تله تورمي
قبلاًَ نوشتم كه پاشنه آشيلِ پوپوليسمِ نفتي، تورم است، اكنون توضيح ميدهم كه پوپوليسم در نتيجه سياستهاي اتخاذي خود چگونه در اين تله تورمي گرفتار ميشود.
مقابله منطقي و علمي با تورم معمولاً دو ركن دارد. يكم جلوگيري از افزايش نقدينگي و دوم افزايش توليدات. اما سياستهاي پوپوليستي نفتي هيچ يك از اين دو اصل را نميتواند اجرا كند. زيرا با افزايش درآمدهاي نفتي، نزديكترين راه براي جلب رضايت عامه مردم، تزريق دلارهاي نفتي در بخش مصرفي جامعه است و به معناي دقيق كلمه قرار دادن اندكي از اين دلارها روي سفره مردم است، گرچه نابرابر توزيع شود و حتي مبالغ فراواني از آن حيف و ميل شود در هر حال چنين امري موجب افزايش نقدينگي خواهد شد. از سوي ديگر افزايش چشمگير و موردنياز توليد نيز محقق نميشود، زيرا سياستهاي پوپوليستي خرابكننده پيشزمينههاي لازم افزايش توليد است، پيشزمينههايي چون عقلانيت ابزاري، ضابطه و قانونمندي، شايستهسالاري، رشد خلاقيتهاي فردي و رقابت سازنده و... ضمن اين كه با بستهتر شدن فضاي عمومي، فساد و خلاف نيز افزايش مييابد و اين خود موجب بالا رفتن هزينه توليد ميشود.
پوپوليسم براي جلوگيري از تورم، سادهترين راه يعني كاهش تعرفهها و افزايش واردات را انتخاب ميكند. اين سياست در كوتاهمدت كاملاً جواب ميدهد. اما مشكل از آنجا آغاز ميشود كه نوعي تله است، مثل عقبنشينيهاي تاكتيكي در جبهههاي جنگ براي به تله انداختن نيروهاي مهاجم. در شرايط طبيعي وقتي كه نقدينگي زياد و دريافتي مردم بيشتر ميشود با مقداري تورم كه متناسب با افزايش نقدينگي است مواجه ميشويم. اما پوپوليسم پس از مواجه با يك مرحله از تورم، واردات را افزايش ميدهد. و چون ذخاير ارزي كافي دارد، قيمت ارز يا دلار را ثابت نگه ميدارد، در نتيجه قيمت اجناس وارداتي تقريباً ثابت ميماند، اما تورم موجب ميشود كه كالاي داخلي با قيمت تمام شده بيشتري توليد شود. توليدكننده در اين مرحله چند راه دارد، يا كالاي خود را گران كند، يا توليد را متوقف كند يا به فساد و زد و بند روي آورد. اگر كالا را گران كند، قدرت رقابت آن با كالاي خارجي كم ميشود، بنابراين مجبور است راههاي ديگر را برود كه مهمترين آن توقف توليد و غيراقتصادي شدن سرمايهگذاري در امر توليد است كه اين سرمايهها به سرعت به سوي خارج يا امري غير توليدي سرازير ميشوند و اين واقعه در نهايت منجر به افزايش بيكاري و كاهش توليد و نيز تورم بيشتر ميشود، اما رسيدن به اين وضعيت معمولاً يك مقطع زماني طول ميكشد و بستگي مستقيم به ذخاير ارزي حكومت دارد. چنين وضعي، نياز اقتصاد را به ارز نفت بيشتر ميكند و بالاخره دير يا زود به جايي ميرسد كه پوپوليسم در تله تورمي خود گرفتار ميگردد. و در اين مرحله است كه احتمالاً مبارزه با گرانفروشي و فساد در سرلوحه شعارهاي حكومت قرار ميگيرد.
پوپوليسم در مراحل اوليه گراني، شديداً آن را انكار ميكند، ساخته دست دشمنان و مطبوعات معرفي ميكند، آن را يك امر رواني و خيالي برميشمرد، اما هنگامي كه اين چاقو از پوست و گوشت عبور كرد و به استخوان رسيد، فرياد پوپوليسم از آه و ناله مردم بلندتر ميشود. بازگشت به سياستهاي عقلاني براي او امكانپذير نيست زيرا چنين كاري از يك سو اعلان شكست سياستها محسوب ميشود و از سوي ديگر در كوتاهمدت تورم را تشديد ميكند و چون پوپوليسم متكي به نخبگان نيست، حمايت مردم را نيز به سرعت از دست ميدهد و آن را به دشمن تبديل ميكند، لذا بهترين راه را در «فرار به جلو» مييابند، يعني زدن هر چه بيشتر بر طبل مبارزه با فساد و گرانفروشي و... كه خود موجب تشديد بحران ميشود.
نكته مهم در مبارزه با فساد و گرانفروشي اين است كه ساختار قدرت در ايران به گونهاي است كه امكان اقدامات ايجابي را از آن سلب ميكند، در نتيجه همه اجزاي قدرت تمامقد وارد اين مبارزه نميشوند (بخصوص دستگاه قضايي) در نتيجه پوپوليسم از اين مبارزه نيز طرفي نميبندد و عوارض مبارزه گريبانش را ميگيرد، بدون آن كه منافع كوتاهمدت چنين سياستهايي را به دست آورد. اين تله تورمي دير يا زود دستي كه تله را پهن كرده است به درون خود خواهد كشيد.
Comments
پسر خوب تو که انقدر قشنگ استدلال میکنی چرا بابت رفتارت در حمله به سفارت آمریکا عذر خواهی نمی کنی؟
Posted by: Anonymous | October 11, 2006 12:10 AM
پسر خوب تو که انقدر قشنگ استدلال میکنی چرا بابت رفتارت در حمله به سفارت آمریکا عذر خواهی نمی کنی؟
عبدی: از کی؟بعلاوه حتما شما که نمی خواهید منطق و استدلال را زیر پا بگذاریم.
Posted by: Anonymous | October 11, 2006 12:10 AM
ظاهرا کاری هم از کسی بر نمی آید و همه منتظر می مانند تا دستش در تله برود و مردم همیشه در صحنه مثل همیشه تقبل ضرر و زیان را خواهند کرد
Posted by: siamak farid | October 11, 2006 02:47 AM
خیلی خوب بود باز هم بنویس. منتهی سعی کن مثل آقای ابطحی خلاصهتر و راحتتر بنویسی.
یک نکته فنی این که شما حرف ی را به صورت شکل عربی آن یعنی به صورت ي مینویسی که باعث میشود متن زشت شود. موتورهای جستجو هم بین این دو فرق میگذارند و جستجوی مطالب شما سخت میشود برای آنها عبدی با عبدي فرق دارد.
میتوانی از این برنامه برای درست نویسی استفاده کنی:
http://prdownloads.sourceforge.net/farsitools/traylayout-1.2.zip?download
Posted by: saeid | October 11, 2006 12:41 PM
جناب آقای عبدی:نظر شما را خواندم اما این نکته را شما باید می گفتید حتی ریالی از در آمد های نفتی به سفره هیچ ایزانی وارد نشد مگر برعده ای خاص حدود شاید 200نفر از هفتاد میلیون نفر!!در زمان حکومت شاه سابق هم در محدوده زمانی نفت افزایش قیمت داشت که اثر آن کاملا مشهود ومحسوس بود واثرات آن برای مردم ونسل باقی مانده هنوز خاطره است به راحتی هر خانواده متوسط ایرانی می توانست حداقل یک تویوتا داشته باشد یا سالی کمتر بیشتر سفر خارجی من امسال مدت 4ماه ایران بودم واز نزدیک دیدم خانوادهای با در آمد نزدیک به 600000تومان با تمام صرفه جویی بزور به آخر ماه خود را میرساند......وای بحال خانواده هایی که درآمد های پایین تر داشتند....استفاده از پول منابع نفتی ومعدنی را بصورت مستقیم تایید نمی کنم ولی حدا قل مردم در قبل از انقلابب بهره ای از این تله تورمی بردند...ولی الان همهن 200وخانواده شان سود برد ند وخودشان هم در این تله گیر میکنند...مردم از قبل در این تله دام افتاده اند!!!!
عبدی: معیار بهره مندی نسبتا برابر مردم از پول نفت ضریب جینی است که بالاترین رقم آن به سالهای 1355-1356 مربوط میشود.هر جه این ضریب بیشتر باشد بهره مندی نا برابر تر است.
Posted by: داریوش | October 11, 2006 01:17 PM
من با نظرات شما موافقم
Posted by: Anonymous | October 11, 2006 04:10 PM
سلام : آقای عبدی
من تازه وبسایت شما را دیدم و از این بابت تبریک می گویم. یک انتقاد اینکه لطفا رنگ بک گراند خود را عوض کنید . و دیگر اینکه کمتر از کلمات سخت و کم کاربرد که نمیدانم از کدام کتاب خطی پیدا میکنید استفاده کنید هم چنین از مفاهیم ساده و قابل فهم برای همه استفاده کنید تا در نتیجه همه متوجه عرایضتان بشوند !
به یکی میگویند : اینجا چکار میکنی ؟
میگوید : پس کجا چکار کنم ؟
موفق باشید.
Posted by: ابراهیم | October 11, 2006 04:17 PM
من هم یک نکته فنی بگم. اگه ممکنه خطوط رو فول کنید که نامنظم نباشه. در مورد وبلاگ آقای ابطحی هم که به شما توصیه کردند مثل اون بنویسید باید بگم که تاثیرگذاری اون کمتره نه به خاطر اینکه مطالب وبلاگ شما بلندتره بلکه به خاطر اینکه اکثر مطالب آقای ابطحی مثل دفترچه خاطرات بچه دبیرستانی هاست و اگه خاطره ای هم میگه یا بخش مهم رو حذف می کنه یا اصولا بخش مهمی نداره... البته فکر می کنم اگه شما از خاطراتتون بنویسید خیلی جالب باشه و تاثیرگذار
Posted by: امیر | October 11, 2006 04:30 PM
سلام آقای عبدی
اجازه می فرمایید مقاله "سیاستهای انتخاباتی مطلوب" در نشریه دانشجویی تلنگر (دانشگاه تهران) چاپ شود؟
با تشکر
عبدی : اشکالی ندارد.
Posted by: سعید قاسمی نژاد | October 11, 2006 06:33 PM
The problem with the so called "Islamic intellectuals" is that they bloom to "reality" too late!
Although your analysis of inflation and populism is much appreciated, yet it is too lame. Now that you have started to understand Hegel and Marx, you are oblivious tothe fact that they did not mean that economy (specifically with Marx) would have such deterministic impact in the dynamics of politics and history. I hope that you "late blooming intellectuals" do not follow "Parcham" of "Paykar" who turned out to be more Stalinist that Stalin. You are doing good, so far. But you have had a terrible past. Start with self criticism first. And do not discredit every one else who was there before you. Believe me, it will get better soon.
Posted by: farhad | October 11, 2006 09:15 PM
همه اینها کاملا درست ولی به گمانم شما غول تبلیغات را یک مقدار دست کم گرفته اید! با تبلیغات کوه را می شود جابجا کرد. البته در نظر مردم!
عبدی: تبلیغات دارای تاثیر نا محدود نیست وقتی گرانی فشار اورد تبلیغات اثر معکوس می گذارد.
Posted by: عباس م. | October 11, 2006 11:29 PM
با سلام
گاهي بنظر نمي آيد كه حتي بهترين راه ها هم ممكن است هزينه ها و بدي هايي داشته باشد لذا ذكر بدي هاي را ه هاي انتخاب شده و عدم ذكر بدي هاي راه هاي ديگر مردم را به اين نتيجه مي رساند كه انتخاب كنندگان اين راه ها يا ابله هستند و يا خائن و سوئ استفاده چي.
صرف نظر از اينكه موافق اين دولت باشيم يا مخالف آن بايد بپذيريم كه در همين كوتاه مدت( حالا به هر دليل) در شرايط بحراني بين المللي قرار داريم كه مهمترين نشانه آن وجود پرونده ما در شوراي امنيت است تنها چيزي كه در اين زمان لازم نداريم تنش هاي اجتماعي است. شايد در شرايط بحراني ناگزير از بكار گيري دارو هايي باشيم كه اثر جانبي هم دارند ولي بپذيريم كه شايد امروز خيلي مهم تر از يكسال ديگر باشد.
Posted by: حميد | October 12, 2006 08:40 AM
آقای عبدی با سلام خوشحالم که به طور اتفاقی سایت شما را پیدا کردم. مطالب شما را با اشتیاق می خوانم.
ضمنا در سایت شما جائی با عنوان تماس با من یا مشابه آن ندیدم. اگر بخواهیم مطلبی خارج از آنچه تا کنون نوشته اید با شما در میان بگذاریم چه باید یکنیم. بطور مثال اسامی کوچک وزرا و نزدیکان آقای احمدی نژاد ( معاونین ، وزرا ، رئیس فدراسیون فوتبال ، میراث فرهنگی ، استاندار تهران و برادران و خواهر استاندار تهران و ... ) به نظر من گویای مسائل بسیاری است.
من خانواده مذهبی اصیل و معتقد نمی شناسم که نام پسرش پرویز ، فرهاد ، کیومرث ، اسفندیار ، خسرو ، کامران ، و ... باشد. اکثر نزدیکان آقای احمدی نژاد از این گروهند. به نظر من اینان از خانواده های غیرمذهبی هستند که بعدا و با پیروزی انقلاب اسلام آورده اند و مثل بیشتر جدیدالسلام های بعد از فتح مکه اسلامشان قابل بررسی است. برای همین هم هست که همگی اینقدر داغ و به اصطلاح دو آتشه هستند و اسلامشان چکشی است.
کاشکی کسی این را مورد کنکاش قرار می داد!
عبدی:البته وجود این اسامی در خانواده ها به معنای غیر مذهبی بودن نیست اما به معنای مذهب مورد نظر شما هم نیست و این سوالی است که برای عده ای مطرح است.من در پژوهش نامگذاری کودکان تهرانی که در همین سایت هم معرفی شده به این موضوع پرداخته ام.
ضمنا اگر مطلبی داشتید از همین طریق ارسال کنید.
Posted by: Anonymous | October 12, 2006 05:54 PM
با سلام واقعا خوشحالم كه باز ميتوانم از مطالب شما استفاده كنم. نامهاي براي امروز شما را خواندم و واقعا لذت بردم . پيش زمينه وبلاگتان هم خوب است . موفق باشيد
Posted by: يك هموطن از اصفهان | October 12, 2006 11:46 PM
سلام . هنوز همان عبدی روزهای سلام مانده ای . البته با کمی تخفیف که با توجه به سن و سال عجیب نیست . آقا عبدی ، ایرانی سال هاست که فرصت ها را از دست داده . این روزها هم در شوک بعد از فرصت سوزی اش مانده ... برای من آینده مبهم تر از آن است که حتی برای فردای خود و خانواده ام برنامه ای داشته باشم ... خوشحال می شوم نظر شما را در خصوص مطالب وب خودم بدانم . .. و باز هم سلام .
عبدی:اگر جوان هستی حتما می توانی در آینده کیفیت نوشته های خود را بهبود ببخشی اما اگر میانسال به بالا هستی فکر نمی کنم چنین شانسی وجود داشته باشد.در هر حال موفق باشی.
Posted by: saeed | October 13, 2006 07:52 PM
جناب آقای عبدی
با سلام و احترام
خوشحالم که به طور اتفاقی سایت شما را پیدا کردم.
ضمن تشکر از مقالات خوب شما که خاطره سلام را در ذهن زنده میکند و نیز "نامه ای برای امروز" ، خواهشمندم در مورد بی عملی اصلاح طلبان و عدم موضع گیری صریح آنها در مورد بحرانهای موجود و نیز در مورد فروپاشی و اضمحلال فرهنگی جامعه ایران نیز بنویسید.
Posted by: سلیمان | October 14, 2006 01:03 PM