« خاتمی و تئوری اصلاحات (نگاه مهمان) | خانه | مستطيل سبز داعيه‌ها را به چالش مي‌كشد »

تحليل شما چيست؟

نقد و تحليل خودم را درباره انتخابات به پس از انتخابات موكول مي‌كنم، اما بد نيست كه پاسخ‌هايي را از حالا در ذهن داشته باشيم، تا بعداً كه بخواهيم درباره 24 آذر سخن بگوييم مسئولانه‌تر باشد.

هر انتخاباتي معطوف به تحليل و پيش‌بيني افراد و اهل سياست است. به نظر شما (فارغ از اين كه شركت كنيد تا نه) انتخابات اخير از حيث وجوه مذكور در زير چگونه خواهد بود:
الف‌ـ از لحاظ اجرا و سلامت
ب‌ـ از لحاظ ميزان مشاركت
ج‌ـ از لحاظ نتايج آرا
دـ از لحاظ نتايج سياسي (براي گروه‌هاي سياسي، براي اصلاحات، براي حكومت و براي كشور)
ه‍‌ـ از لحاظ چالش‌هاي احتمالي
وـ از لحاظ كارآمدي نهاد برآمده از انتخابات
البته الزامي نيست كه به همه آنها پاسخ داده شود.

Comments

سه نوع پاسخ برای این پرسش های ارزشمند وجود دارد:

1- پدیده انتخابات جاری، تحولات و پیامدهای آن در دو سطح متفاوت قابل ارزیابی خواهد بود: اول آنگونه که واقعیات عینی ایجاب خواهند نمود و دوم آنگونه که از طرف طیف جدید حاکم وانمود خواهد شد. این امر در مورد سه سوال اول بیشتر مصداق دارد.

2- به استثناء سوال چهارم که به نوعی خارج از دایره حاکمیت را پوشش می دهد، سایر پرسش ها در یک بستر عینی و زمینی قابل تعریف و بررسی است. طبعا در نگرشی که مشروعیت ریشه در نصب الهی دارد و نه انتخاب مردمی ، این مقولات مایه نگرانی نیست.

3- اما یک توصیه حکیمانه از ژوزف استالین به مقامات امپراطوری سوسیالیسیتی شوروی: " اجازه دهید مردم آزادنه رای بدهند اما رای آنها را درســـــــــت شمــــــــــارش کنیـــــــــــــــــــــــــد!".

این توصیه طلائی هرگونه مشکل احتمالی در نظام سوسیالیسیتی شوروی را حل نمود . ... اما چنانکه تاریخ بی رحم نشان داد ، پائیز سیبری سرد بود و جوجه ای نماند که در آخرش شمارش شود ...

راستی، رئیس جمهور دیروز در مازندران به مردم متقاضی استان شدن غرب مازندران فرمود اگر مشکل کمبود جمعیت را حل کنید، قول می دهم این منطقه به استان تبدیل شود!.

جناب عبدي من فعلا نميخواهم تحليلي بر اين اوضاع داشته باشم فقط ميگويم از زمان مجلس سوم تا بحال به حرف شما باصطلاح چپ هاي آن روزها و اصلاح طلبان اين روزها گوش كرده ايم و در هر انتخاباتي به گفته شماها عمل كرده ايم چون معقولترين راه در دوره خود بوده است هر چند بعداز به قدرت رسيدن آن نشده كه قرار بوده بشود حال بهر دليلي مانند محو و جذب قدرت شدن بسياري از شما ها و يا ترس و محافظه كاري ديگران . بهر حال اينبار هم متاسفانه مجبوريم به ليست فعلي راي بدهيم تا ببينيم بعد از آن چه بايد كرد. البته شما خط خود را جدا كرده ايد ولي دليل عمده اين نگرش من و بسياري امثال من مقالات و تحليلهاي شما و مانند شما در سلام بوده است .خير پيش

با سلام خدمت شما اقای عبدی.
اقای عبدی حالا وقت انتقاد در مورد کرهای قبل خاتمی نیست. اگر این انتخابات رو اصلاح طلبان شکست بخورند دیگه جبرانش سخته.البته من حرفاتون رو قبول دارم ولی شما می تونید از اصلاح طلبان حمایت بیشتری تو انتخابات بکنید.

عبدی : در این مورد مطلبی می نویسم که آیا اصولا امکان دارد که با حمایت فلان و بهمان شخص (صرف حمایت منظور است) تغییری در قضایا حاصل شود.اگر چنین بود باید انتخابات دور دوم شوراها بزرگترین انتخابات ایران می شد.
اگر چنین بود در 3 تیر 84 باید هاشمی با رای بسیار بالا برنده می شد.اما توصیه شما را می پذیرم و بعد انتخابات حرف می زنم.گرچه کسانی که این سایت را مطالعه می کنند تقریبا در این زمینه موضع خود را گرفته اند.و این مباحث تاثیری برتصمیم کسی ندارد.

aghaie abdi, shoma ham jozve kasni budid ke az divare sefarate amrica bala raftid amma alan taghiire ravie dadeiid. khatami eshtebah ziad kard va forsataie ziadio az das dad amma ino midunam ke alan arezu mikonam kash khatami be jaie hamdinejad raiis jomhur bud! dar entekhabat sherkat mikonam chon doos nadaram baz be daste amsale ahmadinejad bioftam

عبدی : امیدوارم به هدف خود برسید.

آقای عبدی سلام
صرف نظر از توافق یا مخالفت با نظرتان در گفته ی شما تناقضی هست. از یک سو می گویید به فلان دلیل و بهمان دلیل تا بعد انتخابات حرفی نمی زنید از سوی دیگر در یک ماه گذشته بارها بر نظر خود تاکید کرده اید. ابراز نظر حق همه ی ماست انهم از این دریچه ی کوچک که باقی مانده. از این جهت خرده نمی گیرم . اما دلیل ندارد نظرتان را بگویید بعد بگویید تا انتخابات چیزی نمی گویم.
ارادت مند شما

عبدی : خوب من فکر نمی کردم که طرح سوال هم مشمول آن قاعده شود.اما چون خودم می خواهم بعدا به بخشی از این پرسشها پاسخ دهم آنها را طرح کردم تا کمی هم با همدیگر فکر کنیم.

شايد دراين فرصت كوتاه نشه به همه سوالات پاسخ داد.... هرچند كه نسبت به قبل نگرانتر هستم. كه بعدا" بيشتر خواهم نوشت. اماسوالاتي دارم كه برايش پاسخي پيدا نمي‌كنم. عباس عبدي را دوست دارم به خاطر تفكراتي كه از او در سلام ديدم....اما حال كه او را در نظري مقابل به نظر خودم مي بينم بيشتربه تامل مي نشينم... تصور مي‌كنم عبدي به دليل آنچه كه بيشتر از من ميداند شايد انفعال را توصيه مي كند(تصور ميكنم). راديو و تلوزيون در ظاهر مردم را به شركت در انتخابات دعوت ميكنند... ازاين جهت ميگويم در ظاهر كه نوع تبليعات و نوع گويش كاملا" در صدد فراري دادن عده اي كثير است. اينكه راي مردم راي به نظام است ، اينكه راي مردم بيعت مجدد است عملا" دعوت نيست ، اين دست گذاشتن رو نقطه حساس كساني است كه دنبال بيعت و امثال هم نيستند و شايد دنبال بهبود اوضاع هستند(اصلاح نمي نويسم چون اصلاحات بيش ار پيش دستمالی شده)... ومن منشاء اين همسويي را نمي فهمم.... اينكه همه مي خواهند مردم شركت نكنند! تماميت خواه ديروز و امروز گويي با آزادي خواه امروز و ديروز هم نظر شده اند!

عبدی : توصیه من این است که اگر به اهداف خود می رسید حتما شرکت کنید.هیچ حجتی بالاتر از فهم ودرک شما برای خودتان نیست اما موفقیت خود را مشروط به حضور دیگران نکنید.

پاسخ به پرسش نخست
نسبت به اخرين انتخابات يعني رياست جمهوري كادر اجرايي به طور كامل تغيير يافته و يكدست شده است پس دليلي براي هيچگونه نگراني از ناحيه دولت وجود ندارد
ضمنا احتياج به استفاده از نيروهاي لباس شخصي در اطراف صندوقها نيست!تلويزيون و وزير كشور هم دائما اعلام خواهند كرد كه انتخابات با ارامش كامل در جريان است كه راست هم ميگويند منهاي اعلام نتايج اراء _كه بحث ان مربوط به سؤال سوم است_ما با سالم ترين انتخابات پس از انقلاب مواجه خواهيم شد!من دليل نگراني اقاي محمد رضا خاتمي را نمي فهمم كه از مردم ميخواهد در سر صحنه انتخابات حاضر شوند كه تقلب نشود !بنده حاضرم به ايشان تعهد محضري بدهم كه حتي يك راي هم تقلب نخواهد شد و نيازي به حضور مردم به اين خاطر و جود ندارد!و قطعا" از انتخاباتي كه برادر عزيزش در سال گذشته برگزار كرد سالمتر ميباشد
هيچ صندوقي جابجا و عوض نخواهد شد و كساني گمارده نمي شوند كه مثلا تا صبح من باب تكليف و قربتا"الي الله راي بنويسند وبه صندوق بريزند!و نيز احتياج به پروژه اي همچون حزب پادگاني و جود ندارد!دولت احمدي نژاد نشان خواهد داد كه مرد و مردانه از شكل برگزاري انتخابات به نحو احسن محافظت ميكند و همانگونه كه نشان داده است كه در همه زمينه ها دولت اول پس از انقلاب بوده است در اين زمينه هم نمونه خواهد بود _باور كنيد راست ميگويم

لینک یک مقاله مرتبط
http://www.rashedan.com/wp/?p=14

با سلام حضور جناب عبدی عزیز. معتقد به پیش بینی انتخابات نیستم .چند خطی با شما درد دل میکنم.اگر صلاح دانستید در سایت قرار دهید.
جناب عبدی من براستی این اکابر اصلاح طلب را نمی فهمم.شما که با ایشان ازنزدیک آشنا بوده اید کمکم کنید شاید با منطق ذهنی ایشان آشنا شوم .............

عبدی : متن طولانی تر از یک کامنت معمولی بود حتی برخی تندیها را حذف کردم و خیلی علاقه داشتم که منتشر شود اما چه کنم که تا هفته بعد منتشر نشود بهتر است .اگر انتشار آن را بعد از انتخابات فراموش کردم حتما یادآوری کن.پوزش مرا از عدم نشر بپذیر چون به صلاحدید من هم واگذار کردید ممنونم.

پاسخ به پرسش چهار
با توجه به پيروزي قاطع اصولگرايان
الف:اولين و مؤثرترين ضربه به اقاي خاتمي وارد خواهد شد!با وجود تفاوت شخصيتي جناب خاتمي با اقاي رفسنجاني ضربه شكست محتملا"در ايشان كاري تر خواهد بود و از نفوذ ودامنه تاثير گذاري اش در داخل و خارج خواهد كاست و ايشان حتي از كاركردهاي مورد علاقه اش هم مثل فلسفه ورزي باز خواهد ماند!كاش ايشان پس از پايان رياست جمهوري در كشور امريكا اقامت ميكردند و به ترويج دين اسلام مي پرداختند!حضور ايشان در امريكا مي توانست سرنوشت بشر هزاره سوم را تغيير دهد
ب:ميرحسين موسوي نشان خواهد داد كه همچنان زيركترين رييس دولت پس از انقلاب (از مرحوم بازرگان تا جناب احمدي نژاد) مي باشد!و بايد پس از انتخابات بيشتر مواظب خودش باشد
پ:اين انتخابات نشان خواهد داد كه انرژي هسته اي نه تنها حق مسلمتر ما خواهد بود كه حق مسلم همه كشورهاي جهان خواهد بود چيزي شبيه استراژي .......
ت:شهرداري ها چون نهاد عمومي غير دولتي ميباشند از قوانين محاسبات مالي دولت تبعيت نمي كنند و ديوان محاسبات مجلس نمي تواند قانونا"بر انها نظارت كند!پس.......! ضمنا شهرها هم كمي ابادتر خواهد شد
ث:حكومت يكدست تر و وتوانايي مقابله اش با اسيبهاي خارجي ظاهرا"افزايش ميابد
ج:احزاب موسوم به اصلاحات سرخورده شده و همين مراودات كنوني شان هم تا حد معتنابهي كاهش مي يابد
چ: انشقاقات بر امده از اين انتخابات كه حتي با وجود پيروزي احتمالي هم براي ائتلافشان نگران كننده است عميق تر خواهد گرديد
ح:احزاب اصولگرا به سمت يكي شدن حركت ميكنند
خ:احتمال ماندگاري جناب احمدي نژاد در پست رياست جمهوري پس از اين انتخابات افزايش ميابد
د:رونق اقتصادي افزايش ميابد و شاخص ها عمدتا تمايل به بهبود پيدا ميكنند
ذ:چنانچه رييس جمهور بعدي امريكا دموكرات باشد _كه احتمالش زياد است_ و چنانچه بوش به ايران حمله نكند مناسبات ايران و امريكا هم بهبود پيدا ميكند
ر:بالانس ژئو اكونوميك منطقه تغيير خواهد كرد واز رشد اقتصادي امارات و تركيه به نفع ايران كاسته خواهد شد
فرضهاي ديگري هم مطرح است كه عجالتا به ان نمي پردازم
باز هم ارزومندم و خاضعانه از خدا ميخواهم كه مورد اول تحقق نيابد و اقاي خاتمي به عنوان يك سرمايه مذهبي براي بشر گريخته از معنويت حفظ شود.انشاءالله

کوتاه و ساده به سئوالات الف تا دال جواب می دهم:
الف: از این جهت با زمان خاتمی فرق چندانی نخواهد کرد. زیرا با وجود امدادهای غیبی نیاز چندانی به این کار نیست.
ب : از انتخابات مرحله دوم شوراها مطمئنا بیشتر خواهد بود. به هر حال تلاش اصلاح طلبان بی تاثیر نخواهد بود.
ج : فعلا دشوار است نتیجه را پیش بینی کرد. این بستگی دارد که اصلاح طلبان تا چه حد موفق شوند تا یک موج ایجاد کنند و مردم را تهییج به رای دادن بکنند. اگر این موج ایجاد شود صد در صد برنده اصلاح طلبان هستند.
د: در صورت شکست اصلاح طلبان باعث یک تجدید نظر اساسی در جناح اصلاح طلب خواهد شد به گونه ای که رادیکالیزه شدن آن را شاهد خواهیم شد. حتی در گروههای بسیار معتدلی مثل اعتماد ملی و رییسش آقای کروبی. اگر اصلاح طلبان پیروز شوند دوباره حداقل در کوتاه مدت بی انگیزگی سیاسی از مردم رخت بر خواهد بست.

آقا ی عبدی برخی فاکتور های دیگر هم در مورد انتخابات باید در نظر گرفت! آن که چه احزابی و با چه پایگاه طبقاتی در این انتخابات ها شرکت می کنند؟ آیا واقعا در نبود اتحادیه ها و سندیکا ها و احزاب و تشکل ها آزاد می توان مردم را حول خواست های زمینی شان جمع کرد؟ آیا به واقع اینا نتخابات تنها دست به دست کردن قدرت اجرای سیاسی بین جناح های مختلف طبقه حاکم بورژوازی ایران نیست؟
در ضمن می دانم شما در هراس از هر گونه حرکت رادیکال هستید و حق هم می دهم بهتان بالاخره پایگاه طبقاتی شما این امر را ایجاب می کند اما این شرایط تنها نیاز به یک تغییر رادکال به معنای ریشه ای و بنیادین دارد! اما مهم این است این تغییر را چه نیرویی بدهد! راست یا چپ؟ ( به معنای آکامیک و مدرنش نه معنا من در آوردی دوران دو خرداد)سوسیالیست یا لیبرال؟ بنیادگرا یا پیشرو!؟ فکر کنم برخلاف دیگر مناطق خاور میانه خوشبختانه در ایران لااقل یک سابقه و نیرو ی مترقی است که اگر بجنبد می تواند آلترناتیو ارائ بدهد! و در این شرایط به نظرم بحث انتخابات تبدیل به یک امر حاشیه ای می شود!
ببخشید که اندکی بی ربط شد اما در تحلیل نهایی ربط پیدا می کند!

عبدی : فقط یک مشکل کوچک وجود دارد که حتما برای آن هم جواب دارید و این که پس از این تغییر رادیکال چه تضمینی دارد که وضع بدتر نشود؟

انتخابات شوراها نزديك است. شوراها به نحوي از يادگاران دوره اصلاحات هستند كه اتفاقاً در مسير توسعه سياسي يكي از معدود كارهاي موفق آن دولت درگذشته محسوب مي شوند. اگرچه مجموعه نمايندگان ايشان در شوراهاي اول نتوانستند از اين ابزار بسيار مفيد استفاده مناسبي ببرند و آن را تبديل به مجلس لج و لجبازي و خرابكاري و تصفيه حساب كردند. ضربه هايي كه اصلاح طلبان از كم حوصلگي و نابلدي شان در عرصه سياست و اجتماع خوردند از گروه مخالف نخوردند.
اگر با دقت سالهاي مياني آن هشت ساله را بررسي كنيم مي بينيم كه اصلاً گروه هاي قدرت طلب نه استراتژي مشخص و نه طرح و برنامه و نه اميدي به دستيابي به قدرت نداشتند و هنوز هم باور اين قضيه برايشان سخت است و بيراه نيست اگر بگوييم دولت ايشان محصول عدم موفقيت اصلاح طلبان و پذيرش ايشان بر اثر رد دولت اصلاحات بوده است.
البته اين موضوع از مناظر گوناگون مطرح شده و به خوبي تحليل شده است كه در ايران چيزي غير از اصلاح طلبي نداريم و همين نودولتان هم در اصل ادعاي اصلاحات دارند. فقط اينها بر موج روستائيان و محرومان و فراموش شدگان سوار شدند ولي دولت اصلاحات نماينده همه مردم شامل دانشجو و تحصيلكرده و طبقه متوسط شهري و نيز روستائيان و محرومان بود.
به هر حال صحبت بر سر اينكه مردم گفتمان اصلاح طلبي را مي پذيرند يا نه اشتباه است و مسلم اين است كه ايرانيان به دنبال اصلاح وضع موجودند و در هر انتخابات هم به شكلي همين حرف را تكرار كرده اند. اما اينكه به چه كساني راي مي دهند، كساني كه اولاً اصلاحاتي را نويد دهند كه در اولويت نيازهاي مردم است و دوم اينكه نمودي از آن را در كارنامه خود داشته باشند.
به اين ترتيب اطمينان دارم نتيجه اين انتخابات هم مثل هميشه تلاش مردم براي انتخاب اصلاح طلب ترين افراد خواهد بود.
در مورد اعضاي قبلي شوراي شهر كه بطور كل در يك فضاي غير رقابتي و فقط با هدف اعتراض به ناكارآمدي هاي دولت دوم خاتمي انتخاب شدند حتي احتمال كم دادن هم براي انتخابشان جز در حد همان يكي دو نفر تابلو شناخته شده اشتباه است گرچه انتخاب چهره هايي كه به دولت قبل متصل بودند نيز ترديد وجود داردو فقط مي شود به طور قطع پيش بيني كرد كه نتيجه اين انتخابات نيز يك شگفتي خواهد بود.
از همه خنده دارتر اين وسط كساني هستند كه باورشان شده مردم ايشان را انتخاب كرده اند و اينها كه دنبال ماشين ها مي دوند به معناي مردم هستند. اين يك فرض غلط است و اگر بخواهم با ادبيات خودشان صحبت كنم بايد بگويم در اين انتخابات مشت محكمي از مردم خواهند خورد.
تنها يك احتمال ضعيف بسيار ناراحت كننده و حسرت بار وجود دارد كه طبقه متوسط به معني عام به چنان درجه اي از نااميدي و بي عملي رسيده باشد كه حاضر نباشد اين تنها راه كم هزينه را هم براي تغيير وضع اسف بار موجود برود و ترجيح دهند كه در كناري بنشينند و اين كمدي سخيف را تماشا كنند

عبدی : ببین دوست عزیز این پیش بینی نشد!همه حالات را محتمل دانسته اید.خوب اگر آخرین احتمال شما محقق شد باید گریبان چه کسی را گرفت و چه اقداماتی را در دستور کار قرار داد؟.

الف: از لحاظ اجرا با توجه به اینکه در مرحله رد صلاحیتها کار خودشان را کردند مانند گذشته نیاز به تقلب آن چنانی ندارند
ب: چون در اکثر شهرها رد صلاحیتها کسترده بوده مشارکت در خبرگان بسیار کمتر خواهد بود البته نا گفته نماند به علت اینکه انتخابات خبره گان همزمان با انتخابات شوراها می باشد وانتخابات شوراها هم کمی به قومیتها وروابط مردم با کاندیدا ها مربوط میشود در میزان مشارکت مردم در انتخابات خبره گان تاثیر خواهد داشت ضمنا با توجه به اینکه وزارت کشور در دست اقتدار گرایان قرار دارد حتما میزان مشارکت را بالا اعلام خواهند کرد و اصلاح طلبان نیز نمی توانند اصل ماجرا را با مردم در میان بگذارند چون انگ منافق بودن به آنها خواهند زد

ج: در شهر تهران انتخابات شوراها به نفع اصلاح طلبان تمام خواهد شد ولی در سایر شهرها اقتداگرایان غالب خواهند بود
د: از طرف اقتدار گراها تبلیغات سنکینی بر علیه اصلاح طلبان براه خواهد افتاد که در انتخابات شکست خوردند وچون رادیو وتلویزیون در اختیار آنها می باشد اصلاح طلبان نیز کاری نخواهند توانست انجام دهند لازم بود اصلاح طلبان در جاهائی که امکان رقابت ندارند حتما انتخابات راتحریم میکردند تا وزن اصلاح طلبان مشخص می گردید
ه: تعدادی از احزاب اصلاح طلب رادیکاتر خواهند شد وشاید با تعدادی از گروهای غیر خودی که نظام را در کل قبول دارند نزدیکتر شوند برای دولت نیز فرقی نمی کند چون رای را بالا اعلام خواهند کر د در ضمن اصلا برای اینها نظر مردم وجهان مطرح نیست
و: یک چنین منتخبینی کارائی چندانی نخواهد داشت کما اینکه می بینید خبرگان در سه دوره چه کار کرده جز آن که با سپردن تعین صلاحیتها به شورا نگهبان مبنای انتخابات را زیر سوال برده

پاسخ به پرسش پنجم
چالشهاي مهمي پس از انتخابات , پيش رو ي حاكميت.دولت.كشور .مردم .عرصه هاي عمومي و خصوصي.علم و فن اوري .اقتصاد وتجارت.و...خواهد بود كه اجازه ميخواهم تنها به چهار مورد اكتفا نمايم و يكي-دو مورد فوق العاده مهم را هم به دليل بار حقوقي احتمالي عجالتا ناديده بگيرم
الف.در سياست خارجي
چالش در روابط ايران و روسيه_
چالش در روابط ايران و اروپا با تاكيد بر پرونده حقوق_
بشر در ايران

ب.در سياست داخلي
_چالش در روابط احزاب سنتي اصولگرا با دولت _با محوريت مؤتلفه_
بحران فراگير در سازمانهاي پنهان حاكم بر اقتصاد_
كشوربه دليل مقاوتهاي سرسختانه در برابر باز مهندسي اقتصادي توسط دولت يكپارچه

پاسخ به پرسش پاياني(ششم
كارامدي شوراي سوم(برامده از اين انتخابات)تقريبا مشابه كارامدي نهاد دولت كنوني مي باشد!و با لحاظ تحقق انچه در پرسش سوم گفنه ام اين نهاد "باز توليد"نهاد دولت كنوني محسوب مي شود!يعني علاوه بر دارا بودن ويژگي هاي دولت كنوني,برخوردار از خصوصياتي است كه دولت يا نمي تواند در خودش به انها برسد يا كلا"امكان تحققش در درون نهاد دولت موجود نيست! پس اگر دولت كار امد است شورا هم كارامد خواهد بود وعكس ان!به عبارت كاربردي تر:نهاد شوراي شهر و روستاي اينده تجسم و عينيت سازماني است كه براي اجراي شاخص هاي تعريف شده توسط همين دولت بوجود خواهد امد و يك سازمان فونكسيونل است تا يك سازمان هدفگرا!ضمنا"چون شاخص هاي تعريف شده (اگر بتوان انان را شاخص ناميد)توسط اين دولت نظير "مهرورزي"و"رايحهءخوش خدمت"در نظام كنوني ورايج علم مديريت تعريف نشده يا دستكم با اين ترمينولوژي نيامده است لذا نمي توان با معيارهاي علم و تجربه مديريت كار امدي يا ناكارامدي شوراهاي اتي را از اين زاويه بررس كرد;به عنوان مثال در علم مديريت
تضاد" در يك سازمان يك امر مستحسن و ارتقاءبخش معرفي مي گردد كه به رقابت و نظارت و نتيجتا"افزايش بهروري نيروي كار و كارامدي و روزامدي ان سازمان مي انجامد اما تلاش بليغ ومثال زدني دولت از ابتدا تاكنون به جاي هدايت اين تضادها يكدست كردن سازمان دولت و امحاءكليه تضادهاست در حالي كه در علم مديريتي كه دنياي كنوني با ان اداره مي شوداكيدا از امحاء ان به جز مواردي خاص پرهيز مي شود!يك نمونه ءجالب در حفظ و هدايت تضادها نوع مديريت" بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران" بود كه مثالهايش فراوان است ونياز به ياداوري نمي باشد
در مجموع بر اساس انچه تاكنون مشهود مي باشد احتمال كار امدي نهاد شوراي برامده از انتخابات (صرف نظر از تركيب ان اصولگرا,صلاح طلب,مستقل يا ...)پايين بوده و احتمال شكست ان كم نمي باشد

سلام
1- سلامت انتخابات مربوط است به:
- نحوه اجرا در قبل از روز انتخابات : در این باره باید گفت که رد صلاحیتها کاملا مشخص کننده چگونگی سلامت است.
- روز انتخابات و بعد از آن یعنی شمارش آرا و رسیدگی به شکایات : در این باره البته باید بعدا قضاوت کرد ولی از تجارب گذشته و شناختی که از تیم حاکم داریم معلوم است که وضعیت سلامت چگونه خواهد بود.
- امکانات برابر در تبلیغ : از این نظر هم کاملا مشخص است که در این یکسال گذشته اصلاح طلبات به هیچ وجه نتوانسته اند با مردم ارتباط موثر داشته باشند و از این نظر نیز کاملا می توان گفت که توازنی در کار نیست.
2- از انجایی که سلامت انتخابات مطلبق موارد پیش گفته است می توان نتیجه گرفت که نتایج آرا اصلا نمی تواند حاکی از همه حقیقت یعنی نظر واقعی مردم باشد اگرچه میزان مشارکت بالای 60 درصد خواهد بود. زیرا نقش صدا و سیما در کشاندن مردم به صحنه ها را دیگر نمی توان انکار کرد و به همین دلیل هم هست که نظر واقعی مردم در آرای آنان منعکس نخواهد شد.
3- نتایج سیاسی : امیدوارم نتیجه این انتخابات هرچیزی می خوهاد باشد الا انسداد سیاسی. اگر مردمی که این بار برای اصلاح طلبان به صحنه می خواهند بیایند ببینند که زحمات آنها هیچ اثری نداشته و باز همان حزب پادگانی با همان روش قبلی از صندوقها بیرون آمد .....
برای اصلاح طلبان البته نتیجه های دیگری ممکن است حاصل شود. لاااقل انشعابی رخ خواهد داد و احزاب رادیکال تری به وجود خواهد آمد.
4- چون اصحاب دولتی ها پیرزو خواهند شد , حتما کارآمدی شورای جدید کمتر خواهد شد و خرابی ها بیشتر

در مورد انتخابات بحث و نظر بسيار است يكي مي گويد بايد شركت كرد ده تا مي گويند كه نبايد و .........اما در هر صورت انتخابات برگزار مي شود و به قول رسانه ملي هر چه باشكوه تر . بنده سعي مي كنم كه نظر خودم را ( ونه تحليل كه اين كلمه را براي اين مسئله مناسب نمي دانم ) در چهار چوب خواسته شده عرض نمايم .

الف-از لحاظ اجرا و سلامت : در مورد اجرا چيز خاصي براي گفتن نيست ( اجرا را ا زسلامت جدا مي دانم ) چون در اين مملكت اگر هيچ چيز سر برنامه انجام نمي شود انتخابات تنها مسئله ايست كه با نظمي قابل قبول انجام مي گيرد و فكر نكم كسي نسبت به نظم برگزاري اعتراضي داشته باشد به هر حال اين همه پرسي بزرگ اري به نظام است ( به قول اقاي شاهرودي ) وبايد هرچه باشكوه تر برگزار شود.اما در مورد سلامت بايد يگويم كه گمان نمي كنم ناسلامتي قابل ذكري در مورد انتخابات خبرگان اتفاق افتدچون فيلترينگ بسيار قوي و محكمي در تاييد صلاحيت ها انجام شده و ديگر نيازي به تزريق ناسلامتي به انتخابات نيست شايد بپرسيد در مورد يكي دو نفر ممكن است اتفاقاتي بيفتد اما بايد خدمتتان عرض كنم كه اين يكي دو نفر براي رفع كدي لازم است چون در بازيي كه يكي از حريفها مرتب كد شود بيمزه است و لذت و افتخاري در ان نيست .پس نگراني در مورد مجلسي كه با هيچ يك از معيارهاي مرسوم دموكراسي همخواني ندارد ( به قول حجاريان ) بي مورد و بي جاست . و پيش بيني مي شود كه ناسلامتي قابل ذكري در اين انتخابات رخ ندهد. در مورد شوراها قضيه كمي متفاوت است و ممكن است ويروسهايي به انتخابات تزريق گردد كه شدت شيوع و بيماران ان در شهرهاي مختلف متفاوت است . پيش بيني مي شود كه تزريق ويروس ناسلامتي در كلان شهرها علی الخصوص در تهران به دليل حساسييت ها بسيار كم و ناچيز باشد. در تهران به دليل بوق و كرناها ي تبليغي كه به مناسبت انتخابات شروع مي شود علل خصوص در رسانه هاي خارجي بعيد مي دانم كه محافظه كاران در دام قهرمان سازي بيفتند و با تزريقي نامناسب بعضيها را تبديل به قهرمان كنند. در ساير كلان شهرها مثل اصفهان هم انقدر رد صلاحييت ها گسترده بوده كه ديگر نيازي به تزريق ناسلامتي نيست . اما نگراني بنده از تزريق ويروس در شهرهاي كوچك و شهرستانها است . از انجايي كه رد صلاحيتها در اين شهرها گسترده نبوده (‌شايد به دليل عدم درك و يا اطمينان از نتايج ) و حساسييت نيز روي اين شهرها وجود ندارد و صداي معترضين نيز ( در صورت وجود )‌به جايي نخواهد رسيد يقينا تزريق ويروس ناسلامتي گسترده خواهد بود و در بعضي نقاط علل خصوص در شهرهاي مرزي به شكل حاد در خواهد امددر شهرستانها بر خلاف كلان شهرهايي مثل تهران و اصفهان از تكثر سرمايه خبري نيست و قدرت و سرمايه در دست يك عده خاص است كه عمده تفكرات سياسي انها نيز به ظاهر شبيه هم است و اين عده خاص اجازه به خطر افتادن سرمايه خود رابا تغيير اساسي در اداره شهر نخواهند داداما در كلان سهرها به دليل تكثر كه امر ميموني است معمولا توازن سياسي و اقتصادي و جود دارد .پيشنهاد مي شود اصلاح طلبان ( اگر هنوز واقعا چنين كساني وجود دارند ) وقت بيشتري روي شهرستانها بگزارند ( كه بعيد ميدان و دلايلش هم روشن است ).
ب- از لحاظ ميزان مشاركت :
كميت شركت كنندگان در انتخابات هميشه مهترين دغده سران حاكمييت بوده تا بتوانند مشروعييت و مقبولييت را با هم داشته باشند و هميشه انتخابات را رفراندومي مي دانند كه نتيجه اش جزراي صد در صد به نظام نيست ( درستي و غلطي اين تحليل خود جاي بحث دارد ).. در اين انتخابات نيز مانند ساير انتخابات گذشته راي هاي ثابت سر جاي خود هستند و اين راي ها سه دسته اند : 1- كساني كه به راي دادن مانند يك عمل واجب و مذهبي فكر مي كنند و معمولا مراجع انها ( كه نزديك به حكومتند ) اين فتوا را برايشان داده اندو تعدادشان كم هم نيست . 2- نوجوانان 15و 16ساله اي كه با ولعي شديد مي خواهند سيخ كباب راي را به دندان بكشند و تقريبا همه انها در انتخابات شركت مي كنند 3- اصلاح طلباني كه هميشه به راي دادن معتقدند ( ومعمولا از طيف سنتي چپ هستند ) و حتي اگر يك كانديدا وجود داشته باشد كه شعار حداقلي براي انها داشته باشند در انتخابات شركت مي كنند ( كه تعدادشان چنگي به دل نمي زند ).ا ما طيف وسيع مردم يا در انتخابت شركت نمي كنند و يا مرددند. كه از ميان مردد ها عده اي وارد انتخابات مي شوند و بيشتر انها فقط در انتخابات شوراها شركت مي كنند و راي خود را در كاسه خبرگان نمي اندازند .كه همين مرددهايي كه شركت كرداه ند تعداد كمي نخواهند بود . يقينا امسال وضع انتخابات خبرگان بهتر از قبل خواهد بود و اكثر كساني كه در انتخابات شوراها شركت مي كنند رايي نيز در صندوق خبرگان خواهند ريخت چون ملت ايران كاري كه برايش ضرر مالي نداشته باشد را با گفتن جمله امتحانش مجانيست انجام خواهد دادو يقينا بي توجه از كنار صندوق خبرگان كه در چند سانتيمتري صندوق شورا قرار دارد نخواهد گذشت. اما برسيم به طيف تحريم گران انتخابات كه چيزي نزديك پنجاه درصد واجدين شرايط راي را تشكيل مي دهند . اين افراد با هيچ تشويق و يا تبليغي وارد انتخابات اين دوره نخواهند شد چون ديگر تلاش درون سيستمي را كارا نمي دانند و عده اي از انها نيز به هيچ يك از كانديداها اعتماد ندارد ( كافيست سري به خيابان زده و از مردم سوال كنيد )و نظر اين گونه افراد اين است كه هركس كه كانديد مي شود فقط براي منفعت خويش است و بعد از انتخاب ديگربه مشكلات مردم كاري ندارد كه اين تفكر ريشه تاريخي دارد و ريشه يابي و بحث در مورد ان در اين مقال نمي گنجد. با اين اوصاف پيش بيني ميكنم تعداد شركت كنندگان در انتخابات شوراها كمي بيشتر از پنجاه درصد واجدين و شركت كنندگان خبرگان كمي بيشتر از چهل درصد باشند.
ج-از لحاظ نتايج ارا: از اين لحاظ فقط در باره شوراها صحبت مي كنم و دليلي براي صحبت در باره خبرگان نمي بينم ( به دلايل روشن ) . در تهران گمان مي كنم كه چيزي كمتر از نصف شورا را در دور اينده اصلاح طلبان تشكيل دهند كه دو دليل عمده ان را –الف: ائتلاف اصلاح طلبان وب: كنار امدن با قالي باف مي دانم و در كل تركيب نهايي شوراي شهر تهران به سود اصلاح طلبان خواهد بود . اما در مورد شهرستانها اين گونه ائتلاف ها كاربردي ندارد و مردم رو ي چهره ها دست مي گزارند و اكثرا نمي دانند كه چي كسي متعلق به چه طيفي است و اصلا مهم نيست .مردم شهرستان انقدر كه به تيپ و قيافه ممكن است توجه كنند به چپ و راست قضيه كار ندارند و در شهرهاي حاشيه اي نيز قضايا كاملا قبيله اي است و هر كس به كانديداي طايفه اش راي مي دهد و در كل نمي توان طيف سياسي كانديدا را مشخص كرد چون خيلي از كانديداها اثلا در اين باغها نيستند (الحمد لله ) اما به طور كلي اگر بخواهم حساب كنم در اين دوره كمي بيشتر از سي در صد كرسيهاي شوراي شهر در سراسر كشور به اصلاح طلبان و يا نزديكان انها خواهد رسيد .و مابقي راي ها نيز بين طيفهاي مختلف محافظه كاران تقسيم خواهد شد .( چندان به جنگ زرگري محافظه كاران كه فقط براي گرم كردن تنور انتخابات است معتقد نيستم ).

د- از لحاظ نتايج سياسي:
اين انتخابات مي تواند خيلي مسائل را روشن كند . در هر صورت و با هر تعداد مشاركت حتي اگر حداقل مشاركت وجود داشته باشد حكومت و رسانيه فخيمه ملي مشاركت مردمي را يك حماسه ديگر و مشت محكمي در دهان استكبار خواهد ناميد اما خود سران حكومت خواهند فهميد كه ديگر دوران شعارهاي فله اي به سر امده ( البته تا حالا نيز فهميده اند ) و سعي مي كنند براي دورهاي اينده اين تفكر را به وجود اورند كه انهايي كه راي نداده اند نه مخالفان حكومت بلكه كساني هستند كه از حق دمكراتيك خود براي شركت نكردن ان هم به دليل قبول نداشتن بعضي افراد و نه سيستم استفاده كرده اند . اين گونه مي خواهند فكر ملت را به جهت ديگر سوق دهند و اشتباه گذشته خود را در رفراندوم دانستن انتخابات جبران كنند چون ديگر با اين وضع شركت كنندگان در انتخابات اين شعار (شركت در انتخابت = اري به نظام ) معنايي ندارد و خطر ساز خواهد بود پس حكومت سعي مي كند بيشتر روي حق تاكيد كند تا تكليف. در مورد اصلاح طلبان اخراج شده از حكومت ( به قول عبدي ) كه مي خواهند بار ديگر صندليهاي از دست رفته را بدست اورند و شايد اين امر از روي عادت مبارزه گري انسان باشد ( نقل قول از مرتضي مرديها ) اين انتخابات استارت مناسبي خواهد بود تا بار ديگر زبان اصلاح طلبان كمي به حركت در ايد ( چون مي دانيم انها بيشتر اهل لفاظي هستند تا عمل ) و در بوق كنند كه: اي مردم هنوز عاشق سينه چااك ما هستند و........و خود را براي انتخابات بعدي هم اماده مي كنند و باز هم سعي مي كنند تاريخ را بدون عبرت گرفتن تكرار كنند.و اين انتخابات چيزي جز يك رو كم كني سياسي نخواهد بود ( باز هم اشاره به مطلبي از مرديها ) البته صحبت در اين باره زياد است و در اين مقاله نمي گنجد.
ه- از لحاظ چالشهاي احتمالي:باز هم حرف و حديث هاي هميشگي در باره تقلب و اين جور حرفها اتفاق خواهد افتاد كه معمولا از سوي رسانه هاي خارجي خواهد بود و خيلي زود هم فراموش مي شوند ولي در كل چالش حادي به وقوع نخواهد پيوست البته ممكن است باز هم صر و صداهايي در شهرهاي مرزي اتفاق افتد ولي گمان نمي كنم انچنان شديد باشد .
و- از لحاظ كارامدي نهاد بر امداز انتخابات :

در باره خبرگان كه نكته قابل ذكري وجود ندارد و انها هم مثل هميشه خود را در برابر خداوند و رهبري مسئول ومكلف مي دانند و كارشان مسل هميشه به چند جلسه صحبت درباره مسائل بي ربط با كار اصليشان ختم خواهد شد مگر اينكه بلاخره هاشمي.......كه گمان نمي كنم اين اتفاق بيفتد . منتخبان شوراها در كلان شهرها سعي مي كنند تا با كارهايي كه انجام مي دهند راي اينده خود و طيف سياسيشان را تضمين كنند و رقابتي كه براي انتخابات وجود دارد اهرم فشاري برا نها خواهد بود تا به كارهاي شهري بهتر از ادوار گذشته بپردازند . اما در شهرستانها گمان نمي كنم اراده خيلي قويي براي عمران و ابادي به وجود ايد چون تركيب ان شوراها را معمولا افراد نا اگاه و تازه به دوران رسيده تشكيل مي دهند كه معمولا پشتوانه قبيله اي دارند ( بيشتر شهرهاي مرزي كه كم هم نيستند ) و نهايت كاري كه انها بكنند اين است كه از رانت شوراي شهر براي يك سري منافع شخصي استفاده نمايند و چند روز ماهي قبل از انتخابات بعدي براي جلب راي شروع به ساختن مثلا يك فضاي بازي بچه ها مي كنند . تازه اگر اين گونه نباشد و شوراها بخواهند كار كنند باز هم مشكلات اساسي بر سر راه انها خواهد بود و اولين مشكل انتخاب شهردارها است كه دولت مهر ورز از تمام ابزار خود: از خوابهاي امام زماني گرفته تا فشارهي سياسي نمي گزارد اداره شهرها از دستش خارج شود كما اينكه اين تلاشها از همين حالا مشهود است .سخن به درازا كشيد و هنوز صحبت در اين باره زياد است اما نه وقت و نه حوصله اي چه براي من و چه براي شما براي ادامه صحبت و جود ندارد .
و سلام

عبدی : مطلب جامعی بود اما من با پیش بینی مربوط به نتائج تهران موافق نیستم.(حداقل در حال حاضر) نظر خودم را جمعه شب می نویسم.

با سلام و درود
ازادی انتخابات تابع چهار عامل زیر است
بی طرفی دولت
امکان حضور تمام گرایشها.
جلوگیری از دخالت مقامات با نفوذ محلی اعم از سیاسی
دینی ونظامی
تضمین سلامت شمارش ارا وتعداد کل ان
با نگاهی به عمل کرد نهاد های دولتی بخصوص رسانه های دیداری و شنیداری و روزنامه ها ئی که عموما"توسط دولت (حکومت) اداره میشوند وتبلیغات انها له وعلیه کاندیدا ها
در انتخابات گذشته این مورد را زیر سوال قرار داده.
عملکرد فیلتر تایید صلاحیتها بروشنی وبی پرده پوشی حضور گرایشهای مختلف را غییر ممکن ساخته است
اعتبار بند های سه وجهار منوط به تحقق دو بند اول است
با این وجود ادعاهایی در عدم بی طرفی این مقامات در گذشته شده که شدید
ترین اعتراضات را اقایان کروبی و هاشمی در انتخابات سال گذشته داشته اند .
اما مشارکت مردم به تناسب موضوع انتخابات فرق میکند
در انتخاباتی نظیر شورا ها هرچه از کلان شهرها دور شده وبه به شهرهای کوچکتر وروستا ها نزدیک شویم مشارکت
تابع مسایل قومی شده وحساسیتها نیز بیشتر به تعصبات
قومی وفامیلی مربوط میشود اما در کلان شهر ها و بخصوص تهران این مسئله بیشتر سیاسی و به چهار عامل
بالا مربوط است .عامل دیگری که مشارکت مردم بان بستگی دارد تمایلات سیاسی مردم است بطور کلی این گرایشات باین صورت است:دسته ای که مخالف نظامند ودر هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنند که با یک عمل ریاضی ساده میوان تا حدود زیادی تعداد انها را مشخص نمود
گروهی طرفدار سنتی راست اند . گروهی طزفدار سنتی
چپ وگروهی بی تفاوتند که بنا بر جو حاکم به طرفداری
از یک جناح وارد انتخابات میشوند اما سابقه نشان داده که این گروه بندرت بنفع راست دخالت میکنند ودر صورت نا امیدی از اصلاح طلبان ترجیح میدهند که اصلا شرکت نکنند
تداد اینها در خور توجه است با مقایسه چند انتخاب گذشته مجلس وریاست جمهوری میتوان به امار انها زسید
اما در مورد کارامدی منتخبین این انتخابات باز هم اختلاف بین کلان شهرها با سایر مناطق مطرح است این ها حتی اگر همسو وهمراه دولت باشند تنها میتوانند مسایل روزمره را بخوبی انجام دهند زیرا بحرانهایی نظیر ترافیک و حاشیه نشینی و مسکن ریشه در سیاستهای کلان کشور همچون اقتصاد دولتی ورانتی و ... دارد و حل انها از ظرفیت وتوان شورا ها خارج است هر گروهی که حل این مسائل را در تبلیغات وعده دهد زیان خواهد دید و در اینده به بی کفایتی متهم میشود اگر در کلان شهر ها
اختلاطی از گروها انتخاب شده وبه شورای شهر راه پیدا کنند بدلیل تنشهایی که با ن روبرو خواهد شد حتی فعالیت عادی وروز مره این شهرداریها معطل می ماند وبا توجه به در اختیار داشتن رسانه ها و روزنامه ها توسط راستها ( اصول گرایان ) چپها بعنوان مانع و کارشکنان اصلی معرفی خواهند شد بهر حال باتوجه به مواردی که ذکر شد بنظر انتخابات با اقبال مواجه نباشد

با سلام به جناب عبدی عزیز
مستقیما به آنچه خواسته شماست می پردازم

1- اجرا و سلامت
اجرای بدون مشکل و معمولی مثل همیشه و سلامت آن مثل انتخابات ریاست جمهوری قبلی خواهد بود با همه فاکتورهای دخیل در آن. شاید هم بیشتر.

2- مشارکت
کمی بهتر از انتخابات قبلی شوراها اما آنچه اعلام میشود برای حاکمیت قابل قبول خواهد بود یا در واقع برعکس !!!
نقش عجیب و غریب تلویزیون در روز جمعه و نیز شنبه و یکشنبه را هم از یاد نبریم.

3- نتایج آرا
ترکیبی از لیست اصولگراها و حامیان احمدی نژاد و احتمالا باضافه یکی دوتا نخودی از اصلاحات !!! که بعید هم هست.

4- نتایج سیاسی
برای اصلاحات: یک ضربه دیگر و یک ائتلاف باقیمانده که شاید دوام هم داشته باشد تا مدتی ( البته در شهرستانها ممکن است اصلاح طلبان آرا بهتری داشته باشند اما با توجه به اینکه آمار دقیق ندارم با احتمال و احتیاط نظر میدهم)

برای اصولگرایان: شاید تشدید اختلافات و ظهور اتفاقات جدیدتر. اما با توجه به اینکه آنها فصل الخطاب و الختام دارند به جای باریک نمیکشد فعلا.

برای حکومت: اگر نتیجه قابل قبول و دلخواهش رقم نخورد در عقل و درایتش شک میکنم. پس این همه سرمایه گذاری و انتظار برای چه بوده اصلا ؟

برای کشور: تقویت موقعیت یک عده مشخص برای مدت مشخص. امتیازات مقطعی ، استمهال ، تعادل نسبی در یک سری از امور که آقای عبدی شاید بدانند. اما در نهایت به قول مرحوم علی حاتمی در سکانس آخر فیلم حاجی واشنگتن ، آینده را تباه و سیاه میبینم

5- چالشهای احتمالی
چالش میان اصلاح طلبان - اصلاح طلبان ، اصولگرایان -احمدی نژاد ، شهرداری آینده و یک چالش مهم که بماند.
اوضاع اصلاح طلبان بسیار دیدنی خواهد بود اگر حجت تمام شود. حتی برای چندمین بار !!!
چالشهای خارجی هم هست که فرصت بیشتری میطلبد

6- کارآمدی نهاد برآمده
در مورد کار آمدی هر نهادی که در سیستم فعلی برمی آید نیاز به بحث مفصل و مستقلی با جناب عبدی میباشد.

اما از همه مهمتر به نظر من این است که انتخابات خبرگان از شوراها فعلا مهمتر است و در اهمیتش هم همین بس که کسی اشاره ای به آن نمیکند و همه توجهات معطوف شوراهاست. همه موارد فوق باید در مورد خبرگان هم نوشته شود که نتیجه آن بسیار متفاوت و خواندنی خواهد بود.