در باره مستطیل سبز (نگاه میهمان)
درباره مقاله مستطیل سبز داعیه ها را به چالش می کشد آقای محمد حسین کامنتی را نوشته اند که بصورت جدا تقدیم می شود.
با سلام بر جنابعالي و بينندگان سايت
در جايي ميخواندم كه گردش مالي سالانه صنعت فوتبال سالانه بالغ بر _دو هزار ميليارد دلار_است!شايد اين رقم اغراق اميز به نظر ايد اما وقتي كه در امد كسي مثل رونالدينهو سالانه سي ميليون دلار است نبايد چندان دور از واقع باشد!وسالانه ميليونها نفر در سراسر دنيا از صنعت فوتبال نان ميخورند_ظاهرا دويست ميليون نفر مستقيم و غير مستقيم_قيمت هاي چند ميليارد دلاري باشگاهها وچند ميليون دلاري بازيكنان_رقمهاي درشت اسپانسرها _هزاران مدرسه فوتبالي كه در سراسر جهان از ميليونها ماليخوليائي فوتبال كسب درامد ميكنند_توليدات كفش و پيراهن و شورت ورزشي_پولهاي كلان حق پخش و تبليغات اطراف زمين و تبليغات تلويزيوني كه في المثل در همين تلويزيون خودمان سر به افلاك ميكشد و مجلس ششم تنها توانست به چند حساب انگشت شمار ان در تحقيق و تفحص رسيدگي كند و نيز شرط بندي ها كه در كشور ما به طور رسمي و پيدا ديده نميشود اما در خارج كولاك ميكند .چند ماه پيش ميخواندم كه يك زن انگليسي در يكي از اين شرط بنديها دويست هزار پوند برنده شده است
ابراهامويچ تاجر سي و اند ساله نفت واهل روسيه كه پس از فرو پاشي شوروي به الاف و اولوف يك شبه رسيده بود با خريد باشگاه چلسي و استخدام سر مربي غير فوتبالي پرتقالي به نام مورينيو نشان داد كه جدا عصر ديوانگان فوتبال و به عبارتي خاك خورده ها و شورت پوشيده هاي مستطيل سبز افول كرده است والبته در مملكت ما حضور مديري تكنوكرات به نام صفائي فراهاني اين موضوع را به شكل ديگري بيان كرده بود! فردي كه در سازمان فوتبال ايران بنيانهاي ماندگاري بر جاي گذاشت ودر زماني اندك به نزديك بالاترين جايي كه در هرم قاره اي فوتبال وجود دارد دست يافت!افسوس كه فوتبال است وقمار برد وباخت !وشانس اينبار اين مرد نيك را يارا نبود
اين مقدمه را ذكر كردم تا بگويم كه تصميم فيفا هم سياسي هست و هم سياسي نيست
الف :سياسي هست چون ايران كشوري سياسي است وهم اكنون درگير مطرح ترين پروژه سياسي شوراي امنيت
سياسي هست چون فيفا نميتوا ند بنگاهي غير سياسي باشد .فيفا انقدر گسترده است كه پتانسيل سياسي عظيمي را همواره در بطن خود نهان داشته باشد مثلا اقاي برلوسكوني نخست وزير سابق ايتاليا كه ضد ايران بود مالك يكي از باشگاههاي معروف فوتبال يعني ميلان است همين اقاي صفايي سابق الذكر خودمان كه در ايران در راس فوتبال قرار داشت پيش از ان يك شخصيت سياسي مؤثر است! جلسه كابينه انگليس تعطيل ميشود تا داربي ليورپول _ ارسنال را ببينند
سياسي هست چون براي مردم ايران فوتبال از نان شب مهمتر شده است .مثل مردم برزيل _مقروض ترين كشور جهان_ايراني ها هم بدبختي ها و فلاكت زندگي روزمره و عقده هاي سركوب و تحقير وغيره را با اين ورزش تخليه ميكنند ! يادتان ميايد ان شب كه بحرين سه_يك برد چه حالي داشتيم و مردم در همين تهران چه كردند؟و چه ميگفتند؟وبه نوعي همه مردم ما درگير اين صنعت هستند
يادم ميايد كه شب بازي با اردن يا قطر (مقدماتي جام جهاني)بود پرواز داشتم تقريبا همه پروازهاي فرودگاه مهراباد تهران با تاخير انجام شد در حالي كه هيچ مشكل فني يا هواشناسي وجود نداشت ضمنا زمان وزارت اقاي خرم بود و فرودگاهها حساب و كتابي حداقلي داشت! چون همه و همه: خلبانها مهمانداران مامورين بليطها و مسافرين پاي تلويزيونها محو فوتبال شده بودند
سياسي هست چون دنيا مي خواهد به ايران بفهماند كه بايد حكومتش مسئولانه برخورد نمايد !اين دنيا امريكا يا ساير قدرتهاي سياسي نيست فرض بفرمائيد "الكس فرگوسن"است فردي كه بيست وپنج سال پياپي يعني ربع قرن سرمربي قديمي ترين باشگاه فوتبال جهان يعني تيم فوتبال من_يونايتد-اتفاقا مذهبي _ است!ياسنديكاهاي همان دويست ميليون نانخور فوتبال يا بانكهاي بزرگي كه في المثل در سوئيس گردش مالي فوتبال را برعهده دارند
يادتان ميايد بازرگانان محترم مملكتمان با رضا بهزاديان رييس اتاق بازرگاني تهران چه كردند؟انها با ايشان كاري نداشتند بلكه اكثريت قاطع طرفدار او بودند تجار عزيز با پول خود خيلي كار دارند
ايران امروز با دنيا يك مسئله سياسي دارد(صرف نظر كه حق با كيست)بايد پاي همه عوارض ان بنشيند اين طبيعت زندگي اجتماعي_مدني و جهاني است
ب:سياسي نيست چون فوتبال ذاتا سياسي نيست چون اقاي سب بلاتر_نميدانم همانكه فيفا را اداره ميكند!_ ظاهرا"سياسي نيست! چون قوانين فوتبال واضح تر از اين است كه بتوان به ان تاويل و تفسيرهاي اينچنيني بست !امروز اگر هر جواني در اين مملكت نداند كه قانون اساسي ايران چند اصل دارد اما ريزه كاريهاي داوري فوتبال را ميداند
سياسي نيست چون فيفا و اي-اف-سي تا جايي كه در ايران زمينه ديده اند جلو امده اند وهمكاري كرده اند چون فوتبال اسيا بدون ايران لطفي ندارد !روحي كه در فوتبال ايران هست اسياي كهن و بزرگ را به غليان در مياورد و به كشور بزرگترين اسپانسرهاي فوتبال يعني ژاپن معناي مشاركت تجاري ميدهد! به چين يك ميليارد جمعيتي هويت گمشده فوتبالي اش را ميبخشد ميگويند خاستگاه ابتدايي فوتبال چين بوده است
سياسي نيست چون فوتبال ايران جداي از حكومتش براي دنيا مهم است و خيلي هم مهم است ! لذا به جايي كه اين پروزه يك اقدام فعالانه يا يك توطئه از طرف فيفا باشد يك بحران و وضعيت منفعلانه است كه فيفاهم با ان درگير شده است چه بسا الان سب بلاتريا همان رييسي كه فيفا را ميچرخاند وضعيتي بهتر از علي ابادي خودمان نداشته باشد
اما اينده
دولت ايران در اين پروژه به زمين خواهد خورد (شك نكنيد) و دليل انهم ناتواني بوروكراسي ايران در پيدا كردن گريزگاههاي قانوني و عيان بودن بيش از حد پشت پرده فوتبال ايران است !اما پيام ان به دنيا اين است كه كشور ايران در سيبل است هرچه ميتوانيد و ميخواهيد اورا اذيت يا سركيسه كنيد و پيام ان به دولت ايران اين است كه بايد منتظر اقدامات مشابه از طرف مثلا ايكائو جهت تحريم پروازها از طرف سازمان بهداشت جهاني جهت قرنطينه اتباع ايران يا محدوديتهاي واردات مواد غذايي از ايران و غيره باشد
در اينجا فاز استقلال شروع ميشود
اما تا چقدر ميتوان به نوادگان تزار وابسته بود ؟كه خود نافي استقلال است!پس بايد فكري اساسي كرد
الف-فضاي داخل را كمي باز كرد
ب_ديگران را هم در قدرت كمي تا قسمتي شريك كرد -مثلا در شوراها
و با يكي دو پروژه ديگر و در فرايندي هدايت شده كار را جلو برد مي پرسيد به همين سادگي؟
مي گويم اري به همين سادگي و همانگونه كه مي خواهند
برينستون در سطور پايان كالبد شكافي چهار انقلاب مينويسد :(به اين مضمون )كه در روسيه بعد از انقلاب همه چيز تحت مالكيت دولت درامده بود جز اسباني كه درشكه هاي مسافر كش را جابجا ميكردند! يكي از صاحب نظران در توضيح اين مسئله ميگويد كه اسبها بر خلاف انسانها نميتوانند با هر شرايطي كنار بياين