« پاسخ به نظرات 1 | خانه | مجارستان عليه دروغ »

آدرس غلطي به نام اعتدال

ارسطو در بيان رفتار درست، هميشه بر حد وسط و اعتدالي رفتار تأكيد داشته است، مثلاً از نظر او ترس و تهور يا بي‌باكي هر دو ناپسند است اما حد وسط، يعني آن شجاعت، پسنديده است. در آموزه‌هاي ديني نيز احاديثي در تأييد اين ديدگاه ذكر شده است. و تصور نمي‌كنم آنچه كه موسوم به اعتدال و پرهيز از تندروي يا كندروي يا به معناي ديگر افراط و تفريط است مورد مخالفت فرد يا افرادي باشد، اما مسأله اساسي اين است كه كلمه «اعتدال» و «ميانه‌روي» واجد عينيّتي معين نيست و بيشتر به يك گزاره اخلاقي مي‌ماند، همچنان كه همه موافق «رفتار خوب» و مخالف «رفتار بد» هستند، اما مشكل در تعريف «خوب يا بد» است.

وقتي كه كلمه «هندوانه» را بكار مي‌بريم، تقريباً همه اذهان مصداق واحدي را از آن مي‌فهمند و به تصور درمي‌آورند، اما از كلمه «اعتدال» چنين استنباطي نمي‌توان كرد، در نتيجه مي‌توان گفت كه استعمال بيش از حد و يك سويه اين كلمه بدون تعيين مصداق، ناشي از مسموم بودن فضاي عمومي جامعه است و اگر دقيق‌تر بخواهيم بگوييم، نوعي آدرس غلطي دادن است. كساني كه بدون تعيين مصداق بر اعتدال و ميانه‌روي تأكيد دارند به نوعي مي‌خواهند درستي و صحت راه و روش خود را القا كنند، زيرا كيست كه با اعتدال مخالف باشد؟ افراطي‌ها يا تفريطي‌ها نيز خود را ميانه‌رو و معتدل مي‌دانند، و قطعاً فرد يا افرادي را مي‌توانند نشان دهند كه از آنان افراطي يا تفريطي‌تر است. به دليل همين عدم تعيّن معنا و مفهوم كلمه اعتدال بود كه بيانيه سوم كنگره جبهه مشاركت در سال 1381 به اين مسأله اشاره كرده و درباره آن توضيح داده است.
چرا شعار اعتدال از سوي عده‌اي آدرس غلط دادن است؟ و چرا تمركز كردن بر افراطي‌گري و ناديده گرفتن مسايل مهم ديگر، منحرف كردن اذهان است؟ براي پاسخ به اين مسأله كافيست سرو صداي افراد را درباره نامه خانم رجبي تحليل كنيم. اگرچه من مختصري از اين نامه را در شرق خواندم و از تمامي مفاد آن مطلع نيستم، اما براي نقد آنچه كه در مخالفت با موضوع گفته شده است نيازي به مطالعه كامل و حتي ناقص اين نامه يا موارد مشابه نيست، زيرا مسأله روشن است
فرض كنيم اين خانم بدترين مسايل و حتي اتهامات و توهين‌ها را به افراد سياسي و غيرسياسي نثار كرده باشد. در اين صورت يكي از چند حالت زير صادق است.
ـ نكات و مسايل گفته شده، مصداق عمل مجرمانه نيست. در نتيجه اين جزو حقوق هر فرد از جمله آن خانم است كه آنها را بيان كند و نمي‌تواند مصداق عمل افراطي تلقي شود. اگر هم چنين تلقي وجود داشته باشد، عمدتاً يك خطاي سياسي محسوب مي‌شود. ضمن اين كه افراد بسياري ديدگاه‌هاي تندتر و افراطي‌تري را مطرح مي‌كنند و آب از آب تكان نمي‌خورد.
ـ نكات و مسايل گفته شده مصداق عمل مجرمانه است. در اين صورت فرد يا افراد ذي‌نفع و معترض مي‌توانند به مراجع صالحه شكايت برند و هم حق خود را استيفا كنند و هم مفتري و مفرط را به سزاي عمل خويش برسانند تا ديگران هوس افراطي‌گري نكنند.
اگر افراد ذي‌نفع شكايت نكردند، به معناي آن است كه موضوع را چندان مهم نمي‌دانند كه پيگيري كنند، در نتيجه نبايد به طرق ديگر مسأله را مهم كرد، اما اگر از ترس رسيدگي نكردن از سوي مراجع صالحه شكايت نمي‌كنند، در اين حالت حق ندارند كه حملات خودشان را متوجه مفتري كنند، زيرا مفتري به واسطه رانت قدرت و مصونيت قضايي است كه چنين اقداماتي را انجام مي‌دهد، و هر آزادمردي در نقد اين رفتار ابتدا مي‌بايست به منشا رانت و مصونيت اشاره كند و با حمله به مفتري و طرح شعار اعتدال آدرس غلط ندهد، ناديده گرفتن منشا رانت و مصونيت نه تنها اعتدال نيست، بلكه نوعي تفريط‌گرايي و عافيت‌طلبي است كه مي‌خواهد لباس اعتدال بر خود بپوشاند. به قول معروف «دستت چو نمي‌رسد به بي‌بي، در ياب كنيز مطبخي را» چون به متن و منشا نمي‌توانند بپردازند به حواشي و معلول اشاره مي‌كنند.
البته اگر كسي بتواند انتقاد خود را به نحوي متوجه معلول كند كه علت اصلي نيز به ذهن خواننده بيايد، اشكالي ندارد و خوب هم هست، اما متأسفانه بسياري از «اعتداليون» به نحوي به معلول حمله مي‌كنند كه هر ردپايي از علت را پاك نمايند و اين است آدرس غلط اعتداليون. مصداق اصلي افراط و تفريط در جامعه ما افراد عادي نيست، مصداق اصلي ناديده گرفتن حقوق مردم و نقض مكرر آن است. كساني كه خود بارها و بارها اين نقض حقوق را از سوي صاحبان قدرت توجيه كرده‌اند و دانش حقوق خود را به مذبح قدرت بدون مسئوليت برده‌اند، نمي‌توانند نسبت به افراطي‌گري افراد غيرحكومتي ـ‌حداقل در ظاهر فاقد قدرت قانوني هستندـ زبان نقد بگشايند. اگر خرده‌اي از اين انتقادهاي خود را متوجه افراد مسئول و صاحب قدرت رسمي مي‌كردند، وضع چنين نبود كه هست.
نكته‌اي را هم با دوستان اصلاح‌طلبي بايد مطرح كرد كه در نقد وضع موجود اسير چارچوب‌هاي رسمي مي‌شوند و تبعاتش را هم بايد متقبل شوند. اگر توهين خانم رجبي به سياستمداران مورد علاقه شما بد است و مستوجب تيتر اول و خبر زدن و محكوميت كردن است، طبعاً به آنان هم حق بايد داد كه از كاريكاتور يا نوشته‌هاي ديگران برآشفته شوند، و البته چون آنها زور دارند مي‌توانند روزنامه را تعطيل كنند و در اين طرف چنين زوري وجود ندارد. اما اگر اين نوشته‌ها را به صاحبان قدرت مستلزم بستن روزنامه نمي‌دانيد (كه من با اين عقيده موافقم) در اين صورت بايد هم به آنان حق داد كه نظرات مشابه را به ديگران خطاب كنند، و اگر اتهامي مي‌زدند كه موجب مجازات بود، در اين صورت بايد از طريق مرجع صالحه پيگيري كرد و اگر رسيدگي نكردند، تقصير اين مرجع است و نه آن اتهام‌زننده.

Comments

سلام خوندمش جالب بود. اما بنده كلا با مفاهيم كلي مثل اعتدال مشكل دارم!

و يك سوال. چرا با وجود اينكه در نظرسنجي ها مشخص شده افكار عمومي جهان نسبت به برنامه هسته اي ايران بدبين است در شواري امنيت تصميمي عليه ايران گرفته نمي شود. آيا ديپلماسي ايران خيلي قوي است؟ آيا تحريم ايران منافع اعضاي شوراي امنيت را بخطر مي انداز؟