خطاي استراتژيك در لبنان
سـ ارزيابي شما از علل و عوامل بروز بحران جديد در خاورميانه چيست؟
عبديـ به نظر من مهمتر از تحليل علل و عوامل، پيامدهاي حوادث اخير است كه بيترديد آثار استراتژيكي در منطقه بجاي ميگذارد. زيرا هر نوع تحليلي كه از علل و عوامل بروز اين حوادث داشته باشيم، آنچه كه مهم است تحميل برداشت و تحليل معيني بر واقعه اخير از سوي غرب و مردم لبنان است. به عبارت ديگر مستقل از آن كه واقعيت قضيه چه باشد مسئوليت اصلي بروز اين واقعه به حزبا... بار خواهد شد. و از اين منظر، وابستگي به سوريه و بويژه ايران براي حزبا... برجسته ميشود، و به اصالت و اعتبار اقدامات اخير حزبا... و نيز اقدامات گذشتهاش در دفاع از لبنان خدشه جدي وارد ميشود.
سـ چرا بايد چنين استنباطي بوجود آيد؟
عبديـ به اين دليل واضح كه از سالها قبل اسراييل مناطق اشغالي لبنان را ترك كرده بود، اگرچه درباره مزارع شبعا نكاتي مطرح ميشد، اما حزبا... و لبنانيها كمابيش عقبنشيني را پذيرفته بودند و به نحو روشني ميان طرفين آتشبس بود. و حتي با مبادله اسراي لبناني و حزبا... با باقيمانده جنازه نظامي اسراييل، حزبا... و اسراييل به نوعي در عمل به توافقاتي رسيدند كه براي تثبيت جهاني و منطقهاي حزبا... مهم بود، و از آن تاريخ به بعد مسأله خاصي كه موجب ايجاد بحران شود ميان طرفين مشاهده نميشد و در جريان اخير هم تا لحظه وقوع هيچ شواهد و قرائني دال بر ايجاد بحران مشاهده نميشد. و در نتيجه هنگامي كه به يكباره خبر حمله به فراسوي مرزهاي لبنان از سوي حزبا... و كشتن 8 سرباز اسراييل و زخمي كردن 20 نفر ديگر و از آنها مهمتر اسير كردن 2 سرباز ديگر منتشر شد، معلوم بود كه بحران آغاز شده است. اين حمله ويژگيهاي مهمي داشت. اول اين كه از نظر اسراييل اولين حمله به مرزهاي سال 1948 يعني تأسيس اسراييل است. دوم اين كه خسارات وارده از نگاه اسراييل جدي و غير قابل چشمپوشي بود و بالاخره اسير گرفتن دو سرباز در حملهاي ناگهاني و بدون زمينه قبلي براي اسراييل پذيرفتني نمينمود. به اين دلايل و نيز به دليل وقايعي كه در غزه و در پي اسير كردن يك سرباز اسراييلي رخ داد، واكنش اسراييل را كاملاً پيشبينيپذير نموده بود.
سـ با توجه به اين نكات پس چرا حزبا... چنين حملهاي راآغاز كرد؟
عبديـ اين پرسشي كه در سطح تحليل جوابهاي محدودي دارد. برخيها معتقدند كه حزبا... در داخل لبنان و پس از قطعنامه 1559 و خروج سوريها وضع خوبي نداشت و انتظار خلع سلاح را ميكشيد و به ناچار فرصت را مناسب ديد تا جبهه جديدي بگشايد. اما اين تحليل دچار اين اشكال است كه كسي از ترس مرگ احتمالي خودكشي قطعي نميكند، زيرا نتايج اين اقدام براي لبنان و حزبا... كاملاً پيشبينيپذير بود. ضمن اين كه فشارهاي مذكور كاملاً احتمالي بود و حزبا... ميتوانست با ادغام در ارتش لبنان كماكان بخش مهمي از آن را تشكيل دهد، و با تكيه بر محبوبيت خود نزد مردم، كماكان به عنوان يك نيروي مردمي و محبوب به حيات خود ادامه دهد، در حالي كه اوضاع فعلي كاملاً فرق كرده است. تحليل ديگر هم معطوف به اقدام حزبا... براي كاهش فشار به فلسطينيها در غزه بوده است. اين تحليل نيز معقول نيست، زيرا قدرت حماس و فلسطينيها مستلزم قدرتمندي حزبا... بوده و هست و اگر حزبا.... به كلي تضعيف شود، فشار به حماس و فلسطينيها هم بيشتر خواهد شد. تحليل بعدي متوجه سوريه است كه براي خلاصي از فشار بينالمللي حزبا... را به چنين كاري وادار كرده است، كه با توجه به روابط سوريه و حزبا... به نظر نميرسد كه سيدحسن نصرا... تا اين حد از دمشق تبعيت كند. و بالاخره تحليل چهارم معطوف به فشار ايران به حزبالله براي گشايش جبهه جديد در منطقه و منحرف شدن اذهان از مسأله هستهاي و ضرب شصت نشان دادن به غرب است. اين تحليل هم با اين مشكل مواجه است كه اگر چنين كاري صورت گيرد، آيا ايران نميدانست كه با اين اقدام يكي از مهمترين ابزارهاي منطقهاي خود را به نابودي كشانده، بدون اين كه هدف موردنظر هم برآورده شود؟ چگونه ميتوان پذيرفت كه دستاندركاران سياست در ايران تا اين حد نابخردانه عمل كنند؟ و از آن بدتر اين كه چگونه ممكن است سيدحسن نصرا... و حزبا... تا اين حد حاضر شوند چشم و گوش بسته خود را اسير سياستهاي منطقهاي معارض با منافع مردم شيعه و حتي غير شيعه لبنان كنند؟ حزبا... و نصرا... هميشه نشان دادهاند كه با درايت و فهم عمل ميكردهاند. بنابراين بر هر چهار احتمال، اشكالات جدي وارد است.
سـ شما كه همه احتمالات را مردود دانستيد پس واقعيت چيست؟
عبديـ من هيچكدام از احتمالات را مردود نميدانم، بلكه معتقدم كه هيچكدام عقلاني نيست، در عين حال كه حتماً يكي يا دو مورد آنها وجود دارد، و از اينجا نتيجه گرفته ميشود كه اصل تصميم و اقدام مذكور به لحاظ استراتژيك و سياسي از هيچ پايه منطقي براي حزبا... برخوردار نبوده است، البته يك احتمال ديگر هم هست كه فقط از اذهان طرفدار تئوري توطئه صادر ميشود كه اسراييل در ميان نيروهاي حزبا... نفوذي داشته و اين عمليات را سازماندهي و اجرا كرده است، اگرچه به دليل نفوذ اطلاعاتي اسراييل اين احتمال هم بعيد نيست اما به هر حال نميتوان بر آن تأكيد كرد.
سـ اصولاً چرا معتقديد كه حزبا... از قبل بازنده اين جريان بوده است؟
عبديـ برخي دلايل آن روشن هستند. حزبا... هنگامي كه در گذشته عليه اسراييل مبارزه ميكرد اكثر مردم لبنان و دنيا از آن دفاع ميكردند زيرا آن اقدامات را مقاومت آزاديبخش ميدانستند. حتي اسراييليها هم بعضاً مخالف حضور در لبنان بودند، در آن وضع حزبالله ميتوانست جنگ غير كلاسيك يا جنگ چريكي انجام دهد، اما در اين مقطع نه تنها از آن شرايط مثبت بيبهره است، بلكه به علت تجربيات گذشته اسراييل و عدم اشغال سرزمين، فقط از هواپيما و توپخانه سود ميبرد كه امكان مقابله حزبا... با اين جنگ وجود ندارد. امروز جنگ غيركلاسيك براي حزبا... منجر به تخريب ضاحيه بيروت و بقاع و جنوب و حتي ديگر مناطق لبنان و راهها و فرودگاهها و پلها و... ميشود، بدون اين كه خسارت چندان مهمي به اسراييل وارد شود.
از سوي ديگر اگر قضايا به ضرر اسراييل بود، آمريكا از طريق شوراي امنيت فوراً قطعنامهاي را براي ختم غائله صادر ميكرد، اما ملاحظه ميكنيد كه آمريكا اصولاً خود را از قضيه كنار كشيده تا اسراييل هر چه بيشتر به حزبا... و لبنان ضربه بزند و راه را براي سياست خاورميانهاي آمريكا فراهم كند، سياستي كه لبنان و حزبا... تاكنون يكي از موانع مهم آن بودهاند. بعلاوه پس از اين واقعه و حتي با پذيرش آتشبش، حزبا... و رهبري آن ديگر نميتوانند چون گذشته فضاي ارتباطي و سياسي مناسبي در لبنان داشته باشند. افكار عمومي به درست يا به غلط حزبا... را مسئول اين خسارات خواهند دانست. خساراتي كه بيترديد به ميلياردها دلار بالغ خواهد شد. از سوي ديگر وقتي سخنرانان شيعي در مواجهه با اسراييل فرياد ميزنند كه سيدحسن نصرا... را تحويل نميدهيم، يا خلع سلاح حزبا... را غيرقابل قبول ميدانند به يك معنا از قبل نتيجه را روشن كردهاند. در هر حال هر كدام يا مجموعهاي از دلايل مذكور صحيح باشد، ميتوان گفت كه حزبا... ديگر نميتواند چون گذشته قدرتمند باشد، هم به لحاظ رواني و هم به لحاظ سياسي و هم به لحاظ نظامي. تمامي كوششهايي كه براي تشكيل يك سازمان مدافع مردم مظلوم شيعه و افتخار و سربلندي آنان و ديگر مسلمانان و حتي غيرمسلمانان منطقه كشيده شد به يكباره و بر اثر يك سياست كاملاً غلط با خسارت مواجه شده است.
سـ چرا چنين تصميم غلطي اتخاذ شده است؟
عبديـ بستگي دارد كه كداميك از دلايل و احتمالات مذكور را بپذيريم. اگر مسأله كاملاً دروني و لبناني باشد، در اين صورت ميتوان به بسته و چريكي بودن سازماندهي حزبا... به عنوان دليل مهم اشاره كرد، زيرا وقتي كه فضاي تشكيلاتي امنيتي و حاد شود، هر آن ميتوانيم با يك تصميم غلط و بنيانبرانداز مواجه شويم. همچنان كه در تشكيلات چريكي قبل از انقلاب ايران و بعد از انقلاب نيز شاهد اين رخدادها هستيم. اما اگر دلايل بيروني در اتخاذ اين تصميم موثر باشد، تكيه بيش از حد بر كمكهاي مادي و لجستيكي ديگران موجب اين نوع خطاها ميشود و البته هر دو دليل هم ميتواند موثر باشد.
سـ در اين ميان حساب جنايات اسراييل چه ميشود؟
عبديـ اسراييل در طول 60 سال گذشته موارد وحشتناكتري از وقايع اخير را انجام داده است كه اين وقايع چندان تغييري در چهره خشن آن نميدهد، ضمن اين كه اسراييل براي پرهيز از عوارض بينالمللي، سعي ميكند كه سطح تخريبها را بدون افزايش شديد در خسارات جاني بالا ببرد، و حدود دويست كشته براي يك هفته تهاجم به مناطق شهري چندان حساسيتبرانگيز نيست، ضمن اين كه آنان مدعياند كه اين بار دفاع كردهاند و حزبا... هم عموماً در مناطق مسكوني و نه پادگانهاي نظامي مستقر شدهاند. از سوي ديگر فراموش نكنيد كه فرستادن موشك روي مناطق مسكوني اسراييل منجر به تبليغات گسترده آنان و موجه نمودن حملات به مناطق مسكوني بيروت و جنوب و بقاع و صور و صيدا خواهد شد. و تفاوت تعداد تلفات نميتواند موجب محكوميت قطعي اسراييل و تبرئه قطعي طرف مقابل شود.
سـ آيا اسراييل در اين پاسخها ذيحق است؟
عبديـ در روابط ميان كشورها و جنگ حق معمولاً در حاشيه قرار ميگيرد، آنچه كه مهم است اين كه حزبا... بايد بطور روشن پيشبيني اين نتايج را ميكرد، اگر پيشبيني نميكرد، صلاحيت سياسي خود را در داشتن سلاح مورد سوال قرار داده است.
سـ آيا اين جريان بر پرونده هستهاي ايران تأثيرات مثبتي دارد؟
عبديـ به نظر من در كوتاهمدت موجب عطف توجه جهان به لبنان خواهد شد، اما پرونده هستهاي ايران هم چندان فوري و فوتي نبود، الآن از آخرين نشست شوراي امنيت چند ماه ميگذرد و عجلهاي براي رسيدگي ندارند، و لذا چند هفته تأخير در واقعه چندان منفعتي محسوب نميشود. و حتي ممكن است پس از اين واقعه فشار بر ايران بيشتر هم بشود.
اما برحسب اين كه قضيه چطور تمام شود براي ايران خسارات جدي وجود دارد، زيرا هميشه براي غربيها اين نگراني وجود داشت كه افزايش فشار بر ايران موجب ميشود كه ايران از اهرمهاي منطقهاي خودش چون حزبا... استفاده كند. حال كه چنين اهرمي استفاده شده به معناي آن است كه ديگر چنين اهرمي وجود نخواهد داشت، مگر آن كه مطمئن شويم كه حزبا... قويتر از گذشته در صحنه سياسي باقي ميماند كه من احتمال چنين حالتي را تقريباً نزديك به صفر ميدانم. حزبا... خلع سلاح شده يا تضعيف شده يا حتي در صورت حضور گسترده كلاهآبيها در جنوب لبنان، ديگر نميتواند اهرم فشاري محسوب شود. حزباللهي كه بايد مسئوليت خسارات جنگ اخير را همواره به دوش بكشد. فراموش نكنيم كه فلسطينيها پس از حضور در لبنان (1971) به علت سركوب ملكحسين محبوب بودند، اما به سرعت اقداماتي را كردند كه مردم لبنان نسبت به آنان حس ناخوشايند و بعضاً منفياي بروز دادند، بنابراين تصور ميكنم كه قضيه اخير در نهايت و به سرعت عليه وضعيت استراتژيك ايران در منطقه خواهد بود.
سـ آيا فكر ميكنيد كه دو سرباز اسير اسراييل اين قدر مهم است كه چنين واكنشي نشان دهد؟
عبديـ فقط دو سرباز اسير نيست، عوامل ديگري هم كه گفتم مطرح است. ضمن اين كه اسراييل فرصت پيدا كرده كه حزبا... را سركوب و نابود كند. مسأله اين است كه اسراييل در پي اهداف تعيين شده كار خود را انجام ميدهد، وقتي گفته ميشود كه اين رژيم اشغالگر و غده سرطاني است، طبعاً بايد انتظار داشت كه اقداماتش هم متناسب با اين صفات باشد، و اگر چنين انتظاري وجود داشته است، در اين صورت حزبا... با علم و آگاهي به استقبال اين وقايع رفته است و بايد از نتايج آن نيز دفاع كند. حزبا... بايد درايت كافي ميداشت كه بهانهاي به دست اسراييل براي چنين جناياتي ندهد، نه اين كه چنين بهانهاي داده شود. سپس اين جنايات محكوم گردد.
سـ بالاخره قضايا به كجا خواهد انجاميد؟
عبديـ به نظرم اسراييل توجه خود را فقط بر لبنان و حزبا... متمركز ميكند، تا هنگامي كه فشارها بر حزبا... در داخل و خارج لبنان براي آزادي دو سرباز اسراييل زياد شود و شكافي عميق ميان حزبا... و ديگران ايجاد گردد. و اگر دو سرباز اسراييلي آزاد شوند (حتي با مبادله اسراي لبناني) در اين صورت حزبا... عملاً شكست خورده اين جنگ محسوب ميشود، و پس از اين مرحله فشار به كشورهاي ديگر از جمله سوريه نيز آغاز خواهد شد. البته امكان واكنشهاي شديدتر از جانب حزبا... براي بحرانيتر كردن اوضاع را نبايد از نظر دور داشت ولي به نظرم اين احتمال چندان قوي نيست، اما در صورت وقوع ابعاد منطقهاي قضيه گستردهتر خواهد شد. البته ممكن است پس از تخريب كافي لبنان شوراي امنيت قطعنامهاي را مبني بر آتشبس و آزادي دو
سرباز اسراييلي و خلع سلاح حزبا... و حضور نيروهاي سازمان ملل در منطقه جنوب تصويب كند كه قطعاً از طرف دولت و نيروهاي سياسي لبنان و حتي افرادي امثال نبيهبري پذيرفته خواهد شد و چنين قطعنامهاي نيز كاملاً عليه حزبا... و اعلام شكست آن است و در صورت مخالفت حزبا... با آن منجر به تضعيف روزافزون آن در لبنان خواهد شد.
سـ به عنوان آخرين سوال، فكر ميكنيد تغييرات يك سال اخير در ايران تا چه حد بر حزبا... تأثير گذاشته است؟
عبديـ من قبلاً تصور ميكردم كه حزبا... و رهبري آن باهوشتر و زيركتر از آن هستند كه تحت تأثير اين تغييرات قرار گيرند، اما ظاهراً قضيه ظروف مرتبطه است و سرريز اين تحولات، موجب تغيير در حزبا... لبنان هم شد، و نوعي ارادهگرايي مطرح در ايران در آنجا نيز انعكاس يافت، اما اگر سر اين ارادهگرايي در ايران تاكنون به سنگ نخورده است به دليل پول نفت و داخلي بودن مسايل است و مثل لبنان نيست كه در كنار حزبا... چندين طايفه و گروه قومي و مذهبي و از همه مهمتر اسراييل تا دندان مسلح و بيتفاوت نسبت به قضاوتهاي بينالمللي وجود داشته باشد. بنابراين اگر سر خود را پايين انداختن و به شكم مسايل و دشمن رفتن در لبنان چنين نتيجهاي دارد، دير يا زود در هر منطقه ديگري هم كمابيش با نتايج مشابه مواجه خواهد شد.
سـ با تشكر
عبديـ من هم متشكرم