« وقتی دولتی از مالیات و تولید بی نیاز باشد | خانه | روشنفكر روضه خوان(از نگاه مهمان) »

شناور شدن زبان

شناور شدن کلمات و زبان به معنای بکارگیری کلمات در مفهومی غیر از مفهوم عرفی آن است. چنین حالتی معرف چه وضعیت اجتماعی است.این مقاله به این مساله مهم می پردازد.

در يكي از نقدهاي مفصلي كه بر خطاهاي آقاي خاتمي نوشتم،به اين نکته اشاره کرده ام كه وي به نحوي عمل كرد كه زبان و كلمات در ايران شناور شد، اصطلاح مذكور را از مقاله آقاي دكتر شفيعي كدكني تحت عنوان «شناور شدن زبان و ارتباط آن با رشد خودكامگي» برداشت كردم كه اين مقاله در مجله اطلاعات سياسي، اقتصادي شماره 207 و 208 آذر و دي ماه 1383 چاپ شده است و اگر تاكنون آن را نخوانده‌ايد توصيه مي‌كنم حتماً اين مقاله كه از بهترين پژوهش‌هاي جامعه‌شناختي ادبيات و الگوي خوبي براي پژوهش تحليل محتوا و متن است رامطالعه كنيد.
آقاي كدكني با مقايسه شعر چند شاعر مشهور ايراني يعني انوري، امير معزي، منوچهري و عنصري كه در مدح چهار پادشاه هم عصر خود، يعني سلطان سنجر، ملكشاه سلجوقي، سلطان مسعود و سلطان محمود غزنوي سروده‌اند و از لحاظ صورت و قالب يعني وزن و قافيه داراي تشابه‌اند، مي‌كوشد كه ميان كلمات و مفاهيم بكار برده شده و ميزان اغراق در آنها با وضعيت اجتماعي و قانون‌مداري جامعه ارتباط برقرار كند، و خلاصه نتيجه مي‌گيرد كه با رشد خودكامگي و استبداد از دوره سامانيان به سوي سلجوقيان، كلمات جايگاه و معناي واقعي خود را از دست مي‌دهند كه خلاصه نظر ايشان را مستقيماً نقل مي‌كنم.
«هر كس با شعر فارسي كوچكترين آشنايي داشته باشد و مدايح رودكي را با مدايح فرخي و مدايح فرخي را با مدايح انوري سنجيده است، شناور شدن كلمات را از حوزه قاموسي آنها در مسير اين سه دوره تاريخي آشكارا مشاهده خواهد كرد. در شعر رودكي تجاوز به حدود كلمات بسيار اندك است زيرا جامعه ساماني، جامعه‌اي است تا حد زيادي برخوردار از قانون و آزادي و من اينجا دموكراسي را به معني شناخته شده در فلسفه سياسي غرب و مباني سياست ارسطو و جمهوري افلاطون يا انديشه‌هاي هگل و ماركس و لاك و روسو بكار نمي‌برم، بلكه دوري از زور و قلدري را دموكراسي و آزادي مي‌نامم و طبعاً زورگويي و ظلم را استبداد. در تاريخ اجتماعي ايران عصر ساماني و به ويژه در قلمرو فرمانروايي ساماني، كمتر نشانه‌اي از زورگويي‌هاي اجتماعي دوره غزنوي وجود دارد و با همه استبداد غزنويان، استبداد مذهبي سلاجقه بسي بي‌رحمانه‌تر از استبداد غزنويان است. زيرا در عصر ساماني انديشه‌هاي فلسفي حاكم بر ذهن حكما و روشنفكران عصر، تفكرات اومانيستي يا نزديك به اومانيستي امثال اخوان الصفا و ابوسليمان منطقي سجستاني است و زيربناي فلسفي دوره غزنوي را نيز تفكر بزرگاني از نوع بيروني و ابن‌سينا مي‌سازد. به هر حال در چنين جامعه‌اي به لحاظ فرهنگي ميدان براي استبداد ديني چندان باز نيست، ولي از آن هنگام كه سلاجقه بر «اسب تفكر اشعري» و تفكر اشعري با «قصيل تر و تازه‌تر دشت‌هاي عرفان» وارد ميدان سياست و كشورداري شدند، و ستون فقرات استبداد مذهبي خود را انديشه ضد فلسفي اشاعره قرار دادند، تفكر فلسفي روز به روز از محيط اجتماعي كشور ما گريزان‌تر شد و هرگاه خواست سري از لاك خود بيرون كند با دشنام‌هاي عارفان بزرگي از نوع عطار و مولوي روبرو گرديد، در نتيجه ميدان را براي استبداد ديني روز به روز بيشتر و بيشتر شد... با اين همه مي‌توان با آمار نشان داد كه شناوري كلمات در فاصله عصر ساماني تا سلجوقي به اوج خود مي‌رسد... در زبان جامعه استبدادي، تمامي واژگان زبان بالقوه مي‌تواند دستخوش «بيماري شناوري» باشد.» (مقاله دکتر شفیعی، ص 52)
آنچه كه در دوره دوم خاتمي رخ داد شدت يافتن اين شناوري در زبان سياسي بود، به طوري كه عدالت، مردم سالاري، قانون‌مداري و... تماماً جايگاهي و مرجعي خلاف جايگاه و مرجع واقعي خود يافتند، و در واقع ظلمي كه به كلمات شد، قدم اوليه مظالمي بود كه صورت گرفت.
اما امروز بيش از گذشته مي‌توان چنين وضعي را مشاهده كرد، مثلاً عدد معنا و مفهوم واقعي و حتي نسبي خود را از دست داده است، مزه‌ها هم جايگزين يكديگر شده‌اند، وقتي كه قدرت انگليس طي دو دهه صد بار ضعيف‌تر و قدرت ايران در همين مدت هزار بار قوي‌تر معرفي مي‌شود و به معناي واقعي رابطه ميان قدرت ما و انگليس يك‌صد هزار برابر به نفع ما تغيير مي‌كند، معلوم است كه عدد چه معنايي دارد؟ ضمن اينكه توجه داريد از ديد گوينده 16 سال گذشته سراسر خطا و انحراف بوده، و در اين مدت ما اين همه پيشرفت داشته‌ايم!! . اگر انحراف و خطايي در این 16 سال نبوداحتمالا چند میلیون برابر نسبت به انگلیس قدرتمند تر می شدیم. وقتي مي‌گويند 50 سال نفت غرب را تأمين مي‌كنيم و دقت ندارند كه همين الآن هم توان توليدي ما در حال كاهش است و حتي يك كشور متوسط غربي را نمي‌توانيم تأمين سوخت كنيم، و با اين روند مصرف داخلي، چند سال ديگر بايد از آمريكا نفت وارد كنيم!! آن وقت معلوم مي‌شود كه اصولاً حرف زدن و استفاده نابجا از كلمات ماليات كه ندارد هيچ بلكه چون گذشته تاریخی ما با صله و هديه نيز مواجه خواهد شد.
وقتي مي‌گويند ذائقه مردم را از شيريني تعطيلات تلخ نكنيد، معلوم است كه شيرين و تلخ واجد معنايي مرسوم و معمول نيستند، و هر يك جايگاه جديدي يافته‌اند. هرگاه خواستيد ميزان دموكراسي و مردم‌سالاري را در جامعه اندازه بگيريد از روش دكتر كدكني سود بجوييد و ميزان شناوري زبان و كلمات را در آن جامعه بسنجيد حتما به نتائج دقیقی خواهید رسید.

Comments

aghaye abdi lotfan kolle maghaleye aghaye kadkani ro rooye sitetoon begzarid chon ma be oon dastrasi nadarim va tooye internet ham peyda nemikonim
mamnoon

عبدی : اول این که باید اجازه گرفت.دوم هم این که باید تایپ شود که در توان من نیست.

خیلی خوب بود فقط یک سؤال دارم آقای عبدی شما و دوستان سابقتان به شدت (با عرض معذرت) بداخلاق و ترش رو هستید (به غیر از خاتمی و ابطحی) و نمی‌توانید
با جوانا ارتباط برقرار کنید حال چه صراری دارید وقتی نمی توانید با مردم ارتباط
برقرار کنید به زور از آنها رای بگیرید؟

عبدی : اگر ترش روی باشم مطمئنا برای رای گرفتن تغییر چهره نخواهم داد.شما هم در رای دادن ملاکهی محکمتری را انخاب کنید.

با سلام ! حالا کجا شو دیدیم اگر همین جوری ادامه پیدا کنه اعداد و ارقام که بماند ما آدمها هم شناوری پیدا می کنیم ! شاید هم شناور شدیم خبر نداریم ! البته فعلا که نوبت وزرا است که بیجاره ها شناورند! ظاهرا معلمین دگر اندیش هم دارن یه افتخارهایی پیدا می کنند . آقای و انگلیس و ... غیره هم که ...! بالاخره نوبتی هم که باشه بعد از چند مرحله نوبت شناور شدون مردم و ... خواهد بود .ان شاء ... اقایون شاید یه هم اندیشی بکنند و یه عاقلی توشون دربیاد و ازشون بخواهد که شما را به خدا هرچی عدد و ارقام و واحد سنجش و ... که بود هوا ( شناور) شده و لااقل مردم را بزارید شناور و آواره هوا و دریا و بیابان نشند.

آقای عبدی عزیز
این شناوری کلمات کل فرهنگ سیاسی خاورمیانه را درگیر کرده است.
مفهوم "جمهوریت" در این ناحیه با جمهوری های مادام العمر و موروثی کاملا استحاله شده است.
"رای مردم" ابزار کسب مشروعیت است و نه اعمال حاکمیت.
جوابهایی که مقامات مختلف به خبرنگاران می دهند (مثلا در باب اینکه آزادی در اینجاها بیشتر از غرب است) نشان از این دارد که دروغهایی که ظاهرا بنا بوده فقط برای فریفتن مستمع به کار آید قبل از آن سبب فریب گوینده شده است و او خود آنها را باور کرده است!

بسیار درست است شما به مسایل ریشه ای و مهمی در این چند پست آخرتون اشاره کردید. یکی دیگر از چیز هایی که در بحث با این جماعت مهم است این است که هر جا کم میاورند میگویند در همه دنیا هم همین است ولی در شعار هاشان نظام جمهوری اسلامی با همه دنیا متفاوت است.مثلا تا میگویی تورم میگویند خب در ترکیه هم که رو به رشد بود تورم چهل درصدی بود.ولی نمی گویند در آنجا آزادی هم بود حداقل در حوزه فردی اش.

Ba Salam
what is your e.mail?

عبدی : اگر مطلبی بود از همین طریق تماس بگیرید.

nice tool! thanks Mr.kod kanni

فکر میکنم قبلا این شناوری رو مرحوم امام هم در مورد لغاتی که آمریکا و ....... برای حقوق بشر و........ بکار میبردند اشاره کرد و ظاهرا این بیماری واگیر در سفرهای بعضی ها به آن خطه بخاطر عدم استفاده از واکسن پیشگیری گریبانگیرشان شده است.

من فکر می کنم مساله دیگه ای که وجود داره استفاده بیش از حد و نابجا از کلماته که بار معنایی و احساسی اونا رو کاهش میده و به نوعی دچار عوام زدگی می کنه . در دورانی که دایما انسان ها توسط رادیو و تلویزیون و ... با کلمات بمباران میشن حفظ ارزش و احساس اونا حقیقتا کار سختیه .

جناب عبدی
با عرض ارادت با کلمات که نمی توان خود و دیگران را گول زد از این قبیل سخنان هم بسیار گفته شده و گفته خواهد شد مثل اینکه گفته شود در عرض 5 سال مشکل حمل و نقل عمومی حل > قیمت ها کاهش و بیکار ی از بین برده می شود . همین امروز مردم نرخ تورم را که بانک مرکزی اعلام می کند باور ندارند آنچه در بیرون می گذرد با اعداد و ارقام بسیار متفاوت است مخاطبین جامعه را هر قدر هم زبان را شناور نمایند گول که نمی توان زد

Ba Salam,
Lotfan kami dar morede Taarof benewissid ke sarmanschae in nabejahast.

karnameh-arshad.blogspot.com
یک وبلاگ که کارنامه دانشجویانی که در مهر ماه 85 علی رغم قبولی در آزمون کارشناسی ارشد ، اجازه ثبت نام تحصيلی در دانشگاه را نيافتند را اراِيه کرده است.اگر ممکنه اطلاع رسانی کنيد.
ممنونم

اقاي عبدي سلام
نگاه زيبا شما را مي ستايم
ولي شناوري شناوري است در ان دوران به منافعي و حالا هم به مصالحي
سواري دليلي مي خواهد بايد چيزي باشد كه سوار شوند و دليلي براي استفاده

با سلان
ضمن اينكه احساس مي كنم در كل با شما موافقت دارم اما در عين حال سعي مي كنم ايراداتي نيز بر اين نوع استدلال وارد كنم.
نخست اينكه اصولا استفاده از كلمات و لغات و اعداد انتزاعي است كه براي انتقال مفاهيم ابداع گرديده في المثل اگر چه در رياضيات دو با دو برابر است اما در عالم واقع هيچ دو پديده اي نيستند كه از همه جهات با هم يكسان باشند و لذا امروز حتي در مجرد ترين علوم پذيرفته شده كه يك با يك از همه نظر برابر نيست. با اين ترتيب طعنه زدن به شناوري معني كلمات چندان موجه نيست عليالخصوص در مباحث اجتماعي واقعا گمان نمي كنم ارائه تعريفي دقيق از مفاهيمي همچون عدالت و رضايت عمومي و ... نه ممكن باشد و نه مطلوب اصولا يكي از ايراداتي كه عموما به گروه به اصطلاح اصولگرايان گرفته مي شود همين اصرار آنها به تعييني بودن مفاهيم اعتقادي است.
ديگر اينكه نسبت هاي قدرت ها نيز كه مثال ديگري در نوشته شما بود وضع بهتري ندارد. واقعيت اين است كه در تاثير نيرو علاوه بر بزرگي نيرو، نقطه اثر آن نيز بسيار مهم است. بپذيريد يا نه،در چندين عرصه معاصر قدرت هاي بزرگتر ازاز قدرت هاي كوچكتر از خود شكست مي خورند تجربه حزب الله در برابر اسرائيل و حتي القاعده در افغانستان و يا عراق نشان از همين دارد. دنياي سياست و اجتماع مسابقه وزنه برداري و يا حتي شطرنج نيست كه مقايسه ها در شرايطي خاص صورت گيرد. آري علي رغم ضعف هاي بسياري كه در سيستم اداره كشور وجود دارد لااقل در اين چند سال اخير ( لااقل فعلا) برنده بازي هاي سياسي در افغانستان و عراق و لبنان و حتي جريان انرژي هسته اي ايران بوده است نه به دليل اينكه نيرويش از طرف مقابل بزرگتر است بلكه به اين دليل كه نقطه اثر آنها به تصادف يا از سر تدبير بهتر انتخاب شده است. .

وقتی می گويند مصرف 50 سال نفت شما را می دهيم و شما انرژی هسته ای را کنار بگذاريد، بايد به ازای ارزش انرژی هسته ای توليدی انها هم نفت بدهيم که اگر کل اپک هم چنين ادعايی بکند، مايه مزاح است. حال بايد ديد که با ادعای بعدی که اگر قبول نکنند ريگی به کفش دارند آن هم ريگهای متعدد، چه بايد کرد!

مطايق معمول موضوع جالبي را مطرح كرديد. شايد بتوان اسم ظلم خفيه را برآن گذاشت و اميد است ابن مقاله باعث تجديدنظر در ديدگاههاي برخي شود كه با اين كار در درازمدت ضربه سهمگيني بر مصالح و منافع ملي وارد مي آورند. باتشكر

جناب عبدی متشکر از ارائه این مطلب، ضمن موافقت با اینکه در حاکمیت دینی این مشکل دردساز تر است من در مورد داستان بازی با کلمه دموکراسی (مردم سالاری) و زایل کردن آن با اضافه کردن لفظ دینی به آن نقطه نظر و سوالی دارم.

آیا فکر نمیکنید که اشتباه اصلی آقای خاتمی این بود که مردم سالاری دینی و غیر دینی درست کردند؟ آیا واقعا مردم سالاری دینی و غیر دینی داریم؟

مشکل اصلی ما در دنیای در حال توسعه این است که میخواهیم دستاوردهای دنیای مدرن را سریع وارد کنیم و به همان شکلی آنها نتیجه میگیرند ما هم نتیجه بگیریم ولی نه با روش آنها بلکه با روش خودمان که به اسم بومی کردن کلی آن را مثل گوشت قربانی تکه تکه میکنیم . یعنی فرهنگ اصلی و فلسفه وجودی آن را که نیازمند مقدماتی است در نظر نمیگیریم و انتظار هم داریم که جواب بدهد. این روش دربعضی جاها جواب میدهد. مثلا در پیشگیری از بیماریهای واگیردار با واکسیناسیون و داروهایی که در طول سالیان نسبتا دراز در دنیای مدرن کشف شده نسبتا راحت میتوانیم با وارد کردن و استفاده از آنها بیماریها را کنترل کنیم ولی در مواردی مثل رانندگی ، ما ماشینهای مدل بالا و با قدرت و سرعت بالا را از دنیای مدرن وارد کشورمان کردیم ولی فرهنگ رانندگی و جاده های مناسب را به عنوان مقدمات مورد نیاز نداریم لذا میبینیم که چقدر وضعمان در این زمینه خراب است.

به عبارتی هر چه موضوع برداشت شده وابستگی بیشتری به مشخصات فرهنگی و اجتماعی داشته باشد شانس شکست ما در اجرای آن بیشتر میشود اگر به این مسئله توجه نکنیم.

پس ما باید چیزهایی را که از دنیای مدرن میگیریم همراه ملزومات آن باشد. مطمئنا آقای خاتمی نمیتوانند نمونه موفقی از مردم سالاری (دموکراسی) در دنیای مدرن یا قدیم ارائه نمایند که از نوع دینی آن بوده باشد چرا که تجربه حاکمیت دین در تاریخ نشان داده است که دستیابی آنها به حکومت مساوی است با مقدس کردن امور نامقدس، ترویج استبداد به نام دین، و قبولاندن این نکته به مردم که گفته ها و اعمال آنها چیزی نیست جز خواست و اراده خدا. به قول یکی از آقایان درپیش از خطبه های نماز جمعه که مگر من از خودم حرف میزنم یعنی حرف من حرف خداست و کسی حق مخالفت با آن را ندارد.

در داستان مردم سالاری یا همان دموکراسی خودمان اگر دولتمداران اصلاح طلب توانایی و قدرت این را نداشتند که از ابتدا مطرح کنند که این داستان به دین ربطی ندارد و مستقل از دین است باید به گونه ای دیگر عمل میکردنند.

به نظر میرسد در جامعه ای که دین نقشی برجسته دارد به جای خراب کردن مردم سالاری و دموکراسی با اضافه کردن لفظ دینی به آن روشهای زیر میتوانست بهتر جواب بدهد.
استخراج تاکیدات دینی در موارد زیر:
- حق و حقوق مردم (حق الناس) بر یکدیگر و بر حاکمان
- ضرورت و اهمیت رعایت عدالت از طرف حاکمین و قدرتمندان
- ضرورت امر به معروف و نهی از منکر صاحبان قدرت به منظور جلوگیری از انحراف آنها (معرفی روشهای مناسب امروزی برای این کار که همان مطبوعات آزاد هستند)
- برتر نبودن هیچ طبقه و گروهی بر دیگر گروهها
- ترویج روش درست فهم روح دین به جای تاکید مطلق بر ظاهر و پوسته نقلیات دینی
- ترویج هر چه بیشتر اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی
- تبیین هدف اصلی دین که همانا سعادت آخرت انسان و رسیدن به خدا است و اینکه هیچ دینی برای تضمین و سعادت دنیا نیامده است

پس از این مرحله باید دموکراسی ناب (بدون پسوند و پیشوند دینی) به مردم معرفی شود به عنوان یک راه و روش موفق در تامین حقوق اولیه مردم در جامعه.
نظر شما چیست؟ متشکرم

عبدی : قبلا هم گفته ام اگر لفظ دینی بعنوان قید اضافه شود چنین چیزی در عالم واقع وجود نخواهد داشتوزیرا وقتی مردمسالاری به امر دیگری مقید شد دیگر مردمسالاری نیست.اما به عنوان صفت مشکلی ندارد.یعنی اساس مردمسالاری بجای خود است اما ما می کوشیم آن را برحسب درک خودمان از دین مصبوغ به ارزشهای آن کنیم.بنابر این هر کس خواهان مردمسالاری دینی است بناچار و منطقا می بایست قبلا اصل مردمسالاری را بدون قید و شرط بپذیرد واگر چنین نکند ادعای وی پذیرفتنی نیست.

] چند سال پیش مقاله ای با عنوان(قابلمه های خالی)در بهار نوشتید آیا امکان انتشار آن در این سایت هست؟

عبدی : اگر متن الکترونیکی آن باشد حتما چنین می کنم.

سلام
1- فرق بین دروغ گویی حاکم با شناور کردن کلمات در این مقاله نادیده گرفته شده است.
2- اگر یک شخص یا یک گروه با استفاده از مردم فریبی دست به دروغ پردازی میزند نمی توان نام آنرا شناور شدن نهاد.
3- ربط بین نصایح عرفا به دیگران و شناور شدن کلمات هم از آن عجایب بود. به نظرم خود آقای کدکنی هم دچار آفت شناوری کلمات شده اند.

سلام
مقاله دكتر كدكني را در اين سايت مطالعه فرماييد:
http://www.paarsi.com/article_view.asp?ID=28

مقاله شناوری زبان در لینک زیر

http://paarsi.com/article_view.asp?ID=28