« نتايج خبرگان | خانه | بن‌بست سياست‌هاي جاري »

چرا اين سه نفر؟)از نگاه مهمان)

حضور سه تن از ورزشکاران طلا آور ایران در شورای شهر تهران موجب شده که آقای محمد حسین از زاویه ای دیگر به مساله "قهرمان" بپردازد که توجه به این زاویه هم جذاب است.

خيلي بدم مي ايد از پيام يابي بعد انتخابات ! نه اينكه كار بدي است از بس كه پيامهاي انتخابات بد خوانده مي شود!مي ترسم من هم اسير ان شده باشم و خود بي خبرم !سري به سايتهاي خبرگزاري ها بزنيد تا ببينيد بنده چه عرض مي كنم! چند روزي است هذيان وتوهم بيداد ميكند! اخيرا" چند نمونه از "جنون" هم رؤيت شده است كه شايد به مناسبتي به انها اشاره نمايم! بگذريم

چرا سه قهرمان ملي به شوراي شهر تهران راه يافتند؟ پيام اين انتخاب چيست؟
اجازه مي خواهم به اين پرسش پاسخ ندهم(چون گفتم كه از پيام يابي بدم مي ايد) اما سؤال شما را نهايتا" پاسخ گفته باشم

نويسندهء كتاب همهء مردان شاه يك امريكائي است كه مجذوب شخصيت دكتر محمد مصدق شده است ! لذا از سفر مصدق به نيويورك تا نطق هاي او در مجلس شوراي ملي و مذاكرات او بامحمد رضا پهلوي,همه را به قلمي سرشار و اكنده از خضوع و احترام و احساس مي نويسد
دكتر محمد مصدق مثل همه, شخصيتي عاري از اشتباه نبوده اما در كار خود
سياستمداري خبره و به غايت زيرك و حرفه اي بوده است !انجا كه مي خواست بازي را به خيابان بكشاند اركان سلطنت پهلوي به لرزه مي افتاد و هم انجا كه اراده مي كرد , وزارت خارجه انگلستان را چون گربه اي در انبان بازيش بچرخاند, مي چرخاند و مي چرخاند!اين يعني هنر سياستمداري ! يعني برگ برنده مصدق در مذاكره با دربار پهلوي و دولت انگلستان
براي من دو بخش اين كتاب خيلي لذت بخش بود : يكي مذاكره با محمد رضا پهلوي در سعد اباد و ديگري سفر به امريكا و نطق او در شوراي امنيت كه چگونه در اولين پاراگراف جانانه ترين ضربه را نواخته بود! خلاصهء كلام اينكه مصدق "مرد " بازيي بود كه اغاز مي كرد
مقارن همان زمان يك شخصيت ديگر نيز در اسمان سياست ايران ظهور كرد! او گرچه در كسوت سياستمداري نبود اما بازي ديگري از سياست را به زيبائي هرچه تمام تر به نمايش گذاشت! و كسي نبود جز مرحوم ايه الله بروجردي _روايت مرحوم دكتر مهدي حائري يزدي در كتاب زندگي نامه اش, اوج سياست ورزي اين مرد بزرگ را براي تاريخ ثبت كرده است
بروجردي بر خلاف مصدق اصلا" راديكال نبود و سر ستيز و تهديد نداشت اماروابطش را با حكومت چنان دقيق تنظيم كرده بود كه هم دولت تمكين ميكرد و هم ملت تحسين مي نمود و هم صنفش (رو حانيت) به ان افتخار مي كرد
صداقت , راستي و درستي, شهامت و ازادگي , عزت نفس و سربلندي و از همه مهمتر شرافت توام با هوشمندي و سرعت عمل در هنگام بازي سياست ,ويژگي هاي اين دو سياستمداري بود كه هر يك در جاي خود نيت راستين خدمت به اين مملكت را داشتند اينچنين بود كه مردم اينان را بسيار پسنديده و پذيرفته بودند

امروز ديگر, ان نغمه ها ناياب و غريب شده و بازي سياست برايمان از لطف و حلاوت ذاتي اش افتاده است!بازيهايمان بدون قهرمان شروع مي شود و با اخراج قهرمانان نيم بندروزنامه اي پايان ميگيرد
خاتمي مي گفت بيچاره ملتي كه به دنبال قهرمان مي گردد!شايد اين راستترين جمله ايست كه از او بيادم مانده ! به عبارتي خاتمي ميگفت بيچاره جامعهء بي هنجار و به قول جامعه شناسان " انوميك" ايران!راست مي گفت مردي كه قول داده بود هرگزدروغ نگويد!چه اينكه اگر چنين نبودپس چه مرض داشتيم كه به دنبال قهرمان پرسه زنيم؟و عاقبت قهرماني كه برايمان يافته بودند چنين خردمندانه به استقبالمان ايد! خاتمي راست مي گفت ما خيلي بيچاره بوديم, هزار بار بيچاره! انقدربيچاره كه "قهرمان" مان نه يكبار كه هزار بار, انرا برايمان تكرار كرد تا دچار سوءتفاهم نشويم

مگر زندگي بدون قهرمانان جريان مي يابد؟ هرگز! انسانهاي متوسط براي بشر چه ارمغاني مي اورند جز خستگي و ملال و زندگي با اعمال شاقه ؟ در زندگي خالي از قهرمانان ادمها چون بايد مي بوده اند,بوده اند و چون بايد زندگي مي كرده اند, زندگي مي كرده اند اما اين
قهرمانان بوده اند كه مارا از سلطهء تكرار وا رهانيده اند و مهمتر از همه به ما لذت باختن را اموخته اند! اگر باور نمي كنيد از دشنه اي بپرسيد كه در مسجد كوفه پيشاني قهرمان عدالت و ازادگي را شكافت

شما به همين شوراي جديد تهران بيشتردقت كنيد! هستند, انان كه اگر نشاني از قهرماني بر سينه ندارند دستكم نسبتي با قهرماني ارزنده دارند-شاهدمثالش نفر اول تهران! ودر اين ميان براي جامعهء در حال توسعهء ما عيني تر و واقعي تر از همهء اين قهرمانان مانوس و نامانوس
قهرمانان بازيهاي ورزشي هستند كه احزاب انان را مي اورند تاقهرمانيت نداشته شان را جبران كنند و مردم انانرا بر گزينند تا در حسرت انچه مي خواسته اند و احزاب نداشته اند, نميرند!و اگاهانه يا ناخوداگاه به سياستمداران پيام دهند كه كار مان خيلي گره خورده است!(به قول اقاي خاتمي خيلي بيچاره ايم), انقدر كه شايد با معجزهء يك قهرمان گره از كار فرو بستهء ما باز شود! ان قهرمان هر كه مي خواهد باشد !اما چه بهتر همين ورزشكاران باشند كه تلويزيون و مجلات ورزشي عكسشان را هميشه نشانمان ميد هند و رگه هايي از شرافت و غيرت و مردانگي را در وجودشان ديده ايم

ارزوها
كاش / سياستمداران ما اينهمه مصاحبه نكنند و خروجي خبرگزاري ها را با سخنان پر از تناقضاشان مبتلا به الودگي خبري و صوتي نكنند
كاش / در روز گار ما سياستمدار بزرگي ظهوركند تا دست خيلي ها رو شود
كاش /در مملكت ما سياستمداري در اوج بدرخشد تا ما براي استاندارد سياستمداري, نمونه اي زنده داشته باشيم وبه جوانان و فرزندانمان او را نشان دهيم تا بدانند كه " ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا اسمان است"
كاش /مي توانستيم به جوانانمان بگوئيم كه سياست چگونه اوج شرافت , فداكاري , ازادگي , هوشمندي و شكوهمندي است
كاش /در مملكت ما انقدر سياستمدار خوش ذوق مي زيست كه هر روز صبح با متنهاي سر شارشان تنفس مي كرديم ! نطقهاي جذابشان را براي هم تعريف مي كرديم وكلي لذت مي برديم و حتي و قت غذا خوردن هم چشم از روزنامه ها بر
نمي داشتيم


نيايش
خدايا
ذوقمان كور شد از بس كه در اين منزل "اي كاش" مانديم
خدايا
نميدانم ستاره بخت ملت ما بر كدام طالع نشسته است , كه امروز و قتي رئيس جمهور مان از اقاي بوش بد مي گويد مردم دست مي زنند و هورا مي كشند و هنگامي كه به سياست و تحزب پرخاش مي كند نيز مردم چنين ميكنند؟
خدايا
انان كه سياست و قدرت را مذموم مي شمارند, خرقه ء زهدشان منزهتر باد
خدايا
انان كه در پي قدرت و ثروت نبوده ونيستند و به هردو شان رسيده اند دستهاشان پر بركت وخانه هاشان اباد باد

هيچكدام(نه ارزو ونه نيايش

سياستمداران محترم معاصر با عرض معذرت
سياستتان به دل نمي نشيند
بنا براين تا اطلاع ثانوي از بازي شما خوشمان نمي ايد
ما از دروغ خيلي بدمان مي ايد
.

Comments

جناب محمدحسین

- در پاراگراف اخیر سیاستمداران معاصر را مخاطب قرار داده و گفته اید از دروغ بدتان می آید. من معتقدم مشکل این سیاستمدارن یا حداقل همه آنها دروغگوئی نیست. بلکه سیاست ناورزی یا عدم کفایت در سیاست ورزی است. البته شاید کسی استدلال کند همینکه این ناسیاست ورزان و بی کفایتان کرسی سیاست را اشغال کرده اند و خود را سیاستمدار معرفی می کنند، خود یک دروغ بزرگ است. از این زاویه نگریستن شاید نگرش من و شما را به همدیگر برساند.
- دو دیگر اینکه از سه ضلعی که برای ویژگی های مرحوم آیت الله بروجردی برشمرده اید (تمکین دولتی / تحسین مردمی/ و افتحار صنفی) و شاید به عبارتی در هر سه ضلع، این سوال مطرح است که سطح عمومی فرهنگ اجتماعی مردم و فضای عمومی چقدر در این زمینه موثر بوده است؟ به عبارت روشن تر ، یک احتمال قوی این است که اعتقاد سنتی عمیق مردم آنها و صنف روحانیت را در موضع تائید و تحسین قرار می داد و برآیند این فضا در کنار اجماع مردم حول شخصیت مذهبی آیت الله بروجردی نیز به نوبه خود گزینه ای چز تمکین در برابر حکومت باقی نمی گذاشت. ملاحظه می کنید که این وضعیت بوضوح مقوله متقاوتی از شخصیت فردی آن مرحوم است.

جناب محمد حسین درود برشما
با پوزش مطلب طنزی در این رابطه عرض میکنم
میدونید چرا رضازاده نیامد که چهارتا بشن چون کوه مشکلات انقدر سنگین بود که این پهلون هم با همه قدرتش نمی تونه انو بلند کنه و برای اینکه ضایع نشه نیومد !!


محمد حسین:
نويسندهء محترم كامنت نخست
با سلام
در بارهء بخش اول :شايد چون خودم در تجربهء سياسي ام با اين موضوع خيلي مواجه شده ام و انرا از كساني كه انتظار نداشته ام مكرر مي ديدم چنين به نظرم مي رسد كه رواج ان بيش از حدي است كه تصور مي شود
دربارهء بخش دوم: بايد عرض كنم كه با نظر جنابعالي نمي توانم مخالفت كنم !من به طور پراكنده در باره ايشان مطالعه كرده و به نتيجهء فوق رسيدم وتعجب كردم كه چرا كسي از ايشان به عنوان يك سياستمدار بزرگ ياد نكرده است شايد چون نبايد ياد مي كرده است

محمد حسين:

جناب پرويز
باسلام
من يك جور ديگر فكر ميكنم! شوراي شهر براي بعضي ورزشكاران ما افت دارد وحتي مجلس !چون از نزديك برخي از اين قهرمانان را ارزيابي كرده ام ايشان را داراي بهرهء هوشي بالا , سرعت عمل زياد , فرصت طلب (به معناي مثبتش), قدرت تصميم گيري سريع , توان بالا در ريسك كردن, همراه اعتماد به نفس زياد و از همه بيشتر اراده فوق العاده , بخصوص در قهرمانان المپيك وجود دارد كه در كنار حس شهرت طلبي مي شود نور علي نور
اشتباه سياستمداران ما اين است كه فكر مي كنند مي توان با اين جماعت هم مثل بقيه بازي كرد!
در بريتانياي كبير وقتي ديويد بكام در اوج بود توني بلر من باب مصلحت تصميم گرفت با او ملاقات كند و به قول خودمان از او تفقد نمايد !مكان ملاقات عبارت بود از سوناي خشك ساختمان نخست وزيري طبيعي است كه هيچ ادم عاقلي بيش از ده دقيقه در همچين جائي نمي تواند دوام بياورد با مزه تر انكه اقاي توني بلر همزمان يك روزنامه را هم در دست داشت و ظاهرا" صفحات انرا تورق مي كرد
حال مقايسه فرمائيد به قول مرحوم بازرگان اختلاف فاز لندن و تهران را

محمد حسين:
نويسنده محترم كامنت نخست
مجددا" سلام
شب گذشته كه كامنت جنابعالي را ديدم خيلي فكر كردم كه دروغ منشاء بي كفايتي است يا عكس ان؟ به جائي نرسيدم شعري از م.ازاد به يادم امد سروده سال سي و شش !يعني چهار سال بعداز كودتا !برايم جالب بود به خاطر احساس مشترك در دو زمان دور از هم


اي دروغان شرمتان باد از كژيهاتان
ننگتان باد از نهال بي بر كيني كه مي كاريد

روزتان تاريك
اسمان_تان سنگ
مرگتان فرجام جان_تان
سهم و بيم اهنگ
باده تان در جام مستي زايتان خون باد
تيره جانتان باد و پادافراه,افزون باد

ضمنا" منظور خاصي از بيان اين شعر نداشتم به خاطر اوج ادبي اين شعر و تاكيدي كه جنابعالي بر موضوع داشتيد گفتم درباره " مفتاح كل ذنب" از اين شعر لذت ببريد

با سلام
گمان مي كنم كمي هم بايد به اين بيانديشيم كه آنها كه راي مي دهند با چه انگيزه و معياري به اين كار مبادرت مي كنند. آيا همه آنها در همه انتخابات دنبال قويتريم مرد عرصه سياست هستند؟
به نظر من در انتخاباتي مانند انتخابات شوراي شهر علاوه بر فعاليت هاي انتخاباتي شناختن نام ها هم بسيار مهم است. راستش حتي بايد بگويم قهرمانان ملي كه به مجلس هم رفته اند اگر بهتر از سياستمداران نبوده اند از آنها بدتر عمل نكرده اند كه تصور مردم را باطل كنند.
در خصوص دكتر مصدق هم من واقعا نمي دانم اگر شرايط خاص پارلماني در آن دوران نبود و اگر مثلا قرار بود نخست وزير توسط راي مستقيم مردم انتخاب شود آيا اصلا مي توانست راي بياورد يا نه. نمي دانم چرا اين نكته ساده را نمي پذيريم كه براي مردم كسي كه نام او بارها شنيده شده است به عنوان يك آدم موفق، احتمال اينكه در ساست هم موفق باشد كم نيست. آرنولد در انتخابات مستقيم فرماندار مي شود و واتسلاو پاول رئيس جمهور . حتي سعيد امامي به اين دليل با هنر مندان مخالف بود كه مي گفت با ضعف شناخت مردم از سياسيون احتمال اقبال آنها به يك نويسنده مشهور زياد است.
ورزشكاران اما در كشور ما جايگاه ويژه اي دارند. شايد هنوز تختي يكي از محبوب ترين هاست و سيستم تبليغاتي رسمي كشور خود آگاه يا ناآگاهانه تلاش بسياري در پذيراندن الگوي مزبور نموده است به گونه اي كه در بالاترين توقع مردم از نمايندگانشان نمونه اي از او را بيابند.
از آن گذشته بسياري از رفتار هايي كه در بين سياست بازان قابل انتقاد است در رفتار ورزشكاراني كه به اين عرصه پاي نهاده اند وجود ندارد. به عبارتي گذشته از مواضع سياسي و وابستگي ها، شايد ورزشكاران قهرمان در دسته بندي مرد و نامرد كه در يكي از نوشته هاي قبلي آقاي عبدي به آن اشاره شده بود وضعيت خوبي مي يابند.
اين همه به نظر من مثبت است

محمد حسین:

جناب حميد
باسلا
به طور كلي با نظرات جنابعالي مخالف نيستم در پاسخ به اقاي پرويز هم نظراتم وجود دارد !اما فراموش نكنيد كه مرحوم مصدق از مجلسي راي هاي سرنوشت سازش را گرفت كه خود و دوستانش در اقليت بودند و اين يعني حضور مردم باضافه مهارت مصدق

Post a comment