4 است. جامد است ومايع است وگاز است ودر انتها پلاسما است.ملکولهای ماده در هرکدام از اين 4 حالت ازاديها دارند.در جامد ملوکولها ازاديهای ملوکولی بسيار کمی دارند ولی نياز به محدود شدن انتهائی ندارندبرای حرکت انها نياز به نيروی خارجی است بايد هر روز وهر دفعه برسرشان بکوبی تا شکل بگيرند..در مايعات ازاديهای ملوکولی بيشتر است ولی باظروف وبستر محدودوشکل وشکل ميگيرند و فشار خارجی جزئی وسطحی دارند . در گازها ازاديها بسيار زياد است ولی در همه طرف ها محدودند وفشار بالا ودرجه حرارت محدود ايجاد مينمايند ونيروی قابل ملاحظه دارند که با کنترل قابل استفاده می گردند. ودر پلاسما ديگر ملوکول نداريم اتم های مجزا ويونيزه اند که حرارت بالا دارند واگر کنترل بسيار نباشد همه چيز را ميسوزانند وبه نوعی ديگر مورد استفاده قرار می گيرند. درعلم وصنعت با توجه به ناز از هر 4 حالت ماده با توجه به قابليت ها ونيازها استفاده ميگردد.نمی توان از گاز بعنوان ستون استفاده کرد ويا از جامد بعنوان محرکه يک توربين.با توجه به ياد اوری درس فيزيک فوق که مطمئناٌ از من بهتر ميدانيد ازاديهای اجتماعي با توجه به محيط ونيازمختلف است. از اينرو است که جوامع مختلف به تعريف يکسائی از ازادی نميرسند. اگر هر بخش جامعه از مجيط های علمی ودانشگاهی وحوزوی و مطبوعات ورسانه اي ومجلس تحليل های وضعيت اجتماعی وسيسی واقتصادی را جامد کنيم که نه تحرکی است ونه جنبشی واگر همه را بسيار فعال کنيم که سوزاننده ودر برخی اوقات مخرب ميگردد.لذابنظر من ازاديهای مختلفی در محيطای مختلف اجتماعی ضروری است. جناب عبدی هرکس به حمام ميرود لخت ميشود ونمی توان گفت بالباس مناسب تر است استحمام کنيد.وبرعکس در اجتماع نمی توان مانند حمام ظاهر شد. يا اگر تمام بانوان با روبنده ومردان با پوشش های صورت بيابان گردان در اجتماع ظاهر شوند مشکلاتی در سيستم های اجتماعی ظاهر ميشود.ازادی يک تحليل کننده وضعيت سياسی واقتصادی واجتماعی در محيط خود وازادی يک نماينده مجلس در مجلس ويا يک نويسنده مطبوعات ورسانهای در مطبوعات ويک تحليل ذکننده قانون اساسی از قانون اساسی مختلف است.که جامد ترين وغير ازاد ترين ان يک تحليل کننده قانون اساسی است وازاد ترين انها ملت در انتخاب نماينده ونمايندگان در مجلس ودانشجويان ومحققين در مجيط تحقيق امروزه در کشور انهائی که بايد جامد باشنه گازند وانهائی که بايد گاز باشند جامدند.اصلاحات بايد در تعريف جوامع مختلف با توجه به نياز ان بکوشد. ورسانه ها ومطبوعات دروقايع اتفاقيه با صحت وصداقت.لذابايدازاديهای تحليل کنندگان قانون اساسی را جامد کنيم به انچه درقانون نوشته شده است وازاد کنيم تحليل گران علمی ومشکلات اجتماعی واقتصادی را در تحليل وارئه راه حل مشکلات وازاد کنيم نمايندگان منتخب مردم را در وضع قوانين مورد نياز ومطبوعات ورسانه ها در در بيان وقايع اتفاقيه.در انها اين را عرض کنم که نه ازاديها بايد گسترده وهمه جانبه باشد ونه محدوديت ها. هرکس در محيط خود ازادی ومحدوديت تعريق شده بايستی داشته باشد.
//////////////////////////////////////////////////
عبدی: تمثیل جالبی است

۵ شهریور ۱۳۹۱ ۲:۳۴ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1589