« عدالت كيفري و قصاص | خانه | نامه به يك رفيق(پاسخ سعید حجاریان به نقد حاکمیت دو گانه) »

تناقضات سياست‌هاي فرهنگي

اين روزها بحث درباه فضاي فرهنگي دانشگاه‌ها داغ شده است و حتي زمزمه‌هاي ضرورت جداسازي دانشجويان مرد و زن مشابه مدارس به گوش مي‌رسد،

البته فوراً برخي از دست‌اندركاران امر اين اتهام را تكذيب كردند، و اميدواريم كه اين تكذيبيه برخلاف موارد قبلي واقعاً صادق باشد و مثل تكذيب ستاره‌دار بودن دانشجويان يا تغيير نيافتن فلان وزير يا معاون نباشد كه در اوج تكذيبيه‌ها شاهد وقوعش بوديم.
اما فارغ از صحت و سقم چنين اخباري بايد به يك نكته مهم در حوزه فرهنگ توجه داشت. دولت‌ها مي‌توانند در زمينه‌هاي متعدد اعمال‌نظر و سياست كنند و طبعاً به نتايج مطلوب خود هم برسند، اما اين كار در حوزه فرهنگ با محدوديت‌هاي خاصي مواجه است و اعمال فشار بعضاً ممكن است نتايج معكوس به بار آورد. شايد در ميان جوامع كنوني و شناخته شده، هيچ جامعه‌اي به اندازه ايران با سياست‌هاي رسمي محدودكننده در زمينه حجاب و روابط دو جنس مشاهده نشود، وقتي كه حتي دانش‌آموزان دختر در مقطع ابتدايي و قبل از سن تكليف هم بايد مقنعه و حجاب كامل داشته باشند، يا در تلويزيون و ساخت فيلم و سريال و مطبوعات و ادارات و خيابان و خلاصه همه جا براي اين مسأله مقررات و حتي قانون جزايي وجود دارد، و هر سال در فصل تابستان دور تازه‌اي از مبارزه با بي‌حجابي و... شروع مي‌شود، تماماً به منزله حساسيت سياست‌هاي رسمي است، اما اين حساسيت نشان‌دهنده نوعي عدم موفقيت هم هست، چرا كه اگر اين سياست‌ها موثر بود، ديگر شاهد تكرار و حتي گسترش آنها نبوديم به طوري كه براي توليدي‌هاي لباس هم دستورالعمل صادر كنيم.
چرا واكنش مردم در برابر اين سياست‌ها منفي و حتي در مواردي لجوجانه است؟ يعني چه بسا اگر اين فشارها نباشد، بسياري از افراد پوششي عادي‌تر داشته باشند. اين اتفاق زمان شاه هم افتاد ولي در جهت معكوس. وي كه سياست‌هاي فرهنگي‌اش در تقابل با فرهنگ بومی بود، با انواع فشارها مي‌كوشيد كه آنها را جا بياندازد، اما شكست خورد. نظرسنجي معتبري كه قبل از انقلاب (سال 1353) از مردم ايران انجام شد (به وسيله مرحوم اسدي و همكارانش) در اوج اقتدار شاه بود و در آن مقطع كساني كه فكر مي‌كردند گرايش ديني مردم نسبت به گذشته (قبل از سال 1353) بيشتر شده، پنج برابر كساني بودند كه فكر مي‌كردند كه اين گرايش كمتر شده و كساني كه فكر مي‌كردند اين گرايش در آينده بيشتر هم خواهد شد، چهار برابر كساني بودند كه فكر مي‌كردند اين گرايش در آينده كمتر خواهد شد و اين تصور و ذهنيت مردم دقيقاً درست بود و محقق شد.
نظرسنجي سال 1382 از مردم ايران در هر دو مورد نشان‌دهنده معكوس شدن پاسخ‌هاست و مردمي كه فكر مي‌كردند در سال1382 جامعه نسبت به قبل غيرمذهبي‌تر شده، حدوداً پنج برابر كساني بودند كه فكر مي‌كردند جامعه مذهبي‌تر شده و كساني كه آينده جامعه را غيرمذهبي‌تر پيش‌بيني مي‌كردند نسبت به افراد مخالف، شش برابر بودند.
اين واقعيات نشان مي‌دهد كه فشارهاي غيرمنطقي براي جهت دادن به رفتارهاي فرهنگي مردم نتايج معكوسي را در بر خواهد داشت. آيا تاكنون فكر كرده‌ايم كه چرا جامعه نسبت به فيلمي كه از روابط شخصي يك بازيگر منتشر مي‌شود تا اين حد استقبال نشان مي‌دهد؟ در كجاي دنيا چنين چيزي هست كه چنين فيلمي در تيراژ ميليوني توزيع و تبديل به يك مسأله روز شود؟ چرا بنابه برخي اظهارات ايرانيان بيشترين رجوع را به سايت‌هاي جنسي دارند؟ آيا مسئولين فرهنگي كشور كوشيده‌اند كه از يك مورد مشخص مثل سرشماري اخیر تحقيقي به عمل آورند و معيارهاي عملي شده انتخاب افراد را براي انجام مأموريت سرشماري و مراجعه به درب منازل مردم و نتايج نحوه برخورد پاسخگويان را با آنان استخراج و نتيجه‌گيري كنند؟ اگر فرد يا افرادي نسبت به دين و فرهنگ و اخلاق حساس هستند، و اين حساسيت آنان پوششي براي رسيدن به قدرت و پول نيست، در اين صورت بيش از هر كس ديگري مي‏بايد نسبت به نتايج تأسف‌بار سياست‌هاي فرهنگي اجبارگرايانه مخالفت به خرج دهند، ولو اين كه اين سياست‌ها در زرورق اسلام و فرهنگ پيچانده و عرضه شود.

Comments

با سلام
اگر نتایج نظر سنجی سال 82 را ملاک قرار دهیم چرا شخصی که از همه کاندیداها
مذهبی تر جلوه مینمود پیروز انتخابات سال گذشته شد؟ و چرا در مدت نزدیک به دو سال گذشته خرافات مذهبی به شدت بین بخش بزرگی از مردم رواج یافته است؟

عبدی : اتفاقا نماد مذهبی بودن روحانیت است که رای نیاورد.اما گذشته از این دلائل رای مذهب و غیر مذهب نبود چون اساسا فرد غیر مذهبی که سهل است فرد کم مذهب را هم اجازه شرکت نمی دهندو یکی از دلائل آن نگرانی از دادن شعارهای غیر منطبق با تعبیر رسمی از دین است.خرافات مذهبی هم نماد دینی شدن نیست حتی نماد روند معکوس هم هست البته باید تعریف از دین را مشخص کرد که فعلا مجال بحث نیست.

اصولا"هرچه را منع يا اجبار كنند تمايل انسانها به جهت عكس آن تحريك مي شود. در زمان شاه كتابها و فيلمهايي كه ممنوع مي شد از استقبال گسترد ه تري بر خوردار ميشد.
حتي در متون مذهبي از جمله قرآن به اين نكته تا كيد دارند چناچه آدم و حوا ميوه ممنوع را خوردند.

همیشه سوال برایم بوده که :
چه نفعی کشورهای جهان سوم برای ایران داشته اند که کشورهای اروپاییو امریکا برایمان نداشته است؟
لطفا رک و واضع برای من و هر انکه دلش برای ایران می تپد بازگو نمایید.
بنده بی صبرانه منتظر جواب شما هستم .

عبدی : وبلاگتان را دیدم اما چون در این حوزه تخصصی ندارم از اضهار نظر معذورم به هر حال موفق باشید.
ایران با کشورهای جهان سوم غیر همسایه رابطه چندانی ندارد که نفع و ضررش در حال حاضر مساله روز ما باشد متاسفانه ما در داخل کشورمان آنقدر که به خودمان ضرر می زنیم کشورهای دیگر حتی بد ترین آنها چنین نمی کنند.

Thank you very much for your great efforts in enlightenment Iranian society,
Sorry I couldn't write in Persian. I'm an Iranian Muslim in Europe who has common pledge to his religious. But I can assure you that may be more than 90% of Iranian who living in Outside of Iran not only have no religious interest but anti religion.
However, Muslims from other countries have more religious interests, for examples Turkish Muslim.
This is indicated even in European research which Iranian refuges have the most ingratiation with host countries cultures peoples among different immigrants.
Hope our courtiers gatekeepers understands this simple equation, there is no force in Islam.

Thanks again for your steps in this enlightening process.


Best, Davoud

دقيقا با اين مورد موافق هستم.آقايان تشريف بيارند ببينند کشورهايی که يک صدم ما ادعا ندارند چه وضعی دارند.من که هنوز نتونستم يک قلم از آرايش دختر های دبيرستان های تهران را اينجا پيدا کننم..بعدش هم ادعا می کنند اگر 2 نفر را اخراج کرديم بقيه درست ميشوند.آقا تنها راه مسئله اين هست که حجاب در جامعه به صورت پله پله آزاد شود.نه روش رضا خان جواب ميدهد نه اجبار اساتيد...

چند روز پیش استاد زبانم که خانم هم هست برای ایجاد بحث در کلاس از هر کسی خواست در مورد پوشش کشورش صحبت کند. من چقدر بیچاره بودم. از اینکه ایرانیم همیشه خجالت می کشم. یاد دوران مدرسه می افتم که بعضی بچه ها چقدر از سوال "پدرت چه کاره است ؟" در عذاب بودند. اول با هزار قسم و آیه ومن بمیر تو بمیر جماعت را راضی کردم که توی ایران کسی برقع (حجابی که تمام صورت را میپوشاند) نمی پوشد. بعد رفتیم سر چادر و روسری. یه جورایی فهموندم که این چادر را هم زیاد جدی نگیرید و خانمها میتونند یک روسری کوچک هم داشته باشند. توی این گیرو دار که همه جیغ میزدند که این روسری که دیگه اجباریه! یکباره خانوم معلم عزیز ضربه آخر رو زد و گفت خب حالا اگه روسری نداشته باشی چی میشه؟ .... هر چی به مغزم فشار آوردم نتونستم چیزی پیدا کنم. یعنی بگم سر میدان اصلی اتوبوس میذارن و جماعت رو می برند منکرات !؟... بگم جعبه سوسک میآرند پای دخترها رو میذارن توش!؟...آخه چی بگم چی نگم ..آخرش گفتم یه عده آدم متعصب با آدم برخورد میکنند و ممکنه در گیر هم بشوند......انگار بمب اتم ترکید. همه چنان هویی کردند که ............ از خجالت هنوز هم دارم آب میشم.

عبدی : با این استدلال نمی توان جامعه را درست کرد .مثل این می ماند که یک نفر غربی در وضع مشابهی در ایران باشد و در باره ازدواج در کشورش سوال شود و او طبعا باید قانونی بودن ازدواج همجنس را بیان کند که در جامعه ایران بسیار زشت تلقی خواهد شد.
من با سیاستهای مربوط به پوشش بانوان در ایران موافق نیستم وآن را موثر هم نمی دانم.اما معتقدم مبنای حداقل پوشش هر فرد از منظر حکومت و قانون باید نظم اجتماعی و عفت عمومی مطابق با عرف برآمده از محیطی دمکراتیک باشد البته افراد به صفت عقائد شرعی خود هم می توانند پوشش خود را انتخاب کنند و باید به همه آنان احترام گذاشت.
این که هر ملتی فرهنگ دیگری را مسخره کند و به آن بخندد نوعی قوم مداری است که در جهان امروز پذیرفتنی نیست.
ما می توانیم وضع موجود را با ملاکهای جامعه خویش نقد کنیم.

با سلام خدمت جناب عبدی
فقط جهت تبریک به شما به خاطر سایت تحلیلی و جالبتان چون 2ماهی که از مطالبتون استفاده می کنم خواستم تشکر کنم.موفق و پیروز باشید

بنظر من مراجع، مسيولان ورهبران مذهبي باوفادارى كامل سعى در عملى نمودن تمامى آن تزها وتيورى ها دارند كه در طول صدها سال گذشته مشغول تكوين آن بوده اند. مگر نه آنست كه آنها تاجزيى ترين و پيش پاافتاده ترين امور روزمره دستورالعمل دارند. مگر نه آنست كه شما هنگام ورود به دستشويى ميبايد با پاى چپ وارد شويد؟ آنها دقيقا آن ميكنند كه وعده اش را هميشه داده اند. آنهابه اين سادگيها نظرات
واعمالشان رارهانخواهندكردهانگونه ساليان دورونزديك نشان ميدهد. حالا چراوچگونه انتظار داريم كه آنها بگونه ديگر عمل كنند. آيااين انتظار عبثى نيست؟

عبدی : تصور نمی کنم که این چنین باشد.فراموش نکنیم در سال 1342 بخش قابل توجهی از آقایان به دلیل مخالفت با اصلاحات ارضی و حق رای زنان وارد میدان شدند اما وقتی انقلاب شد مرحله سوم اصلاحات ارضی را کافی ندانستند و قانون تقسیم اراضی را تصویب کردند و به بانوان هم حق رای که سهل است حق انتخاب شدن هم دادند.بنابراین اگر آنان خواهان قدرت باشند چاره ای جز همراهی نسبی با بسیاری از خواستهای اجتماعی ندارندو اگر خواهان دین باشند به سرعت متوجه می شوند که برای حفظ دین باید از ظواهر عبور کنند و عمق دین را حفظ نمایند.
من در برخی از مطالبم موارد متعدد تغییر دیدگاههای آقایان را بیان کرده ام آنجه را که سخت تغییر می دهند وجوه سیاسی است و به نظر من در باره پوشش مردم هم برداشتی سیاسی دارند که سخت گیری می کنند.

سلام آقای عبدی عزیز.هر کاری که بزور به مردم القا شود نتیجه عکس می دهد.مسئله حجاب هم یکی از آنهاست.می دانید که مصرف لوازم آرایشی در ایران6برابر آلمان است.دوستی که از آمریکا آمده بود با تعجب از خیابانهای ایران با اصطلاحfashionیاد میکرد.!کودکانی که مادران و خواهران خود را در محیطهای متفاوت با ظاهری متفاوت می بینند آیا دچار تناقض نمی شوند؟کدام کودک مادرش را با روسری در بستر می بیند که مثلا در تلویزیون اینگونه نشانش می دهند.احال آنکه زن در فیلم خارجی رفتارش طبیعی تر می نماید.....همه چیز در کشور ما بخشنامه ای شده و همه هم نتیجه عکس داده است.

دغدغه مذهب داشتن،دستكم به عنوان مهمترين ركن مؤلف فرهنگ حال حاضر ما قابل احترام و تشكر است.
آقايان اگر دقت كنند و نگاهي به اوضاع ديني ِاروپا و آمريكا بيندازند،متوجه جوّ بسيار مذهبي ترِ آمريكا خواهند شد كه به امثال بوش اجازه ظهور وتركتازي ميدهد.درباره چرايي اين مسآله بسيار ميتوان گفت ولي شايد مهمترين مسآله قدرت قاهر كليسا ي كاتوليك در اروپا و نبود آن در آمريكا باشد.
اگر به واقع قصد گسترش ارزشهاي ديني باشد،راه رفته طبق آمار جواب نداده است.البته يكي از مشكلات اين است كه علم آمار و تحقيقات ميداني جايي در تصميم گيري علما ندارد و هنوز يقين شخصي ملاك و معيار است.
آقاي سروش در مصاحبه اخيرش از ملا هادي سبزواري ميگويد كه به كسي كه نحوه كاركرد دوربين عكاسي را براي وي شرح مي داده است،جواب داده كه اين مسآله غير ممكن است،چون اعراض منتقل نميشوند!
انقلاب كپرنيكي كه همان رجوع به خود زندگي و عين واقع از دنياي ذهني است وشعار اصلي اقبال لاهوري در كتاب گرانسنگش احياي تفكر ديني است ،يكي از لوازم تغيير سپهر فكري دانشمندان سنتي و به تبع آنها جامعه ماست.

سلام
جنب عبدی , حالا که 27 سال از این وضعیت نابسمان فرهنگی گذشته ...., ایا می توان به بکباره از تغییرات فرهنگی دم زد و آیا اصلا می توان گفت که الزام حجاب را بردارند؟
آیا مشکلات زیادی به وجود نخواهد آمد؟

.

سلام : آقای عبدی نکته جالب این است که دختران و پسران در کلاسهای درس کمتر از هر جای دیگری به روابط خارج از عرف معطوف میشوند و آقایان قصد دارند با جدایی دختران و پسران در کلاسهای درس آخرین روابط سالم را هم برچینند و ...

بنام خالق انديشه
انعكاس خبر : اهداء جايزه به زني كه عباي نصرالله را گرفت ، يا فيلم آنچناني منتسب به يك هنرپيشه از جمله اتفاقات خنثي و تصنعي مشترك بين جريان ها و رسانه هاي مجازي نابالغ داخلي است . در حاليكه رسانه هاي حرفه اي و كهنه كاري مانند بي بي سي با توسل به اين قبيل عوام فريبي هاي آگاهانه و هدفمند ارتزاق نمي كنند . براستي كه :
از كاسه همان برون طراود كه در اوست

من یه سوال دارم که به این موضوع زیاد ربطی نداره و البته فقط برای کنجکاوی است
ایا شما در زمان انقلاب کتاب مزرعه حیوانات رو خونده بودید یا نه و کلاً در مورد
این که انقلاب هیچ فایده ای نداره فکر کرده بودید یا نه

عبدی : کتاب مذکور از جمله کنابهائی بود که چند بار خوانده بودم.نه تنها من که اکثر دوستان دیگر هم آن را می خواندند.اما آن موضوع ضد نظام توتالیتر بود و از همین رو اکثر افراد مخالف شکل گیری هر نوع نظام تمامت خواه بودند.

قصد موافقت یا مخالفت با حرف شما را ندارم.ولی این سوال که پرسیده اید "در كجاي دنيا چنين چيزي هست كه چنين فيلمي در تيراژ ميليوني توزيع و تبديل به يك مسأله روز شود؟" جوابش اینست که در خیلی جاهای دنیا.چندی پیش رسوایی اخلاقی دیوید بکهام ستاره مشهور فوتبال انگلیس را بیاد داریم که چه سر و صدایی در انگلیس به پا کرد.یا در سال 2004 اتفاق کاملا مشابهی در امریکا رخ داد و فیلم دقیقا مشابهی حاوی تصاویر خصوصی یک هنر پیشه و دختر یک ثروتمند معروف به نام پاریس هیلتون منتشر شد که میلیون ها دلار در عرض چند هفته فروش کرد.ممکن است شما از این مسائل اطلاع چندانی نداشته باشید و اصولا اینگونه اخبار را دنبال نکنید.ولی بسیاری از جوانان ایرانی از جزئیات چنین وقایعی آگاهند و آنچه در ایران رخ میدهد یک رفتار طبیعیست که از همه مردم دنیا سر میزند.چنین بی دقتی هایی در اظهار نظر استجکام کلیت مطلب را از بین میبرد.

عبدی :از تذکرتان ممنون.اما فکر نمی کنم که در آنجا این فیلمها از شبکه مخفی و به قیمت بالا توزیع شود بیشتر یک مساله خبری است و نه یک معضل و بحرانی که منجر به دستگیری ودرخواست اعدام برای تعدادی شود.در آنجا این مسائل جزو اخبار زرد است و نه جزو بحرانهای اجتماعی.بعلاوه مساله اصلی در ایران صرف توزیع و دیدن این فیلم است که در حاشیه بازیگر آن قرار گرفت.

استاد گرامی جناب عبدی
سلام
این روزها همه جا بحث از عدالت اجتماعی، اختلاف طبقاتی، میزان خط فقر و سنجشهایی از این دست به میان می رود و این در حالی است که به برکت اقتصاد بیمار وابسته به نفت و شاید عادت عامه مردم به شرایط و یا عدم آگاهی از حقوق واقعی خود به هر صورت سختی روزگار را مرتفع می کنیم .
اما مسئله ای که در سایه در حال رشد است اختلاف طبقاتی در فرهنگ عمومی و سطح فکری جامعه است و درست برعکس اختلاف طبقاتی در بحث اقتصاد که سایه آن بر سطوح پایین سنگینی می کند اختلاف فرهنگی بر سطوح بالای آن فشار می آورد .
این در حالیست که بعد از انقلاب متولی این امر نه دولتها که حکومت بوده و تمامی ابزار فکری و اجرایی آن از سازمان تبلیغات اسلامی گرفته تا نیروهای انتظامی و دستگاه قضا (یعنی تمامی دستگاههای تولید و اجرای فکر و نیز دستگاههای بازدارنده) در اختیار راس و لایه های حکومت است و به طور قطع مسبب اصلی ناهنجاریهایی که در جامعه مشاهده می شود .
البته بحث هنجارها و ناهنجاریها نیز همانطور که واقفید بسیار گسترده و همچنین میزان آن علت و معلول همان اختلاف شدید فرهنگی در جامعه است.

سلام آقای عبدی
ممنون از پاسخ شما. ولی منظور من از بیان خاطره در مورد حجاب درست کردن جامعه نبود که برای ساختن جامعه مقدمات واسبابی لازم هست که الحمد الله ما در حال از دست دادن داشته هاییم چه برسد به ساختن (آخرین نمونه اطلاعیه 22 نوامبر فیفا در مورد تعلیق فوتبال ایران است )بلکه بیان یکی از هزاران مشکل ایرانی بودن در خارج از کشور است که البته بهتر از دردیست که در داخل باید تحمل کرد. ..... در کلاسی که من به خاطر حجاب خجالت کشیدم اکثریت شرقی بودند نه غربی. بیشتر آنها حکومت خودکامه را در دوره هایی تجربه کرده بو دند. ولی هیچ کدام تصمیمگیری در مورد حجاب از طرف حکومت را قابل درک نمیدانند.همانطور که بسیاری از ایرانیان فقط به همین دلیل ترک وطن کردند و بسیاری در صف خروج هستند.
مطلبی هم در مورد ازدواج هم جنس بازها فرمودید که با عرض معذرت و درخواست بخشش این حقیر باید عرض کنم همانطور که بسیاری از ایرانیان ساکن در ایران در مورد حجاب همانقدر اشتباه وخنده دار(یا گریه دار) فکر می کنند که مربع دانستن زمین یا خورشید خنده داراست، تفکر شما و بسیاری در مورد هم جنس گرا ها هم اشتباه است. اینجا نه تبلیغی و نه تشویقی برای این افراد هست و نه کسی به این موضوع افتخار می کند. بلکه تمام هدف در این است که اگر مسلمان بودن یا مسیحی بودن یا نبودن و ملیونها باید و نباید شخصی دیگر به دیگران ربطی ندارد وشرایط خصوصی افراد مانند مذهب و نژاد و رنگ و...نباید باعث پایمال شدن حق کسی بشود، زندگی دو هم جنسگرا هم نباید مورد تهمت و... قرار بگیرد. چون این افراد هنوز در بسیاری از جوامع غربی هم (منظور در سطح مردم عادی) مقبول نیستند. از طرفی دیگر چون معمولا زندگی بصورت جفتی مزایایی را برای یک زوج (از طرف دولت و بودجه عمومی) به همراه دارد، این افراد و حامیانشان (که بسیاری خود نیزهم جنس گرا نیستند) به دنبال این مزایا برای این افراد هستد. تمامی تبلیغات حول این موضوع می گردد و گاهی هم جنبه ژورنالیستی و تبلیغی هم به خود می گیرد. وگرنه هیچ کس از کسی نمی پرسه که تو با چه جنسی زندگی میکنی. البته این موضوع را نباید فراموش کرد که این افراد درصد بسیار پایین جامعه را تشکیل می دهند و در تمامی جوامع هم با همین نسبت عملن وجود خارجی دارند هر چند که وجود ظاهری آنها کتمان شود.

عبدی : با اجازه بخشی از مطلب شما حذف شد مشکلی برای نظر شما ایجاد نمی کرد اما برای من می کرد.
پاسخ من هم ناظر به برداشتی بود که از آن کامنت شما داشتم و الان مساله قدری فرق کرد.در مورد همجنس گرائی هم اگر دقت شود گفتم که بیان این مساله در جامعه ای چون ایران آن واکنش را دارد و این که در غرب به آن چطور نگاه می کنند بحث دیگری است.

با سلام
مشکل اینجاست که برخی گناه دروغ گفتن ، حق مردم را ضایع کردن و به عدالت در بین مردم رفتار نکردن را از گناه مثلا نداشتن حجاب کمتر میدانند

اگر بگویی که حجاب مسئله ای فردی است فوری میگویند نخیر نتایج اجتماعی دارد ولی در موارد بالا هرگز به فکر نتایج اجتماعی نمی افتند
چرا در جامعه ما دروغ و ریا و تزویر و دورویی ترویج یافته است؟

چرا همه چیز را فورا با مسائل جنسی ارتباط میدهند؟

ترکیه مثال خیلی خوبی است که هیچ فشار و اجباری برای با حجابی در آن وجود ندارد ولی گرایش مردم به دین و حجاب بیشتر شده است و میشود

اگر در یک کشور غربی برای یک مسلمان با حجاب مشکلی در کار ایجاد شود فوری بوق و کرنا میکنند که آقا حقوق بشر ضایع شد. ولی اگر مثلا یک خانوم مسیحی بخواهد در ایران با حجاب مورد قبول دین و مدهبش باشد میگویند نه خیر نمیشود

این تناقضات واقعا کلافه کننده است

آیا واقعا آقایان گردانندگان متوجه موضوع نیصتند؟ آیا تجربه محدودیت ویدئو در مملکت خود ما را که توسط خودشان بنا شده بود فراموش کرده اند؟
آیا واقعا تجربه تاریخی در جاههای دیگر را مورد توجه قرار نمیدهند؟

متشکزم

سلام من تازه با ديدگاهاي شما اشناشده ام ، مدتي است گفته هاي شمارا بشدت دنبال مي كنم

و معتقدم كه ديدگاههاي شما بسيار واقعي است و صحبتهاي شما كلي گويي نيست و روي مرز است وحاوي پيامها و راهكارها استد زنده و پاينده باشيد.

واي بر ما
دوستان عزيز: براي درك نابساماني ها و از هم گسيختگي فرهنگي و اخلاقي در جامعه ما عليرغم اينكه آقایان هيچ فرصتي را براي دادن درس اخلاق با هر وسيله ممكن از دست نمي دهند, مروري بر ديدگاه امام علي درباره نقش و وظايف اصلي حكومت لازم است. لازم به ياد آوري است كه امام علي و ديدگاهايش غريبترين و ناشناخته ترين ديدگاهها در جامعه ما و درميان دولتمردان مكتبي ما ميباشد. باري محبت كنيد نهج البلاغه را از صندوقخانه بيرون آورده و پس از گردگيري, نامه آن رادمرد بزرگ را به مالك اشتر مرور كنيد. اين نامه طولاني كه حكم فرمانداري مصر است در حقيقت مرامنامه و اساسنامه نوع حكومت مورد نظر و دلخواه علي (ع) است. فراموش نكنيم كه علي قرآن ناطق است. در آغاز نامه خطوط اصلي و وظايف محوري حكومت بيان ميشود و در ادامه امام به توضيح و تشريح اين خطوط ميپردازد. امام چهار وظيفه اصلي براي حكومت ترسيم مينمايد: ۱- گردآوري مالياتها ۲- سامان دادن معيشت مردم.۳- آباد ساختن شهرها ۴- جهاد با دشمنان و يا به عبارت امروزي دفاع از كشور در برابر دشمن خارجي. شگفت انگيز است كه امام هيچ سخني از حجاب و رسيدگي به وضع نماز و روزه مردم به ميان نمي آورد. اما در محور بعدي هنگاميكه امام روي سخنش با خود مالك است درس اخلاق و پرهيزگاري را آغاز ميكند و ميفرمايد: اشتر را به ترس از خدا امر ميكنم، در طاعتش بكوشد ..... و بهنگام خواهشها نفس را در هم شكند. امام سپس مالك را از دچار شدن به سرنوشت ستمكاران و بيدادگران بر حذر ميدارد. در سراسر مرامنامه حكومتي علي اثري از سفارش يا ماده اي كه نشان دهد حكومت وظيفه اي در قبال كنترل اخلاق و سركوب بداخلاقي مردم دارد به چشم نمي خورد. برعكس امام اين چنين فرمان ميدهد: اي مالك دلت را براي مردم كانون مهر و محبت ساز و با آنها بمدارا رفتار كن. زنهار نكند كه برآنان درنده خو باشي و همچون گرگي كه خوراك گوسفند را غنيمت ميشمارد خوراك آنان را غنيمت شماري. زيرا كه آنان دو دسته اند يا برادر ديني تو هستند و يا نظير تو در خلقتند (در اين فراز شكوهمند امام ديدگاه عميقا انساني اسلام را بيان ميكند، آنهم در عصر توحش كه آزار و شكنجه وقتل انسانها بدليل دگرانديشي رواج داشت) ، از اين مردم هم لغزشها سر ميزند(همانگونه كه از تو) ، به عمد و يا سهو زشتيها بر دستشان جاري ميگردد، پس تو بايد آنان را از عفو واغماض خويش برخوردار داري بدانسان كه دوست ميداري مورد بخشش خداوند قرار گيري........ بديهي است كه در مردم زشتيهايي است كه والي را سزد كه بر آنها پرده كشد، بنابراين تو نه تنها نبايد در پي كشف آنچه از عيوبشان كه بر تو پوشيده است برآيي بلكه موظفي كه هر چه از آن عيوب كه بر تو آشكار شود بپوشاني.......... مشاهده ميفرماييد كه ما اسلام علي را همچون پوستيني وارونه به تن كرده ايم و به دروغ مدعي پيروي از او هستيم. پس واي بر ما ، واي بر ما، واي بر ما. ويل للمكذبين! علي به مالك فرمان ميدهد كه وزرايت را از كساني انتخاب كن كه صريحا از تو انتقاد كنند وخطاهايت را بگويند! ما چه ميكنيم؟؟ علي ميگويد مردم بايد بتواند بدون ترس از درفش و داروغه از زمامداران انتقاد كنند! ما چه ميكنيم؟؟ علي ميگويد حكومت بايد با همه مردم اعم از مسلمان و نامسلمان به يكسان و عادلانه رفتار كند! ما با مسلمانان اهل تسنن چه ميكنيم (بقيه جاي خود دارند)؟؟ علي ميگويد وظيفه حكومت سامان دادن معيشت مردم و آبادسازي است. ما در منجلاب فقر و گراني و فحشا در غم چند تار مو آشفته وپريشان گشته ايم! پس واي بر ما!