« از قدرت و مسئوليت تا شرع و نظم | خانه | زنده باد فوتبال »

چرا وبلاگ؟

وقتي كه داشتم با يكي از دوستان كه زحمت مقدمات اين سايت يا وبلاگ را متحمل شده بود صحبت مي‌كردم، كه خودش هم وبلاگ‌نويس بوده و در اين مسير نيز بلا ديده است، به همراهش يك وبلاگ‌نويس خبره بود كه اگرچه براي من احترام قايل بود، اما با همه جواني‌اش چنان مرا راهنمايي مي‌كرد كه گويي يك راننده تاكسي در حال راهنمايي كردن يك نفر تازه از ده آمده است، البته انصافاً هم نسبت من به او در موضوع وبلاگ چندان هم بهتر از نسبت دهاتي به شهر آمده به يك راننده تاكسي نيست. در هر حال ايشان فرمودند كه خوب! براي شروع بايد يك نوشته‌اي داشته باشي كه چرا وبلاگ‌نويس شده‌اي؟ و من ماندم كه راستي چرا؟ مگر وبلاگ‌نويسي هم چرا مي‌خواهد؟ تازه فهميدم كه طرف با همه خبرگي‌اش به دليل جوان بودن متوجه نشد كه بايد به من بگويد كه يك يادداشت بنويس كه چرا تا حالا وبلاگ‌نويس نشده‌اي؟ چرا كه در دنياي امروز براي امثال ما اصل بر وبلاگ‌نويسي يا سايت داشتن است و نبود يا تأخيرش دليل مي‌خواهد كه دليل من هم موجه بوده، سي ماه دوري از جامعه و يك سال هم وقت براي انطباق‌پذيري با جامعه! اگر اينها دليل كافي نيست پس چه دليلي بايد آورد؟ از داخل زندان آن هم به تنهايي زندان بودن كه نمي‌توان سايت و وبلاگ راه انداخت.

اما يك دليل خيلي موجه ديگر هم براي تشكيل اين سايت وجود دارد. انسان بدون ارتباط، موجودي ضعيف‌تر از هر حيواني خواهد بود. بنابراين ارتباطات در هر حوزه‌اي، زمينه اصلي اجتماعي شدن فرد است، و با توجه به كاهش ارتباطات به واسطه فقدان مطبوعات آزاد و تجمعات در جامعه فعلي ما، اينترنت مجراي مهمي براي تأمين و جبران اين ارتباطات است، و اگر قرار باشد كه شهروندي مسئول و آگاه نسبت به جامعه خود باشيم به ناچار مي‌بايست اين ارتباطات را با همه افراد گسترش داد.

نكته پاياني اين كه اينترنت و وبلاگ‌نويسي عموماً از طريق جوانان و آنچه كه معروف به نسل سومي‌هاست شروع شد و هنوز هم كمابيش ميدان در اختيار آنان است و لذا فرهنگ نوشتاري و ادبي خود را نيز بر اين فضاي مجازي بار كردند، اما دوستان خواننده انتظار نداشته باشند كه من هم كه امسال پنجاهمين سال زندگي‌ام است چون اين جوانان بنويسم، از هر كس متناسب خودش انتظار داشته باشند. به همين دليل از فقدان جذابيت‌هاي نوشتاري يا ادبياتي مشابه وبلاگ‌نويسان جوان در اين سايت پيشاپيش عذرخواهي مي‌كنم.

همچنين انتقادات خوانندگان از هر نوعش چه سازنده و چه تخريبي ـ‌به شرط پرهيز از ادبيات غيراخلاقي‌ـ موجب بهبودي اين ارتباطات خواهد بود، گرچه اين مجموعه متعلق به من است، اما در واقع براي بهره‌جويي ديگران عرضه مي‌شود و بايد درخواست‌هاي آنان را تا حدي كه نافي بخش اول اين تعلق نيست رعايت نمود و اميدوارم كه چنين شود.

Comments

آقا مبارك است، ايشالا هميشه بنويسيد و ادامه دار بنويسيد

سلام ،همیشه نوشته های شما برایم جذاب بوده ، چه آنوقت که درسلام وجه قبل از زندان وامروز خوشحالم از سلامتی جسم و قلم شما . غیراز وب در روزنامه (شرق) هم بنویسید.

رسيدن به خير.
خوش آمدي به فضاي نستبا حقيقي وب
آرزوي سلامت و شادکامي

تبریک می گم ورودتون رو به شهر بلاگستان ...
عباس خان عبدی خوش اومدید ..

سلام آقای عبدی خوش اومدین به دنیای مجازی و در همین ابتدا دو تا دعا دارم براتون اول این که این جا هم صراحت لهجه تون رو حفظ کنید و دوم این که مثل بقیه دوستان نباشید که نامرتب می نویسند و خیلی دیر. راستی من آرشس بهمین هستم، خبرنگاار سایت روز همان مزاحم همیشگی! موفق باشید

با سلام
امیدوارم در این زمینه نیز موفق باشید. به هر حال لازم بود که شما نیز نظراتتان را در فضائی مجازی بنویسید. خیلی حوشحالم

سلام
کاش می تنستیم بفهمیم تو دل عباس عبدی چی می گذره

سلام....خوش آمدید....فیلتر نشوید امیدوارم.

سلام ... باهمه اینحال ، انحال و همه احوال ، خوش آمدید ....

برادر ارجمندم جناب آقاي عبدي
حضور شما در محيط زنده و پر نشاط وبلاگستان حقيقتاً بر نشاط و شادابي اين فضا خواهد افزود. من خوشحالم از اينكه شما با نام آينده به اين محيط پا گذاشتيد. ياد و خاطره مؤسسه پر فضيلت آينده كه به كينه نادانان برچيده شد در تاريخ سياسي و اجتماعي ايران باقي مي‌ماند و مطمئن هستم كه وبلاگ آينده نيز در نوع خود جاودانه خواهد شد. موفق باشيد و سربلند.
دوستدار شما

استاد چقدر کم تحمل اید . شما که از شام تا بام با خاتمی همین کار را می کنید

آقای عبدی عزیز واقعا هیجان زده شدم که شما را اینجا دیدم . مطمئنم اینجا خیلی خبر ها هست برایتان و خیلی ذهن ها و وضعیت های آزمایشگاهی که جان می دهد برای پیچیدن به دست و پایشان ! و همینطور تجزیه و تحلیل هایی که راه ببرد به نا کجا آباد ! خوش آمدید

آقای عبدی
شما از اول به زبان وبلاگی می نوشتید
فقط باید اینجا کمی اخم هایتان را باز کنید

سلام!. من از بچه هاي قديمي پلي تكنيك هستم در رشته مكانيك، همدوره‌اي بوديم اما نه همخط. گويا با هم كوه هم رفته ايم. از اين كه سالم هستيد و از زندان بيرون آمديد و اكنون مي نويسيد، خوشحالم، هر چند در گذشته در جبهه مقابل شما بوده ام، امروز را نمي دانم كه اگر روي چمنهاي كنار كتابخانه دراز بكشيم و گپي بزنيم، كارمان به دعوا مي كشد يا نه.

عبدی : من در عمرم سر گفتگو دعوا نکرده ام احتمال می دهم که شما هم چنین نباشید.

آقای عبدی ضمن تبریک
هرجور می نویسی مثل مصطفی تاجزاده ننویس
موفق باشید

آقای عبدی خیلی خوشحال شدم که کانال ارتباطی جدیدی با شما گشوده شد . روز های زیبای آینده برای جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران متحد و پر تجربه تر از گذشته همراه اصلاح طلبان است . راه خاتمی با نقد کاربردی نه لجوجانه و از روی عقده گشایی های کودکانه برای همیشه باز است .و باز خواهد بود همراه شما و همه آنهایی که گوشه گوشه شهر ها چه در مشارکت و چه دورا دور آن حرکت میکنند

به دنیای مجازی خوش آمدید آقای عبدی
امیدوارم از قلم شیوایتان بهتر بهره مند شویم.
فقط قول بدهید دیربه دیر ننویسید و دراین راه بی انگیزه نشوید.

خوش آمدی . ولی از الان خودت را آماده ی انتقادات بکن که تمام زندگیت و افکارت را می توان به چالش کشید.

سلام.تبريك مي گم. من هميشه شما رو دوست داشتم و به وجود شما افتخار مي كردم. شما سايت زده ايد كه حرفهايتان را بزنيد. من هم منتظرم. انتقاد را مي گذارم براي آينده.شادباشيد.

به این مطلب شما دربلاگ نیوز لینک داده شد.

به شدت مبارک باشه. امیدواریم وارد جدل های وبلاگی هم بشوید و البته این جا را با آرشیو مقالات یک وقت اشتباه نگیرید.
خوش آمدید......

سلام آقاي عبدي. خوشحالم كه اولين ايميل را از من دريافت مي كنيد. ديشب كه سايت شما را ديدم كلي خوشحال شدم. كاش آقاي حجاريان هم همين كار را بكند.
همينطور حميد رضا جلايي پور و گنجي عزيز. فقط كاش مثل تاج زاده دير به دير آنلاين نشويد.راستي آقاي عبدي اصلاح طلب ها اينهمه همايش گذار گرفتند چرا براي امام {ره} همايشي برگزار نمي كنند؟ من واقعا برايم سوال شده
اين همه سال از دكتر شريعتي و طالقاني و بقيه گفتند اما جاي يك همايش براي امام واقعا خالي است.اين جوري طرف مقابل سوءاستفاده نمي كند؟ حالا كه مصباح شده مبلغ امام چه اشكالي دارد لا اقل سالي يكبار امام را از زبان اصلاح طلبان بشناسيم؟

آقای عبدی
با سلام
ورودتان به جرگه وبلگ نويسان را تبريک می گويم
داريوش سجادی ـ آمریکا
تلويزيون هما

عباس جان! ماهی را هرگاه از آب بگیری تازه است. برایت فال حافظ گرفتم، آمد:
پشمینه‌پوش تندخو کز عشق نشنیده‌ست بو،
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند.

سلام امیدوارم که مثل همیشه موفق باشید. جزو معدود کسانی هستید که مقاله هایش را همیشه می خواهم.
گرچه جدیدا ناامیدی در نوشته هایتان موج می زند

آقای عبدی خوش آمدید. امیدوارم در وبلاگت حرف های جالب بزنی. البته ازتون هم انتظار نداریم خودتونو تو دردسر بندازیدا. یواش!

سلام آقای عبدی من فقط نام شما را به عنوان یک فعال سیاسی شنیده ام واز فعالیت ها وخط فکری شما بی اطلاعم.به نظر من درست فکر می کنید شما باید زودتر از اینها وبلاگ راه می انداختید.یک سوال هم دارم چرا رنگ زمینه بلاگتان به رنگ خون است؟

خوش آمدی ای دیر آمده !
با درود به جناب ِ عبدی ِ عزیز
ورود ِ شما را به عرصه ی ِ وبلاگ نویسی تبریک گفته و برایتان وبلاگی پر درازا و ماندگار آرزو می کنم .
همان طور که گفته اید ، دیر کرده اید ؛ امّا خوش خوش ، خوش آمدی نازنینا !
****
قبل از هر چیز :
رنگ ِ زمینه ی کامنت دونی را اندککی روشن فرمایید . آقای ِ عبدی ِ عزیز ، من بیماری پیرکوری دارم .
و دیگر این که این زیپ اش را هم به همان راست ببرید . مطمئن باشید با این حرکت ِ کوچولو « راست » نمی شویم ما خفنگان !
سه دیگر این که رفتم که بلینکم !!
بدرود .

با سلام. اول از همه خوشحالی خودم را از حضور و ورود شما اعلام می کنم. اندک اندک باید جمع مستان برسند و ما منتظر دلنوازان و سایرین هم هستیم. می شود خیلی آهسته آنچه گذشت را به گذشته سپرد و طرحی نو درانداخت که دنیا در حال نوشدن است و به زودی ابرها ی دیگر بر فراز سرما خواهند گذشت و بارانهایی دیگر خواهند بارید. نشستن و پذیرفتن آنچه در حال رخ دادن است بر کسانی که عمر بر سر این اسب شرط بسته اند.روا نیست. شما را دوست داشته ام و دارم و آرزوی صبر و سلامت دارم.

Dear Mr. Abdi,
Congratulations!

Salam
khosh amaded
Omidvarm mesl agha Mostafa kheyli rasmi nabasheh va tabdel be Baygani maghalehaton nasheh
be har hal arzoy movafghyt
Ali

salaam,

khosh oomadid aghaye abdi. omidvaram be moshkeli ke hame bar mikhoran bar nakhorin ke hamoon tanbalie.

اولا به وبلاگ شهر خوش آمدي
دوما اميدوارم برايتان رسانه اي مفيد باشد و قطعا شما بهره برداري خوبي از آن خواهيدکرد
صوما اين رنگ قرمز جيگري به رگ ورزشي مربوط است يا ديدگاه هاي سياسي؟
با توجه به تذکرتان که نوشته هايتان با نوشته هاي نسل سومي ها ادبيات مشابه نخواهد داشت لابد تند خواهد بود چون که رنگ و بوي وبلاگ چنين مي گويد
هر هر صورت . . خوش آمديد
ضمنا رنگ نوشته آدرس اي ميل را عوض کنيد . .مگه قصد اذيت داريد . .:)

سلام آقای عبدی. از طریق لینک نیک آهنگ به اینجا آمدم. خیلی کار خوبی کردید که تصمیم گرفتید در اینجا بنویسید. همیشه در روزنامه های مختلف نوشته های شما را خوانده ام. امیدوارم در این محیط با فراغ بال بیشتر و بهتری بتوانید بنویسید.

سلام
خوشحالم که شما هم بلگر شدید
خیلی سوال هست که میخام از شما بپرسم.هر وقت مجالی بود به من سر بزنید
علی یارت

خوش آمدی

مبارک است! منتظر مقلات وزینتان اینجا هستیم.

happy blog (happy your new birthday !)

سلام آقای عبدی عزیز
خیلی خوش آمده اید!
نوشته هایتان را دنبال خواهم کرد.
موفق باشید

مبارک است آقای عبدی
امیدواریم با شجاعت بنویسد

با سلام
ضمن تشكر از انديشمند محترم جناب آقاي عبدي در خصوص راه اندازي وبلاگ ، اميدوارم فاصله زماني به روز شدن مطالب بسيار كوتاهتر از وضعيت فعلي باشد.

خوب امیدوارم که اینجا صرحتر از دنیای وتقعی باشید
و کمتر رعایت مصلحتو بکنی .منظورم همون مصتحت اندیشی مسخره ای که هشت سال مارو سر کار گذاشت و نتیجش هم احمدی نژاد شد

با درود
امیدوارم که همیشه موفق باشید.
خدانگهدار

سلام آقاي عبدي.
اكبر منتجبي هستم كه در روزنامه نوروز در سرويس سياسي افتخار همكاري با شما را داشتم. خيلي كار قشنگي كرديد كه وبلاگي راه انداختيد تا بي پيرايه نظارات خودتان را اعلام كنيد. منتظر مطالب خوب شما هستم. در ضمن اگر دوست داشتيد يك وقتي را براي مصاحبه با شما در خصوص اصلاحات ( اگه چيزي مانده باشه) و حواشي آن و انتخابات رياست جمهوري تعيين كنيد . من الان در روزنامه شرق و سايت آفتاب كار مي كنم. ارادتمند.

سلام آقای عبدی.

به میان نسل سومی ها خوش آمدید.
شاید اگر زود تر به میان ما می آمدید و با واقعیت های ما و سر خوردگی های ما از جبهه مشارکت زودتر آشنا می شدید، شرایط فعلی اینچنین نبود. شاید اگر مقاله های پر بارتان را در فضای آزاد اینترنت هم منتشر میکردید و تنها به چاپ آنها در روزنامه های پر تیراژ اکتفا نمیکردید تا از نظرات آزاد مخاطبان خود محروم بمانید شاید اشتباهات استرتژیک صورت نمیگرفت. البته من شما را در ردیف انتهای تمامی اشتباهات می دانم ولی با این حال شما را نیز بخشی از حزب مشارکت می دانستم. حزبی که حتی اکنون نیز به چگونگی اشتباهات خود معترف نیست. آنها هنوز نمیدانند که آنها انتخابات را به مردم باختند، نه به کسی دیگر ...