« انتخابات پيش رو | خانه | در باره انتخابات(کامنتها و پاسخها) »

برنامه عملياتی مقدم بر شرکت در انتخابات (نگاه مهمان)

به دنبال انتشار مقاله انتخابات پیش رو کامنتها متعددی آمده که می کوشم پاسخ آنها را بصورت مطلبی جداگانه ارائه کنم اما کامنت آقای پدرام به دلائل روشن شایسته است که بصورت مستقل در صفحه قرار گیرد.
فرصت را مغتنم شمرده از ایشان به دلیل کمکی که به غنای بحث می کنند تشکر می کنم.

برنامه عملياتی مقدم بر شرکت در انتخابات

اصولاً وقتی کسی يا گروهی خود را در معرض رأی مردم قرار می دهد هدفی را تلويحاً يا تصريحاً مدنظر دارد . با توجه به شناختی که از اصلاح طلبان داريم
آنها قاعدتاً بايد يک يا تعدادی از موارد زير را در انتخابات شوراها هدفگيری کرده باشند :
1-پيروزی در انتخابات و بازيابی روحيه ازدست رفته در نتيجه شکستهای گذشته در انتخابات گوناگون
2-پيروزی در انتخابات و اميدوار کردن طرفدارن به آينده
3-پيروزی در انتخابات و در نتيجه ، نا اميد کردن اصولگرايان از ادامه کار و ثابت کردن اينکه موفقيت آنها در چند انتخابات گذشته تصادفی بوده است
4-پيروزی در انتخابات به منظور خوشحال کردن اصلاح طلبان و طرفداران آنها و ناراحت کردن اصولگرايان و طرفدارانشان(در مورد برخی از اصلاح طلبان و نه همه آنها)
5-تسلط بر شوراها به منظور دستيابی به قدرت(در مورد برخی از گروههای موجود در ميان اصلاح طلبان نه همه آنها)
6-تسلط بر شوراها به منظور سازماندهی اجتماعی برای پيروزی در انتخابات سالهای آتی
7-تسلط بر شوراها به منظور نشان دادن کارآمدی خود به مردم به منظور زمينه سازی برای موفقيت در انتخابات سالهای آتی
8-تسلط بر شوراها به منظور نشان دادن کارآمدی خود به مردم
9-تسلط بر شوراها به منظور ارتقا بخشی به سطح زندگی شهروندان
10- و ... .
راهکارهای پيروزی در هرانتخاباتی ، متنوع است. يک راه برای موفقيت در هرانتخاباتی ، تقلب است که در اين زمينه ميتوان از فريب دادن مردم با شعارهای و وعده های دورغ ، تقلب در سر صندوقهای رأی ، جلوگيری از حضور رقبا در انتخابات ، جلوگيری از ارتباط فراگير رقبا با رأی دهندگان ، ايجاد هزينه برای طرفداران و تبليغات کنندگان رقبا و ... نام برد. بديهی است که استفاده از اين راهکار برای اصلاح طلبان نه ممکن است و نه مطلوب و در عمل نيز برخی از آنها نشان داده اند که اگر هم بتوانند از اين روشها استفاده نمی کنند . راهکار ديگر برای موفقيت در انتخابات ، داشتن هدف و برنامه مطلوب از نظر رأی دهندگان و مطلع کردن فراگير رأی دهندگان از آن است که به منظور تحقق اين امر ، نيز رأی گيرندگان يا بايد سازماندهی تشکيلاتی گسترده ای داشته باشند يا اينکه اهداف و برنامه های آنها چنان جذاب باشد که برق از چشمان رأی دهندگان بپرد و به محض اينکه يکبار آن اهداف و برنامه ها را شنيدند به ارايه کننده آن برنامه رأی دهند. راهکارهای ديگری نيز می شود در اين زمينه برشمرد که چون در حال حاضر در عالم واقعيت مصداقی برای آنها مشاهده نمی شود لذا در اينجا از ذکر آنها خودداری می گردد.
با توجه به اينکه اصلاح طلبان از گستردگی سازمانی و رسانه ای قابل توجهی برخوردار نيستند و از طرف ديگر برنامه جذابی نيز ارايه نکرده اند (و اصولاً برنامه ای ارايه نکرده اند . البته برنامه 10 گانه ای ارايه کرده اند اما اين 10 مورد ، برنامه به معنی واقعی نيستند بلکه اهداف و اولويتهای شهر تهران هستند که برای هر گروهی و در هر کلانشهری و در هر زمانی مطرح هستند و سالهاست که توسط چپ و راست ، اصولگرا و اصلاح طلب ، نخبه و غيرنخبه بيان می شوند و حرف جديدی نيستند . اين 10 برنامه در واقع بخشی از الزامات توسعه شهری در تهران هستند و نه گزينه سياستی . يک برنامه واقعی توسعه شهری ، مشخص ميکند که چه مشکلی را با چه راهکار عملياتی ودر چه مدت زمانی و با چه منابع مالی و چه ضمانت اجرايی مرتفع خواهد کرد)، لذا نمی توان برای دستيابی آنان به اهداف فوق اميدوار بود ، مگر آنکه جذابيتهای شخصی کانديداهای اصلاح طلبان ، يکپارچه شدن و عدم تفرق نسبی آنها در مقايسه با گذشته ، نااميدی و گاهاً عصبانيت برخی از رأی دهندگان از گروههای حاکم به خاطر عمکرد نامناسب آنها در طول يک سال گذشته و ... ، موفقيت نسبی را برای آنان فراهم آورده و دستيابی به اهداف 1 تا 5 فوق الذکر را محقق نمايد . که در اينصورت بحث تحقق اهداف 6 تا 9 مطرح گرديده و مشکل اصلاح طلبان بسيار پيچيده تر از پنج مورد اول خواهد شد چرا که تحقق 4 هدف آخر بسيار سختتر و پيچيده تر ازتحقق 5 هدف اول(پيروزی صرف در انتخابات)است و عواملی که بعنوان برگ برنده آنها برای موفقيت نسبی در بالا ذکر شده دراين مورد هيچ کمکی به آنها نخواهدکرد و در صورت شکست در دستيابی به اين اهداف ، وضعيت اصلاح طلبان به مراتب بدتر از حال خواهد شد(شايد هم به خاطر ترس از همين قضيه است که برخی از احزاب اصلاح طلب بدون تابلوی حزبی و يا افرادی که حضور آن احزاب را به ذهن متبادر کنددر اين انتخابات وارد شده اند).
بنابراين اگر اصلاح طلبان بخصوص حزب مشارکت ، قصد دارند بعنوان اصلاح طلب و نه به عنوان کسانی که صرفاً معتقدند مديريت اجرايی قوی تری نسبت به رقيب در مديريت شهری ارايه خواهند کرد خود را در معرض رأی مردم در انتخابات شوراها قرار دهند بهتر است برنامه ای عملياتی که به دو سؤال زير جوابی داشته باشد(نه لزوماً کاراترين جواب)ارايه نمايند و يا حداقل نشان دهند که اين مقولات را مدنظر دارند :
الف - اصلاح طلبان در صورت پيروزی در انتخابات شوراها ، با چه مکانيزمی و با چه ضمانت اجرايی قصد دارند به سازماندهی اجتماعی برای موفقيت در انتخابات سالهای آتی بپردازند(موضوع هدف 6) ؟ممکن است گفته شود که هدف اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات اين نيست و يا اينکه قصد ندارند برنامه خود را دراين زمينه علنی کنند که در اينصورت بالطبع پاسخ به اين سؤال از طرف اصلاح طلبان منتفی است .
ب - درارتباط با اهداف 7 ، 8 و 9 که قاعدتاً نمی توان آنرا از اهداف کسانی که قصد دارند خود را در معرض رأی گيری شوراها قرار دهند ندانست ، اصلاح طلبان در صورت پيروزی در انتخابات شوراها ، با چه مکانيزمی و با چه ضمانت اجرايی قصد دارند مديريت کارآمدی از خود نشان داده و با مرتفع کردن مشکلاتی نظير ترافيک ، آلودگی هوا ، فقر ، حاشيه نشينی ، خطر زلزله و بافتهای فرسوده در شهری چون تهران ، سطح زندگی شهروندان را ارتقاء بخشند؟ در اين مورد چند سؤال اساسی مطرح است :
1-اصلاح طلبان درصورت دستيابی به اکثريت در شوراها ، چه برنامه ای برای مقابله با بحران آفريني های جناح رقيب دارند؟
2-آيا اصلاح طلبان به نحوه تعامل با دولتی که بسياری از همراهان فعال خود در انتخابات رياست جمهوری نظير آقايان خوش چهره و افروغ را ناديده ميگيرد وحتی آقای قاليباف اصولگرا را که مورد علاقه آقای چمران از همراهان و نزديکان اصلی آقای احمدی نژاد در هر دو مرحله انتخابات سال گذشته رياست جمهوری بوده به هيأت دولت راه نمی دهد فکر کرده اند ؟
3-آيا اصلاح طلبان می دانند که شهر تهران در چنبره ای از تصميم گيری های ضد و نقيض و تا حدودی اقتدارگرايانه و منفعت طلبانه وزارتخانه ها و سازمانها و نهادهای مختلف دولتی و حکومتی گرفتار آمده که اتفاقاً همگی آنها نيز با اصلاح طلبان ميانه خوبی ندارند؟واگر می دانند(که اگر ندانند جای تعجب و البته تأسف است)چگونه می خواهند از سد اين مشکلات گذشته و مديريت واحدی را در اين شهر برقرار نمايند که شرط لازم دستيابی به اهداف 7 تا 9 يادشده است؟
4-آيا اصلاح طلبان تحليل روشنی از تحولات اقتصادی ، اجتماعی تهران و نقش ملی و منطقه ای آن دارند و ميدانندکه تهران بزرگترين کلانشهر خاورميانه بوده و به تنهايی معادل چند کشور آن جمعيت دارد و در نتيجه به شدت متأثر از تحولات اقتصادی ، اجتماعی کشور و منطقه بوده و از طرف ديگر نيز بر آن تأثير می گذارد و در نتيجه مقابله با مسايل و مشکلات تهران ، نيازمند تأثيرگذار بودن مديريت شهر تهران بر مديريت کلان اين پوياييهای جمعيتی و اقتصادی ، اجتماعی است؟و اگر می دانند چگونه ميخواهند با وجود دولت حاکم در ايران ، برمديريت کلان پوياييهای جمعيتی و اقتصادی ، اجتماعی تهران تأثيرگذار باشند؟ تهران سالهاست که به مرحله ای از رشد خود رسيده که پديده صرفه های ناشی از تجمع (Agglomeration Economies) نيزعلاوه بر پمپاژ پول نفت درآن ، تضمين کننده رشد مداوم آن گرديده است و اين پديده تا آنجا پيش رفته که در اطراف تهران شهرهای ميليونی ايجاد شده است که مسأله آنها مسأله تهران و مسأله تهران مسأله آنها شده است و در واقع آنها نيز جزيی از تهران شده اند. اينک بزرگی اقتصاد و اجتماع تهران و رقابت ناپذيرشدن آن نسبت به ساير نقاط کشور به حدی رسيده که آنرا موتور رشد و توسعه ايران قرارداده است و در نتيجه نظام برنامه ريزی و مديريت تهران يارای هم سرعت شدن با رشد و توسعه فزاينده آنرا را ندارد مگر آنکه دولت با رونق بخشی به اقتصاد ساير نقاط کشور رقيبانی برای تهران بتراشد . ملاحظه میشود که ايفای نقش گرانيگاه رشد اقتصادی کشور توسط تهران و در نتيجه ، سرريز شدن مسايل و مشکلات و البته سرمايه ها و برخی منافع و رانتهای کشور به آن ، چالش اصلی و اساسی تهران است که بدون همکاری جدی دولت و کلاً حاکميت ، قابليت مديريت ندارد . با اين اوصاف ، اصلاح طلبان چگونه می خواهند مشکل ترافيک ، آلودگی ، حاشيه نشينی و صدها بيماری ريز ودرشت ديگر تهران را تسکين دهند و به اهداف 7 تا 9 مورد اشاره عينيت بخشند؟
البته اين نوشته قصد تأييد يا رد شرکت در انتخابات را نداشته و فقط بدنبال تبيين شرايط لازم يک شرکت موفق در انتخابات برای اصلاح طلبان است که به نظر ميرسد تأکيد جناب آقای عبدی نيز روی همين قضيه است. البته بايد اذعان داشت که در جامعه نسبتاً مبهمی مثل ايران که تحولات ذهنی و فکری و قضاوتهای عموم مردم در مورد اوضاع جامعه به سختی قابل شناساييست انتخاب سختی در مورد شرکت يا عدم شرکت در انتخابات پيش روی اصلاح طلبان قرار دارد.
پدرام

Comments

با سلام
ضمن تشكر از اينكه تحليل فوق را ارائه فرموده ايد بايد به نكته اي اشاره نمايم كه قطعا خود واقفيد. اما به ظاهر اثري از آن در اين تحليل مشاهده نمي شود. مطلب اين است كه نگاه فقره اي يا اپيسوديك يكي از روش هاي معمول تحليل براي مسائل دشوار است و. اساس آن نيز اين است كه جنبه هاي مختلف مسئله را از هم مستقل فرض مي كند. واقعيت اين است كه مسئله مهمي همچون تصميم گيري در مورد انتخابات ، آنهم نه انتخاباتين خاص جواب روشني ندارد شايد به همين دليل است كه آقاي خاتمي براي نخستين بار سخن از اين مي گويد كه براي انتخابات خبرگان نيرو نگذاريم ولي براي انتخابات شورا ها چرا. واقعيت اين است كه همه پيش نياز هاي شركت در انتخابات مطلوب بوجود آوردني است. مثلا در اين نوشته وجود سازمان تشكيلاتي در بين مردم ضروري تلقي مي شود. اما نديدم در بين اهدافي كه ممكن است براي شركت در انتخابات برشمرده شده است، به اين مورد هم اشاره شده باشد.
راستش اگر بگوئيم ايام انتخابات زماني است كه حكومت براي كسب وجهه اي در سطح ملي و جهاني بناچار اندكي تلطيف در رفتار خود به خرج مي دهد و مردم عادي جامعه بناچار توجه بيشتري به مسائل سياسي و اجتماعي به خرج مي دهند. در اينصورت انتخابات براي گروه هاي سياسي و نيز متفكرين فرصتي بي بديل جهت سازماندهي و انتشار افكار خواهد بود.
همين كه مثلا آقاي عبدي اينهمه كامنت در اين خصوص در يافت مي دارند و يا اينكه خود به اين مطلب مي پردازند نشان دهنده واقعيت اين چيزي است كه عرض شد.
در اينكه در هر انتخاباتي و با هر شرايطي نمي شود شركت كرد گمان مي كنم مناقشه اي نباشد. چنانكه گفتم حتي آقاي خاتمي نيز تلويحا گفتند كه انتخابات خبرگان اينگونه است. اما نبايد حضور و شركت در انتخابات را تنها به دليل بدست آوردن كرسي ها و به تبع آن اجراي بر نامه ها و يا حتي وزن كشي قدرت در جامعه ديد. ممنون مي شوم اگر با توجه به اين بعد قضيه يعني نگاه به انتخابات به عنوان فرصتي براي سازماندهي شبكه هاي اجتماعي و ساختار سياسي احزاب تحليلي از شما بخوانم.

با سلام
اميدوارم اصلاح طلبان به سوالات مطرح شده جواب بدهند..پيروزی اصلاح طلبان فقط پايه های قدرت گروه های ديگر را محکم می کند مگر اينکه قصد مقاومت داشته باشند که البته بعيد است.اميد وازم دوستان به منافع بلند مدت بيشتر اهميت بدهند.
MU

mr abdi!, can you please put downloadable farsi font in your site so we can type in farsi

thank you

عبدی : از جاهای دیگر با سرچ می توانید دانلود کنید.

جناب عبدی سلام. پیشاپیش پوزش مرا بپذیرید.این کامنت در پاسخ به کامنت اقای \\\"آنونیمس \\\"در مقاله پیشین شماست.از این جهت در اینجا پاسخ میدهم که احتمال رجوع مجدد ایشان به ان نوشتار ضعیف است.
دوست گرامی!شما با تشکیک در شناخت مصداق نظام چنین فرموده اید که \\\"....یک نکته را در نظر داشته باشید و آن این که اصلا راس و قعر ساختار در ایران چندان قابل تعریف نیست. و این همان نکته ای است که تعریف اصطلاح پر کاربرد نظام را با مشکل مواجه کرده است. تنها می توان گفت که در ایران آن گروهی موفق خواهد شد که بتواند دل برخی از افراد ممتاز از لحاظ قدرت را به دست آورد.. علت شکستهای قبلی اصلاح طلبان به این دلیل بود که به واسطه رایی که داشتند احساس بی نیازی به این شخصیتهایی که می توان به آنها اصطلاحا نظام گفت کردند و به قولی خواستند از آنها عبور کنند...\\\" .سوال من از شما که از فحوای کلامتان اشکارست که از علاقمندان بازگشت مجدد اصلاح طلبان به قدرت اید این است که به راستی شما درپی چه هستید؟ آیا واقعا نامها اینقدر مهم اند وقتی عملکرد ها ـــ ازجهت به بازی راه ندادن مردم ـــ تا بدین حد مشابه اند؟
براستی اگر یک اصلاح طلب ،انگونه که شما می پسندید، با هدف کاستن از کارشکنی ها و به منظور \\\"به دست آوری دل\\\" برخی افراد تمام هم و غم خویش را مصروف به رسمیت شناختن خطوط قرمز مورد عنایت آن کانون ها و کسان کند، آیا دیگر استحقاق قرار گیری تحت عنوان اصلاح طلب را داراست؟ مگر آنکه شما به یکی از 2 گزینه زیر معتقد باشید!
یکم :میتوان در عین مخالفت عملی با اراده کانون های قدرت ، به روشهایی از قبیل ابراز عشق و پیشکش نمودن غزل و مدیحه ،در جهت \\\" به دست آوری دل\\\" ایشان کوشیده و البته کسب توفیق نمود!!
دوم:خطوط قرمز مورد عنایت و شناخته شده فعلی اساسن هیچ تضادی با حقوق شهروندی وآرمانهای اصلاحطلبی ندارند،به دیگرسخن میتوان درعین اصلاح طلبی!! کامل باتمامی کانونهای قدرت نیز در تفاهم کامل زیست!!!
یاحق

آقای عبدی عزیز

شما « قانون گرایی» و «قطع عدم وابستگی مالی دولت به ملت» را روش درستری در رسیدن ما ایرانیان به جامعه « حق حاکم ​» می دانید. پس چرا با راهکار قانونی شرکت در انتخابات ( به شرطرفراهم بودن حداقل ها) شورا ها مخالفید.؟

شما به مسئله انتخابات شوراها بسیار بد بینانه نگاه میکنید . آیا شما فرقی بین شورای شهری که همه چیز را به

صورت شفاف بیان میکند و شورای شهری که «پیروان انتصاب » سیصد میلیارد بر باد دادند و گزارشی هم نمیدهند،

نمی گذارید.

عبدی : شرکت در انتخابات خوب و لازم است اما شما حداقل شرائط مندرج در مقاله را ثابت کنید تا اطلاق چنین عنوانی برای شرکت صدق کند.
ظاهرا برخی دوستان همه استدلالها را توجه نمی کنندو فقط بخشی از مطلب را پاسخ می دهند در حالی که پاسخ این نکات در هر دو مقاله موجود است.

در کدام دوره کارها در شهرداری تهران خردمندانه تر جلو میرفت ؟ کدام شورای شهر ما را به سوی حاکمیت

قانون یاور است و کدام شورا سد راه.؟

ما نباید عرصه عمومی را به همین راحتی در اختیار نیروهای « قانون گریز» قرار دهیم. باخت نیروهای پیرو دمکراسی

لحظه ای شروع میشود که از عرصه عمومی قهر کنند و به بهانه های مختلف دست روی دست بگذارند.

داور

lotfan dar tarahiye ghesmat comment emkan entekhabe zaban begzarid ta otomatic dostane kharej neshin ke az computer omomi estefade mikonand betavanand matalebeshan ra be farsi ham benvisand.

عبدی : در اصلاح سایت اگر امکان داشت اقدام می شود.

مردمسالارترین نوع حکومت وقتی ممکن میشود که

۱- تصمیمگیری با مردم باشد
۲- منتخبین مردم مجریان اراده مردم باشند
۳- در مسائل اساسی و ملی مردم از طریق رفراندم مستقیما اعمال نظر کنند
۴- منتخبین (از بالا تا شورای شهر و روستا) بصورت کارمندان مردم ومجریان اوامر مردم باشند

در حالت فوق انتخابات معنا پیدا میکند در غیر اینصورت خود را سر کار گذاشتن و تلف کردن سرمایه مردم در بازیهای بیهوده است.

عبدی : موارد دیگری هم هست که من در مقاله بعدی به آنها اشاره می کنم که نبود آنها موجب بلا موضوع شدن انتخابات است.

با سلام خدمت اقاي پدرام
خواهشمند است به اين پرسشها پاسخ دهيد كه :
الف.اصلاح طلبان كنوني (در مقطع سياسي _انتخاباتي) چه كساني هستند و چه كساني نيستند؟
ب.با و جود چه ويژگيهايي يك فرد ميتواند هم اكنون اصلاح طلب شود يا از سلك اصلاح طلبي خارج گردد؟
پ.نقش انگيزه هاي شخصي مثل قدرت طلبي,ثروت اندوزي,مقام خواهي, كسب شهرت و.....براي بازيگرن اصلي يعني كانديداها و گروههاي حامي انها در تحليل شما در كجا قرار دارد؟
ت.ماكس وبر معتقد است كه حتي خاستگاه اديان نياز مادي بشر بوده است !اقاي خاتمي به عنوان شناخته ترين ليدر روي صحنه و رييس دولت در 8 سال گذشته و وزراي ايشان نسبت به تثبيت مالي , بوراكراتيك و منزلتي اصلاح طلبان (اگر به تسامح بتوان انان را دقيقا شناسايي كرد )چه
اقدامي انجام داده اند ؟كه حال بتوان انها را دقيقا شناسايي كرد ومنطقا به انها رهنمود شركت يا عدم جديت در فلان و بهمان انتخابات را دارد؟
ث.تا چه زمان مي توان با واژه ها و شعارهايي مثل "برهه حساس كنوني" ,"در راه اعتلاي ايران و ايراني" "در جهت تحقق شعار ايران براي ايرانيان" و يا شعارهاي اقاي كروبي و حزب اعتما ملی مثل "انديشه راستين امام و ياران اصيل امام" جلوگيري از انحراف از خط امام راحل عظيم الشان"و........ موتور سياست گروه موسوم به اصلاحات را روشن نگاه داشت؟و در پس ان اهداف طبيعي و منطقي "عمل سياسي" را كه در بالا نوشته شد پنهان نگه داشت!به قول حافظ:
صراحي ميكشم پنهان و مردم دفتر انگارند////عجب دارم از اين اتش كه در دفتر نميگيرد
اما از بد حادثه در اينجا اتش گرفته است!
ما در ايران بد جور عوام زده و اسير حرف مردم شده ايم ;
وقتي سعيد حجاريان گفت "اصلاحات مرد"خيلي ها به او تاختند كه اين حرف زير دل مردم را خالي ميكند!دانشجويان را نااميد ميكند! به اصولگرايان روحيه مي دهدو...اما كمتر صدايي بلند شد كه اين "اصلاحات زنده نما "ميتواند چه عواقب دهشتناك و حتي مضحكي نزد همان به اصطلاح"مردم" پيدا كند!نشان به ان نشان كه در انتخابات رياست جمهوري دهشتناكي انرا ديديم و در 2 انتخابات پيش رو وجه دوم انرا مشاهده مينماييم ضمن انكه من معتقدم كه ما در جامعه موزاييكي ايران " عقل جمعي " كه بر سرنوشت خود مسلط باشد نداريم يعني به عبارت ساده ما مردمي نداريم كه بتوانيم تحت هر عنواني سنگ انان را به سينه بزنيم ان عنوان ميخواهد جنبش مردمي اصلاحات باشد اعتما د ملي باشد يا مشاركت باشد !
و بگفته ژولين فروند :اجتماع انساني صغير است.
من از جنابعالي و بخصوص اقاي عبدي (كه خود يكي از اليتهايي هستند كه به شكلي تراژيك از عرصه عمل سياسي حذف شدند ) در رابطه با تاثير ات ويرانگر و وحشتناك حذف يا ناديد انگاري اين گروه(يعني اليتهاي اقتصادي , علمي , اجتماعي و مهمتر از همه سياسي )كه نا جوانمردانه در دولت موسوم به اصلاحات صورت گرفت ميخواهم واضح تر در تحليلهايتان اشاره نماييد !البته در صورتي كه قبول داريد.

باسلام جناب عبدی

باتحلیل ارایه شده درفوق موافقم ولی اصلاح طلبان بدنبال

اصلاح وضع خود در ساختار قدرت هستند نه اصلاح واقعی

شرایط نابسامان کشور . چرا که در طول 8 سال درقدرت

بودن آنان جز کشمکشهای بی حاصل وایجاد امیدهای کاذب در طیف روشنفکر جامعه که نتیجه ای جز یاس وسرخوردگی واصطکاکهای شدید نداشت

و اداره کشور مختل و هزینه آن از جیب مردم و بکام اصلاح طلب نماها گردید

بنابراین شرکت اصلاح طلبان در این انتخابات حاصلی جز

عقیم ماندن بیشتر حرکت واقعی اصلاحات و اثبات ناکارآمدی مدیریت تحت تابلوی اصلاح طلب خواهدشد

نتیجه آنکه باید درطیف راست به دنبال گزینه های مناسب

برای انتخاب بود .

موید باشید

عبدی : اگر کسی دنبال جایگزین از جناح راست باشد به معنای آن است که کلیت موجود را نیازمند اصلاحات نمی داند.

آقای پدرام بگونه ای تحلیل کرده اند که آقایان اصلاح طلب نیائید که اگر آمدید با احمدی نژاد چه میکنید ؟با انسانهای خشک مقدس خشن که جز خودشان کس دیگر را قبول ندارند چه میکنید؟ من میگویم بیائید . که اگر نیائید و منتظر بمانید که معجزه شود . دیر می شود . ما میدانیم که در تمام تاریخ انسانهای از جنسهای مشابه حاکم بوده اند . از جنس اصلاح طلبان بندرت فرصت خدمت داشته اند . مثلا امیر کبیر و کریم خان و لطفعلی خان و شاید هم مصدق و این اواخر هم خاتمی . در کشورهای جهان اول دیگر کسی به آدمهای سلطه گر رای نمی دهد ولی در جهان سوم متاسفانه (البته نه در روال عادی )شاهد بقدرت رسیدن انسانهای پشمینه پوش زاهدصفت تند خوی رند کش هستیم . البته که برگشتن به عقب کاری محال است . اما اگر اصلاح طلبان از آمدن هراس داشته باشند . از نیامدن خود طرفی نمی بندند> اگر گویی که بتوانم قدم در نه که بتوانی ... اگر گویی که نتوانم برو بنشین که نتوانی.
غلام همت دردی کشان یکرنگم ...نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند.

تحلیل شما در شرایط عادی کاملا درست است .اما اگر تهدید روز افزون موجودیت کشور ( حمله موضعی با کامل نظامی و یا تحریک و تجزیه کشور) را در برابر بی خردی وحشتناک مقامات فعلی لحاظ کنیم نتیجه متفاوت نمی شود.( لا اقل تا زمانی که این وضعیت بشدت بحرانی خارج شویم)
ظاهرا دیک چنی در سفر اخیر به خاورمیانه از تحریک اقوام ایرانی به عنوان یک سیاست مهم نام برده و یا حمایت نسبتا آشکار دولت انگلیس از مسائل خوزستان در سال گذشته و...

عبدی : هر کاری که به خنثی سازی این خطرات منجر شود نه تنها خوب که لازم است اما تجربه گذشته نشان داد که برخی رفتارها به ظاهر موجه و اعتدالی منشا اصلی بروز وضعیت حاضر است لذا می ترسم با این انگیزه ها اقداماتی کنیم که ما زودتر به آن خطرات دچار کند.

با سلام و درود ! به نظر می رسد ورود اصلاح طلبان به فضای رقابتی موجود چه در خبرگان و چه در شوراها یک حرکت غیراستراتژیک بوده باشد و تصمیم بر ورود به عرصه نیز حرکتی شتابزده است همانگونه که در متن موضوع در این شماره و شماره های قبلی طرح شده بود . اگر هدف از شرکت در این دو انتخابات تسلط نسبی به دو پایگاه موجود باشد پرواضح است که خبرگان مهمترین است ولی هیچ وقت با رویکرد فیلترینگ شورای نگهبان حتی اصلاح طلبان اقلیتی به تعداد انگشتان دست در آن به دست نخواهند آورد بنابراین در این مقوله رقابت حتی طرح آن بی فایده است اما در شوراهای شهر و روستا فرض کنیم اصلاح طلبان تمام کرسی های کلان شهرها و شهرها و حتی روستاها را بدست آورند در این صورت اعضای محترم شوراها با این رویکرد دولت کریمه و دامنه وسیع تغییرات در تصمیم گیری و مدیریت چگونه خواهند توانست توفیقی را پیدا کنند که در رقابت بعدی برای آنها نون و آبدار باشد . ببینید با این همه توقعات سرسام آوری که این دولت در اقشار مردم ایجاد نموده است در حالیکه دولت تمام ابزارهای لازم را براحتی می تواند بلوکه کند اعضای شورا در آینده بدون همراهی این دولت چکار می توانند بکنند . آیا این دولت که تحمل دیدن احدی از اصلاح طلبان را ندارد ایا اصلاح طلبابان باید به امید توفیق در نیل به اهداف و وظایف شورا با طناب پوسیده این دولت به میدان وارد شوند یانه . دولتی که براحتی رکن هم اندیشی از ارکان برنامه ریزی و تصمیم گیری کشور(سازمان مدیریت و برنامه ریزی) را همین چند وقت پیش در پیک کاری آن (سرشماری 85 و بودجه 86) تقریبا منفعل نمود ایا تحمل گروه دگر اندیش جدیدی ( اصلاح طلبان) را خواهد داشت ؟ قطعا نه . ولی چرا ورود اصلاح طلبان به عرصه رقابت در دو انتخابات یک اشتباه استراتژیک بود ؟ ببینید در مقوله رقابت از رشته مارکتینگ گرفته تا سیاست روشهای جدیدی ابداع شده با توجه به آن استراتژیها به نظر می رسد که هنوز شرایط لازم برای ورود اصلاح طلبان به میدان رقابت با رقیب فرا نرسیده است و حتی ما هیچگونه برنامه عملیاتی برای نیل اهداف متصوره نداریم !(زیرا برای عملیات ما به منابع نیاز داریم منابع با رویکرد بی سابقه انحصارگرایانه در دست دولت است ما اگر برنامه عملیاتی می داشتیم حتما می فهیمدیم که بدون دسترسی به منابع کاری نمی توانیم بکنیم!) نتیجه این رقابت هرچند پیروزی نسبی برای ما در بر داشته باشد اما موجب خواهد شد تا بازار هدف را در اولین رقابت بعدی (مجلس شورای اسلامی )از دست بدهیم که قطعا مجلس در راس امور است و حتما از شورا مهمتر می باشد ولی ما اگر در شورا پیروز شویم هزینه ما را اینقدر بالا خواهند برد که قطعا تا انتخابات بعدی ار صحنه رقابت خارج گردیم اما ما می توانستیم تا انتخابات بعدی به باز سازی خود برای رقابت ادامه دهیم و وارد این بازی در این مرحله نشویم هنوز مشتریان یعنی بازار هدف ما در رقابت متوجه تفاوتهای اساسی محصول ما و محصول رقیب نشده اند! رقیب با توسل به شیوه های قیمت گذاری انتخابی خود (ظاهرا تشخصی یا پرستیژی)فارغ از هر گونه رقابت به مراتب محصولات (افکار- تصمیمات و ... ) با کیفیت پایین را به صورت انحصار کامل با قیمتی فراتر از تصور مردم یا مشتری به آنها می فروشد! ... پس چرا ما با آمادگی کامل وارد این رقابت نشویم ؟ .مزید بر دلیل بالا مطلب زیر نیز برای بهره برداری اهل فن ارائه می گردد . در رقابت ها تكنيك افتادن بي خطر به ميزان بسيار اندكي باعث كاهش برتري شخصي كه مي افتد نسبت به حريف مي شود كه درواقع هدف آن برگشت موثرتر شخص به مبارزه است. به عبارت ديگر، شما در يك باخت موقت و زودگذر به ميل خود تسليم حركات رقيبتان مي شويد، به جاي اينكه مقاومت كنيد و اين ريسك را كرده و كنترل خود را از دست بدهيد.
افتادن بی خطر يك اصل بسيار مهم در استراتژيهای رقابتی است. مهم نيست كه به عنوان يك استراتژيست چقدر ماهر هستيد. احتمال كمي وجود دارد كه شما در هر نبردي پيروز شويد. اما باخت موقتي در يك نبرد به شكست در كل جنگ منجــــــر نمي شود. با يك عقب نشيني استراتژيك، مي توانيد منابع خود را بازيابي كنيد و مجدداً در موقعيت بهتري براي مقابله با حريف آماده شويد. با توجه به این تکنیک شورا را باید اهداء می کردیم (خودمان می افتادیم )تا مجلس را براحتی بدست آوریم رقیب می تواند در یک حرکت استراتژیک کل شورا را در اخیتار ما قراردهد اگر تمام شورا ها دست ما باشد هیچ کاری نمی توانیم بکنیم و او تا می تواند با فریاد خواهد گفت که مردم دیدید هیچکاری بلد نیستند! دیدید هیچکاری از دست شان برنمی آید! اما با این فاتحه خوندن بر هیکل شورا مجلس بعدی را کامل بدست خواهند آورند !


با سلام مي خواستم پيشنهاد كنم كه آدرس پست الكترونيكي خود را در سايت بگذاريد تا اگر كسي خواست مطلبي غير مرتبط با موضوع بنويسد بطور شخصي بفرستد.

عبدی : در اصلاح سایت رعایت می شود تا آن موقع هم زیر هر مطلبی نوشتید مشکلی نیست.من آن را جدا می کنم.

"دموکراسی هم نیاز ضروری این مملکت است اما پیش نیاز نسبی آن حاکمیت قانون است با تمام لوازمش و برای این کار باید استقلال مالی دولت را از میان برد بدون چنین هدف و برنامه ای از دل دموکراسی مورد نظر دولت کنونی بیرون می آید.»

عباس عبدی

ممکنه توضیخ دهید چگونه میخواهید حکومت قانون را برفرار کنید؟
آیا این دولت از دل دمکراسی در آمده است؟
چگونه میخواهید درآمد نفت را از دست دولت درآورید؟

به گمان من موارد یاد شده ی بالا شبیه طرح رفراندم است. خب معلومه رقراندم ابزاز خوبی است ولی چالش اصلی «برگزاری» رفراندم است. یعنی این که اگر ما به مرحله ای برسیم که بتوانیم رفراندم برگزار کنیم چه بسا رفراندم بی معنا شود و بیازی به آن نباشد.

حاکمیت قانون و موارد دیگر هم همینظور.

به گمان من اول و دوم بودن اینحا کاربرد ندارد.. باید به موازات از هر راه ممکن فشار آورد و با نشان دادی قدری شحاعت و ظهور رهبران جدید خایه دار اعتماد را به مردم بازکرداند و آن ها را برای روز موعودرساندن صدایشان سازماندکی کرد.
اگر نشسته ایم که این آقایان به حاکمیت قانون یا برگزاری رفراندم یا انتخابات آزاد تن در دهند... زهی خیال باظل...


عبدی : در مورد رفرانوم نظر شما کاملا درست است.گرچه اول و دوم هم چندان معنای دقیق ندارد اما اجمالا باید تقدم و تاخر را منظور داشت . من هم نظرم را بعد از انتخابات بطور مفصل ارائه می کنم.

چيزي كه بر من واضح است اين است كه در صورت شركت نكردن من و امثال من، احتمالا كساني به شوراي شهر راه مي‏يابند كه در دو سه دوره اخير به نهادهاي انتخابي راه يافته اند. اين افراد عموما با راي پايين به اين نهادها راه مي‏يابند و در نتيجه حتي اگر تعداد آراء آنها بيش از تعداد واقعي اعلام شود در برابر نهادهاي غير دموكراتيك ضعيف خواهند بود. بنابراين به راحتي به دريوزگي قدرت و نهايتاٌ تاييد و تشريك در فساد درمي‏غلطند. به علاوه جايگاه حكومت در سياست خارجي تضعيف مي‏شود و چنين حكومتي نمي‏تواند از حقوق من دفاع كند.
من نمي‏دانم تحريميان در حال حاضر دنبال چه هستند؟ در چند سال گذشته سياست تحريم احتمالا درست بود. ولي حالا چي؟ ايا واقعا فكر مي‏كنند كه نيروي خارجي كه تهديدي براي حاكميت باشد وجود دارد؟ آيا واقعا فكر مي‏كنيد كه آمريكا بيش از تحريم بر دولت فشار آورد؟ آيا به فرض محال كه اسراييل به نيروگاه اتمي بوشهر حمله كند چنين وضعي موجب تضعيف دولت ايران مي‏شود يا تحكيم آن؟ آيا فكر مي‏كنيد كه وضع مردم بدتر از گذشته است و فشار افكار عمومي مي‏تواند حكومت را تحت فشار قرار دهد؟ آيا شما فكر مي‏كنيد كه دوره قبلي كه شوراي شهر زير ذره بين صدا و سيما بود براي من شهروند هم بد بود يا فقط براي اصلاح طلبان بد بود؟ ايا در چنان وضعي اعضا شوراي شهر جرات مي‏كردند كه ٣٠٠ ميليار تومان هزينه بدون سند شهرداري را تاييد كنند؟

در اين مرحله اي كه هستيم بحث هايي مهم تر از برنامه عملياتي داريم. اول اينكه رقيب چنان سرمست از باده پيروزي است و تنها در حال تاخت و تاز و خراب كردن همه آنچه با رنج ديگران ساخته شده كه بايد به هر قيمتي شده علامتي به او بدهيم تا بداند كه راه خود را بايد كمي كج كند و به راه آيد و بيش از اين در هزينه كردن همه چيز - انگار كه ارث پدري اش است- بي مهابا پيش نرود. دوم اينكه شوراي شهر تهران و شهردارش هيچ كه نباشند يك تريبون هستند و يك تابلو تبليغاتي كه اصلاح طلب و اصولگرا به آن در پيش برد برنامه هاشان نياز دارند. اين خود دليل مهم ديگري است. سوم اينكه شوراي موجود در اوج نا اميدي مردم تهران و با حداقل آرا بر سر كار آمده ولي تير خلاص را با شهردارش بر سر اصلاح طلبان شليك كرده است پس قدرت و دامنه نفوذ آن را نبايد دست كم گرفت. در كنار تلاش براي كسب كرسي هاي اين شورا آگاهي بخشي و كادر سازي و ايجاد و تقويت تشكل ها و تلاش در جهت كمك به گرفتن فضاي بيشتر و آزادتر براي دانشجويان و زنان به عنوان نيروهاي پيش رو مي تواند به ساخته شدن بنيان ها منجر شود.

عبدی : شما با این تحلیل خود حتما باید شرکت کنید فکر نمی کنم هیچ کس چنین دستاوردهائی را در برابر یک شرکت در رای گیری از دست بدهد.

سلام . با توجه به حجم و عمق مسایل و مشکلات موجود در عرصه های مختلف اجتماعی سیاسی اقتصادی و غیره فکر نمی کنید که سوال کردن آسونترین کار ممکن باشه؟ بهتر نیست به دنبال اراِیه راه حل های واقعی و شدنی باشیم ؟ در یک برهوت نمیشه به دنبال برنامه اجرایی جنگل کاری بود . شاید کاشتن و نگهداری از یک نهال پیش درآمدی از آینده ای سبز باشه !

با سلام ودرود
باور اینکه مدعیان اصلاح طلبی قادر به شناخت شرایط نباشند بسیار مشکل است نمی توان باور کرد که انهاییکه سالها در مناصب سیاسی بوده اند وزن سیاسی انتخابات شورا ها را ندانند ویا اینکه ازشرایط ومحدودیتهای اعمال شده در انتخابات اگاهی نداشته باشند پس باید ماجرایی دیگر در میان باشد شاید اصلا می بایستی نسبت به نگرش خود به این گروه تجدید نظر نمود اصلاحات دارای تعاریف مشخصی است و طالبان ان هم با شاخصه هایی تعریف شده شناسایی میشوند حتی نو اندیشان دینی
ای دی کارتی دارند که معرف انهاست این گروه از مدعیان
اصلاح طلبی در پی اهدافی که اقای پدرام بر شمردند که
عقل سلیم هم گمانه زنی میکند نیستند
شاید کمی بدبینانه باشد که بگوییم گروه اصلاحیون وگروه مقابل دو روی یک سکه با شند ویا اینکه همگی در یک نمایشنامه ایفای نقش میکنند اما در این میان البته
عده ای از انها جدا شدند و هزینه انرا نیز پرداخت نمودند
گروه مدعی اصلاحات نگران فروپاشی است و سعی میکند
که گروه مقابل را متقاعد کند که راه جلوگیری از ان نرمش
در سیاستهای سختگیرانه است و شعار مردم سالاری دینی را عنوان میکنند که به دمکراسی بی خطر ونیمبندی اشاره دارد
گزینش انتخاب شوندگان را می پذیرد لیکن خواهان گسترش محدوده ان تا همفکران خود است ( انتخابات مجلس هفتم) در انتخابات شرکت میکند تا بوظیفه عمل کند
و اصلا نگران ان نیست که چه میشود زیرا انرا وظیفه خودی ها میداند و زاه اعتراض از این راه را ممنوع وعبور از خط قرمز میداند
اما انچه که اهمت دارد امار شرکت کنندگان در انتخابات است که هیچ کس نگرانی خود را از این بابت پنهان نمیکند
واصلاح طلبان برای کاستن از ان سعی در رقابتی کردن ان میکنند

به روی چشم
نمی‌رویم و رای هم نمی‌دهیم و منتظر می‌شویم تا این ۱۰ مورد همه با هم باشد و آنها بیایند و همه چیز را به ما بسپارند.
این چیزها برای روشنفکرها ست
مردم عادی در ایران که اکثریت مطلق هستند معیارشان برای رای دادن این جیزها نیست. و متاسفانه ۹۹ درصد این گونه اند

جناب عبدی!
دوستی این بخش از کامنت بنده را در بخش کامنتهای مقاله قبلی مورد تو جه و عنایت قرار داده اند که به منظور یاد آوری و توضیح آن بخش را در این جا می آورم : "....یک نکته را در نظر داشته باشید و آن این که اصلا راس و قعر ساختار در ایران چندان قابل تعریف نیست. و این همان نکته ای است که تعریف اصطلاح پر کاربرد نظام را با مشکل مواجه کرده است. تنها می توان گفت که در ایران آن گروهی موفق خواهد شد که بتواند دل برخی از افراد ممتاز از لحاظ قدرت را به دست آورد.. علت شکستهای قبلی اصلاح طلبان به این دلیل بود که به واسطه رایی که داشتند احساس بی نیازی به این شخصیتهایی که می توان به آنها اصطلاحا نظام گفت کردند و به قولی خواستند ازآنهاعبور کنند

به نظر من گوهر کلام آقای عبدی در مقاله پیشین این بود که ویژگیهای فردی منتخبین باعث موفقیت برنامه های آنها نخواهد بود بلکه تعامل آنها با سیستم حکومتی موجود است که موفقیت یا عدم موفقیت را در پی خواهد داشت. این نکته شاید از آن جهت برای من برجسته می نماید که قبلا چنین نکته ای در ذهن من بود اما توضیح آن در قالب کلمات و اصطلاحات برایم دشوار بود . اصطلاحاتی که آقای عبدی به کار بردند از قبیل صفات فردی و تعامل با سیستم به بهترین نوع این نکته را مفهوم می سازد.
به عنوان کسی که سالها در غرب زندگی می کنم و دغدغه وطن هم دارم همیشه سعی بر این داشته ام که تفاوتهایی که بین مردم کشورم و مردمان کشور میزبانم وجود دارد از جنبه های مختلف مورد مقایسه قرار بدهم. یکی از تفاوتهای ما با این غربیان در این است که ما ایرانیها بسیار دنبال ایده آلها و مطلق گرایی هستیم. در عوض می توان رئالیست را در این جا به صورت گسترده در سیاست و فرهنگ مردم دید. شما می بینید که مثلا در آلمان پس از به دست آوردن اکثریت نسبی کرسی ها از سوی دمکرات مسیحی ها, حزب حاکم سابق یعنی سوسیال دمکراتها که در این جا به ترتیب راستها و چپها خوانده می شوند بنا بر واقعیتهای سیاسی و غیره دست به ائتلاف می زنند و با رقیب سرسخت خود مرکل دمکرات مسیحی همکاری می کنند.
به هر حال ما نیازمند به آن هستیم که کمی دست از ایده آلها و کلی گویی ها بر داریم و واقع نگر تر باشیم. کیاست سیاسی نشانه ای از واقع گرایی است. سیاست ورزی در ایران زمانی موفق خواهد بود که همراه به رسمیت شناختن واقعیتهای قدرت موجود در ایران باشد. به رسمیت شناختن واقعیتهای قدرت الزاما به معنی به رسمیت شناختن رفتار قدرتمندان سیاسی نخواهد بود.

با وجود مطرح شدن بسياري از حقايق مربوط به انتخابات پيش رو در اين سايت اما هنوز هم براي شخصي عادي نظير من كه تمامي مزايا و معايب شركت در انتخابات را مطالعه نموده ام مشخص نيست كه كدام گزينه دربرگيرنده آينده بهتري براي كشور است.
اما از زاويه كاملا متفاوتي نيز مي توان به اين مسئله نگاه كرد.
مسئله سلامت انتخابات و يا اينكه آيا اصلااح طلبان يا اصولگرايان كنترل شهرها يا روستاها را داشته باشند و اينكه ايشان چگونه مي توانند مشكلات جامعه كلان شهر تهران را حل كنند يك طرف و مسائل سياسي منطقه كه بسيار اهميت بيشتري دارد يك طرف.

به نظر حقير كشور ما از سال گذشته از نظر تعاملات سياسي با دنيا و منطقه در يك دو راهي بسيار تعيين كننده و سرنوشت ساز قرار گرفته و بايد ميان تعامل جهاني و يا شروع يك در گیری فرسايشي بر ضد اتحاد جهاني (كه دير يا زود شكل خواهد گرفت) يكي را انتخاب نمايد. طبيعي است كه وضعيت منطقه به گونه اي است كه ايران حاضر نيست جهت تعامل با جهان بهاي اندكي را مطالبه نمايد اما گذشت زمان و طي كردن مسير در جهت تقابل با جهان بازگشت را مشكل تر مينمايد.

خواهشمند است نظر خود را از اين جهت كه آيا شركت كردن يا شركت نكردن در انتخابات اصولا تاثيري در اين روند دارد يا خير بيان كنيد.

عبدی : حتما در انتخابات شرکت باید کرد فقط با این شرط بدیهی که حداقل شرائط اطلاق رسم انتخابات بر آن از منظر شرکت کننده وجود داشته باشد.
اگر من یا شما یا هر کس دیگر چنین شرائطی را در آن دیدیم باید شرکت کنیم.
بنابراین طرح موضوعات دیگر اضافی و حاشیه ای است و تاثیری در اصل مطلب ندارد.

باسلام وتشکرازآقای عبدی و کلیه دوستان ، در ارتباط با برخی ازکامنتها مواردی را تقدیم میدارم :

1.در جواب نقد آقای حمید بایدعرض کنم که با توجه به محدودیت فضای سایت ، حوصله خوانندگان و سهولت برقراری ارتباط ، اینجا جای تحلیلهای پویا وتودرتو وپیچ در پیچ نیست و ناچاریم از تحلیلهای ایستا وبه قول شما اپیزودیک استفاده کنیم . نکته دیگر اینکه بنده هم در آخر یادداشت خود به این موضع که انتخاب میان شرکت و عدم شرکت در انتخابات سخت است اشاره نموده ام. نکته آخر اینکه هدف 6 مورد اشاره در یادداشت بنده ناظر بر همین سازماندهی شبکه های اجتماعی و ... مورد نظرجنابعالیست مضافاً اینکه بالاخره اگر هدف اصلاح طلبان از شرکت در انتخابات این است باید آنرا به وضوح بیان کرده و برنامه های خودرا در این زمینه ارایه کنند تا برای شهروندان مبنایی برای قضاوت و تصمیم گیری در مورد انتخابات فراهم آید . بهترین راه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات تبیین شفاف و همه فهم اهداف و برنامه های دستیابی به آنهاست و نه کلی گوییهای فلسفی و موعظه های مرسوم .
2.درجواب آقای محمد حسین باید عرض کنم که جواب به سؤالهای جنابعالی خود مطلب جداگانه ای می طلبد ولی اجمالاً باید گفت که منظور از اصلاح طلب در مطلب بنده ، دموکراسی خواه(طالب حکومت مردم بر مردم)است و روی سخن اینجانب این نوع از اصلاح طلبان هستند و نه اصلاح طلبان قدرت طلب و فرصت طلب و ... . برخی از سؤالات شما نیز به آقای خاتمی برمی گردد و بنده اطلاعی در مورد آنها ندارم.
3.توجه آقای یدالله را به پاراگراف آخر مطلب جلب میکنم که به موضوع عدم تأييد يا رد شرکت در انتخابات اشاره دارد و هدف خود را تبیین شرایط یک شرکت موفق در انتخابات عنوان کرده است .
4.آقای خسرو،جلوگیری از تندرویهای مخالفان اصلاحات ، تابلوی تبلیغاتی شدن شورای شهر برای اصلاح طلبان،کمکگرفتن از حضور درشوراها برای گرفتن فضای آزاد و امثالهم را از منافع شرکت در انتخابات برشمرده اند. بحث بنده آن است که اصلاح طلبان این موضوعات را بیان کرده و امکان تحقق آنها را با برنامه های خود نشان دهند.
5.در جواب خانم ماندانا باید گفت برنامه دادن وظیفه کسی است که خود را در معرض رأی مردم قرار میدهد ونه کسی که رأی می دهد. مضافاً اینکه بنده در مطلب خود اشاره کرده ام که اصلاح طلبان لااقل نشان دهند که به این موضوعات فکر کرده اند نه اینکه لزوماً بهترین جوابها را ارایه کنند.
6.آقای پرویز در واقع به ساخت داخل همان فرضیه معروف " همه چیز زیر سر انگلیس است "معتقدند که اگرهم درست باشد هیچ محصول مفیدی جز انفعال در پی ندارد.

با توجه کامنتهای متعدد در ارتباط با مطلب انتخابات پیشروی اقای عبدی و مطلب اینجانب ، نکته ای که طرح آن مفید به نظر میرسد آن است که هرفعالیتی دارای سه مرحله تصمیم سازی ، تصمیم گیری و اجراست. در مرحله تصمیم گیری باید با نهایت بیرحمی گزینه های تصمیم گیری تصمیم گیران را به نقد کشید ولی پس از تصمیم گیری ، گزینه منتخب را با تمام توان باید به اجراگذاشت. بنابراین کسانی که اصلاح طلب بوده و یا از آنها حمایت می کنند باید در مرحله تصمیم سازی بدون تعارف تصمیمات و برنامه های آنان را به نقد بکشند ولی در مرحله اجراهمگی یکسان عمل کنند . با توجه به این موضوع ، بنده در انتخابات شرکت میکنم چونکه معتتقدم در فعالیتهای اجتماعی - سیاسی نظیر انتخابات ، باید مطابق تصمیم جمع عمل کنیم هرچند که آن تصمیم را مردود بدانیم و اگر خودمان تصمیم گیرنده بودیم تصمیم دیگری میگرفتیم.
در پایان با توجه به اینکه قرار است تا 24 آذر ماه به تعطیلات انتخاباتی برویم از آقای عبدی درخواست میکنم اگر ممکن باشد نظرشان را درمورد سؤال و جواب غیرمستقیم آقایان حجاریان و مصباح یزدی درمورد نسبت مجلس خبرگان و رهبری که امروز در سایت امروزآمده بود بیان نمایند . واقعاً دلم برای آقای مصباح یزدی سوخت ، بنده خدا در مقابل سؤال آقا سعید چه بال بالی زده بود. ندیده بودم آقای مصباح اینقدر در مقابل یک سؤال درمانده شود و کسی که هیچ کس را قبول ندارد برای استدلال خود از روسیه کمک بگیرد!

چو بيد بر سر ايمان خويش ميلرزم////////////كه كار من به دست كمان ابرويي است كافر كيش
با سلام مجدد خدمت اقاي پدرام
الف.اميدوارم همانگونه كه وعده داده ايد يك روز به پرسشهاي اينجانب پاسخ دهيد!به هرحال اگر عمري به دنيا داشته باشم منتظر خواهم بود
ب. جسارتا عرض ميكنم كه مذمت جنابعالي از" اصلاح طلب قدرت طلب و فرصت طلب" براي من مفهوم نمي باشد! اگر اصلاح طلبها دنبا ل قدرت و فرصتهاي حياتي براي خود و جامعه شان نيستند پس دنبال چه چيزي هستند؟
پ.جنابعالي تحليلي عام ارائه كرده ايد و از اصطلاح مشهور "اصلاح طلب"استفاده نموده ايد اما اكنون از ان مرادفي خاص بيان ميشود!مستحضريد كه يكي از دشواري هاي چنين متني نتيجه گيري براي همان هماهنگي مرحله عمليات كه در سطور پاييني قيد اجراي "با تمام توان "را به ان افزوده ايد ميباشد كه چگونه وقتي در منزل اول كميتمان ميلنگد تازيانه را بر گرده اجرا بنوازيم؟
ت.مستحضريد كه وقتي تحليلي ارائه مي شود خود مسير حركت را مي يابد!نميتوان گفت كه روي تحليل من چه كساني هست يا چه كساني نيست بر خلاف حكم!كلام هم از جنس انرژي است كه از شكلي به شكل ديگر در ميايد و ديگر بيان كننده ان تواني براي تغيير كيفيت ان ندارد!تكمله ها نيرويي كاملا جديدند كه در جهات ديگر وارد ميشوند تا ان نيروي قبلي را تغيير جهت دهند
ث. به لحاظ تئوريك مطلب جنابعالي مخاطب گسترده ميتواند داشته باشد حتي گروه "اصلاح طلبان اصولگرا"را هم شامل گردد چگونه ميتوانيد در مقام نظر انهارا حذف نماييد؟
ج.اصلاحات به مثابه يك سيستم كار خود را خواهد كرد !با عرض پوزش نه منتظر تحليل جنابعالي و نه كامنت من است تا كنون نيز غير اين نبوده است!لذا كساني كه از تحليلهاي اين سايت نگران شده اند ترسي بي اساس دارند!پر واضح است كه كار كردن مساوي درست كار كردن نيست .چه اينكه از قضا اصلاحات شبيه يك قلب انفاركتوس كرده از كاركردي نامطمئن برخوردار بوده و قريب به يقين بازنده نهايي اين راگبي است.(تكرار ميكنم بازنده "نهايي"است )چون اصلاحيها براي فوتبال بازي كردن امده و اماده اند
چ.خواهشمند است تبيين فرمائيد كه از كدام مقدمه نتيجه گرفته ايد كه اصلاحاتيها يك جمع اند و حتي اگر يك جمع هستند نتيجه انكه بايد يكسان عمل كنند؟ايا چنين مقدماتي در اصل دموكراسي خواهي نهفته است يا مقدمات ديگري دارد كه شما بخاطر تعجيل در "حكم"شركت در انتخابات زمان لازم براي تبيين انها را نداريد.همانگونه كه جناب اقاي عبدي هم اشاره داشته اند بينندگان اين سايت تصميم خود را گرفته اند
ح.سيسم اصلاحات در گذر پنج-شش انتخابات گذشته از سال هفتاد و شش به بعد كاملا شكل يافته است و بر خلاف تصور بسياري غير نخبه گراست و بيشتر به نظر مي رسد كه مشيي كلاسيك در بسيج توده دارد وانهم با ابزار امكانات و روشها يي ناكارامد و به روز نشده !لذا اين سايت نخبه گرا هيچ تاثيري بر ان نخواهد داشت به قول خراساني ها مطمئن مطمئن
پدرام عزيز
فراوان پوزش مي خواهم چه نيكوست كه ما در اين سايت از موضع "بايد ها "چشم ببوشيم و فعلا "هست ها"را مشاهده كنيم! ا فتا و احكام كار جناب مصباح يزدي است...............

جناب عبدي
چنانچه ارائه اين مطلب را به صلاح نميدانيد كل انرا حذف فرمائيد. از احترام من به شما ذره اي كاسته نخواهد شد
از مزاح پاياني هم عذر ميخواهم اميدوارم مخاطب عزيز نرنجيده باشد چه اينكه به قول شاعر
سخت گيرد روزگار بر مردمان سختكوش

با درود فراوان حضور جناب عبدی که در این برهوت بی اندیشگی چنین فضایی را برای گفتگو و تبادل افکار فراهم آورده اند.شایسته است از زحمات پیگیر و دلسوزانه ایشان که در ماحصل تلاششان (سایت فاخر آینده) نمایان است سپاسگزاری نمایم.
اما در پاسخ به دوست عزیز و نادیده ام جناب\\\" وفادار\\\" باید عرض نمایم که به باور حقیر اساسن رفتارها و کنش های سیاسی در مغرب زمین قابلیت تقلید و تطبیق در ایران زمین را دارا نمی باشند چرا که آن رفتارها برخاسته از اندیشه ای هستند که آن اندیشه در اینجا نیست ویا اگر هست در اقلیت مطلق است.
بپذیریم که در کشوری می زییم که به گویا ترین بیان جهان سومی است و شما که تجربه زندگی در هر دو سوی مرز را داشته اید بهتر میدانید که جهان سومی بودن یک کشور را نمود های مدرنیته تعیین می کند و نه مدرنیزم و دقیقن از همین روست که به رغم حجم بالای نارضایتی در کشور،شاهد انتخاباتی پرشورتر از بسیاری از کشورهای غربی هستیم.
فراموش نکنیم که اگر نبود جدیت مدافعین عدم حضور در انتخابات!! پیشین، امروز شاهد رفتار دیگرگونه ای از نگاهبانان قانون و شرع می بودیم.اگر چه که هنوز نمی توان نتیجه ی تلخ عهد شکنان دقیقه نود را که با ریختن رای خود به آرمانشان - باز آفرینی اعتبار از دست رفته برگه رای - خیانت کردند نادیده انگاشت.
دوست عزیز !بی پرده بگویم... من حقیقتن نمیدانم این رای ندادن تا چه میزان سودمند است و تا چه اندازه ما را به هدفمان نزدیک میکند...اما اجازه بدهید سوالی را که در سایت جناب بهنود مطرح نمودم را از شما و تمام مخالفان عدم شرکت درانتخابات!! بپرسم....آیا شما اگر اطمینان داشته باشید که نتوانید از کسی امتیاز بگیرید ،همچنان به امتیاز دهی به وی اصرار می ورزید؟
و اما جناب پدرام عزیز سلام، سوالی هم ازشما که علاقمند به حضور در چنین انتخاباتی هستید داشتم و آن اینکه چگونه و با کمک چه مکانیزمی پیش از اعلام عمومی نتیجه انتخابات در می یابید که \\\" با هدف همراهی با نظر جمع \\\" باید چه کنید؟از کجا میتوان دریافت که مردم علاقمند به عدم شرکت اند یا غیر آن؟
و اگر به روشهایی بتوان به چنین برداشتی اگر چه تخمینی دست یافت،آیا این عملگرایی ره به پوپولیسم نخواهد برد؟ آیا براستی رسالت روشن فکر همراهی و هم کلامی با توده هاست؟ یاحق

جناب آقای محمد حسین

1-با این همه سؤال که مطرح فرموده اید دیگر سؤالی برای بعد نمانده است(البته شوخی بود).
2-اصلاح طلب واقعی(مثبت از نظز اجتماع)، بهبود امورات مردم را هدف گرفته است ولی طبعاً در این بین وضعیت خودش هم بهتر میشود چونکه جزیی از اجتماع است اما اصلاح طلب فرصت طلب و قدرت طلب دنبال افزایش منافع خویش است که البته ممکن است در این بین نفعی نیز به کل جامعه برساند.
3-منظور از این عبارت که "روی سخن من با اصلاح طلبان دموکراسی خواه است" این است که بحث بنده در مورد این دسته از افراد است که البته میتواند در مورد سایرینی که شما اشاره کرده اید هم مطرح شود.
4-بالاخره در این سالها گروههایی از فعالان سیاسی در کشور ظاهر شده اند که به نظر میرسد بدنبال استقرار دموکراسی هستند و هدف یکسانی را دنبال میکنند مثل حزب مشارکت . بنابراین به زعم بنده ، هم جهت حرکت کردن این افراد شرط لازم نیل به هدف است. بدیهیست هرکسی خلاف این عقیده را دارد نیز میتواند دموکراسی خواه باشد ونظرش کاملاً محترم است و هیچ الزامی به شرکت در انتخابات ندارد و نیازی نیست که منتظر من باشد شما را نمی دانم .
5-هر مقاله ناچاراً منجر به یک نتیجه گیری میشود که بایدها و نبایدهای مستخرجه از هستها و نیستهای مطرح شده در متن مقاله رادر بر میگیرد .
6-در مورد برخی از سؤالات منظورتان را دقیقاً متوجه نشدم همانگونه که مزاح پایانی تان را . هر چه بود نوش جانتان.شاد باشید و سلامت.

جواب دوستمان فرامرز نیز عملاً در مطالب فوق وجود دارد.

عبدی : مزاح پایانی را من حذف کردم.و از دوستان هم می خواهم که از طرح مطالبی که تاثیری در اصل نظر نوشته شده ندارد و احتمال سوء برداشت را فراهم می کند جدا خود داری کنند که فقط زحمت مرا اضافه می کند.

Post a comment